The Artful Dodger

The Artful Dodger

下載 Farsi Persian 字幕

第 1 季

發布資訊

The Artful Dodger S01E06 720p HEVC x265-MeGusta
由 HosseinTL 評論 HosseinTL

標籤

720p
720
x265
HEVC
web
1080
x264
480p
480
XviD
發布於: 2023-11-29
下載次數: 40
聽障人士: No

Farsi Persian字幕預覽

前 200 行。

‫رام هلویی برای مناطق استوایی

‫لطف کردی

‫جدی جدی از این آدما خوشت میاد، نه؟

‫آره. چرا نیاد؟

‫می‌بینم که بیگ کیت و پسرش آلفی ‫وضعشون خوبه

‫یعنی اینکه اون بیرون چیزایی بیشتر ‫از عنبرسائل...

‫فگین، فقط از پولت لذت ببر ‫و رام‌ات رو بنوش

‫دارم می‌خورم. دلیل نمیشه کار نکنم. ‫دزد اینجوری تیز می‌مونه

‫نه. ممنون

‫هنوزم به اون دامن‌خوشگل فکر می‌کنی؟

‫حالا کی حواسش از هدف مقدس نوشیدن پرت شده؟

‫صحنه پرنشاطیه، مگه نه؟

‫بله. و متأسفانه داره بدتر هم میشه قربان

‫این آهنگ رو می‌شناسم

‫نظم از بین رفته قربان

‫وقتشه پرگنه رو از این تباه‌های وحشی پاک کنیم

‫بله. کسی باقی خواهد موند؟

‫اونهایی که به نجاتشون امید هست ‫رو به سمت رستگاری هدایت می‌کنیم

‫ولی با محدودیت الکلی

‫خدای من. تند نرو رفیق!

‫طبیعتا شما رو شامل نمیشه قربان

‫به افرادم میگم الکل رو مصادره کنن

‫که بعد از این کار تبدیل میشه ‫به دارایی تاج‌وتخت

‫و بعدش می‌تونین هر کاری می‌خوای باهاش بکنین

‫شامل اون شراب بوردو سال 23 هم میشه؟

‫قطعا همینطوره

‫اون کنیاک معرکه‌ی توی بلو دراگون چی؟

‫بخصوص کنیاک توی بلو دراگون

‫کاملا درسته

‫باید در مورد این مشکل الکل یه کاری بکنیم

‫دیگه از کنترل خارج شده

‫قلدر توی کوچه! آهنگه همینه

‫پس اجازه میدید که این سیاست رو اجرا کنم قربان؟

‫بله، بله، فکر کنم

‫فقط یادت باشه گینز، اعتدال

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫FilmKio@

‫با من بیا

‫آلفی!

‫بیا اینجا!

‫دست از این مسخره‌بازی بردار!

‫بیا اینجا

‫از سر راهم برو کنار بدبخت لاغرمردنی

‫- این حمام خونه گینز ‫- ببرش

‫من دکترشونم، و مشخصه که بهم نیاز دارن

‫می‌دونم کی هستی

‫یالا!

‫تمام الکل رو توقیف کنید!

‫نه!

‫این دیوانگیه!

‫هر کی می‌تونی رو جمع کن

‫- زانوم ‫- می‌تونی راه بری؟

‫تیم، یه کمکی بهم بده!

