Invasion

Invasion

下載 Farsi Persian 字幕

第 2 季

發布資訊

Invasion S02E04 720p ATVP WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
Invasion S02E04 720p WEB H264-ETHEL
Invasion S02E04 1080p WEB H264
Invasion S02E04 2160p WEB H265-ETHEL
Invasion S02E04 HDR 2160p WEB H265-ETHEL
Invasion S02E04 720p/1080p 10bit WEBRip x265 HEVC-PSA
Invasion S02E04 720p HEVC X265-MeGusta
Invasion S02E04 720p WEB x265-MiNX
Invasion S02E04 WEB x264-TORRENTGALAXY
Invasion S02E04 WEBRip X264-ION10
由 HosseinTL 評論 HosseinTL
🆔حسین رضایی و سینا اعظمیان | FilmKio.Com 🆔

標籤

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
720p
720
1080
HD
webrip
BRip
x265
HEVC
x264
發布於: 2023-09-13
下載次數: 64
聽障人士: No

Farsi Persian字幕預覽

前 200 行。

‫هم‌سیاره‌ای‌های من

‫امروز در ساعت 9 و 42 دقیقه به ساعت جهانی

‫جامعه جهانی تلاش می‌کنه پاسخی هماهنگ

‫به متجاوزان بیگانه‌ای بده ‫که به دنیای ما هجوم آورده‌اند

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫FilmKio@

‫- هی! حواست به آسفالت باشه داداش! ‫- سگ توش. ببخشید

‫مونتی!

‫هنوز پیداش نکردی؟ ‫آدرس بیمارستان رو میگم

‫فکر کنم این ساختمونه

‫سپتیم اروندیسمان ‫(منطقه هفتم به فرانسوی)

‫کسپر سلیقه خوبی هم داره

‫ببخشید، اینی که گفتی ‫فرانسوی بود مثلا؟

‫معلم فرانسه مونتی میگه ‫صامت‌هاش رو بد تلفظ می‌کنه

‫فرانسه‌ی من عالیه، خب؟ ‫فقط یکم تمرین لازم دارم

‫باشه حله. بعد از من تکرار کن

‫شیا لبوف، زویی دشانل

‫تیموتی شالامه

‫- بیانسه؟ ‫- آره، بیانسه!

‫- میشه لطفا موزیک رو عوض کنیم؟ ‫- نه پن. پسش بده زود

‫- ترپ. رپ ‫- پن. نکن

‫- نکن پن ‫- بازم رپ

‫وایسا، این چیه؟

‫آهنگ «بوسه‌ای از گل رُز»ـه؟

‫- پن، خاموشش کن زود ‫- شوخی می‌کنی؟

‫- پن ‫- صداشو زیاد کن

‫اوه شت. آروم برو. ‫مونتی، آروم برو. نگاه کن!

‫سگ تو روحت

‫چی رو نگاه می‌کنن؟

‫هی. چیکار...

‫ببخشید؟

‫- موضوع چیه؟ ‫- تونل بسته‌ست. ورود ممنوعه

‫بسته‌ست؟ چرا؟

‫قطار قبلی فرانسه نرسید به اینجا

‫تیم اکتشاف هم رفت داخل، ‫و بیرون نیومد

‫الانم فرانسوی‌ها تهدید کردن ‫که بطور دائم ببندنش

‫پس شما و جگوارتون می‌تونین دور بزنین برگردین

‫یا مثل ما منتظر بمونین

‫- منتظر چی؟ ‫- مگه تو ماشین رادیو ندارین؟

‫از وقتی خبر رو اعلام کرده ‫مدام داره پخش میشه

‫- چیه؟ چی شده؟ ‫- هیس

‫تعدادشون، حملاتشون، ‫تسلیحاتشون به ما می‌چربه

‫نمی‌تونم موفقیتمون رو تضمین کنم

‫اما اینو می‌تونم بگم که که سعی می‌کنیم ‫ضربه‌ای بهشون بزنیم که دردشون بگیره

‫ضربه بزنیم؟ چی...

