前 200 行。
اسمش چیه ؟
خرسی - مراقبشی ؟ -
مطمئن شو نمیترسه
نمیدونم چطور اینکارو میکنی
هرشب اینطوریه و بعدش لبخند میزنی
مجبوری، مگه نه ؟
نذار شالت بیوفته، باشه ؟
!صبحبخیر، مدیر !صبحبخیر، بچهها
!صبحبخیر، خانم پارکینز - دیر کردی -
ببخشید، دیشب خیابونم رو بمبباران کردن
بریم سوار قطار بشیم ؟
منتظر ادوارد لی میمونیم بعد میریم - اوه، گمون میکنم اون میمونه -
خونهشون رو زدن
اون الان یتیمـه
اومدش
!صبحبخیر - !صبحبخیر -
از بابت آوردنش به ایستگاه ممنون
حداقل کاری بود که میتونستم بکنم
ادوارد، خیلی خیلی متأسفم
الان از همه چیز دور میشی، با ما میای
...از اون موقع تا الان چیزی نگفته
!وقته رفتنه - سفری امنی داشته باشید -
ممنون - !داره سوت به صدا در میاد، همه سوار بشن -
ممنون، آقا
بسیارخب، بیاین
ممنون
پاتو روی صندلی نذار، آلفی
شما باید از جوونی شروع کرده باشی
ببخشید ؟ - آخه چهارتا بچه دارید -
بچههای من نیستن
!پس بچه دزد هستید، درسته؟
اونا پناهده هستن
والدین اونا نمیتونن لندن رو ترک کنن
اونا هیچ فامیل دیگهای ندارن، واسه همین داریم اونارو میبریم به یه خونه دیگه
مقصدتون کجاست ؟
، اگه من باید سؤالهات رو جواب بدم حداقل اسمت رو بهم بگو
من افسر پرواز بارناستون هستم ولی شما میتونید منو هری صدا کنید
من ایو هستم
ولی شما میتونید منو خانم پارکینز صدا کنید
مایهی افتخار آشنایی با شما، خانم پارکینز
بایدم افتخار کنی
ما داريم به "کريتين گيفورد" ميريم
واقعاً؟ منم میرم همونجا
واقعاً ؟ اونجا چیکار دارید ؟
من خلبانم
همهشون همينو ميگن
...ببخشید. منظوری نداشتم
ایرادی نداره
ممنون - !چقدر خاص -
خانم "هاگ"، دکتر "رودز" هستم از هيئت مديره آموزش و پرورش
پوزش منو برای تأخیر زیاد بپذیرید
ایراد نداره، هیچ اشکالی نداره
از دیدنتون خوشبخت شدم، خانم پارکینز هر وقت بتونم میام پیشتون
خواهشاً، ایو صدام کنید - بیا -
ما حسابی دکتر رودز رو منتظر گذاشتیم. شبخوش
اون چی بود ؟ - !لعنتی -
کنار همدیگه بمونید - بقیه کجان ؟ -
لاستیک زاپاس اون پُشته - بذارید کمکتون کنم -
اون چیه ؟ - چرا بهمون خیره شده ؟ -
گیر کرده
اوه، عزیزم
توی اتوبوس بمونید
جویس، مراقب همه باش - ولش کن -
هی ؟
هــــــی ؟
کسی اونجاست ؟
یکشنبه مُرد، جسدش دوشنبه پیدا شد
نفر بعدی کی میمیره ؟ - تو حالت خوبه ؟ -
یکشنبه مُرد، جسدش دوشنبه پیدا شد
نفر بعدی کی میمیره؟ تو باید باشی
نگاه نکن، نباید نگاه کنی - ببخشید. چیزی نیست -
نباید نگاه کنی، نگاه نکن نباید نگاه کنی
ببخشید
مه سریعاً این مرداب رو دربر میگیره
نمیشه چراغهای جلو رو روشن کنید ؟
اینجا قوانین خاموشی برقرارـه
ولی امکان داره از مسیر خارج بشیم
همچنین میتونیم مورد اصابت بمبهای آلمانی قرار بگیریم
اگه بمبهاشون رو رو شهرها ننداخته باشن
موقع برگشت میندازن
کس دیگهای هم توی جزیره زندگی میکنه ؟
نه، متروکهست. چندین ساله که خالیه
"خودشه، خونه "ایل مارش
اتاق بچهها از این طرفه
بقیه کجان ؟ - بقیه ؟ -
بله، اعضا مدارس دیگه
اونا تا هفته دیگه نمیرسن شما اولین گروه هستید
شما انتظار دارید توی چنین وضعی زندگی کنیم ؟ - کاملاً قابل استفادهست -
اینجا متروکهست، دکتر رودز
شوهر من سرتيپ ارتشـه
و نمیذاره سربازهاش توی چنین جایی بمونن
چه برسه به بچه مدرسهایها
...درسته مدتی کسی اینجا نبوده
.ولی به زودی جون میگیره
این کافی نیست، دکتر رودز
این تموم چیزیه که ما داریم، خانم هاگ
یالا بچهها، بیاین ساکها رو باز کنیم
