Under a Dark Sun

Under a Dark Sun (Soleil noir)

下載 Farsi Persian 字幕

第 1 季

發布資訊

Under a Dark Sun S01E02 Someone Knew 1080p NF WEB-DL AAC5 1 H 264
Under a Dark Sun S01E02 1080p NF WEB-DL AAC5 1 H 264
由 NESTED 評論 NESTED
🔥Mr. Rocky | T.me/NestedSub 🔥

標籤

webdl
發布於: 2025-07-09
下載次數: 98
聽障人士: No

Farsi Persian字幕預覽

前 200 行。

‫تقدیم به تمام پارسی‌زبانان

NESTED ‫با افتخار تقدیم می‌کند

‫ببخشید.

‫معذرت می‌خوام که یهو سرزده اومدم، ولی...

‫از اونجایی که به کلی پیام ‫و تماس من جواب نمی‌دی...

‫بئاتریس، حالت چطوره؟

‫خب، عالی! تو اوج حال.

‫حالا که یکی نیست کل شب تو گوشم خروپف کنه، ‫خیلی خوب می‌خوابم.

‫خیلی ممنون.

‫شنیدم داری اقامتت رو تو این منطقه ‫طولانی‌تر می‌کنی. راسته؟

‫آره، راسته.

‫مزون اوریس شاید زیادی تند ‫گزینه‌های دیگه رو رد کرده.

‫- لاسرها تنها پرورش‌دهنده‌ها نیستن. ‫- هوم.

‫ولی هیچ‌کس دیگه نمی‌تونه ‫موفقیت عطرای پرفروشتون رو تضمین کنه.

‫اسم اون عطری که باهاش پولدار شدید چی بود؟

‫بوی خیلی خوبی می‌ده.

‫و اتفاقاً با گلی که من پرورش دادم ساخته شده.

‫گلی که من تولید کردم.

‫عمر.

‫بیا من و تو قرارداد رو دوباره بررسی کنیم ‫و امضا کنیم.

‫می‌تونه به همین سادگی باشه.

‫نمی‌تونیم امضا کنیم و خودتم می‌دونی.

‫با مرگ آرنو و یه وارث دیگه،

‫همه‌چیز خیلی پیچیده شده.

‫- «وارث». آره، معلومه. ‫- بذار خیلی واضح بگم.

‫تا وقتی مطمئن نشیم ‫اون زن وارث قانونی‌ست یا قاتل...

‫یا قاتل...

‫قراردادمون کنسله.

‫به‌زودی...

‫اون دیگه مشکل نخواهد بود.

‫لطفاً! کمک!

‫یکی کمک کنه!

‫زیر آفتاب تاریک

‫لعنتی! یالا دیگه!

‫لئو.

‫لئو، دوستت دارم.

‫خانوم.

‫سلام.

‫مواظب باش، خانوم. بفرما.

‫بچه‌م.

‫تو همه‌چیز رو نمی‌دونی، آلبا.

‫- چرا اینو می‌گی؟ ‫- خودت می‌دونی چرا.

‫همیشه می‌دونستی.

‫هی.

‫آروم باش. همه‌چیز روبراهه.

‫- چی شده؟ ‫- تو بیمارستانی.

‫ولی نگران نباش، ‫انگار دیگه از خطر جستی.

‫چی شد؟ تو کی هستی؟

‫صبح زود رفتم سر قبر آرنو لاسر.

‫داشتم از کنار قبر می‌رفتم...

‫کمک! یکی کمک کنه!

‫وقتی تابوت رو باز کردم، ‫تو رو بیهوش داخلش پیدا کردم.

‫- باید پسرمو ببینم، باشه؟ ‫- باید با پلیس حرف بزنیم.

‫- یکی سعی کرده تو رو بکشه. ‫- نه. باید پسرمو ببینم.

‫دوباره زنگ می‌زنم.

‫- جواب بده. ‫- این آلباست. در دسترس نیستم...

‫داری چیکار می‌کنی، لعنتی؟

‫مامان! مامان.

‫ترسیده بودم.

‫خب چی شد؟

‫کجا بودی؟

‫همه‌چیز روبراهه.

‫الان نه.

‫صبر کن!

‫ببخشید. شما کی هستی؟ ‫دارم باهات حرف می‌زنم، لعنتی!

‫- می‌تونم بیام تو؟ ‫- هوم.

‫آسیب دیدی؟

‫برام کتابتو می‌خونی؟

‫«ربودن پرسفونه.»

