前 200 行。
راهمون بدید! راهمون بدید
ببخشید
از شرشون خلاص شو. نمیخوام ببینمشون
عزیزم، انقدر سخت نگیر
بیا بچههای نازنین و دوستداشتنیمون رو ببریم بیرون
واای رفیق، تا حالا همچین چیزی ندیده بودم
نمیتونی این کارو بکنی. من حق و حقوقم رو میدونم
من این اختیار رو دارم که اینجا رو تعطیل کنم، و دقیقاً همین کار رو هم میکنم
این نمایش مایه تحقیر هر کسیه که تماشاش میکنه
و همینطور خودِ اون موجودِ بیچاره
اون یه عجیبهالخلقهست
پس دیگه چطوری زندگی کنه؟
عجیبهالخلقهها یه بحث دیگه هستن. اعتراضی به اونها نیست
اما این موضوع کاملاً فرق میکنه
این وحشتناکه و نباید اجازه داده بشه
این مامورها حواسشون هست که هر چه زودتر از اینجا برید
روز خوش
حرکت کنید لطفا. از این طرف، آقایان
همونجا بمونید، جناب. از این طرف بیاید؟
دوباره باید راه بیفتیم
عزیزِ من
آقای هاجز، از این دست سوانحِ ماشینآلات بیشتر خواهیم دید
بله، قربان
چیزهای نفرتانگیزی هستن، این ماشینها
اما نمیشه باهاشون حرف حساب زد
چه اوضاعِ بههمریختهای
طناب رو بکش
ابزارها، لطفا
کیه؟
ببخشید، جنابِ تریوز. بله، چی شده؟
پیداش کردم. خوبه. دیدیش؟
نه. بسیار خب
تا چند لحظه دیگه میبینمت. ممنون
اون کیه؟ یکی از دوستامه
آه، واقعاً؟
داری چیکار میکنی تریوز؟ هیچی
بیخیال دیگه، فردی
چیزِ مهمی نیست
میدونی خیابونِ گرین کجاست؟
پشتِ اینجاست، سمتِ چپ، بعد سمتِ راست، بعد هم مستقیم
ممنون
شما صاحبِ اینجایی؟ و شما ممکنه کی باشید، جناب؟
فقط یه آدمِ کنجکاو. میخوام ببینمش
فکر نمیکنم بشه. نه قربان، ما
تعطیلیم
ببین، برای یه نمایش خصوصی پولِ خوبی میدم
شما صاحبِ اینجایی؟ پولِ خوب؟ کی تو رو فرستاده؟
چی فرمودید؟ مهم نیست
من
مالکم
زندگی
پر از شگفتیهاست
به سرنوشتِ
مادرِ بیچارهی این موجود بنگرید
که نقشِ زمین شد
در چهارمین ماه از دورانِ بارداریاش
توسط یک فیل
یک فیلِ وحشی
نقشِ زمین شد
در جزیرهای ناشناخته در آفریقا
و نتیجهاش
به وضوح قابل مشاهده است
خانمها و آقایان
مردِ فیلنمایِ
هولناک
مردِ فیلنما
بلند شو! بلند شو
بچرخ! دور بزن! بچرخ
بله، اوم... فردا صبح ساعت ده او را نزد من میآورید، جنابِ...؟
بایتس. آنجا خواهد بود
خوب است
این کارتِ من است، یک درشکه هم میفرستم. قبول است؟
معامله کردیم
ما زبانِ هم را میفهمیم
چیزی فراتر از پول میانِ ما رد و بدل شده است
ما کاملاً زبانِ هم را میفهمیم، دوستِ من
بله. خب، ممنونم جنابِ بایتس
متشکرم. تا فردا. متشکرم
اوه، چه بویِ تعفنی
خانم، دنبالِ شخصی به نامِ فردریک تریوز میگردم
لطفاً
بسیار خب، میفرستم دنبالشان. پرستار
اوه، جنابِ تریوز، آقا، ایشون... اوم
ایشون... بله
میگن که... ممنونم. بله، منتظرشون بودم
بله، شما درشکهچی هستید؟
بله قربان. کسِ دیگری هم همراهتان است؟
خیر قربان، فقط همین آقا هستند. ممنون بابتِ زحماتتون
خواهش میکنم آقا. باعثِ افتخار بود. متشکرم
از این طرف بیایید، لطفاً؟
خانم مادرزهد، من در اتاقم هستم و نمیخواهم کسی مزاحمم شود، متوجه شدید؟
البته قربان
لطفاً با من بیایید؟
شنیدی دکتر چی گفت؟
راه بیفت
اوم
اسمِ من فردریک تریوز است
و من در این بیمارستان، بیمارستانِ لندن، جراح هستم
و، اوم
در دانشکدهی پزشکی، آناتومی تدریس میکنم
خب
خیلی دلم میخواد معاینهت کنم تا، اوم
اِ
یعنی، مشکلی که نداری؟
خواهش میکنم
اِ
اول، من... دلم میخواد چندتا سوال ازت بپرسم
اوم... مشکلی نداری؟
خب، صاحبت بهم میگه... یعنی همون مردی که
