前 200 行。
آنچه گذشت :
کمپِ ساحلي اون طرفه . مي توني برام لباس بياري ؟
چه اتفاقي براي لباسهات افتاده ؟
وقتي توي جنگل بيدار شدم ، همينجوري بودم .
براي اطلاعت بگم که ...
تمامِ جزيره لرزيد ...
و کيت و جک و ساوير هم ...
قبل از اينکه روي سرشون کيسه بِکِشن ، ديدن .
نگران نباش .
لاک مي خواد دنبالشون بره .
- اين حرف رو توي سخنرانيش گفت . -کدوم سخنراني ؟
من قصد دارم دوستانمون رو پيدا کنم .
ما همه اونا رو پيدا مي کنيم .
هنوز نمي دونم چطوري ، ولي اين کار رو مي کنم .
تو ...
- سقف اينجا يه مشکلي داره . - سقف ؟
رفيق ، من که چيزي سَر دَر نميارم .
ببين ، داري اشتباه مي کني .
اون از ما خواسته که اين کار رو بکنيم .
از ما خواسته که چارش رو جستجو کنيم و انبارش رو به غارت ببريم ؟
آره ، همون کاري که ساوير کرده .
ساوير هم اينا رو دزديده . منظورم اينه که بچه ها به غذا نياز دارن .
اونا دارو مي خوان . اونا نياز دارن که ...
از عکسهاي سکسي ، شوکه بشن .
- چارلي . - اوه ، دزموند .
نياز دارم که باهام يه جايي بيايي .
اکو رو پيدا کرديد ؟
هر دوي شما رو نياز دارم .
چه اتفاقي افتاده ؟
اکو مُرده .
جسدش رو ديروز توي جنگل پيدا کرديم ...
و به خاک سپرديم .
اون چطوري مُرد ؟
جزيره اونو کُشت .
منظورت چيه که جزيره اونو کُشت ؟
منظورت چيه که ميگي جزيره اونو کُشته ؟
خودت مي دوني منظورم چيه .
با رفتنِ دکتر ، اوضاعِ کمپ به اندازه کافي بهم ريخته شده ...
و مردم نگرانِ اين هستن که چه اتفاقي داره توي جنگل ميفته .
بيشترِ اونا به عکس العملهاي شما دو نفر ، نگاه مي کنن .
پس وقتي که به همه ميگم چه اتفاقي افتاده ، از شما مي خوام که ...
کمک کنيد تا اوضاع آروم بمونه .
رفيق ، تو حالت خوبه ؟
هي ، بچه ها ، دزموند چِش شده ؟
داره چکار مي کنه ؟
يه نفر ديگه اونجاست .
کلير کجاست ؟
رفت که يه کمي قدم بزنه .
به من گفت که مراقبِ بچه باشم .
کلير .
-گرفتمش . - اون حالش خوبه ؟
کلير ، چي شده ؟
برو عقب . يه کمي جا رو باز کن .
-کلير ، کلير . - برو عقب ، چارلي . مي دونم دارم چکار مي کنم .
اون نفس ميکشه ؟ داره نفس مي کشه ؟
زود باش .
مي خواي کمکت کنم ؟
- زود باش . -کلير .
- زود باش . -کلير ...
حالت خوبه ؟ زود باش .
- خيلي خوب . بذار برگردونمت به چادر . - اون حالش خوبه ؟
چيزي نيست ، چارلي . بذار به چادر برگردونمش .
- بذار کمک کنم . - خودم مي برمش ، چارلي .
کجا داري ميري ؟
تو از کجا مي دونستي ؟
تو از کجا مي دونستي که اون داره غرق ميشه ؟
من بهت ميگم که از کجا مي دونه . اون مَرد ...
آينده رو مي بينه ، رفيق .
GDRZ ويرايش و تنظيم توسط : رضا _By Reza : [email protected]_ (¯`•¸·´¯) :-)
دخترِ قشنگيه .
آره .
ممنونم .
اسمش چيه ؟
پِني ...
پِنِلوپه .
- حالت چطوره ؟ -هنوز يه کمي شوکه ام .
تقريباًهر روز شنا مي کنم و ...
يه دفعه اي زيرِ پاهام خالي شد .
اگر نبودي و اگر ...
کلير ؟
فکر کردم فقط5 دقيقه ميري . آرون گرسنشه .
باشه ، متاسفم .
به هر حال خواستم بگم ...
واقعاً ازت ممنونم . بابتِ اينکه ...
کمکم کردي خيلي متشکرم .
تشکر نيازي نيست .
لاک ، از هيچ چيزي به غير از چاقو و ...
ماهيگيري ، سَر دَر نمياره .
من به اين اينده نگريهاي مزخرف ، اعتقاد ندارم .
ببين ، اگر دزموند مي تونست آينده رو پيش بيني کنه...
کارِش به اينجا ختم نميشد ، درسته ؟
هر اتفاقي که براش افتاده ...
بايد ازش سَر دَر بياريم .
مي دوني که اون ، قبل از اينکه نقشه ات رو اجرا کني مي فهمه ، رفيق ؟
در اين صورت ...
بايد اونو مَست کنيم .
غروبِ قشنگيه .
