Wild Reeds

Wild Reeds (Les Roseaux sauvages)

下載 Farsi Persian 字幕

發布資訊

Wild Reeds 1994 720p BluRay FLAC 2 0 x264
由 PhilAsefi 評論 PhilAsefi

標籤

BluRay
x264
720p
720
發布於: 2024-04-26
下載次數: 54
聽障人士: No

Farsi Persian字幕預覽

前 200 行。

‫نیزار وحشی

‫بازیگر محشریه

‫شخصیتش بفهمی‌نفهمی ‫بین جنون و واقعیته

‫تصمیم گرفتن از نفس می‌اندازدش

‫سروکله بالگرد مثل ‫عنکبوت تو آسمون پیدا می‌شه ‫((اشاره به همچون در یک آینه، از برگمان

‫می‌دونیم که دکتره. ‫ترسناکه، اما آرام‌بخش

‫باید این فیلم رو ببینی. ‫معرکه‌ست

‫اگه ساعت 3 سوار قطار شیم، ‫تا شب می‌رسیم خونه

‫وقت که داریم، مایته ‫عروسی هم که مصیبته

‫یالا، فرانسوا ‫من باید برم

‫نمی‌تونم دل مادرم رو بشکنم. ‫شاگردش بوده

‫سلام، فرانسوا. ‫تو تنها کسی هستی که کراوات نزده

‫اذیتش نکن. ‫نمی‌خواست بیاد

‫این‌جوری نیست. کسی رو ‫نمی‌شناسم. دعوت هم بودم

‫شلوغش نکن. ‫مهمون مایته هستی

‫غنچه‌ی کوچک و ناز لب‌هاش ‫چی بگم و چجوری بگم مکش داشت

‫سوزانه!

‫با ناخن کفل‌هام رو چنگ می‌ندازه ‫تا می‌آم خوش باشم به هر اندازه

‫سوزانه!

‫چندوقته مرخصی هستی؟

‫سه شب طولانی

‫وایسا! تکون نخور، اومدم!

‫اسمت چیه؟

‫سرژ، آهنگی چیزی بلدی؟

‫نه، نیستم

‫شراب خوبیه

‫با خوک‌ها خوش گذشت؟

‫همون ولدچموش‌های سابق ان

‫می‌خواهی برقصی؟

‫نه، من والس نمی‌رقصم

‫مهم نیست

‫می‌شناسیش؟

‫تو کلاس ماست. ‫راستی که خیلی کودنه

‫برادر داماده

‫از من خوشش نمی‌آد

‫مونده تو دیگه چرا این‌جا هستی

‫خودم هم همین‌طور

‫خوشحال شدم خانواده‌ت رو دیدم

‫ممنون از دعوتتون

‫چیزی نیست که

‫می‌خواستم بپرسم

‫درسته که کمونیست‌ها به ‫سربازها کمک می‌کنن فرار کنن؟

‫گاهی

‫اما الجزیره قراره به استقلال برسه

‫مهم نیست. ‫من یکی دیگه برنمی‌گردم

‫برای همین عروسی کردم

‫تنها راه مرخصی رفتن همین بود

‫می‌دونی چه‌کار کردم؟

‫به سه تا دختر نامه نوشتم

‫خوشبختانه، یکی بله رو گفت

‫مخفی‌گاه سراغ داری؟

‫نه، پیِر. ندارم

‫داری دنبال شر می‌گردی، باور کن

‫- چرا کمکم نمی‌کنی؟ ‫- نمی‌تونم کمکت کنم

‫- به بقیه که کردی ‫- اون فرق داشت

‫- فراموشش کن، پیِر ‫- خیال کردم می‌تونم روت حساب کنم

‫ما که باهم شیطونی هم کردیم

‫منظورت چیه؟

‫حتما مستی

‫یک‌بار که پای تخته بودم

‫گچ رو انداختم زمین تا زیر لباست رو نگاه کنم

‫فهمیدی اما به روی خودت نیاوردی

‫بس کن

‫نگران نباش. به‌ت تجاوز ‫نمی‌کنم. اما من دیگه بچه نیستم

‫گفتم "بس کن"