ازت نگهداری میکنه بهم میگه که، اِ
تو انگلیسی هستی و اسمت جان مریکه
جان مریک، درسته؟
بذار اینطور بگیم، من یه سوال ازت میپرسم و، اوم
تو سرت رو اینطوری تکون میدی برای، اِ
«نه»
اوم
همیشه همینطوری بودی که الان هستی؟
جاییت درد میکنه؟
پدر و مادرت هنوز زندهان؟
حرفم رو میفهمی؟
پدرت، مادرت... اونا از دنیا رفتن؟
فردی، داری چی کار میکنی برای...؟
اوه، واقعاً معذرت میخوام. اصلاً روحم هم خبر نداشت که
فردی، فردی، اون تو چه کوفتی داری؟
توی جلسه انجمن بهزودی میفهمی
تا اون موقع، ازت خواهش میکنم به کسی حرفی نزنی، لطفاً
باشه، اگه اصرار میکنی. ولی حتماً چیز خیلی خاصی اونجا پیدا کردی
خودم هم نمیدونم چی پیدا کردم. «چیز چندان مهمی نیست»، نه؟
یه کلمه هم نگو فاکس، خواهش میکنم. هیچی نگو
باشه
ممنونم
نترس، طوری نیست
فکر کنم الان دیگه بهتره معاینهت کنم
سوالها رو میذاریم برای بعد
خوبه؟
میشه لطفاً کلاهت رو برام برداری؟
حالا، نترس
فقط میخوام نگاهت کنم
کلاهت رو بردار
نترس
ممنونم
بعدازظهر بخیر. بعدازظهر بخیر
آقای توماس، آقای راجرز
پردهها رو بکشید کنار
ایشون انگلیسی هستن
بیست و یک سال سن دارن
و اسمشون جان مریکه
آقایان، در طول فعالیت حرفهایام، من با موارد متعددی روبرو شدهام
ناهنجاریهای چهرهی بسیار رقتانگیزی که حاصل جراحت یا بیماری بودهاند
و همینطور نقصعضوها و کژریختیهای بدنی
بستگی به دلایل مشابه دارد
اما تا به حال با چنین
نسخهی دگرگونیافته یا تحقیرآمیزی از یک انسان، همچون این مرد، روبرو نشدهام
حالا، میخواهم توجه شما را جلب کنم به
شرایط وخیمی که گریبانگیر این بیمار شده است
آنجا را میبینید؟ بله، ممنونم
اگر ممکن است، به بزرگی بیش از حد جمجمه دقت کنید
اندام فوقانی راست که کاملاً بلااستفاده است
انحنای نگرانکنندهی ستون فقرات
لطفاً رویتان را برگردانید
خواهش میکنم بچرخید
شُلی و افتادگیِ پوست
و تومورهای فیبری متعددی که نود درصد بدنش را پوشانده است
و تمام شواهد نشان میدهد که این عارضهها وجود داشتهاند
و از بدو تولد با سرعت پیشرفت کردهاند
بیمار همچنین از برونشیت مزمن رنج میبرد
به عنوان یک نکتهی جانبیِ جالب
علیرغم ناهنجاریهایی که پیشتر ذکر شد
اندامهای جنسی بیمار کاملاً سالم و دستنخورده باقی ماندهاند
ممنونم
و همانطور که میبینید، بازوی چپش کاملاً طبیعی است
بسیار خب، آقایان
به دلیل این سلسله شرایط، از جمله برآمدگی استخوانیِ مادرزادیِ جمجمه
رشدهای گستردهی زگیلمانند
تودههای بزرگ و آویزان متصل به پوست
بزرگیِ بیش از حد اندام فوقانیِ راست
که تمام استخوانها را درگیر کرده است
تغییر شکل شدید سر و ناحیهی وسیعی که
توسط رشدهای زگیلمانند پوشیده شده است
به این بیمار لقب «مرد فیلنما» داده شده است
سپاسگزارم
شما هیچ اشارهای به وضعیت روانیاش نکردید
اوه، او احتمالاً از بدو تولد عقبمانده است
این مرد یک احمقِ تمامعیار است
دعا کنید که واقعاً احمق باشد
کجا بودی؟
برو بیرون
با این سر و صدا چطور میتوانم غذا بخورم؟
بایتز، نکن
کجا بودی؟ چیکار کردی؟
آدممون حالش بد شده. فوراً بیا. چی شده؟
این شکلی شده
باهاش چیکار کردی؟ تمام شب همینطوری بوده
وقتی از اینجا رفت حالش خوب بود. حالا نگاهش کن
بله، قصدم همین است
چه اتفاقی افتاده؟ زمین خورده
اون... زمین میخوره
به نظر میرسه بدجوری زمین خورده
اون یه
موجودِ دستوپاچلفتیه
No comments yet. Be the first to leave one.