میتونیم اطراف رو ببینیم ؟ - اول وسایل رو در بیارین -
...ولی
حتما باید... ؟ - !بسه -
خانم پارکینز با دکتر رودز برید تا خونه رو بهتون نشون بدن
من به بچهها میرسم - بله، خانم مدیر -
خيليخب. زود زود. بیاین تختهامون رو آماده کنیم
اون آشپزخونهست، اتاق نهارخوری اون پُشته
دکترای چی دارید ؟ - طبابت، بازنشسته شدم -
هيئت مديرهی آموزش و پرورش هستید ؟
سرپرست حمله هوایی هم هستم هر کاری بخوای از دستم بر میاد
کلاس سمت چپ کتابخونهست
هنوز این بالا چراغ نصب نشده ولی شمع و چراغقوه به اندازه هست
اینجا دوتا اتاقخواب دیگهست
وقتی بقیه رسیدن، بازشون کنید
اون چیه ؟
باید قفل باشه
فکر میکنید اتاق بچه بوده ؟
اینجا خیلی سرده
بخاریها پایین هستن ولی سیستم گرمایشی مرکزی نداره
منظورم این نبود
...یه حس
نمیدونم، میشه گفت یه حس غمگینی داره
اتاقها غمگين نيستن، خانم پارکينز آدمها غمگينن
بیاین
کِی یکی میاد اینجارو تعمیر کنه ؟
کی، خانم پارکینز ؟
خب، خودمون به بهترین نحو درستش میکنیم
من باید برم
چهار فرشته در تختخوابم هستن چهار فرشته توی ذهنم هستن
یکی برای محافظت کردن و یکی برای دعا کردن و دو فرشته برای بردن روحم
حالا که میخوابم، دعا میکنم که خداوند روحم را نگه دارد
اگر قبل از بیدار شدن باید بمیرم دعا میکنم خداوند روحم را بگیرد
آمین - آمین -
همه برن توی تختهاشون
خوب بخوابی
آفرین
خوب بخوابی
آفرین پسرخوب
اون مامانته ؟
خیلی خوبه
بهم قول بده که امشب خوابهای بد نمیبینی و خوب میخوابی
میدونی کابوس چیه ؟
از هر چیز منفیای که توی ذهنت هست میاد
یکبار توی خواب میاد و ناپدید میشه
نبابا ؟
مامان میگه، با افکار خوب باید با ] [ خوابهای بد بجنگی
پس توئم اینکارو بکن، باشه ؟
فردا صحبت میکنی، مگه نه ادوارد ؟
این چرندیات نباید زیاد طول بکشه
میذارمش زیر تخت
بیاین، خانم پارکینز
ادوارد
چیزی نیست - بذار بره -
آفرین، پسرخوب
اون باید یاد بگیره
...بیزحمت میشه شب ژنراتور رو خاموش کنی و
در خونه رو قفل کنی ؟ - چشم! شببخیر -
!خواب خوبی داشته باشید، بچهها
اونو کجا میبرید ؟
!بذارید ببینمش
هی ؟
آهای ؟
کسی اینجاست ؟
به نظر میرسه شب بدی داشتی
وقتی میام به یه مکان جدید بیقرار میشم
ادوارد کجاست ؟ - داخل داره نقاشی میکشه -
بذار کار خودشو بکنه، خانم پارکینز
هر موقع آمادگی پیدا کرد میاد
دارم میرم کلاس رو آماده کنم
چیکار داری میکنی ؟ - گرگم به هوا بازی میکنيم، خانوم. جیمز گرگ بود -
نباید اینجا بدویید
ادوارد کجاست ؟ - روی تختش نشسته -
جیمز، گمون میکردم تو دوست صمیمی ادوارد هستی
...میدونم اون تغییر کرده ولی .میخوام اونم بیارین توی جمع خودتون
اون الان به دوست احتیاج داره
متوجه شدین ؟
بسیارخب
یالا ادوارد، بیا بریم بازی کنیم
تو نمیخوای دوست داشته باشی ؟
تو باید بیای، خانم گفت - ایراد نداره -
!تام - ...اگه توی بازی برنده شدی -
.پسش میگیری - چه بازیای ؟ -
قایم موشک. چشمهات رو ببند
!ببندشون
...یک، دو، سه
...چهار، پنج، شیش
!تقلب نکن
...هفت، هشت، نه
...نه، ده، یازده، دوازده
...سیزده، چهارده
...پونزده، شونزده
!هیفده، هیجده، نوزده، بیست
سرت رو شیره مالیدیم! دوباره باید قایم بشیم
...یک، دو، سه، چهار - ...تام، فکر نکنم -
پنج
هفت
نه
هنوز نمیتونی بیای، ما قایم نشدیم
...یازده، دوازده، سیزده
...چهارده، پونزده، شونزده
!هیفده، هیجده، نوزده، بیست
!هنوز نمیتونی بیای، ما قایم نشدیم - اینجا چه خبره ؟ -
جيمز مجبورم کرد
No comments yet. Be the first to leave one.