Lupin - Third Season

Lupin - Third Season

下載 Farsi Persian 字幕

第 3 季

發布資訊

Lupin S03E06 FRENCH 720p NF WEBRip DDP5 1 Atmos x264-EDITH
Lupin S03E06 FRENCH 1080p NF WEBRip DDP5 1 Atmos x264-GloriousMongoose
Lupin S03E06 FRENCH 720p NF WEBRip x264-GalaxyTV
Lupin S03E06 FRENCH 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Lupin S03E06 FRENCH 1080p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Lupin S03E06 FRENCH 720p WEB H264-EDITH
Lupin S03E06 FRENCH WEB XviD-RMX
Lupin S03E06 FRENCH 720p WEB HEVC x265-RMTeam
Lupin S03E06 FRENCH 1080p WEB HEVC x265-RMTeam
Lupin S03E06 FRENCH 480p WEB x264-RMTeam
由 HosseinTL 評論 HosseinTL
🆔 حسـین رضایی | FilmKio.Com 🆔

標籤

webrip
web
x264
720p
720
BRip
1080
x265
HEVC
2CH
XviD
480p
480
發布於: 2023-10-05
下載次數: 25
聽障人士: No

Farsi Persian字幕預覽

前 200 行。

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫FilmKio@

‫ترجمه از حسین رضایی ‫ H o s s e i n T L

‫الو؟

‫بن؟

‫منم

‫خوبی؟

‫آره، خوبم

‫البته، راستش خیلی تعریفی ندارم

‫اینجا تشکش خیلی خوب نیست

‫غذاش هم...

‫ترجیح میگم نگم

‫زبونم قاصره

‫- آبداره، همونطور که دوست داری ‫- ممنون

‫ولی تختت رو دیگه نمی‌تونم کاریش کنم

‫ببین

‫یه خبرای بدی دارم. ‫کلیر اومدم ملاقاتم. خبر داره

‫که زنده‌ای

‫از کجا می‌دونه؟

‫نمی‌دونم

‫چیزی نگفتم

‫زیر بارش نرفتم

‫- می‌دونه مربی منم؟ ‫- نه، نمی‌دونه

‫ولی یادت باشه، اون از تو باهوش‌تره

‫بالاخره ته و توش رو در میاره

‫می‌دونم

‫مامانت چی؟ خوبه؟

‫مردی که دزدیدش اسمش ژان‌لوک کلره

‫تو نمی‌شناسیش. یکی از شبح‌های گذشتمه

‫مال خیلی وقت پیشه

‫باید از رائول و کلیر محافظت کنی

‫اگه بره سراغ اونا چی؟

‫اشکالی نداره

‫حلش می‌کنم

‫دووم بیار، باشه؟

‫باشه؟

‫نوش جان

‫مرسی

‫اینا ثروتمندترین آدمایی‌ان که تا حالا ازشون سرقت کردی

‫هر کسی که از اول همکاری‌مون تا الان

‫سرش کلاه گذاشتی یا دشمنت شده

‫چقدر دشمن

‫باهات شرط می‌بندم کسی که

‫ماریاما رو دزدیده یکی از همیناست

‫دستبندی که دستت بود ‫رو فرل برات دزدیده؟

‫مانه چی؟ از کجا آوردیش؟ هوم؟

‫مروارید چی؟ کجاست؟

‫بیا یه چیز دیگه رو نگاه بندازیم

‫این رو چطور؟ دیدیش؟

‫اونم از اعضای گروهته؟

‫معلومه حسابی درمونده شدی

‫این آقا...

‫مُرده

‫و این، همون به اصطلاح خریدار

‫می‌شناسیش؟

‫با تو کار می‌کنه؟

‫وقتی باهات حرف می‌زنم به من نگاه کن

‫من با پلیس حرف نمی‌زنم

‫چه خبر؟

‫به جایی نرسیدم

‫مانون رو به اتهام سرقت دستگیر کردن

‫به زودی منتقلش می‌کنن به زندان

‫لعنتی!

‫به ما هم که پول تقلبی داد

‫می‌دونی زن دیوپ کجا کار می‌کنه؟

‫- پیداش می‌کنم ‫- نه

‫وقتی تنها شد بکشش

‫اون رفته سراغ مانون، ‫ما هم میریم سراغ خانواده‌ش

‫دیگه بازی بسه

‫دیگه تمومه

‫باشه

‫نه!

‫تورام چه غلطی داره می‌کنه؟

‫برو بابا! ‫تا این مرحله رسیدیم که اینجوری کنه؟

‫احمق!

‫ تنها یک دقیقه از این نیمه از بازی می‌گذره

‫ و بازی رو ضعیف شروع کردیم...

‫چرا اومدی اینجا؟

‫خوشحالم می‌بینمت

‫برونو دعوتم کرد

‫گفت می‌خوای منو ببینی

‫باشه، فهمیدم

‫- وایسا! حالا که اومدی... ‫- معذرت‌خواهی می‌کنی؟

‫- خب... راستش... ‫- باشه

‫باشه! عذر می‌خوام

‫لطفا بیا تو

‫فرانسه داره می‌بازه، ‫منم افسرده‌ام

‫حالا که اینجایی، ‫برو آشپزخونه برامون سیب‌زمینی سرخ‌کرده بیار

‫ شماره 12 داره حمله می‌کنه...

