前 118 行。
هیروکازو طبقه پایین منتظرته
چی؟
پدربزرگت نمیخواد تو بیای
حق با اونه
تقصیر تو نیست که اون مرده
دارم سعی میکنم خودم رو متقاعد کنم که حق با توئه
به کامیل گفتی؟
اون دیگه توی زندگی من نیست
ایسی
مراقب آدمهایی که دوستت دارن باش
آره، ولی باید تا امشب تمومش کنیم
آره، میتونم تصور کنم. ده ساله که داریم با هم کار میکنیم
وقتی چیزی نمونده سیل همهچیز رو ببره، نمیتونی پشتم رو خالی کنی
خب
بهم گفت... منتظرشونم. بهشون بگو سریع بیان
ممنون. خداحافظ
میتونم کمکی بکنم؟ نه
دارید روسان رو برداشت میکنید؟ یه کم زود نیست؟
چهار پنج روز بارندگی در پیش داریم
میخوای بهم بگی چیکار باید بکنم؟
میدونی توماس کجاست؟
توماس نمیخواد باهات حرف بزنه. بذار به کارمون برسیم
میفهمم عصبانی هستی، ولی میشه... تنهامون بذار
وسایلت رو گذاشتیم تو اتاق مهمان
الو. بله، ژرار؟
طوفان در راهه
هی، بن! صبر کن، صبر کن
منم باهات میام
وقت رو نباید تلف کنیم! وسایل اینجاست. دنبالم بیا
و لطفا خوشهها رو تمیز ببرید، خب؟
عجله داشتن دلیل نمیشه که کار رو بد انجام بدیم
توماس
یادتون باشه سطلهای پر مستقیم میرن توی مخزنها
توماس، نذار بین ردیفها بمونن
وگرنه میریزن
چی؟ میدونم الان وقتش نیست
ولی باید حرف بزنیم. آره، دقیقا وقتش نیست
من دیگه حرفی با تو ندارم، کامیل
فکر میکردم دارم کار درست رو انجام میدم. اشتباه کردم. متأسفم
دیگه خیلی دیر شده. دیگه بهت اعتماد ندارم
کار دارم
توماس
توماس
بجنب، بریم. میدونم وقت کمه، ولی کار رو درست انجام میدیم
و بعضی مناطق، مخصوصاً آلزاس، حضور پررنگی ندارن
این رو میتونید در صفحه هفت گزارشم پیدا کنید
پیشنهاد میکنم «ریزلینگ گراند کرو مونچبرگ» از «دومین اوسترتاگ» رو اضافه کنید
مکمل فوقالعادهای برای فیله ماهی سیبسِ نمکسودِ شماست
خیلی ممنونم
تمام توصیههای شما رو اجرا میکنیم
اجازه بدید یه درخواست دیگه هم مطرح کنم
چندین مشتری سراغ شراب گرجستانی شما رو گرفتن
از «داویت آباشیدزه»
نمیدونم از کدوم شراب حرف میزنید
اینقدر فروتنی نکنید
به لطف شما و دوستتون «کامیل لژه» بود
که این شراب کشف شد
داستان و شرابِ فوقالعادهایه
کل مطبوعات دارن دربارهش میگن
خیلی دوست داریم اون رو به منومون اضافه کنیم
آقای ساتو میگن که تماس قطع شد
بله
بهشون چی بگم؟
بگو دیگه تمایلی به همکاری با ایشون ندارم
و حقالزحمهی مشاورهشون بهطور کامل مسترد میشه
نمیتونم این رو بهش بگم
چرا، میتونی
آقای تومینه، شرایط براتون سخته
چرا نمیرید خونه و یه کم... نیازی به استراحت ندارم
چیکاکو
متأسفم
برای چی اینجایی؟ نشنیدی که طرد شدم؟
فیلیپ و توماس ازم خواستن بیام
میخوان سهامت رو بخرن و دوست دارن معامله منصفانه
و تا حد ممکن سریع انجام بشه
نمیتونن همینطوری من رو بیرون کنن
اشتباه کردم، قبول. ولی کل ملک رو که به خطر ننداختم
اومدم عذرخواهی کنم ولی حتی باهام حرف هم نمیزنن
ازم خواستن به عنوان میانجی عمل کنم
تا برای یه مشکل حقوقی، یه راهکار حقوقی پیدا کنیم
سه ساله که داریم توی این ملک با هم کار میکنیم
همهچیز رو با هم طراحی کردیم. کارمون هنوز تموم نشده
من اینجا نیستم که بگم کی حق داره و کی نه
من اینجام تا جداییتون رو سازماندهی کنم
اگه از فروختن امتناع کنم چی؟
قرارداد شراکتی که امضا کردی
بندی برای اخراج داره که در صورتِ، نقلقول میکنم
«رفتاری که به شرکت لطمه بزنه»، قابل اجراست
یا «اعمالی برخلاف منافع یا اخلاقیات شرکت»
اونها معتقدن کارهای تو توی مسابقه در این دسته قرار میگیره
و این اجازه رو میده که تو رو به فروش سهامت مجبور کنن
نمیتونن این کار رو با من بکنن
زندگی با هم، تصمیم مشترک دو نفره
و در این مورد، سه نفره
من جایی نمیرم
میتونی بهشون بگی
عجله کنید لطفا! دیرمون شده! بجنبید
نمیخواد بفروشه
دختر خوبیه، ولی ما ابزار لازم برای مجبور کردنش رو داریم. این رو بهش گفتی؟
از اینها پیچیدهتره. اون میتونه اقدام قانونی کنه
میتونیم سعی کنیم به توافق برسیم؟ توافقی در کار نخواهد بود
این قراره بدترین محصولی باشه که توی این ۲۰ سال داشتم
الان وقتش نیست که با من در بیفته
فیلیپ، یه لحظه آروم باش، این موضوع مهمه
با وکیلش حلوفصل کن. اگه جنگ میخواد، باهاش میجنگیم
راههای دیگهای هم هست. تو از بچگی میشناسیش
برای همین هم بود که بلافاصله بیرونش نکردم
ولی میخوام از اینجا بره
هرچی زودتر قضیه حل شه، سریعتر میتونیم بریم سراغ کارهامون
اگه موضعتون اینه، باید دنبال یه وکیل دیگه هم بگردید
من وارد این جنگ نمیشم. مشکلی نیست. برو، برو
میفهمم
یه وکیل پیدا میکنیم
اگه کسی رو سراغ دارید که پیشنهاد بدید
لعنتی
مادرت نمیاد؟
داره استراحت میکنه. پاش درد میکنه
قبل از برداشت باید ضدعفونیشون کنیم
No comments yet. Be the first to leave one.