‫از امروز به بعد، ‫هر نفر هر روز یک نوشیدنی حق داره بخوره

‫که به طور انحصاری توسط ‫سررشته‌دار دولتی ارائه میشه

‫یه سوپرایز براتون دارم قربان

‫به این میگن یه شب خاص

‫ببین چی پیدا کردیم

‫بیگ کیت ویلدرکینز، ‫دومین فرد تحت‌تعقیب پرگنه

‫لقب «راهزن» رو ترجیح میدی ‫یا «دزد جنگل»؟

‫برای حکم مرگت لازم دارم

‫بنظرت خوشش میاد؟

‫باید بیشتر ماکارون برمی‌داشتم. ‫رینفورد عاشق ماکارونه

‫- پرستار بگت، دکتر داکینز اینجاست؟ ‫- جمعه شب؟

‫رفته کت اند بگپایپس برای ویزیت خانگی

‫یه نگاه زیرچشمی به اسنید بکنم؟ ‫نظرت چیه؟

‫هیچی واقعا. ‫اسنید برای تو مناسب نیست

‫علاقه‌ش به ما صرفا سیاسیه

‫فقط می‌خواد با دختر یه فرماندار ازدواج کنه

‫و بشه جراح ارشد

‫و همین الانشم از من خواستگاری کرده

‫اوه

‫فنی، اون حاضره با هر کدوم ‫از اعضای این خانواده ازدواج کنه،

‫از جمله پدر یا سگمون

‫پس روز خوشبختیت کِیه؟

‫روز خوشبختی روزی بود که ردش کردم

‫باید جیب‌هام رو پر سنگ کنم ‫و برم تو دریا

‫دریا اون طرفه

‫برای اطمینان می‌پرسم. ‫اسنید هنوز مجرده؟

‫ماکارون نارگیل، کیک میوه‌ای ‫و شیرینی مربایی هم داریم

‫و این ژله فلفلیه

‫خودم درست کردم که به بهبود حالت کمک کنه

‫چه خوب. بانو بل، حالتون خوبه؟

‫ولی خیلی فلفلیه

‫از کسی که تصمیم گرفت ‫یه دوئل بی‌فایده بکنه بهترم

‫تا حالا درستش نکردم

‫حتی مطمئن نیستم که ‫برای ژله نعنایی بوده باشه

‫فلفل یکم زیاد از ظرف بیرون ریخت

‫پات بهتر شده؟

‫پس هنوز درد می‌کنه

‫فقط یه ذره بچش

‫بله، خیلی...

‫ای وای

‫دهنم داره آتیش می‌گیره

‫زودباش. این طرف

‫یالا، زود

‫کمپرس سرد بذار روش. ‫اونو ببند

‫چند تا دکتر اینجا بود بد نمیشد

‫دکتر داکینز

‫بانو بل. میشه ببریش تو بخش؟

‫اصلا هوشیار هستی؟

‫مستم

‫یکم از استاد کمتر مست باشی ‫هوشیار حساب میشی

‫وسایلت رو جمع کن. ‫تو بخش لازمت دارم

‫آپوتی، بیارش اینجا

‫جیم شدی

‫فرار کردم. اینا سرعتشون فرق داره

‫ببین چی کش رفتم

‫قشنگ نیم اونس اخرا اینجاست

‫همونطور که همیشه گفتم ‫«هیچوقت فرصتی رو به باد نده»

‫واقعا؟ چون بنظر میاد ‫وسط هرج و مرج

‫داری برای هیجان ملت رو غارت می‌کنی

‫خب، زندگی به خوشی هم نیاز داره

‫راستی حرفش شد، ‫شنیدم مشروبات پرگنه...

‫الان نه

‫پس بعدا گپ می‌زنیم

‫قربان، گینز به مردم شهر حمله کرده

‫ای وای. بله

‫شراب دارویی‌ای داریم؟

‫- امروز مال من تموم شد، و... ‫- قربان، شنیدین چی گفتم؟

‫اون و افرادش کل شهر رو کتک زدن

‫- چی؟ ‫- الکل رو هم قدغن کرده

‫چی؟ یا خدای بزرگ!

‫استخوان ران شکسته. ‫یه مقدار مورفین بهش دادم

‫شما جواز تجویز دارو دارید بانو بل؟

‫نه، اما پدرم رئیس شماست

‫بله. در مورد مورفین درست میگه

‫خیلی‌خب، برای ماهیچه‌کشی وقت نداریم

‫بانو بل، میشه اون قطعه رو بدین گاز بگیره؟

‫آپوتی، نگهش دار تا من عمل رو انجام بدم

‫و...

‫می‌کشیم و می‌چرخونیم

‫- آفرین استاد ‫- بخاطر نبود الکله بانوی من

‫همه‌چی رو به طرز آزاردهنده‌ای واضح می‌کنه

‫پسره احتمالا از خونریزی می‌میره داکینز

‫همچین شکستگی‌ای معمولا ‫شاهرگ‌ها رو می‌زنه

‫ترجمه از حسین رضایی ‫ H o s s e i n T L

‫کار دیگه‌ای از دستمون برنمیومد

‫بخصوص با خونریزی‌ای با این شدت

‫- هتی، اصلا غذا خوردی؟ ‫- وقت نیست

‫سروان گینز، ‫من حتما با پدرم صحبت می‌کنم!