‫- قضیه حمله‌ست. باید باشه ‫- مونتی؟

‫- چیزی نیست ‫- «هیچوقت جلوشون

‫سرت رو پایین ننداز»

‫من هم ازتون می‌خوام که بالا رو نگاه کنید

‫بالا رو نگاه کنید. بیایید...

‫چه غلطی می‌کنی؟ ‫یه اتفاقی داره میفته

‫آره، با اون تونل میریم فرانسه

‫- آره؟ ‫- رد داری؟

‫دور بزن و برو

‫بذار ببینم درست فهمیدم

‫با وجود هشدار ارتش ‫بازم می‌خوای بری اون تو؟

‫- قراره دستگیر بشیم؟ ‫- نه

‫- آره؟ ‫- تونل اوناهاش

‫لعنتی

‫به درد نمی‌خوره. عمرا بتونیم ‫بدون دیده شدن از اون فنس بالا بریم

‫پس چجوری بریم داخل؟

‫- اونجا! مونتی، اونجا بزن کنار ‫- باشه

‫- بنظرت می‌رسه به تونل؟ ‫- می‌فهمیم

‫وایسا

‫من دیلم رو از صندوق میارم

‫این قضیه... ‫یعنی اگه سربازها نرفتن...

‫می‌دونی...

‫ببین. قضیه من نیستم، خب؟

‫نمی‌تونم بذارم بلایی سر این بیاد

‫اشکالی نداره

‫تا اینجا ما رو آوردی

‫پس ممنون

‫یعنی قرار نیست مامان و بابا رو نجات بدیم؟

‫می‌خوای کمکت کنم؟

‫البته که مامان و بابا رو نجات میدیم

‫ببین، فقط وقتی رفتیم اونجا

‫باید بهم گوش کنی و هر کاری میگم بکنی

‫و مثل همیشه رو مخ و غرغرو نباشی

‫خب؟ می‌تونی؟

‫بله، به شرط اینکه تو هم مثل همیشه ‫مسخره و کله‌خر

‫و اسکل نباشی

‫باشه. دیگه گمشو برو

‫چیه؟ فکر کردی ما نمیایم؟

‫بریم پس

‫محکم‌تر هل بده دیوث

‫شت. سربازا

‫زودباشین تا ندیدنمون. برو

‫رسیدیم

‫بنظر میاد دیگه برگشت نداره

‫نگران نباشین. من فکر اینجاشو کردم

‫پن، اون چیه؟

‫گزارشم از اردوی کلاسی‌مون به تونل مانش

‫نقشه و اینا هم کشیدم. ببین

‫منم یه چیزی آوردم

‫دفع‌کننده بیگانه‌ها. ‫شعله‌افکن خونگی

‫جیمز باند تو فیلم «زندگی کن و بذار بمیرن» ‫این کارو کرد

‫آره، ولی اون دستاتو

‫تو دنیای واقعی می‌ترکونه

‫الان چی شد؟

‫دارن بهمون حمله می‌کنن؟

‫یا ما داریم بهشون حمله می‌کنیم؟

‫برق که هنوز وصله

‫خوبه. بریم!

‫ببخشید. نمی‌خوام تنها کسی باشم ‫که تو دنیای واقعی زندگی می‌کنه

‫ولی الان یه اتفاق

‫خیلی مهم اون پشت افتاد

‫پس، نقشه جدید، ‫برمی‌گردیم که ببینیم

‫نه! برنمی‌گردیم

‫اگه برگردیم ممکنه ببیننمون ‫و جلومون رو بگیرن

‫آره، ولی ما نمی‌دونیم چی اونجاست

‫راست میگی. نمی‌دونیم

‫ولی اینو می‌دونیم که این تونل ‫تنها راه رسیدن به کسپرـه

‫اینجا نوشته ورودی سرویس

‫اون جلو می‌رسه به تونل قطار

‫ببین، اشکالی نداره که بترسین

‫اگه نترسین عجیبه

‫ولی چهار ماه گذشته ‫از وقتی اون موجودات اومدن

‫من دیگه خسته شدم از این وضع تخمی!

