前 200 行。
سباستین، دستهی 7م
پاسگاه 2020، واحد 41 ایستگاه رادیویی ساحلی
سَن سیر سور لوآر
وینسنت اُلیویر
دستهی 37م، پادگان 75
واحد کارآگاهی بردو
تُف...
- چند تا واحد کارآگاهی دیگه مونده؟ - یکی، تو پاریس
جولین پیمپو، 15م، من پاسگاه 4030 رو انتخاب میکنم
یگان امنیت عمومی منطقه 1
یگان امنیت عمومی 4030، تایید شد
پلیس محلی 4023. تایید شد
پتارد، استفان
پاسگاه 78، واحد کارآگاهی دیژون
شماره 78. واحد کارآگاهی دیژون. تایید شد
آقای دِقوئه
آنتُن دقوئه، من پاسگاه 4004 رو انتخاب میکنم. بخش دوم، واحد کارآگاهی پاریس
4004، بخش دوم، واحد کارآگاهی پاریس. تایید شد
اینجا همه در دوران حرفهای خود روزهای خوشی را پشت سر میگذارند
گرچه لحظات دشواری نیز در کار است
اکنون با دلیری، حس مسئولیتپذیری
و ضوابط سختگیرانه
راه خود را پی بگیرید
میدانم که از آزمون وفاداری سربلند بیرون خواهید آمد
سلام، بابا
محشره
بهم میآد؟
با این لباس خیلی خوشتیپ شدی
- ازش بیزارم - راستی که بهت میآد
خیلی خوشتیپ شدی
- کلاهت بهت میآد - مال تو، هدیه
نه بابا! همین یک پلیسی که تو خانواده هست کافیه
چرا خب؟ اگه میخوای نگهش دار
- نه، دست خودت باشه - ای بابا، برش دار دیگه
من قراره لباس غیرنظامی بپوشم
چه حیف. خیلی به تَنت نِشسته
- اوضاع چطوره؟ - خوب، تو خوبی؟
- منتظرند - الان میآم
کارت من
ممنون
خشاب
گلوله
تفنگت
مشتاق دیدار. پس راستیت داره؟
طاقت نیاوردم
ایشون خانم اَبَرپُلیسه. دختر یک اَبَرپُلیس
اگه تو گروه ایشون باشید، بُردید
حالا پیازداغش رو زیاد نکن
شماره عطف و ساخت سلاحهاتون رو بنویسید
بریم پیش رئیس
کارلین وودو
دو ساله که نمیتونم تصور کنم
- پشت میز کار نشستی - سه سال
چرا این بخش رو انتخاب کردی؟
برای مرکز فرماندهی درخواست داده بودم. انگاری از سرم زیاد بوده
بسیار خوب
خوشحالم که اینجا کنار مایی
امیدوارم همهچیز خوب پیش بره
پیش میره، نگران نباش. دو ساله لب به مشروب نزدم
بسیار خوب
پیش از این که بخش رو بسپریم بهتون
برید سری به همه گروهها بزنید
کدومیکی همراهتون باشه؟
نمیدونم... ستوان جوان
معرفیتون میکنم
گرچه ظاهرش غلطاندازه، اما ایشون متهم نیست
سروان براداد. سولو، پشت سر علی بابا هم صداش میکنن
- فرمانده وودو، ستوان دقوئه - خوشحال ام
ستوان نیکُلا مُقبه، فرمانده وودو، ستوان دقوئه
سولو، بیا اینجا
خوش تشریف آوردید
ستوان پاتریک بلوال
سرکار لویی ماله
ایشون از همکاران نیست، خبرچین عزیزمه
باید نهایت تلاشتون رو بکنید
تا مودب و خوشرفتار باشید
میدونم که در چنین فضایی کار خیلی آسونی هم نیست
تا شما آشنا بشید
من میز شما رو نشونتون بدم
قهوه، خانم؟
- به-درد-بخوره؟ - نه راستش
آخه بوفه بستهست
پس باشه برای بعد
- چم و خم کار رو نشونتون بدم؟ - خیلی خوب
این یا اونیکی؟
فرقی ندار، اونیکی
بهترینه
- شاید یک قهوه هم خوب باشه - براتون میآرم
اگ شد، یک کیسهی زباله هم بیارید
میآرم
بازداشتگاه مستان. همهچیزش بیرونه
کلید برق و حتی آبریز
این هم از توجیهات بوی گُه
- سلام، گی، خوبی؟ - آره
ایشون آنتُنه، تازهوارد تیم ماست
آقای آجی، حال شما؟
من رو یادتونه؟ بازداشتیِ قدیمی
اوضاعم خوبه
سربهراه شدی، هان؟
دیگه گذشت
- گذشت؟ با نهارت کیف کن - ممنون
- سلام، رئیس - خوبی؟
خوبم، ممنون
کوسکوس یا استیک و چیپس؟
تومنی دوزار فرق میکنه. خوبه
تاسکباب خرگوش
کوسکوس
همه کوسکوس؟
حتم دارم به رئیس ستاد هم همین رو میگفتی
گی ژرژ میتونه تو اتاق ملاقات در و داف بزنه زمین
و کیرش رو دَهَنی کنه
در و داف کجا بود، فقط یک دخترهست که خوش داره بغلش بخوابه
یعنی، حتی از فک و فامیلش هم نیست
- میآد ملاقاتش - دوستش داره
دلش بچه میخواد و عروسی و فلان
به نظرت طبیعیه؟
خب او هم حق داره شوهر کنه
چرا؟
قانون حکم میکنه، تو فرانسه قوانین هم داریم دیگه
بره زیر یک سگ یا اسب بخوابه سنگینتره!
