前 200 行。
.::. ایـرانفـیـلـم تـقـدیـم مـیکـنـد .::.
بابا؟
.سلام، دخترا
."آقای "پفرمَن
."مورت"
.خدای من
.خیلی خوشگل شدید
."ممنون، "تَمی
.خیلی وقت بود ندیدمت
.آره
مامان و بابا چطورن؟
.خوب هستن. خوبن، آره
.اونا... هنوز توی "فینیکس" هستن
.اوه، "فینیکس" خیلی شهر خوبیه
بابا، این چیه پوشیدی؟
.خب، یه چیزی هست که باید بهت بگم
...آم، اوه، خیلیخب. پس میخواین
میخواین من برم بیرون؟ - .آره، لطفاً -
...نه، حداقل
.میتونی بمونی، اشکالی نداره - .لطفاً وایسا -
.اوه، آره، باشه. حتماً
...خلاصه
...آره، خب
...خب
...وقتی بچه بودم
،از وقتی که 5 سالم بود
...احساس میکردم که یه چیزی
.سر جاش نیست...
...و، آه، و نمیتونستم دربارهی
.احساس زنونهام به کسی بگم...
.اون دوره زمونه فرق میکرد، میدونی
.همهچی خیلی فرق میکرد
...و، آه، دختر خوشگلم
...و من مجبور بودم که همهی
... اون احساسات رو بریزم تو خودم، و...
...ببین، بابا - .نه، نه، بذار تمومش کنم -
.خواهشاً، خدایا، بذار انجامش بدم
.مردم زندگی پُر رمز و رازی داشتن
...و خیلی
.تنها و منزوی بودن
...و، آه
...بعدش، اینترنت اختراع شد دیگه
.اینترنت. اینترنت رو خوب اومدی
.جادوییه اصلاً
.متأسفم، متأسفم، بابا، ببخشید
...فقط دارم سعی میکنم میشه کمکم کنی بفهمم قضیه چیه؟
...یعنی... یعنی میگی میخوای از این به بعد
همیشه مثل یه زن لباس بپوشی؟...
...نه، عزیزم، من کل عمرم
...کل عمرم مثل یه مرد
.لباس میپوشیدم...
.منِ واقعی اینم
Transparent بیخیال شدن
:ترجمه و زیرنویس رضــــا
.سلام، پروفسور - .سلام -
پروفسور "پفرمن"؟
دیر وقت اومدم؟
پروفسور "پفرمن"؟
...اون کار... کارش واقعاً
شجاعانه بود، میدونی؟...
.واقعاً میگم، خیلی سخته
.بیخیال، بیخیال بابا
خانم؟ - .آره -
منظورم اینه که دیگه... درسته؟
.آره - .آره -
.آره
.اوه، خوب شد، "لن" رفته دنبال بچهها
...اوه، خوبه. من که هنوز منتظرم
.بارب" بهم خبر بده"...
.خدایا - چیه؟ -
.بارب" و دخترت خونهی ما هستن"
.لعنتی
.خدایا
!پیتزاگـولا
.آخ جون
.بدش به من، بذار ببینمش. یالا
.خودتون بیاین بگیرینش، خوشگلخانوما
،خب، باید بدونم که
برنامهتون چی شد؟
تونستین وقت پیدا کنین؟
.نه
...همین که "رایان" یه ساعت
...وقت پیدا کرده که باهامون بیاد استودیو...
.خیلی بهمون لطف کرده...
.فردا از "بونارو" میاد
.نمیتونم برنامهام رو تغییر بدم
بچهها، چی از آهنگ ضبط کردن با "رایان" مهمتره؟
اون چش شده؟ چی شده؟
.به نظرم باید بهش بگی
چی رو بگی؟
.خیلیخب، حالا هرچی، باشه .گور بابات
...داری مجبورم میکنی بهت بگم، ولی برای
.سقط جنین وقت گرفتم...
،13 ،14 ،15 ،16 ،17 - .آره، لعنتی -
.اوه، آره
،10 ،11
،6 ،7 ،8 ،9 - .نمیتونم، نمیتونم -
...2 ،3 ،4 ،5
!اوه! آه
...باید یه اسم جدید برای ایدهمون پیدا کنیم
.چون "سکسورزش.کام" رو قبلاً گذاشتن...