‫«پرسفونه دختر زئوس ‫و دمتر، الهه برداشت محصوله.»

‫لوسی.

‫لوسی؟

‫- هوم؟ ‫- مطمئنی حالت خوبه؟

‫آره، حالم خوبه!

‫اوم، خوبم.

‫- همه‌چیز داره خوب پیش می‌ره. ‫- باشه.

‫به هر حال، داشتم می‌گفتم ‫رفتیم یه بار خیلی باحال

‫که درست روبروی خونه‌شه،

‫بعد یه یارو بود...

‫بیا.

‫ژاک، چی شده؟

‫یه سورپرایز دیگه تو وصیت‌نامه نیست، ‫مطمئنم؟

‫چی؟!

‫الو؟

‫مامان؟ منم.

‫اگه زنگ زدی که از بابات گدایی کنی، ‫فایده نداره.

‫اون داره برای سرپرستی کامل اقدام می‌کنه، ‫و منم ازش حمایت می‌کنم.

‫معلومه که این کارو می‌کنی، ‫ولی برای این زنگ نزدم.

‫خب چی می‌خوای؟

‫یادت میاد وقتی اومدی بخش زایمان؟

‫اون روز اومدی پیش لئو، ‫و شروع کردی به گریه.

‫اون‌قدر گریه کردی که... ‫ن حتی نمی‌تونستی بغلش کنی.

‫تا حالا اون‌جوری ندیده بودمت.

‫یادمه، بهم گفتی،

‫«تو همه‌چیز رو نمی‌دونی، آلبا.»

‫منو ول کردی و بعد... ‫دیگه هیچ‌وقت دربارش حرف نزدی.

‫من چی رو نمی‌دونم، مامان؟

‫منظورت چی بود؟

‫- الو؟ ‫- تو...

‫اینجام.

‫چی از من قایم می‌کنی؟

‫مامان؟

‫مامان، یالا، چیه؟ ‫یکی داره می‌گه بابامه.

‫این چیزی بود که می‌خواستی بهم بگی؟

‫- که به بابا خیانت کردی؟ ‫- نه.

‫نه، من هیچ‌وقت با مرد دیگه‌ای نخوابیدم.

‫خب، پس چی؟

‫حقیقت اینه، آلبا،

‫تو رو من و بابات به فرزندی قبول کردیم.

‫تو دختر بیولوژیکی ما نیستی. ‫مادر واقعی‌ات ناشناس بود،

‫و بابات منو قسم داد که...

‫...به هیچ‌کس نگم.

‫اون خیلی حالش بد بود ‫چون نمی‌تونست بچه‌دار بشه، پس...

‫من قبول کردم چون دوستش داشتم.

‫اون می‌خواست وانمود کنیم تو مال مایی.

‫منو ببخش. لطفاً منو ببخش.

‫هر صبح که بیدار می‌شم ‫نمی‌دونم خدا برام چی تدارک دیده.

‫خیلی گرم می‌شه؟ خیلی سرد؟

‫خیلی مرطوب؟ خیلی خشک؟

‫یا هوا خوب می‌شه؟

‫این املاک... همه چیزیه که دارم. ‫همه چیزیه که هستم.

‫پس باید ازش محافظت کنم.

‫هر قیمتی که باشه.

‫من هیچ‌وقت ازت نخواستم بیای اینجا، آلبا.

‫من نمی‌شناسمش!

‫و با این حال، از امروز صبح، ‫یه‌چهارم اموالش مال توئه.

‫می‌بینی اگه بی‌گناه شناخته بشی، ‫یه بخشی از ارث بهت می‌رسه؟

‫و بابات داشت قایم می‌کرد

‫یه گودال مالی ۱۰۰٬۰۰۰ یورویی ‫علاوه بر بقیه.

‫ببخشید، ولی این یه کابوسه.

‫بابا ۱۰۰٬۰۰۰ یورو بدهی رو از همه قایم کرده بود، ‫به علاوه ۵۰۰٬۰۰۰ که قبلاً بدهکاریم.

‫جدی، اگه بانک بفهمه، کارمون تمومه.

‫داری ضعیف بازی می‌کنی.

‫اگه مایونز رو محکم‌تر هم نزنی، ‫وا می‌ره.

‫بیا دیگه، لوسی.

‫خب، پس ما عملاً بابا رو نمی‌شناختیم.

