Lost

Lost

下載 Farsi Persian 字幕

第 3 季

發布資訊

Episode 8Flashes Before Your Eyes
由 Reza_KLF 評論 Reza_KLF
SUB\IDX ریپ شده از نسخه

標籤

other
發布於: 2010-04-26
下載次數: 41
聽障人士: Yes

Farsi Persian字幕預覽

前 200 行。

آنچه گذشت :

کمپِ ساحلي اون طرفه . مي توني برام لباس بياري ؟

چه اتفاقي براي لباسهات افتاده ؟

وقتي توي جنگل بيدار شدم ، همينجوري بودم .

براي اطلاعت بگم که ...

تمامِ جزيره لرزيد ...

و کيت و جک و ساوير هم ...

قبل از اينکه روي سرشون کيسه بِکِشن ، ديدن .

نگران نباش .

لاک مي خواد دنبالشون بره .

- اين حرف رو توي سخنرانيش گفت . -کدوم سخنراني ؟

من قصد دارم دوستانمون رو پيدا کنم .

ما همه اونا رو پيدا مي کنيم .

هنوز نمي دونم چطوري ، ولي اين کار رو مي کنم .

تو ...

- سقف اينجا يه مشکلي داره . - سقف ؟

رفيق ، من که چيزي سَر دَر نميارم .

ببين ، داري اشتباه مي کني .

اون از ما خواسته که اين کار رو بکنيم .

از ما خواسته که چارش رو جستجو کنيم و انبارش رو به غارت ببريم ؟

آره ، همون کاري که ساوير کرده .

ساوير هم اينا رو دزديده . منظورم اينه که بچه ها به غذا نياز دارن .

اونا دارو مي خوان . اونا نياز دارن که ...

از عکسهاي سکسي ، شوکه بشن .

- چارلي . - اوه ، دزموند .

نياز دارم که باهام يه جايي بيايي .

اکو رو پيدا کرديد ؟

هر دوي شما رو نياز دارم .

چه اتفاقي افتاده ؟

اکو مُرده .

جسدش رو ديروز توي جنگل پيدا کرديم ...

و به خاک سپرديم .

اون چطوري مُرد ؟

جزيره اونو کُشت .

منظورت چيه که جزيره اونو کُشت ؟

منظورت چيه که ميگي جزيره اونو کُشته ؟

خودت مي دوني منظورم چيه .

با رفتنِ دکتر ، اوضاعِ کمپ به اندازه کافي بهم ريخته شده ...

و مردم نگرانِ اين هستن که چه اتفاقي داره توي جنگل ميفته .

بيشترِ اونا به عکس العملهاي شما دو نفر ، نگاه مي کنن .

پس وقتي که به همه ميگم چه اتفاقي افتاده ، از شما مي خوام که ...

کمک کنيد تا اوضاع آروم بمونه .

رفيق ، تو حالت خوبه ؟

هي ، بچه ها ، دزموند چِش شده ؟

داره چکار مي کنه ؟

يه نفر ديگه اونجاست .

کلير کجاست ؟

رفت که يه کمي قدم بزنه .

به من گفت که مراقبِ بچه باشم .

کلير .

-گرفتمش . - اون حالش خوبه ؟

کلير ، چي شده ؟

برو عقب . يه کمي جا رو باز کن .

-کلير ، کلير . - برو عقب ، چارلي . مي دونم دارم چکار مي کنم .

اون نفس ميکشه ؟ داره نفس مي کشه ؟

زود باش .

مي خواي کمکت کنم ؟

- زود باش . -کلير .

- زود باش . -کلير ...

حالت خوبه ؟ زود باش .

- خيلي خوب . بذار برگردونمت به چادر . - اون حالش خوبه ؟

چيزي نيست ، چارلي . بذار به چادر برگردونمش .

- بذار کمک کنم . - خودم مي برمش ، چارلي .

کجا داري ميري ؟

تو از کجا مي دونستي ؟

تو از کجا مي دونستي که اون داره غرق ميشه ؟

من بهت ميگم که از کجا مي دونه . اون مَرد ...

آينده رو مي بينه ، رفيق .

GDRZ ويرايش و تنظيم توسط : رضا _By Reza : [email protected]_ (¯`•¸·´¯) :-)

دخترِ قشنگيه .

آره .

ممنونم .

اسمش چيه ؟

پِني ...

پِنِلوپه .

- حالت چطوره ؟ -هنوز يه کمي شوکه ام .

تقريباًهر روز شنا مي کنم و ...

يه دفعه اي زيرِ پاهام خالي شد .

اگر نبودي و اگر ...

کلير ؟

فکر کردم فقط5 دقيقه ميري . آرون گرسنشه .

باشه ، متاسفم .

به هر حال خواستم بگم ...

واقعاً ازت ممنونم . بابتِ اينکه ...

کمکم کردي خيلي متشکرم .

تشکر نيازي نيست .

لاک ، از هيچ چيزي به غير از چاقو و ...

ماهيگيري ، سَر دَر نمياره .

من به اين اينده نگريهاي مزخرف ، اعتقاد ندارم .

ببين ، اگر دزموند مي تونست آينده رو پيش بيني کنه...

کارِش به اينجا ختم نميشد ، درسته ؟

هر اتفاقي که براش افتاده ...

بايد ازش سَر دَر بياريم .