بحث اصول اخلاقیه، نه قانون
بابا! طرف قاتل زنجیرهایه
حالا او هم ترتیب یکی رو بده، تو چرا بهت برخورده؟ بالاخره حقشه
حبس ابد خورده ها
از دست راستی، داری به راسط افراطی بدل میشی
- آخه پذیرفتنی نیست... - کافیه...
57 سالگی باز میآد بیرون و شروع میکنه
خب میخوای به خاطر گل روی تو دوباره حکم اعدام رو بیاریم روی کار
حرف من این نیست...
فقط میخوام قاتلهای سریالی چفت و بستِ سفت و سختی بخورن
واقعا نوبره، باید دعا کنیم حداقل بچهدار نشن
اما خب او بچه میخواد
بخواد یا نخواد، به تو چه؟
حبسش رو میگذرونه، آروم میگیره
حالا مگه ترتیب کسی رو بده و یک بچه هم بکاره چی میشه؟
اینجوری امنیت شغلی ما هم تامین میشه!
حالا فکر نکنی هرروز از این خبرهاست
معلومه، اون هم با وجود وودو!
- مگه چیه؟ - رئیسه دیگه
انگاری چشمش رو گرفته!
- نه بابا، من که متاهل ام - آره، معلومه
خب؟
تا گُربه گَرمِ کاره...
من "زیرِ سن" حساب میشم
یعنی که چی؟
- یعنی خیلی جوون ام - خیلی جوونی؟
برای او خیلی جوونم
کونش عین مالِ رقاصههاست
هیکل جمع و جور و مامانی...
هیچی نگم بهتره
چرا اینجا خزنده نگاه میدارید؟
اعصابم آروم میشه
دوست ندارم هیچ جونوری رو اسیر ببینم
ماهی توی تنگ هم خیلی بده
خودت نونت رو از زندونی کردن عربها و سیاهها درمیآری
اگه به خاطر مارمولکها ماتم بگیری، به جایی نمیرسی
این پرونده رو رنگی ببینی بهتره
کار زنشه، اما هیچ مدرکی نداریم
دفعه بعد که بیاریمش اینجا، بَند رو آب میده
اگه گوشت برات سنگینه، برو تو دایره مواد مخدر
این رو میخوای؟
نه، دستت باشه
- سلام - سلام، خانم
باید آنتُن باشی
- و شما؟ - لویی
بفرمایید، براتون قهوه گذاشتم
بفرما
من به پلیسکوچولوهای زیادی خونه دادم
بعضیهاشون الان به بالابالاها رسیدن
گاهی میآن دیدنم
روزی که من سرم رو بگذارم زمین، پلیس به دردسر میافته
درجهت چیه؟
ستوان ام
ستوان، سروان، عین ارتش میمونه
منظورم این نیست که از ارتش خوشم نمیآد
"بازرس"
یاد ژول مگره میافتم
حسابی خیط کاشتید
بیایید تیراندازی دقیق تمرین کنیم. تفنگها در جلد، همگی
نفری چهار گلوله
عجب آدمیه
آماده؟
- یک، آماده - دو، آماده
حیلی خوب، گلنگدنها عقب، همگی
تفنگها در جلد
تفنگها غلاف. ببینیم نتایج چجوری شد
من که گند زدم
بهتر شد، حالا بیدار شد
خداوندا! آرامشی عطافرما تا بپذیرم آنچه را که نمیتوانم تغییر دهم!
شهامتی که تغییر دهم، آنچه را که میتوانم
و دانشی که تفاوته این دو را دریابم
بله، ژان
سلام، اسم من ژانه و یک میخواره
به کسانی که نمیشناسمشون خوشآمد میگم
واقعا متاثر شدم، چون دیروز نُهساله شدم
احساس میکنم که چیزی تغییر نکرده، و مثل سابق ام
درسته، نُه ساله که پاک ام
اما همچنان همونجا زندگی میکنم، به روال سابق
میلیونر هم نشدم
و وقت و بیوقت از کوره درمیرم
No comments yet. Be the first to leave one.