Blacklight

Blacklight

下載 Farsi Persian 字幕

發布資訊

Blacklight 2022 720p/1080p BluRay x264 DTS-MT
Blacklight 2022 720p/1080p Bluray DTS-HD MA 5 1 X264-EVO
Blacklight 2022 720p/1080p BluRay 1400MB DD5 1 x264-GalaxyRG
Blacklight 2022 720p/1080p BrRip 2CH x265 HEVC-PSA
Blacklight 2022 BDRip XviD AC3-EVO
Blacklight 2022 720p/1080p BluRay HEVC x265-RMTeam
Blacklight 2022 720p/1080p BluRay x264 AAC-[YTS MX]
由 Prolator 評論 Prolator
█⫸ عرفان مرادی،کیارش نعمت گرگانی،امیر دلپسند، پرولیتور | DigiMoviez.com

標籤

bdrip
bdr
XviD
AC3
BDR
發布於: 2022-04-16
下載次數: 69
聽障人士: No

Farsi Persian字幕預覽

前 200 行。

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫دیجی موویز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید ‫DigiMoviez@

‫گوش کنین، دوستان!

‫اگه قرار باشه ‫با انگشت کسی رو نشون بدیم،

‫می‌دونیم کی رو باید نشون بدیم

‫اونا از اقتصاد رو به بهبود...

‫و بازار سهام در حال رشد، ‫به عنوان جلیقه ضدگلوله‌ خودشون استفاده می‌کنن

‫ولی پول کیه؟

‫- مال منه؟ ‫- نه!

‫- مال شماست؟ ‫- نه!

‫- نمی‌تونم صداتون رو بشنوم ‫- نه!

‫و با وجود این همه پولی که ‫پیش خودشون نگه داشتن،

‫جرأت کردن که ما رو

‫به نابودی جامعه ‫با سیاست‌هامون، متهم کنن

‫همون سیاستی که برابری ‫دستمزد برای زن‌ها رو می‌خواد

‫برابری نژادی برای همه

‫و بیمه درمانی برای همه

‫- ما چی میگیم؟ ‫- بازی تموم شده!

‫- دوباره بگین! ‫- بازی تموم شده!

‫- محکم بگین! ‫- بازی تموم شده!

‫اونا به ما میگن تروریست بومی

‫ولی خودشون دارن ‫قانون اساسی رو

‫با تهدیدات بی‌رحمانه ‫و جنگ سیاسی تفرقه انگیز خفه می‌کنن

‫اونا فقط دنبال پول و قدرت هستن

‫حالا ما یه حرف واسه گفتن داریم!

‫- بگو! بگو! ‫- بگو!

‫اگه رهبران دولت آمریکا

‫به مردمشون احترام نذارن

‫مردمشون هم به اونا احترام نمیذارن

‫سوفیا! ‫سوفیا! سوفیا!

‫سوفیا! ‫سوفیا! سوفیا!

‫زیرنویس از ‫عرفان مرادی، کیارش نعمت گرگانی، امیردلپسند، پرولیتور

‫ ‫

‫میشه...

‫بیخیال

‫خانوم. ‫شرمنده بابتش

‫- امیدوارم نمره بدی بهم ندی ‫- نه...

‫« بلک لایت » ‫

‫یالا، ترسوها!

‫- یالا! ‫- خفه‌شو!

‫- همه برن عقب! ‫- از اینجا برین!

‫!اون جاسوس عوضی رو میخوایم

‫آقا، نمی‌تونیم این کارو بکنیم. ‫حالا خواهش می‌کنم که برین عقب!

‫اون عوضی رو بدین به ما!

‫وگرنه شما و اون زنیکه رو ‫میدیم به خورد تی و رکس

‫باهم

‫- تو آدم رابینسونی؟ ‫- آره

‫- خدا رو شکر که اینجایی ‫- تو به پلیس زنگ زدی؟

‫معلومه که نه

‫حتماً وقتی با هفت‌تیرم ‫به سمت‌شون شلیک کردم

‫یکی بهشون زنگ زده

‫وحشت کردم

‫- چیکار کردی؟ ‫- من هیچ کاری نکردم

‫اگه اون روانی‌ها میخوان ‫تو رو توی یه چاله بسوزونن

‫حتماً اتفاقی افتاده

‫من تقریباً دو ساله که اینجام

‫و همیشه جلوی ‫این نژاد پرست‌های عوضی نقش بازی کردم

‫ولی دیگه داره میره رو اعصابم

‫سوتی دادم

‫چندتا چیز پیدا کردن

‫و اونو رسوند به من

‫بس کن. ‫مأمور ویژه دیویدسون

‫ازت می‌خوام حواست سر جاش باشه

‫فکر کردم وظیفه‌ی توئه

‫که منو از همچین شرایطی نجات بدی

‫درسته. ‫و این کارو میکنم

‫یالا، زنیکه! ‫بیا بیرون!