مي دوني که اون ، قبل از اينکه نقشه ات رو اجرا کني مي فهمه ، رفيق ؟

در اين صورت ...

بايد اونو مَست کنيم .

غروبِ قشنگيه .

آره .

بگو ، رفيق .

امروز صبح ...

متاسفم از اينکه ازت تشکر نکردم .

از اينکه کمک کردي تا کلير غرق نشه ، ممنونم .

لازم به تشکر نيست .

کارِت عالي بود .

يه هديه براي آشتي آوردم .

اين باعث ميشه تا ديگه با هم بد برخورد نکنيم .

ممنونم . ولي نه .

من تا الان ، خيلي از اوقاتم رو مَست بودم .

پس به نفعِ ماست ، برادر .

خيلي خوب . پس خودمون ميريم يه جاي ديگه و مي خوريم .

اون ويسکي ، چه مارکيه ؟

روش نوشته مک کاچن .

خيلي خوب .

بده به من .

نه ، بطري رو ميگم ، برادر .

اگه اومديد که با هم بنوشيم ، پس شروع کنيم .

بياييد بخوريم .

به سلامتي .

به سلامتي .

- دزموند ؟ - به سلامتي .

آهنگي که مي خونديد ، آيا اسمش ...

نوشيدن و جنگيدن و دخترانِ يکپا نبود ؟

دخترانِ يکپا و قلبِ طلايي .

دِزي ...

بذار ازت يه چيزي بپرسم .

هر چيزي دوست داري بپرس ، رفيق .

از کجا مي دونستي که کلير داشت غرق ميشد ؟

صداي فريادش که کمک مي خواست رو شنيدم .

اوه ، الته که نشنيدي ، چون يک مايل فاصله داشتي .

خوب ، فکر کنم ...

حِسِ شنوايي قدرتمندي داشته باشم .

صداي صاعقه رو هم خوب مي شنوي ؟

ببخشيد ؟

صاعقه .

بر حسبِ تصادف ، چوبِ گلف رو خارج از چادرِ کلير برپا کردي ...

و دو ساعت بعد ، صاعقه باهاش برخورد کرد .

بابتِ نوشيدني ممنونم ، رفيق .

هي ، من نمي دونم داري چکار مي کني .

بهتره به ما بگي .

تو فکر مي کني به خاطرِ اينکه اون کليد رو چرخوندي ، قهرمان شدي ؟

تو قهرمان نيستي ، برادر .

نمي دونم چطوري اين کار رو انجام دادي ...

ولي مي دونم وقتي که يه آدمِ بُزدِل رو ببينم ، مي تونم تشخيص بدم .

تو نمي خواي بفهمي که هنگامِ چرخوندنِ اون کليد ، چه اتفاقي برام افتاد .

-تو نمي خواي بفهمي ... - رفيق .

- ولش کن . -تو نمي خواي بفهمي .

دزموند .

به اميدِ ديدارِ دوباره ، برادر .

دوستت دارم ، پِني .

اوه ، خداي من . خداي من .

دِز ، حالت خوبه ؟

همونجا بمون . الان يه کمي يخ ميارم .

اوه ، خداي من .

حالت خوبه ؟

-عزيزم ، حالت خوبه ؟ - چه اتفاقي افتاده ؟

اتفاقي که افتاده ، نتيجه مخلوط شدنِ ...

نردبان ، نقاشيِ سقف و مشروبه .

حالت خوبه ؟ حالتِ تهوع نداري ؟

- اينجا آپارتمانِ منه ؟ - اوهوم .

و اگه دوست داري من هم اينجا رو مثلِ خونه خودم بدونم ...

بهتره از اين به بعد بهش بگي آپارتمانِ ما .

اين چند تاست ، دِز ؟

عشقِ من ، به من نگاه کن . چي شده ؟

هيچي .

بيا اينجا .

بذار ببينم .

-ممنونم . - صبر کن .

روي گردنت ، رنگيه .

جدي ؟

وضعيتت چطوره ؟

آسيبِ وارده به سَرَم خرجِ کمي برداشت ...

و صورت حسابي که پرداختي ...

نقشِ تله موش رو داشت ؟

بفرماييد .

تو واقعاًبه شغلي که پدرم بهت ميده احتياج نداري ، دِز .

موضوع ، شغل نيست .

مي خوام بهم احترام بذاره .

مطمئن باش که همينطوره .

ولي اگر بنا به دلايلي کارِ احمقانه اي کرد ...

تا ببينه که چقدر استعداد داري ...

دنيا به آخر نميرسه .

تو چي گفتي ؟

بفرماييد .

تو حالت خوبه ؟

آره ، آره . خوبم . فقط ...

احساس کردم که اين صحنه رو يه جايي ديدم .

عصر بخير .

مي خوام آقاي ويدمور رو ببينم .

شما آقاي ؟

دزموند هيوم هستم .

سلام .

يه بسته پستي براي بخشِ15 -8 دارم .

. ببخشيد .

شما چي گفتيد ؟

گفتم يه بسته براي بخشِ15 -8 دارم .

آقاي هيوم .

آقاي ويدمور منتظرِ شماست .

ممنونم .

ً پِني به من نگفته بود که قبلا بازيگر بودي ، دزموند .

نه ، در حقيقت ، طراحِ شرکتِ رويال شکسپير بودم .

More Farsi Persian subtitles for Lost

評論

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left