前 200 行。
رام هلویی برای مناطق استوایی
لطف کردی
جدی جدی از این آدما خوشت میاد، نه؟
آره. چرا نیاد؟
میبینم که بیگ کیت و پسرش آلفی وضعشون خوبه
یعنی اینکه اون بیرون چیزایی بیشتر از عنبرسائل...
فگین، فقط از پولت لذت ببر و رامات رو بنوش
دارم میخورم. دلیل نمیشه کار نکنم. دزد اینجوری تیز میمونه
نه. ممنون
هنوزم به اون دامنخوشگل فکر میکنی؟
حالا کی حواسش از هدف مقدس نوشیدن پرت شده؟
صحنه پرنشاطیه، مگه نه؟
بله. و متأسفانه داره بدتر هم میشه قربان
این آهنگ رو میشناسم
نظم از بین رفته قربان
وقتشه پرگنه رو از این تباههای وحشی پاک کنیم
بله. کسی باقی خواهد موند؟
اونهایی که به نجاتشون امید هست رو به سمت رستگاری هدایت میکنیم
ولی با محدودیت الکلی
خدای من. تند نرو رفیق!
طبیعتا شما رو شامل نمیشه قربان
به افرادم میگم الکل رو مصادره کنن
که بعد از این کار تبدیل میشه به دارایی تاجوتخت
و بعدش میتونین هر کاری میخوای باهاش بکنین
شامل اون شراب بوردو سال 23 هم میشه؟
قطعا همینطوره
اون کنیاک معرکهی توی بلو دراگون چی؟
بخصوص کنیاک توی بلو دراگون
کاملا درسته
باید در مورد این مشکل الکل یه کاری بکنیم
دیگه از کنترل خارج شده
قلدر توی کوچه! آهنگه همینه
پس اجازه میدید که این سیاست رو اجرا کنم قربان؟
بله، بله، فکر کنم
فقط یادت باشه گینز، اعتدال
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید FilmKio@
با من بیا
آلفی!
بیا اینجا!
دست از این مسخرهبازی بردار!
بیا اینجا
از سر راهم برو کنار بدبخت لاغرمردنی
- این حمام خونه گینز - ببرش
من دکترشونم، و مشخصه که بهم نیاز دارن
میدونم کی هستی
یالا!
تمام الکل رو توقیف کنید!
نه!
این دیوانگیه!
هر کی میتونی رو جمع کن
- زانوم - میتونی راه بری؟
تیم، یه کمکی بهم بده!
از امروز به بعد، هر نفر هر روز یک نوشیدنی حق داره بخوره
که به طور انحصاری توسط سررشتهدار دولتی ارائه میشه
یه سوپرایز براتون دارم قربان
به این میگن یه شب خاص
ببین چی پیدا کردیم
بیگ کیت ویلدرکینز، دومین فرد تحتتعقیب پرگنه
لقب «راهزن» رو ترجیح میدی یا «دزد جنگل»؟
برای حکم مرگت لازم دارم
بنظرت خوشش میاد؟
باید بیشتر ماکارون برمیداشتم. رینفورد عاشق ماکارونه
- پرستار بگت، دکتر داکینز اینجاست؟ - جمعه شب؟
رفته کت اند بگپایپس برای ویزیت خانگی
یه نگاه زیرچشمی به اسنید بکنم؟ نظرت چیه؟
هیچی واقعا. اسنید برای تو مناسب نیست
علاقهش به ما صرفا سیاسیه
فقط میخواد با دختر یه فرماندار ازدواج کنه
و بشه جراح ارشد
و همین الانشم از من خواستگاری کرده
اوه
فنی، اون حاضره با هر کدوم از اعضای این خانواده ازدواج کنه،
از جمله پدر یا سگمون
پس روز خوشبختیت کِیه؟
روز خوشبختی روزی بود که ردش کردم
باید جیبهام رو پر سنگ کنم و برم تو دریا
دریا اون طرفه
برای اطمینان میپرسم. اسنید هنوز مجرده؟
ماکارون نارگیل، کیک میوهای و شیرینی مربایی هم داریم
و این ژله فلفلیه
خودم درست کردم که به بهبود حالت کمک کنه
چه خوب. بانو بل، حالتون خوبه؟
ولی خیلی فلفلیه
از کسی که تصمیم گرفت یه دوئل بیفایده بکنه بهترم
تا حالا درستش نکردم
حتی مطمئن نیستم که برای ژله نعنایی بوده باشه
فلفل یکم زیاد از ظرف بیرون ریخت
پات بهتر شده؟
پس هنوز درد میکنه
فقط یه ذره بچش
بله، خیلی...
ای وای
دهنم داره آتیش میگیره
زودباش. این طرف
یالا، زود
کمپرس سرد بذار روش. اونو ببند
چند تا دکتر اینجا بود بد نمیشد
دکتر داکینز
بانو بل. میشه ببریش تو بخش؟
اصلا هوشیار هستی؟
مستم
یکم از استاد کمتر مست باشی هوشیار حساب میشی
وسایلت رو جمع کن. تو بخش لازمت دارم
آپوتی، بیارش اینجا
جیم شدی
فرار کردم. اینا سرعتشون فرق داره
ببین چی کش رفتم
قشنگ نیم اونس اخرا اینجاست
همونطور که همیشه گفتم «هیچوقت فرصتی رو به باد نده»
واقعا؟ چون بنظر میاد وسط هرج و مرج
داری برای هیجان ملت رو غارت میکنی
خب، زندگی به خوشی هم نیاز داره
راستی حرفش شد، شنیدم مشروبات پرگنه...