‫سرژ، از والدینت تشکر کن

‫نمی‌خوام اذیتشون کنم

‫باید برگه تصحیح کنم. ‫باید برم

‫می‌شه به برادرم کمک کنید؟

‫می‌خواد ببیندتون

‫الان دیدمش

‫ببخشید، من پاتیل ام

‫- فراموشش کن، پیِر ‫- می‌دونی

‫نمی‌تونم برگردم. ‫باید یک راهی پیدا کنم

‫هیچ کمکی از دستت برنمی‌آد؟

‫هیچ‌کاری نمی‌تونم بکنم

‫اگه الآن بریم ناراحت می‌شی؟

‫می‌تونه کمک کنه؟

‫از تک‌تک‌ شما خواستم یکی ‫از اشعار موردعلاقه‌‌تون رو نقد کنید

‫تاکیدم روی "شما" بود

‫تا طبع شخصی‌تون رو ببینم

‫نه اینکه طوطی‌وار هرچی ‫رو که خودم گفتم بازگو کنید

‫اون هم به یک شکل ‫آکادمیک و غیرشخصی

‫نتیجه اینکه

‫نمرات همه متوسط از آب دراومد

‫گرچه، دو استثنا هم داریم

‫اولی فورستیه‌ست

‫محض خودنمایی، ‫فورستیه رَمبو رو انتخاب کرده...

‫یک شعر سخت، تا چیره‌دستی خودش رو در ‫قلمروی اسرارآمیز شاعرانه به رخ بکشه

کمی تصنعیه، و مثل همیشه فرهیخته

‫تو خیلی ازخودراضی هستی، ‫فورستیه. به‌ت 14 دادم

‫- 14؟ ‫- بی‌انصافی کردم؟

‫- کمی ‫- خیلی به خودت می‌نازی

‫نخبه‌گراهایی مثل تو به‌ش می‌گن ‫خودپرستی

‫بریم سراغ جدید پسر جدیدمون.... ماریانی، ‫هنری

‫از قصا، ‫او هم رَمبو رو انتخاب کرده

‫و تو با پیچیدگی فورتستیه ‫یک دنیا فاصله داری

‫برگه تو روشنه

‫خیلی روشن

‫اما چیزی که مطرح کردی کاملا اشتباهه

‫تو اون مدل بورژوازی رو که ‫رَمبو ازش متنفره

‫با شهروندان امروز ‫فرانسه مقایسه می‌کنی

‫که "نسبت به حضور ‫فرانسوی‌ها در الجزایر، که

‫برای دفاع از سرزمین، ‫خون و شرفش می‌جنگن، بی‌تفاوت هستند"

‫فرانسوی‌ها شاید بورژوا باشن

‫فرانسوی-الجزایری‌ها ‫شاید احساس چندپارگی کنن

‫اما خود الجزایری‌های رو حساب نکردی؟

‫ما به‌شون همه‌چیز دادیم

‫بدون ما از گشنگی می‌مردن

‫شکم برده‌ها همیشه سیره. ‫به این می‌گن بهره‌کِشی

‫بحث ما این‌جا بحث ادبیاته، ‫نه سیاست

‫برای همینه که نمره‌ای به‌ت ندادم

‫من هم مثل بقیه حق نمره گرفتن دارم

‫معلم‌ها باید مشارکت ‫بیشتری داشته باشن

‫با این می‌شه دیپلم گرفت؟

‫بستگی داره کی بخوندش

‫اگه شما بخونید؟

‫سنگ‌دلانه می‌شد. ‫به‌ت صفر می‌دادم

‫فقط همین رو می‌خواستم بدونم

‫ممنون

‫بریم یک سیگار بکشیم. ‫یک‌جایی رو بلدم

‫- ساعت چنده؟ ‫- نصف‌شبه. همه خوابیدن

‫من دودی نیستم. چجور جایی؟

‫بجنب بیا، خودت می‌بینی. ‫مگه مرغی؟

‫بی‌مزه

‫هیچ حرف نمی‌زنی. ‫همیشه هم تنهایی

‫هیچ نمی‌فهمیم تو سرت چی می‌گذره

‫قبلا کجا بودی؟

‫مدرسه کاتولیک تو لیون

‫حالا فهمیدم. ‫والدینت چه‌کاره ان؟

‫کشاورز. ‫این‌همه سین‌جیم برای چیه؟

‫همین‌جوری، برای خالی نبودن عریضه

‫اما تو هم مزخرف نگو. ‫تو بچه‌دهقان نیستی

‫- والّا که هستم ‫- چند هکتار؟

‫نمی‌دونم. ‫هیچوقت نپرسیدم. برام مهم نیست

‫برات مهم نیست؟ ‫یک‌چیزی‌ت می‌شه ها!

