前 200 行。
چطوره؟ - ولی درد داره -
خیلی خب، چند جلسه دیگه کار داریم. برای امروز تمومه
هی، سارج، کارش رو انجام بده
خب، نظرت چیه؟
خیلی خفن شده - خودت نظرم رو میدونی، رفیق -
همین توقع ازت میره - ای روانی، این چیه دیگه؟ -
بیخیال. هنوز آماده نیست
"به سلامتی خودم و لعنت به تو"؟
ای خدا، با این طرح میخوای چیکار کنی؟
یعنی چی میخوام چیکار کنم؟
هامتی از دستم عصبی میشه
خیلی خب، میخوای رو خودت پیادهش کنی؟
نه، راست کار خودته
اگه یه زمان خسته شدی، به من زنگ بزن
آره - بهت زنگ میزنم -
منم شمارهت رو دارم - سلامت برسی خونه -
باورم نمیشه، رفیق
کافیه. گوش بدین چی میگم. الان میریم بار "امرالد" و مشروب میخوریم
!ایول - و همگی با هم میریم. حله؟ -
پایهای؟ - آره، میام -
« در مـعـرض خـطـر »
اوف!
یالا برامون مشروب بریز
بریم که امشب رو بترکونیم
سکس یا مستی؟ - !گمشو کنار -
من که جفتش رو ترجیح میدم. اوه، سلام
ویسکی تخمی من کجاست؟
اوه، آروم باشین، خانوما
آره - به سلامتی، بچهها -
به سلامتی لختی بعد مستی
هی، بس کن
خیلی خب!
تو رول هستی، درسته؟
همون تاتو آرتیست که سر زبونهاست
من جوردن ام
جوردن؟
از آشناییت خوشبختم - منم همینطور -
رفیقات هم تاتو میزنن؟
آره، اون اسمش لالیپاپـه
اون تاتوهای سبک فوتورئالیسم و پرتره کار میکنه
اون نَشـه
هماتاقی منه و تاتوهایی به سبک اشکال هندسی کار میکنه
و اون بچه؟
اسمش جاسپره،
تاتوهای سبک سنتیِ "ژاپنی" کار میکنه
اون هم کوراست، تاتوهای سبک آبرنگی کار میکنه
میدونی، منم تو ذهنم بود تاتو بزنم
جدی؟
مثلاً یه پروانه یا یه طرح کوچیک و بامزه
مثلاً یه قلبی چیزی اینجام بزنم
یا یه نُت موسیقی، چون عاشق موسیقی ام
یعنی، میتونم بیام سالن شما و یکم وقت بگذرونم
یه نگاه به بروشورهای شما بندازم
ما تاتوهای آماده و از قبل طراحی شده کار نمیکنیم
تاتوی پوششی و تکراری هم کار نمیکنیم
"خیلی خب، "پیکاسو - بذار یه توصیهای بکنم -
برای تاتو زدن فقط و فقط 4 دلیل وجود داره
یک، برای اینکه یاد کسی یا چیزی رو زنده نگه داری
دو، چون جالب و خندهداره
سه، یه چیزی رو در موردت میگه که
به هیچ نحو دیگهای نمیتونستی بیانش کنی
و چهار، چون حسابی از طرحش خوشت میاد
فهمیدی؟
نه به این دلیل که بامزهست یا جذابه یا صرفاً یه پروانه میخوای
متوجهی؟ تاتو یه هنره. خیلی مهمه
کون لقت، خیلی عوضیای
میدونستی؟ - همه میگن -
به سلامتی!
هی، رول،
تو دوست دختر داری؟
« تـنظيـم زيـرنویـس از: « آرِن زُهرابـی
صبح بخیر
دیشب عالی بودی
خیلی جذابی
اوف، این هنوز دور دستته
میدونی که یعنی چی
بیا ببینم، شیطون بلا
نه
آخ - آخ -
سلام!
پیداش کردم. وای، یا خدا!
ببخشید. وسط کار مزاحمتون شدم؟ - !ای خدا -
فکر کردم دوست دختر نداری، ای عوضی!
ندارم. اون فقط یه دوسته
چی میخوای، شاو؟ امروز یکشنبهست، یادته؟ -
تو ماشین قهوه دارم ولی حق با تو بود
اون خیلی عوضیه - من نمیام -
چرا، میای. رُم دیشب برگشت خونه
نه، نیومده. اگه میومد، بهم پیام میداد
خب، نمیدونم چی بهت بگم
جدی شما دو تا قراره همونجا وایسین و حرف بزنین
در حالی که اون کون لخته؟ - مشکل خاصی نیست -
اون با داداش دوقلوی من دوست بود
چیزی نیست که قبلاً ندیده باشی، مگه نه؟
نه دقیقاً ولی اون پیرسینگ خیلی بهش میاد
خیلی خب، میدونی چیه؟ برو بیرون، یالا
برو. من الان میام - بهت 5 دقیقه وقت میدم -
فقط 5 دقیقه. البته از آشناییت خوشحال شدم
منم همینطور. میبینمت - خونوادهت منتظره -
هی، من باید برم...