الان نه
پس بعدا گپ میزنیم
قربان، گینز به مردم شهر حمله کرده
ای وای. بله
شراب داروییای داریم؟
- امروز مال من تموم شد، و... - قربان، شنیدین چی گفتم؟
اون و افرادش کل شهر رو کتک زدن
- چی؟ - الکل رو هم قدغن کرده
چی؟ یا خدای بزرگ!
استخوان ران شکسته. یه مقدار مورفین بهش دادم
شما جواز تجویز دارو دارید بانو بل؟
نه، اما پدرم رئیس شماست
بله. در مورد مورفین درست میگه
خیلیخب، برای ماهیچهکشی وقت نداریم
بانو بل، میشه اون قطعه رو بدین گاز بگیره؟
آپوتی، نگهش دار تا من عمل رو انجام بدم
و...
میکشیم و میچرخونیم
- آفرین استاد - بخاطر نبود الکله بانوی من
همهچی رو به طرز آزاردهندهای واضح میکنه
پسره احتمالا از خونریزی میمیره داکینز
همچین شکستگیای معمولا شاهرگها رو میزنه
ترجمه از حسین رضایی H o s s e i n T L
کار دیگهای از دستمون برنمیومد
بخصوص با خونریزیای با این شدت
- هتی، اصلا غذا خوردی؟ - وقت نیست
سروان گینز، من حتما با پدرم صحبت میکنم!
اومدی کارشون رو تموم کنی؟
یه چشم کور شده،
یه جمجمه ترک برداشته، و یه سرخرگ رانی پاره شده!
تمام اینها نتیجه مقاومت در برابر اجرای قانونی یک حکم بوده
این آلفی ویلدرکینز جوانه اگه اشتباه نکنم
امروز واقعا روز خوبیه
میخوام افراد مسئول این جریان محاکمه نظامی بشن
خب، مسئولش منم
پس باید به فرماندار بگی که دست راستش خلافکاره
بله. فکر خیلی خوبیه
دستگیرشون کنید. اونا شریک جرمن
- خیلیخب، تو. با من بیا - نه
- پاشو - نه
به مراقبت پزشکی نیاز دارن. نمیتونم بذارم بیمارهام رو ببری
هیچوقت بیمار تو نبودن بانو بل. اونا زندانیهای منن
برو کنار
پدرت خیلی مراعاتت رو میکنه. اگه دختر من بودی...
فرار میکردم. مثل زنت
هی! دکتر، اینجا نیازت داریم
حیف شد که نزدی داکینز
پدرت میتونه جلوی این قضیه رو بگیره
بنظرت دارم کجا میرم؟
خیلیخب. بفرما
بزن تو رگ
باید بفهمم گینز چی بیشتر از همه
براش مهمه، و ازش بگیرمش
به جاییش ضربه بزنم که زوزه بکشه
نه عیار، مستقیم تحریک کردن این آدمها شیوه درستی نیست
داره اینجا رو تبدیل میکنه به حیاط زندان
که البته اساساً هست
توی زندان چی بینهایت ارزشمنده؟ کالای قاچاق
بهمون خدمت کرده. مشروب رو به طلا تبدیل کرد
و میدونی بودنِ من تو بخش تو چه فایدهای داره؟
از یه نعلبند مجروح شنیدم
که اون عرقهای دزدی رو دارن کجا میبرن
گینز داره جمجمه بیمارهای من رو میترکونه
بعد تو فقط به دزدیدن عرق فکر میکنی؟
چون ما جیببریم. سوارهنظام که نیستیم
تو سایهها گم میشیم، لحظه درست رو شناسایی میکنیم، زنده میمونیم
حالا، من توشون یه آشنا دارم. به معنای واقعی
- این آدما برای من مهمن فگین - چه قشنگ
حس خیلی زیباییه. شرافتمندانهست
ببین، تو کالسکهای که قراره رد بشه اندازه یک سال عرق هست
فلشبنگ تو یکی از جعبهها...
چه بلایی سرت اومده
که انقدر منافع شخصی کورت کرده؟
باد سرد عیار. باد سرد
یه چوب با میخهای برنجی میومد رو کمرم
هر چقدرم التماس میکردم فایده نداشت
شکمی که ناله میکرد
و هیچوقت پر نمیشد، مگر با حریره یا کثافت
و لرزش دست تو کوچههای سرد
و شبهای تاریکی که سقف بالا سرت نیست
- خیلیخب، فهمیدم - بله
چیزایی که تو و الیور هیچوقت نگرانشون نبودین
چون من حواسم بود که
شما پسرا پتو و آتیش و غذا داشته باشین
و وقتی بزرگ شدین خودتون اینا رو بدست بیارین
پس چرا همون دلسوزی رو
برای این آدما نشون نمیدی؟
No comments yet. Be the first to leave one.