Dear Child

Dear Child (Liebes Kind)

下載 Farsi Persian 字幕

第 1 季

發布資訊

Dear Child S01E04 GERMAN 720p NF WEBRip DDP5 1 Atmos x264-EDITH
Dear Child S01E04 GERMAN 1080p NF WEBRip DDP5 1 Atmos x264-EDITH
Dear Child S01E04 720p NF WEB-DL DDPA5 1 H 264-LLL
Dear Child S01E04 1080p NF WEB-DL DDPA5 1 H 264-LLL
Dear Child S01E04 DV 1080p NF WEB-DL DDPA5 1 H 264-LL
Dear Child S01E04 DV HDR 1080p NF WEB-DL DDPA5 1 H 265-LLL
Dear Child S01E04 GERMAN 720p NF WEBRip x264-GalaxyTV
Dear Child S01E04 GERMAN 720p WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
由 HosseinTL 評論 HosseinTL
🆔 حسـین رضایی | FilmKio.Com 🆔

標籤

webrip
web
x264
720p
720
BRip
1080
Web-DL
web-dl
WEB-DL
HD
x265
HEVC
2CH
發布於: 2023-09-07
下載次數: 62
聽障人士: No

Farsi Persian字幕預覽

前 200 行。

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫FilmKio@

‫ترجمه از حسین رضایی ‫ H o s s e i n T L

‫رزومه خیلی خوبی دارید

‫سابقه کاری در زمینه تبلیغات

‫و روانشناسی دارید ‫و بعد هم تبلیغ‌نویس شدید

‫نوشته‌هاتون واقعا خوبن

‫هوشمندانه، خلاقانه، احساسی، ‫با روایت بسیار قوی

‫در چندین کمپین حضور داشتم

‫و یک بار هم مقام مبتکر ارشد رو داشتم

‫بله، دیدم

‫برام سواله که

‫با این اوصاف پست توسعه‌دهنده مفاهیم ‫یکم براتون پایین نیست؟

‫همچنین از نظر حقوق

‫خب می‌تونین زود ترفیع رتبه بهم بدین

‫- خیلی خوب بود ‫- آره، جدی؟

‫فردا باهات تماس می‌گیرن

‫«فرزند عزیز»

‫«قوانین»

‫هیجان داری لینا؟

‫- سلام بابا ‫- سلام

‫دیگه داره تموم میشه

‫حالت چطوره؟

‫خوبم

‫- بده به من ‫- نه، خودم می‌تونم...

‫دیگه باید قوی باشی لینا

‫دیگه چیزی نمونده

‫- خانم گرس ‫- صبح بخیر

‫قبلا بهتون گفتم که بنظرم

‫ترخیص بعد از 14 روز یه مقدار زوده

‫بهتره یکم دیگه هم بمونین

‫الانم حالم خیلی بهتره

‫پس لطفا قول بدید که نوبت‌های ‫درمانی‌تون رو حتما برید

‫همکارم تو دوسلدورف واقعا کارش خوبه

‫ایوا سلام رسوند

‫دوقلوها هم همینطور. ‫آبله‌مرغون گرفتن

‫وگرنه ایوا هم میومد

‫کای هم سلام رسوند

‫کدوم کای؟

‫- خیلی خوشحال شد وقتی شنید... ‫- آخی، طفلکی

‫اگه یه سال تمام با دوست‌دختر سابقش

‫ور نمی‌رفت اونوقت من...

‫این اتفاقا هم برام...

‫تقصیر کای نیست

‫کای فقط...

‫یه عوضیه

‫مطمئنی نمی‌خوای برگردی فرایبورگ؟

‫اونجا چیکار کنم؟

‫اینجا چیکار می‌کنی؟ ‫آشنا که نداری. کار هم نداری

‫آپارتمانت هم وسایل کامل نداره

‫- می‌تونی بیای پیش ما... ‫- نمی‌خواد بابا

‫همیشه می‌خواستم از فرایبورگ برم

‫اینجا صنایع خیلی بزرگتره

‫فرصت‌های خیلی بیشتری دارم

‫تازه همون موقع هم کار پیدا کرده بودم

‫بازم بهش فکر کن یاسی

‫روزنامه دیروز نوشته بود

‫یه زن دیگه هم قبل تو اونجا زندانی بوده

‫- لنا بک ‫- لینا

‫اسمش لیناست

‫و دو تا بچه‌ها...

‫گفتم نمی‌خوام دربارش حرف بزنم

‫- سلام ‫- سلام

‫درست مثل همونی که تو خونه بود

‫بله

‫کجاست؟

‫زیاد دور نیست

‫سلام آقای بولینگ

‫بقیه‌ش چی؟

‫احتمالا گراز‌های وحشی خوردنش

‫سرجنگلبان که اینو گفت

‫این گودال رو دیده و ما رو خبر کرده

‫تصادفی پیداش کردن

‫ردها نشون میده که یه گله کامل ازشون هست

‫ممنون

‫از منابع داخلی باخبر شدیم

‫که پلیس جسدی را یافت کرده

‫که احتمالا مربوط به پرونده آدم‌ربایی یاسمین گ. است

‫ممکن است بقایای لینا بک باشد

‫دانشجویی که...

‫13 سال پیش بی هیچ ردی ناپدید شد

‫علیرغم جستجوی سرتاسری در کشور...