‫- دیگه چی قایم کرده بود؟ نئونازی بود؟ ‫- و تو نمی‌دونستی؟

‫قرار بود تو اینجا حساب کتابا رو نگه داری.

‫ژاک بهت گفت وام‌دهنده‌ها کی‌ان، متیو؟

‫یه گروه مشکوک، گراس هورایزن. ‫نمی‌دونیم کی اداره‌ش می‌کنه. اون روش کار می‌کنه.

‫به‌زودی می‌تونیم پسش بدیم، ‫وقتی با اوریس قرارداد ببندیم.

‫نه.

‫قرارداد کنسله.

‫تا وقتی این موقعیت حل نشه، ‫اوریس داره کنار می‌کشه.

‫- «موقعیت»؟ ‫- اصلاً حواست بوده، هان؟

‫بچه حرامزاده‌ای که آرنو داشت، لوسی! ‫دختری که کشتش!

‫ولی حالا دیگه خیالمون راحته، نه؟ ‫دختره تو زندانه و از ارث محروم شده.

‫- می‌رم میز رو بچینم. ‫- اوه، نشنیدی؟

‫پلیس ولش کرد. ‫و می‌دونی باید از کی تشکر کنیم؟

‫دختر روح‌مانندت.

‫وکیل پرونده‌های ناامید.

‫آره، فهمیدم، من...

‫بشقابام از دست تو هم در امان نیستن؟ ‫چطور انقدر می‌تونی دست و پا چلفتی باشی؟

‫- نمی‌فهمم، ولی اون دخترمه... ‫- بیا اینجا!

‫لعنتی. چی؟

‫سورپرایز.

‫- گمشو بیرون وگرنه قسم می‌خورم... ‫- نه، اشکالی نداره. به پلیس زنگ می‌زنم.

‫نه!

‫درسته، بئاتریس.

‫بدون پلیس، بدون رسوایی.

‫بیا کثیفیامونو تو خانواده نگه داریم.

‫هوم. بدون تو، اون موقع.

‫همه این کارا برای چیه؟

‫عدالت.

‫بهم حمله شد، برام پاپوش درست کردن، ‫و زنده به گور شدم.

‫ولی می‌دونی چی می‌گن،

‫«اون چیزی که نکشتت، ‫از قبل قوی‌ترت می‌کنه.»

‫خب، حداقل این یه کلیشه نیست. ‫می‌خوای اینو تتو کنی؟

‫می‌خواستی من ساکت بشم.

‫ولی من هیچ‌وقت این‌قدر مصمم نبودم.

‫عالیه.

‫ولی فعلاً، خیلی دوست دارم ‫گمشو از خونه‌م بیرون!

‫بئاتریس، تو نمی‌فهمی.

‫اگه این مال توئه... پس مال منم هست.

‫خودت می‌دونی وصیت‌نامه چی گفته.

‫پس، مگه اینکه دوباره بخوای منو بکشی، ‫اینجا کاری از دستت برنمیاد.

‫راست می‌گه، مامان.

‫می‌بینیم.

‫بالای این منطقه،

‫تا اینجا،

‫قطعه منه.

‫می‌خوای برام کار کنی؟

‫- همه‌چیز رو پنجاه‌پنجاه تقسیم می‌کنیم. ‫- اون یه انگله. بهش گوش نده!

‫حضورش اینجا فقط موقتیه.

‫پلیس گناهکار بودنشو ثابت می‌کنه، ‫و تو زندان،

‫می‌تونه هرجور دوست داره خودنمایی کنه.

‫هی، بئاتریس!

‫کی قراره بهشون بگی ‫ثروتت رو از دست دادی؟

‫چی... چی داری...

‫راسته، مادام؟

‫لطفاً، التماستون می‌کنم. ‫یه کلمه هم باور نکنید.

‫تنها چیزی که ازتون می‌خوام ‫اینه که بهم اعتماد کنید.

‫همون‌جوری که همه‌تون ‫به آرنو اعتماد کردید.

‫نگران نباش.

‫- خانم لاسر، سلام. ‫- سلام.

‫خیلی کار قشنگی نبود ‫که از من چیزی قایم کنید.

‫اینجا یه حکم بازرسی برای املاکه.

‫لطفاً امضاش کنید. قراره هر گوشه ‫از املاکتون رو بگردیم

‫تا سلاح رو پیدا کنیم.

‫اگه دنبال قاتل می‌گردید، ‫اون اونجاست.

Under a Dark Sun subtitles in other languages

評論

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left