‫آره. پس برو بگیر بخواب ‫و اوقات من رو تلخ نکن

‫آروم بگیر لامصب

‫سیگار نمی‌خواهی؟

‫گاهی شب‌ها می‌رم ‫رو پشت بوم دود می‌کنم

‫کاری نداره. باید از بغل حمام ‫بری. می‌خوای امتحان کنی؟

‫نه، ممنون. ‫اهل ژانگولر‌بازی نیستم

‫ممکنه با کله بیام پایین

‫یا اینکه سرما بخورم

‫عجب نازک‌نارنجی هستی

‫دختر آلوارز باید خوشش بیاد

‫حالا هرچی، ‫معلومه که خوشگله. بخت و اقبالت زده

‫باهاش می‌خوابی؟

‫- به تو مربوطی نیست ‫- جواب باکره‌جماعت همینه

‫- تو هم باکره‌ای؟ ‫- من هیچ دختری نمی‌شناسم

‫من رو به یکی معرفی کن

‫چی می‌گی بابا؟ ‫دختر که همه‌جا ریخته

‫حتم دارم ازت می‌ترسن

‫عقل تو کله‌ت نیست؟

‫خونه زندگیم رو که دیدی. ‫هیچوقت هم نمی‌رم شهر

‫اگه با هم دوست بودیم، ‫همه‌شون رو تور می‌کردیم

‫شک دارم بتونیم دوست باشیم. ‫زمین تا آسمون باهم فرق داریم

‫همینش معرکه‌ست

‫به عنوان یک روشن‌فکر، خیلی کودن تشریف داری

‫ما همدیگه رو کامل می‌کنیم

‫مثلا ریاضی من بهتره، نه؟

‫فرانسوی برعکسه. ‫یر به یر می‌شیم

‫می‌تونیم به هم درس بدیم، نمی‌شه؟

‫با دخترها هم همین‌جور

‫- همین‌جور؟ ‫- آره

‫یا تیکه‌ی تو هستن یا من دیگه

‫ما مخالف هم هستیم، ‫پس انتخاب با اون‌هاست

‫فکر بکریه، نه؟

‫یک کام می‌خواهی؟

‫اگه بزرگ‌تر بودی چشم ‫دختر آلوارز می‌گرفتت

‫مگه اسمی ازم آورده؟

‫اسم برادرت رو آورده

‫گفته داداشت خوشتیپه، ‫از اون‌جایی که شبیه هم هستید

‫تا 5 سال دیگه مشکلی نمی‌مونه

‫اما او چشم دیدن پسرها رو نداره

‫یعنی ازت بدش می‌آد؟

‫نه، می‌گه من پیرم

‫می‌شه برم دست‌شویی؟

‫می‌تونم برم دست‌شویی؟

‫چرا پیله کردی به من؟

‫بزن به چاک!

‫می‌دونی که منتظر ‫کسی ام. چه‌کار داری؟

‫دارم رادیو گوش می‌دم. ‫دست از سرم بردار

‫خودت دست از سرم بردار!

‫- چرا عقبم اومدی؟ ‫- حال می‌داد

‫این شهر اوقاتم رو تلخ می‌کنه

‫حالیت نیست. ‫پات رو از این‌جا نگذاشتی بیرون

‫داره اعصابم رو خرد می‌کنه

‫خیلی فضول و گند دماغه

‫حالا انگار هنر کرده که 21 سالشه

‫- این هم از ریاضی فردا ‫- اما

‫اما چی؟ ‫کار غلطی نیست، آروم باش

‫می‌دونم، ‫دودلم که قبولش کنم یا نه

‫دوست ندارم تقلب کنم

‫"تلقب"... تو هم با ‫این کلمات قلنبه‌ت

‫که تو مدرسه کاتولیک تو مخت کردن

‫همیشه دنبال اینم گلیمم ‫رو از آب بکشم بیرون

‫وقتی فقیر-بیچاره ای، ‫اگه حواس‌جمع نباشی، فاتحه‌ت خونده‌ست

‫وقتی برادرم رو تو ‫ایستگاه پیاده کردم

‫گفتش که، ‫"عظمت حالم رو به هم می‌زنه"

評論

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left