.گور باباتون، برین بابا
.اوم. عوضیا - .خیلیخب، ایروبیک -
.کونروبیک .ورزش، ورزش
.ورزش... توئرک ."ورزشتوئرک.کام"
."این خودِ خودشه. "ورزشتوئرک.کام
اصلاً خودت توئرک بلدی؟
فکر میکنی نمیتونم توئرک برم؟
.دوست دارم توئرک رفتنتو ببینم - .لعنتی، اونا توئرک رو اختراع کردن -
.هی، "مایک" اومد - .سلام -
سلام، چه خبرا؟
از این آبمیوهها میخوای؟
.آره، آره - .تو باید "استفانی" باشی -
.استفانی" نه" - ."اَلی" -
.چه بهتر
.من خیلی از "استفانی" بهترم
.بذار یه چیزی بهت نشون بدم .خیلیها این کارو میکنن
.آره - .آبش رو میگیرن -
.هی، سلام بچهها - واقعاً؟ -
.شرمنده، خیلی دیر شد - .سلام، اشکالی نداره -
."سلام، "بارب - ."سارا" -
.خیلی دربارهات شنیدم - .همچنین -
سلام عزیزم، حالت چطوره؟ - .سلام، عزیزم -
هی، حالت چطوره؟ - ...خوبم، این "تمی"ـه -
.سلام - .سلام، از آشناییت خوشحالم -
.از دانشگاه - !تمی کَشمَن" معروف" -
.اوه خدای من، آره دیگه - ...چرا کاور صندلیها رو -
.در نیاوردی؟ خیلی ضایعست...
خب، چون نمیدونستیم .قراره مهمون داشته باشیم
.میدونم، ولی فقط یه ثانیه وقت میبره آخه
.تمی"، آبجوی خنک برای تو"
.اون الکل نمیخوره - .بهم آب بده، همون آب خوبه -
خرید چطور بود؟ چی شد؟
.راستش خیلی گَند بود ...یه سری کاشی میخواست
... که خواستیم بریم "اَن سَکس" بگیریم...
...آره، و بعدشم مجبور شدیم
... اون همه راه بریم به - .و آخر سر هم گیرمون نیومد -
.سلام، سلام
اسمت چیه؟
.اسمم "گریس"ـه - .سلام "گریس". من "سارا" هستم -
.از دیدنت خیلی خوشحال شدم
.اوه، خدای من - .گریسیِ" خودمه" -
.سلام مامانی - .سلام، عزیزم -
.سلام مامان - .سلام خوشگلم -
...این "اِلا"ـه، اینم "زک"، و - کلبی"؟" -
سارا"، داشتم به "بارب" دربارهی" .جای "کنی" توی "اواهو" میگفتم
.هی عزیزم - جانم؟ -
.نمیتونم تقویم خونوادگی رو باز کنم
.آره - ...آره، تاریخ -
تعطیلات بهاری جدیدو میدونی؟... - .باشه، آره -
،بارب" گلفباز عالیایه" ...و داشتم فکر میکردم
... خوب میشه که... - .داری غلو میکنیها -
.من که این حرفو نزدم - ."خودش گفت "گلفباز خیلی خوب -
خیلی حال میده با یکی دیگه ...که گلف بازی میکنه
سفر کنی، نه؟... - .آره -
.پس همگی میتونیم بریم - .الان رفتی تو نقشه -
اوه، این نقشهست؟ - .رفتی تو نقشه -
.اوه، خدای من
معلومه که بچهی خودته، شوخیت گرفته؟
.خیلیخب - .حرفت خیلی بیادبیه -
.باشه، باشه، باشه
...من که قضاوت نکردم که قبلاً
.با کس دیگهای خوابیدی یا نه...
.هیچوقت بحثش رو نکردیم - ،اوه، بحث، حرف -
.حرف، حرف
.دخترا به حرف زدن دربارهاش نیازی ندارن
.فقط مردا دربارهاش حرف میزنن
.میفهمم چرا اخیراً بهونهگیر بودی
...من - ...بهونهگیر بودم -
.چون یه آدم فضول تو شکممه...
.آره
.ببین، خودم میبرم و میارمت
.باهم میریم از "کلد استون" کیک میگیریم
.پات رو ماساژ میدم
ازت مراقبت میکنم، خب؟
.زنیکهی کسخل روانی
.شرمنده - ،اشکالی نداره -
.منم خوابم نمیبرد
.خیلی حال میده - ...همینجوری میبوسمت -
تا ببینم میتونی این... .ون رو بهپرواز در بیاری یا نه
.همونجا توی آسمونا بمون
.کاری میکنم زمان برات وایسه
اوه خدای من، باید وقت .بیشتری برای سکس بذاریم
.باید هر روز باهات سکس کنم
.اوه، عاشقتم لعنتی
."دیوونهاتم، "تمی
باهام چیکار کردی؟
.ارضات کردم
.همچین چیزی نبود
.یه چیز دیگه بود
.خدای من
.حس میکنم توی یه استخر آب هستم
..."من و "لن - سکس نمیکنین؟ -
.سکس نمیکنیم
.آره، من و "بارب" هم همینطور
«.پیش خودم گفتم: «خیلیخب، حالا، حالا وقتشه
...و به دستم نگاه انداختم دیدم
.دستم داشت میلرزید و گفتمش رفت
...و خب، آم .متأسفم که غافلگیرش کردم
...این... خیلی
No comments yet. Be the first to leave one.