‫اینقدر احمق نیستین ‫که این حماقت رو انجام بدین

‫الانه که چندتا گلوله نثارتون بشه

‫قبل از اینکه به کسی شلیک کنیم ‫برین عقب!

‫کدوم‌تون دلش می‌خواد سرش سوراخ بشه؟

‫هی، بیاین مثل آتیش بازی ‫بهشون شلیک کنیم!

‫- عوضی ‫- حرکت کنین!

‫- برین! ‫- یالا!

‫- برین عقب! ‫- شیلنگ آب رو بیارین!

‫برو تو ماشین

‫سرت پایین باشه

‫یالا! ‫یالا!

‫ایول به مهارتت

‫ببین، میشه حرف‌های اضافه رو بس کنیم؟

‫داری رسماً از من کمک می‌خوای؟

‫چون اگه اینطوریه،

‫فکر کنم چندتا راه‌حل داشته باشم

‫خیلی‌خب، خودم حلش می‌کنم

‫بزودی صحبت می‌کنیم

‫رئیس دفتر رئیس جمهور

‫از کنترل معترضین ‫توسط پلیس محلی راضی نیست

‫نمی‌دونستم اف‌بی‌آی ‫مسئول...

‫معترضین کاخ سفیده

‫حداقل وقتی می‌خوان یه ‫کاری رو درست انجام بدن

‫می‌دونن به کی زنگ بزنن

‫اگه ازم بپرسی میگم تمام سیاست‌مدارها ‫دنبال چیزهای غیر قابل دستیابی‌ان

‫همه می‌خوان از بقیه بیشتر ‫در رأس کار بمونن

‫ولی باید باهوش باشن

‫و بدونن چی باعث شده ‫که اونا انتخاب شدن

‫ترس

‫وقتی مردم در مورد شغل‌شون...

‫پول‌شون، یا زندگی‌شون ‫ترسی داشته باشن

‫از عمو سم می‌خوان که ازشون محافظت کنه ‫

‫پس اگه این سیاستمدارهای مسخره

‫می‌خوان حساب معترضین رو ‫کف دست‌شون بذارن

‫باید اونا رو بترسونن

‫خوبه که تو رو دارن، گیب

‫اگه فقط یه چیزو یاد گرفته باشم

‫این شغل همش در مورد ‫پیدا کردن راه‌های خلاقانه برای برقرار کردن صلحه

‫پس...

‫دیویدسون

‫خیلی ترسیده بود

‫اونو پیش یه بیمارستان پیاده کردم

‫تا تمیزش کنن ‫و ازش مراقب کنن

‫همیشه چندتا مشکل باهم به وجود میاد

‫این پوشش‌ها ‫مثل پرنده‌هایی هستن

‫که مدام با سر میرن تو پنجره

‫کلی سرگیجه میگیرن ‫و تلو تلو میرن

‫ولی بالاخره سر عقل میان

‫آره، بیشتر مواقع

‫چقدر حیف

‫شانس آوردیم از اونجا آوردیمش بیرون

‫من که اسم اینو شانس نمیذارم

‫بهش میگم یه مأمور کار درست. ‫مثل تو

‫مثل همیشه...

‫ممنونم ازت که این کارو عملی کردی، ترویس

‫- سلام، پرنسس ‫- بابابزرگ!

‫- کجا رفتی؟ ‫- داشتم اطراف رو می‌دیدم

‫- همه‌جا امنه؟ ‫- همه‌جا امنه

‫بیا بریم کیک بخوریم

‫- توی خونه تو بمونیم؟ ‫- می‌خوام سعی کنم یه زندگی معمولی داشته باشم

‫بیشتر توی شهر باشم

‫بیشتر تو دنیاش شریک باشم

‫بازنشسته شدی؟

‫گیب با این نقشه موافقه؟

‫آره، هنوز جرأت نکردی اینو بهش بگی

‫به این سادگی‌ها نیست. ‫ولی بزودی بهش میگم

‫بازش کن. ‫بازش کن

‫- یه کیفه؟ ‫- وای!