‫اومدی کارشون رو تموم کنی؟

‫یه چشم کور شده،

‫یه جمجمه ترک برداشته، ‫و یه سرخرگ رانی پاره شده!

‫تمام اینها نتیجه مقاومت در برابر ‫اجرای قانونی یک حکم بوده

‫این آلفی ویلدرکینز جوانه اگه اشتباه نکنم

‫امروز واقعا روز خوبیه

‫می‌خوام افراد مسئول این جریان ‫محاکمه نظامی بشن

‫خب، مسئولش منم

‫پس باید به فرماندار بگی ‫که دست راستش خلافکاره

‫بله. فکر خیلی خوبیه

‫دستگیرشون کنید. ‫اونا شریک جرمن

‫- خیلی‌خب، تو. با من بیا ‫- نه

‫- پاشو ‫- نه

‫به مراقبت پزشکی نیاز دارن. ‫نمی‌تونم بذارم بیمارهام رو ببری

‫هیچوقت بیمار تو نبودن بانو بل. ‫اونا زندانی‌های منن

‫برو کنار

‫پدرت خیلی مراعاتت رو می‌کنه. ‫اگه دختر من بودی...

‫فرار می‌کردم. مثل زنت

‫هی! دکتر، اینجا نیازت داریم

‫حیف شد که نزدی داکینز

‫پدرت می‌تونه جلوی این قضیه رو بگیره

‫بنظرت دارم کجا میرم؟

‫خیلی‌خب. بفرما

‫بزن تو رگ

‫باید بفهمم گینز چی بیشتر از همه

‫براش مهمه، ‫و ازش بگیرمش

‫به جاییش ضربه بزنم که زوزه بکشه

‫نه عیار، مستقیم تحریک کردن این آدم‌ها ‫شیوه درستی نیست

‫داره اینجا رو تبدیل می‌کنه ‫به حیاط زندان

‫که البته اساساً هست

‫توی زندان چی بی‌نهایت ارزشمنده؟ کالای قاچاق

‫بهمون خدمت کرده. ‫مشروب رو به طلا تبدیل کرد

‫و می‌دونی بودنِ من تو بخش تو ‫چه فایده‌ای داره؟

‫از یه نعلبند مجروح شنیدم

‫که اون عرق‌های دزدی رو دارن کجا می‌برن

‫گینز داره جمجمه بیمارهای من رو می‌ترکونه

‫بعد تو فقط به دزدیدن عرق فکر می‌کنی؟

‫چون ما جیب‌بریم. ‫سواره‌نظام که نیستیم

‫تو سایه‌ها گم میشیم، ‫لحظه درست رو شناسایی می‌کنیم، زنده می‌مونیم

‫حالا، من توشون یه آشنا دارم. ‫به معنای واقعی

‫- این آدما برای من مهمن فگین ‫- چه قشنگ

‫حس خیلی زیباییه. شرافتمندانه‌ست

‫ببین، تو کالسکه‌ای که قراره رد بشه ‫اندازه یک سال عرق هست

‫فلشبنگ تو یکی از جعبه‌ها...

‫چه بلایی سرت اومده

‫که انقدر منافع شخصی کورت کرده؟

‫باد سرد عیار. باد سرد

‫یه چوب با میخ‌های برنجی میومد رو کمرم

‫هر چقدرم التماس می‌کردم فایده نداشت

‫شکمی که ناله می‌کرد

‫و هیچوقت پر نمیشد، ‫مگر با حریره یا کثافت

‫و لرزش دست تو کوچه‌های سرد

‫و شب‌های تاریکی که سقف بالا سرت نیست

‫- خیلی‌خب، فهمیدم ‫- بله

‫چیزایی که تو و الیور هیچوقت ‫نگرانشون نبودین

‫چون من حواسم بود که

‫شما پسرا پتو و آتیش ‫و غذا داشته باشین

‫و وقتی بزرگ شدین ‫خودتون اینا رو بدست بیارین

‫پس چرا همون دلسوزی رو

‫برای این آدما نشون نمیدی؟

More Farsi Persian subtitles for The Artful Dodger

評論

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left