پس اگه میخوای شمارهت رو بذار...
ببخشید؟
الان جدی میگی؟
باید بری؟
آره - خیلی خب، باشه، نمیدونم -
یه تشکر یا تعریف خشک و خالی برای دیشب از دهنت در نمیاد؟
یا نهاری چیزی بگیریم، محبتت رو میرسونه
ببخشید، باشه؟ - یا مثلاً یه فنجون قهوه -
یکشنبهها واقعاً روز من نیست
اسمت چی بود؟
کیرمو بخور
هی، آشغال!
بهتره راه بیفتیم
برگرد اینجا ببینم، عوضی!
گور بابات، مرتیکه حرومزاده!
خلاصه من که الکی گفتم آبم اومد
عوضی!
چه جذاب - آره، اینم از یه مشتری راضی دیگه -
رفیق، خیلی سرده
بخاری نداری؟ - روشنه -
ولی انگار هیچ گرمایی نمیده - خب، روشنه -
اصلاً چرا این ارابه زیر پاته؟ - به تو چه؟ -
چون مامان لندن کلی پول داره
و هر چی بخوای برات میخره
آره، صد بار بهت گفتم
من به پولش نیازی ندارم و اتفاقاً از ماشینم خوشم میاد
خیلی خب، من یکم چرت بزنم
باشه؟ شب سختی داشتم
امروز هم روز طولانیای در پیش داریم
خیلی خب، بیدار شو، رومئو. وقتشه بریم
و یه لطفی کن و برای یه بارم که شده درست رفتار کن
مسیر خیلی طولانی بود
سلام، عزیزم - !کاسپر -
وای!
نگاش کن
چه خبر؟ قضیه چیه؟
کلاسهام فشردهست، الان دو جا کار میکنم
اگه سواری دادن به اون رو هم حساب کنی، میشه سه تا کار
میدونم. من میرم کمک کنم. باشه؟ - حله -
چه خبر، خوشگل پسر؟ - سلام، عزیز دل -
بیا ببینم - ...ولم کن -
بیخیال. دستم درد گرفت، رول - چی؟ -
دستم درد گرفت
کون لقت
چه ژاکت قشنگی
مرسی. یک لحظه
الان دارم 6 نفر رو میبینم. خدا بگم چیکارت کنه
فکر کردم مشروب رو گذاشتی کنار، پسر
چی شد؟ خیال میکردم با کریسی رفتی "کالیفرنیا"
آره، آره، ما...
قبلش خواستم بیام خونه و بعضی مسائل رو حل کنم
نمیشه یه بار بیای خونه و قیافهت شبیه تراکنش ناموفق نباشه؟
سلام، بابا - یکم احترام به خونواده جای دوری نمیره -
هی! اون سر و وضعش خوبه. بیخیال
آره، آره، وقت شامه
بچهها، وقت غذاست - میشه بس کنی؟ -
میشه تمومش کنی؟ - سلام -
همگی بشینین دور میز
غذا تقریباً آمادهست. یکم دیگه میاریم
خیلی خب، بیاین دعا کنیم
...پروردگار، ما - من میگم، عزیزم -
پروردگارا،
ما و این هدایایی را که از لطف و بخشش تو دریافت میکنیم،
متبرک کن
مسیح پروردگار ماست
مسیح
مسیح پروردگار ماست
آمین - آمین -
مرسی، مامان
نوش جان
رِمی خیلی دوست خوبی بود، مگه نه، شاو؟
بله، مامان جان
خیلی بامزه بود
کلی جوک تعریف میکرد
و هر جایی که بود، به همه احساس راحتی میداد
از اون حادثه چقدر میگذره؟
سه سال، اِم
سه سال
آره
اون شاگرد اول کلاسش بود، میدونین
ای خدا، مامان
چیزی نیست - ای خدا -
ببخشید
شرمنده ام
کی قراره این قضیه تموم شه؟
یعنی، یه خونواده تا کی باید عزادار باشه؟
بچهها، من معذرت میخوام - نه، نه -
مامان اینقدر نشئهست که از صندلیش افتاد
نمیخوایم در موردش صحبت کنیم؟
قراره تظاهر کنیم که اتفاقی نیفتاد؟
دست از سرش بردار - فقط برام سواله، بابا. باید چیکار کنیم؟ -
با این مسئله چیکار قراره کنیم؟
!رول، بس کن - نه، چیکار میخوایم بکنیم؟ اون کمک نیاز داره -
بذار تو حال خودش باشه - قراره هیچ اهمیتی ندیم؟ -
مامان، میخوای مشروب بخوری؟ باشه، پس، بیا بخوریم
بس کن، رول!
چه غلطی میکنی؟ - بیا بخوریم -
بشین سر جات - نه، من فقط سعی دارم -
یکم با مامان خودم شراب بخورم
هر دفعه همین داستانه!
No comments yet. Be the first to leave one.