‫اوضاع با کلر چطوره؟

‫بسه. می‌دونم چه فکری تو سرته

‫ هانری خالیه، ‫ ولی تورام خودش به حرکت ادامه میده

‫ نشون میده می‌خواد پاس بده اما نمیده

‫آره، بنظرم دیوانه‌ای

‫ کارت قرمز به شماره 12...

‫کی سس رو اونجوری می‌ذاری تو یخچال؟

‫کسی که نمی‌خواد بزنه تو سر بطری سس

‫تورام دوباره توپ رو بدست میاره...

‫- هوشمندانه بود ‫ داره به دروازه نزدیک میشه... اوه! -

‫اوه، اوه، اوه! گل!

‫- تورام گل زد! گل زد! ‫- وای خدا!

‫- گل زد! ‫- ایول!

‫خب، بله، چاره‌ای نخواهیم داشت. قطعا

‫برای اولین تست... سلام

‫نتایج که به دستمون برسه، ‫می‌تونیم اطلاعات بیشتری...

‫- کلیر؟ ‫- بله

‫الو، الکس؟

‫کلیر هستم

‫میشه رائول رو ببری خونه؟

‫پایین منتظرت می‌مونم

‫بعدش توضیح میدم

‫ممنون

‫- مطمئنم داشت تعقیبم می‌کرد ‫- بنظرت کی بوده؟

‫نمی‌دونم. شاید یکی که

‫از آسان یه کینه‌ای داره. نمی‌دونم

‫یا شاید بابا فرستادتش؟

‫یعنی چی بابا فرستادتش؟

‫خب، آدم هیچوقت از کارای اون سر درنمیاره

‫زنده‌ست، مطمئنم

‫اشکالی نداره بیای بالا؟

‫یه نگاه به اطراف بندازی

‫- خیلی نگرانم ‫- مشکلی نیست

‫مرسی

‫چیزی نیست، کسی اینجا نیست

‫ممنونم. مرسی

‫خوبه

‫گشنمه. از بیرون غذا بگیریم؟

‫نه عزیزم، خودم یه چیزی می‌پزم

‫یه پاستایی چیزی. ‫پاستا و کچاپ خوبه؟

‫- عالیه ‫- حله

‫بذار ببینم...

‫من میرم بخوابم. ‫فردا بازی مهمی داریم

‫خوبه عزیزم

‫درسته. فردا لازمت داریم

‫- باشه، شب بخیر مامان. شب بخیر مربی ‫- شب بخیر

‫- شب خوش ‫- کتونی‌هام رو یادت نره

‫البته که یادم نمیره

‫تو ولش کن. ممنون

‫- قضیه کتونی چیه؟ ‫- چیزی نیست

‫از همون کتونی‌هایی می‌خواد ‫که باباش می‌پوشید

‫برای شانس

‫ولی یه چیزی رو بهش نگفتم

‫و ذهنم درگیره

‫مطمئن نیستم که درست باشه ‫بازی رو بره

‫می‌ترسم تعقیبش کنن. ‫تو نظرت چیه؟

‫نظرم اینه که من بازی رو میرم

‫که تو نگران نباشی

‫این بازی برای رائول مهمه

‫- رو من حساب کن ‫- جالبه

‫تو مطلقاً هیچ شباهتی

‫به آسان نداری، ولی...

‫انقدر مهربون و بافکری

‫ولی...

‫گمونم تنها وجه اشتراکی که باهاش داری ‫اینه که هیچوقت نگران نیستی

‫که اینطور

‫ولی منم خیلی نگران میشم

‫بنظرت...

‫اگه اوضاع بینمون متفاوت بود

‫می‌تونستیم مثلا...

‫از دوستی عادی خارج بشیم؟

‫انگار اشتباه کردم

‫ببخشید، اشتباه متوجه شدم

‫حتما در رو قفل کن

‫پنجره‌ها رو هم قفل کن ‫و آژیر رو روشن کن

‫نمی‌دونم چجوری کار می‌کنه

‫من انجامش میدم

‫- خیلی‌خب ‫- رمزش رو داری؟

‫آره، یک، هشت، شیش، چهار

‫اوهوم

‫بیا

‫روشن نیست

‫- نیست؟ ‫- نه

‫می‌دونم با دیوپ همکاری کردی ‫که مانه رو بدست بیاره

‫چی؟

‫انقدر منو احمق فرض نکن!

‫مانه و دستبند رو اون برگردوند

‫بهم دروغ نگو یوسف

‫باشه. آره، درسته

‫چند روز پیش اینجا بود

‫ببخشید؟ دیوپ تو دفترت بوده ‫و دستگیرش نکردی؟

‫شوخیت گرفته؟

‫خب، دفعه دیگه که بهش برخوردی

‫بهش دستبند بزن که بفهمیم کارت خوبه

‫عقلت رو از دست دادی؟

‫ببین، بهم یه معامله پیشنهاد داد

‫گفت اگه کمکش کنم ‫خودش رو تحویل میده

‫قرارمون این بود

‫ولی بعد...

‫خب، گولم زد دیگه

‫معلومه که گولت می‌زنه. ‫چه فکری با خودت کردی؟

‫نمی‌فهمی که اون دوستت نیست؟

‫حقیقتش اینه که دلت نمی‌خواد ‫دستگیرش کنی. تحسینش می‌کنی

‫نمی‌خواستی ژانیمار باشی

‫برای همین رفتی شریک جرم لوپن شدی

‫می‌خوای دستگیرم کنی؟

‫بکن

‫نمی‌تونی ثابتش کنی سوفیا

‫مگه نه؟

評論

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left