آره .
بگو ، رفيق .
امروز صبح ...
متاسفم از اينکه ازت تشکر نکردم .
از اينکه کمک کردي تا کلير غرق نشه ، ممنونم .
لازم به تشکر نيست .
کارِت عالي بود .
يه هديه براي آشتي آوردم .
اين باعث ميشه تا ديگه با هم بد برخورد نکنيم .
ممنونم . ولي نه .
من تا الان ، خيلي از اوقاتم رو مَست بودم .
پس به نفعِ ماست ، برادر .
خيلي خوب . پس خودمون ميريم يه جاي ديگه و مي خوريم .
اون ويسکي ، چه مارکيه ؟
روش نوشته مک کاچن .
خيلي خوب .
بده به من .
نه ، بطري رو ميگم ، برادر .
اگه اومديد که با هم بنوشيم ، پس شروع کنيم .
بياييد بخوريم .
به سلامتي .
به سلامتي .
- دزموند ؟ - به سلامتي .
آهنگي که مي خونديد ، آيا اسمش ...
نوشيدن و جنگيدن و دخترانِ يکپا نبود ؟
دخترانِ يکپا و قلبِ طلايي .
دِزي ...
بذار ازت يه چيزي بپرسم .
هر چيزي دوست داري بپرس ، رفيق .
از کجا مي دونستي که کلير داشت غرق ميشد ؟
صداي فريادش که کمک مي خواست رو شنيدم .
اوه ، الته که نشنيدي ، چون يک مايل فاصله داشتي .
خوب ، فکر کنم ...
حِسِ شنوايي قدرتمندي داشته باشم .
صداي صاعقه رو هم خوب مي شنوي ؟
ببخشيد ؟
صاعقه .
بر حسبِ تصادف ، چوبِ گلف رو خارج از چادرِ کلير برپا کردي ...
و دو ساعت بعد ، صاعقه باهاش برخورد کرد .
بابتِ نوشيدني ممنونم ، رفيق .
هي ، من نمي دونم داري چکار مي کني .
بهتره به ما بگي .
تو فکر مي کني به خاطرِ اينکه اون کليد رو چرخوندي ، قهرمان شدي ؟
تو قهرمان نيستي ، برادر .
نمي دونم چطوري اين کار رو انجام دادي ...
ولي مي دونم وقتي که يه آدمِ بُزدِل رو ببينم ، مي تونم تشخيص بدم .
تو نمي خواي بفهمي که هنگامِ چرخوندنِ اون کليد ، چه اتفاقي برام افتاد .
-تو نمي خواي بفهمي ... - رفيق .
- ولش کن . -تو نمي خواي بفهمي .
دزموند .
به اميدِ ديدارِ دوباره ، برادر .
دوستت دارم ، پِني .
اوه ، خداي من . خداي من .
دِز ، حالت خوبه ؟
همونجا بمون . الان يه کمي يخ ميارم .
اوه ، خداي من .
حالت خوبه ؟
-عزيزم ، حالت خوبه ؟ - چه اتفاقي افتاده ؟
اتفاقي که افتاده ، نتيجه مخلوط شدنِ ...
نردبان ، نقاشيِ سقف و مشروبه .
حالت خوبه ؟ حالتِ تهوع نداري ؟
- اينجا آپارتمانِ منه ؟ - اوهوم .
و اگه دوست داري من هم اينجا رو مثلِ خونه خودم بدونم ...
بهتره از اين به بعد بهش بگي آپارتمانِ ما .
اين چند تاست ، دِز ؟
عشقِ من ، به من نگاه کن . چي شده ؟
هيچي .
بيا اينجا .
بذار ببينم .
-ممنونم . - صبر کن .
روي گردنت ، رنگيه .
جدي ؟
وضعيتت چطوره ؟
آسيبِ وارده به سَرَم خرجِ کمي برداشت ...
و صورت حسابي که پرداختي ...
نقشِ تله موش رو داشت ؟
بفرماييد .
تو واقعاًبه شغلي که پدرم بهت ميده احتياج نداري ، دِز .
موضوع ، شغل نيست .
مي خوام بهم احترام بذاره .
مطمئن باش که همينطوره .
ولي اگر بنا به دلايلي کارِ احمقانه اي کرد ...
تا ببينه که چقدر استعداد داري ...
دنيا به آخر نميرسه .
تو چي گفتي ؟
بفرماييد .
تو حالت خوبه ؟
آره ، آره . خوبم . فقط ...
احساس کردم که اين صحنه رو يه جايي ديدم .
عصر بخير .
مي خوام آقاي ويدمور رو ببينم .
شما آقاي ؟
دزموند هيوم هستم .
سلام .
يه بسته پستي براي بخشِ15 -8 دارم .
. ببخشيد .
شما چي گفتيد ؟
گفتم يه بسته براي بخشِ15 -8 دارم .
آقاي هيوم .
آقاي ويدمور منتظرِ شماست .
ممنونم .
ً پِني به من نگفته بود که قبلا بازيگر بودي ، دزموند .
نه ، در حقيقت ، طراحِ شرکتِ رويال شکسپير بودم .
No comments yet. Be the first to leave one.