‫کارین؟

‫پیداش کردین؟

‫لعنتی

‫تو رادیو شنیدم

‫باید منتظر آزمایشات باشیم. الان...

‫لطفا، به محض اینکه خبردار شم...

‫بهت خبر میدم

‫بریم با هم غذا بخوریم؟ ‫می‌تونم یه غذا درست کنم

‫بابا، هنوز پنج ساعت راه داری

‫ببخشید که...

‫اشکالی نداره

‫یخچال پره

‫هوای خونه رو عوض کردم

‫بیا

‫برای در ساختمونه، ‫سه تا هم برای در واحد

‫قفل‌سازه گفت که این قفل ‫کاملا ضدسرقته

‫یه تلفن جدید هم گذاشتم روی میزت

‫مرسی

‫- خانم گرس؟ ‫- بله

‫بویه‌ویچ هستم، پلیس دوسلدورف

‫فقط خواستم بهتون بگم ‫که ما فعلا این نزدیکی‌هاییم، باشه؟

‫یاسی، واقعا اگه بخوای ‫می‌تونم چند روز بمونم

‫بابا، همه‌چی مرتبه

‫نگران نباش، خب؟

‫چیزیم نمیشه

‫سلامم رو به همه برسون، خب؟

‫برای چی این کارو می‌کنی لینا؟

‫فایده‌ای نداره

‫اون همیشه همراه توئه

‫امروز پلیس در جنگل مجاور

‫یک جسد را کشف کرده است

‫احتمال می‌رود پیکر متعلق به لینا بک باشد

‫این دانشجو 13سال پیش ‫بی هیچ ردی بعد از یک مهمانی

‫در دوسلدورف ناپدید شد

‫در آن زمان، یک جستجوی ‫سرتاسری برای این پرونده...

‫الان تلفنی با گرد حرف زدم

‫هنوز مطمئن نیستن که لیناست

‫بنظر من خودشه

‫این واقعا انصاف نیست

‫از اخبار باخبر شدیم

‫از اخبار فهمیدیم که دخترمون پیدا شده!

‫اوه

‫رسانه‌ها خبر دارن

‫معلومه

‫ما لینا رو پیدا کردیم، ‫اونوقت والدینش از رادیو خبردار میشن

‫- هنوز مطمئن نیستیم که لینا باشه ‫- دیگه کی می‌تونه باشه؟

‫بیا

‫مرد اون خونه

‫احتمالا این شکلی بوده

‫همکارام تلاششون رو کردن

‫انقدر داغون بود که ‫بازسازی صورتش راحت نبود

‫به خانم گرس حق میدم

‫اگه خانم گرس بوده

‫خب، فعلا که هنوز انکار می‌کنه

‫یادش رفته

‫یا شایدم شریک جرم‌های اون مرده‌ان؟

‫هنوز باور نمی‌کنم که ‫جنایتکارها چند نفر بودن

‫حتی اگرم بودن، چرا باید

‫جسد رو توی خونه بذارن؟

‫که یه مجرم تحویلمون بدن

‫که دیگه بیشتر نگردیم

‫برای همین انقدر ‫صورتش نابود بود

‫که به این زودی‌ها نفهمیم که کی بوده

‫و موفق هم شدن

‫و یوناتان که شاهد احتمالی بوده ‫رو با خودشون نبردن؟

‫اصلا منطقی نیست

‫چون نمی‌دونن با بچه چیکار کنن

‫- Untranslated Line -

‫چون توجه‌ها جلب میشد

‫اگه یهو یه پسر کوچیک همراهش بود

‫هنوزم نمی‌فهمم چرا ‫یوناتان هم فرار نکرده

‫- باز نگو که... ‫- چون می‌ترسه، بله

‫یوناتان تا حالا بیرون نرفته

‫هانا چی؟

‫هانا هانائه

‫در ضمن، من بودم دفعه دیگه جواب می‌دادم

‫از سر تجربه میگم

‫فعلا

‫فعلا

‫خیلی خوبه

‫آفرین هانا

‫خیلی‌خب یوناتان، نوبت توئه

‫بیا، نترس

‫خیلی خوبه هانا

‫بیا، با همدیگه میریم

‫بیا دیگه!

‫هانا، آروم

‫اگه سعی نکنی

‫نمی‌تونی وقتی بابا اومد دنبالمون ‫بیای خونه

‫اونوقت تا ابد همینجا می‌مونی

‫چیزی نیست یوناتان. آروم باش

‫هی، من اینجام

‫چیزی نیست

‫همه‌کار رو درست انجام دادم

‫همه‌چی رو دقیق یادم موند

‫دیگه بزرگ شدم

‫خیلی‌خب

‫برای شام بیدارت می‌کنم، باشه؟

‫هانا

‫پرستار روث!

‫سلام عزیزم

‫یه چیزی برات آوردم

‫کادو؟

‫قصه‌های هزار و یک شب

‫مرسی

‫دوستش داری؟

‫تا نخونم که نمی‌فهمم

‫درسته

‫بریم بیرون یکمش رو با همدیگه بخونیم؟

‫ببین

‫کادوئه

‫پدربزرگت هنوز نیومده دیدنت؟

‫هر روز میاد ملاقاتم

‫جز امروز

‫به زودی هم می‌برتم خونه

‫چه عالی

‫یوناتان هم میاد؟

評論

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left