‫شاید یک یا دو آخر هفته در ماه

‫روزهای فرد ‫اگه بتونیم باهم هماهنگ کنیم؟!

‫تو به اندازه کافی ‫مشغول بیمارستان هستی

‫اینطوری می‌تونم یکم بهت کمک کنم

‫و واسه اونم خوبه

‫- راهشو بلدی؟ ‫- خودش پیشنهاد داد

‫اون از من خوشش میاد

‫ضمنا، به نفعشه که یه مرد به طور دائم...

‫تو زندگیش نقش داشته باشه

‫بابا، رابطه من رو مسخره می‌کنی؟

‫به هیچ وجه

‫فرار کردن اون به درد نخور که تقصیر تو نیست

‫شاید همین‌طور باشه، ‫ولی... به نظرم لزومی نداره...

‫کسی که صلاحیت کافی نداره، ‫تو زندگیش نقش داشته باشه

‫اون‌قدرها هم بد نیست

‫- چندتا خروجی داره؟ ‫- خروجی؟

‫این ساختمون رو می‌گم. ‫چندتا خروجی داره؟

‫چیه؟ چیه؟

‫خودش گشت می‌زنه... ‫می‌ره کل درهای...

‫خونه رو بررسی می‌کنه ‫که قفل باشن

‫خوبه

‫سر هر ساعت بررسی می‌کنه

‫ممکنه ارثی باشه

‫شاید، شاید هم از تو یاد می‌گیره

‫راستش، قفل در تازه اولشه

‫بعدش می‌ره سراغ پنجره‌ها، ‫اجاق گاز، برق خونه،

‫بعدش هم چشم به هم می‌زنیم ‫و دم تولد ده سالگیش...

‫می‌گه یه «برتا» می‌خواد

‫بهتره دو سال بعدش بخواد

‫ببین، دارم ردیفش می‌کنم دیگه

‫اوضاع تحت کنترله

‫به‌علاوه، بدگمانی به نفع آدمه

‫آدم که اصلا خبر نداره ‫چه روانی‌هایی دورش هستن

‫صرفا دارم ابزار محافظت ‫از خودش رو در اختیارش می‌ذارم

‫اشتباهت همین‌جاست

‫خیال کردی فقط باید ‫ازش محافظت کنی؟

‫در واقع، احتمالش هست که خودت...

‫دیوانه‌اش کنی

‫سه تا داره. شاید هم پنج‌تا داشته باشه

‫ورودی اصلی که هست ‫خروجی مخصوص آتش‌سوزی سمت راسته

‫بخش بارگیری پشت ساختمونه

‫اگه پنجره‌های مستراح رو حساب کنیم، ‫دو تا خروجی دیگه هم اضافه می‌شه

‫ببین، من شوهر یا پدر خیلی خوبی نبودم...

‫و نمی‌تونم این مسئله رو عوض کنم

‫ولی اگه بهم فرصت بدی،

‫ترجیح می‌دم تمام تلاشم رو بکنم ‫که پدربزرگ خوبی باشم

‫به فکر ناتالی هستی یا به فکر خودت؟

‫ممنون بابابزرگ. خیلی دوستش دارم!

‫خواهش می‌کنم عزیز دلم

‫وای

‫«واشینگتن نیوز سایکل»، بفرمایین

‫پاس بده

‫- پاس بده دیگه! ‫- درو

‫آره، مرگ سوفیا فلورز خیلی غم‌انگیزه

‫کسی که مخالفتی نداره.

‫ولی اگه بخوایم اداره پلیس رو به خاطر...

‫عدم اعلام نام مظنونین ‫یا ارائه مدارک جنایتکار خطاب کنیم...

‫که خبر حساب نمی‌شه

‫دارن کارشون رو می‌کنن دیگه

‫بیش از یه ساله که من دارم ‫راجع‌بهش مطلب می‌نویسم،

‫چون صدای نسلی خودش...

‫و رهبر جنبشی بود ‫که خواستار تغییر واقعی بوده،

‫ولی ثمره کارش این شد ‫که بهش زدن و در رفتن

‫دلیلی نداریم که بخوایم فرض کنیم صرفا...

‫بدشانسی نیاورده و بدموقع ‫از جای نامناسبی رد نشده

More Farsi Persian subtitles for Blacklight

評論

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left