‫مامانم یه بار بهم گفت ‫که تو جراحی بحرانی یا هرچی

‫یه لحظه‌ای میاد

‫که بدنِ روی تخت باید انتخاب کنه

‫که بجنگه

‫یا رها کنه، ‫و این اتفاق رو به چشم می‌بینی

‫دوست ما منتظرمونه

‫اگه بتونیم پیداش کنیم، ‫شاید گونه‌مون یه شانس کوچیکی داشته باشه

‫اون لحظه الانه

‫می‌جنگیم یا رها می‌کنیم؟

‫برای کسپر

‫برای کسپ

‫کسپر

‫باشه. ما هم هستیم دیگه

‫« مترجمان: حسین رضایی و سینا اعظمیان » ‫.:: HosseinTL & Sina_z ::.

‫واقعا پیروزی بسیار مهمی‌ست

‫برای عزیزانی که تازه بهمون ملحق شدند

‫باید بگم هفت سفینه بیگانه با موفقیت

‫توسط ائتلاف دفاع جهانی نابود شدند

‫تا این لحظه، هیچ جوابی از سوی ‫مهاجمان بیگانه دریافت نشده

‫و سفینه مادر هم عمل متقابلی انجام نداده

‫اما منابع ما گفتند که از نظر نیروهای ائتلاف

‫ضربه سختی بهشون وارد شده

‫رئیس ائتلاف دفاع جهانی، بنیا مابوت

‫به یگان‌های ارتشی دستور داده ‫که به مکان‌های سقوط...

‫داری این روز بزرگ رو از دست میدی کسپر

‫چرا بیدار نمیشی تا خوش بگذرونی، هوم؟

‫کی میگه الان خوشحال نیست؟

‫از این یکی خیلی کم اطلاعات داریم

‫نباید جلو جلو چیزی رو فرض کنیم

‫گابریل، از فعالیت مغزیش

‫می‌تونیم تصور کنیم ‫که هر ساعت

‫بطور متوسط هفت بار حمله رو تجربه می‌کنه

‫فکر نکنم خیلی خوش بگذره

‫اینم حرفیه

‫چقدر درباره این بچه‌ها

‫و ارتباطشون با بیگانه‌ها تحقیق کردیم

‫به این امید که یه راهی پیدا کنیم

‫شاید از امروز دیگه نیازی به اون راه نباشه

‫حرفش شد. ‫چند نفرمون می‌خوایم امروز

‫عصر یه بطری باز کنیم. ‫یه جشن پیروزی کوچیکه

‫می‌خوای بیای؟

‫پیروزی؟

‫ازمه، مهمترین مهارتی که یه متخصص اعصاب

‫می‌تونه یاد بگیره اینه که ‫کِی مغزش رو خاموش کنه

‫بخصوص وقتی بیمار کارش از نجات دادن گذشته

‫لطفا بیدار شو کسپر

‫ما تو مدرسه یه هفته کامل ‫درس پل‌ها رو خوندیم

‫ولی تونل‌ها خیلی جالب‌ترن

‫چون تونل‌ها طولشون مهمه، ‫عمقشون مهمه

‫و فشارشون مهمه

‫ببین. اون بالاییه رو می‌بینین؟

‫یکی از دریچه‌های تخلیه پیستونه

‫تا اون یکی تونل قطار ادامه داره

‫خانم ملکین گفت اگه

‫اینا رو نداشتیم، فشار اینجا

‫جمجمه‌مون رو مثل چوب‌پنبه شامپاین می‌ترکونه

‫ای خدا. پن، بسه دیگه

‫اینا حقایق سرگرم‌کننده‌ان

‫آره؟ خب الان یه ساعته ‫داری سرگرممون می‌کنی

‫دیگه آروم بگیر، خب؟

‫شما هم حسش می‌کنین؟

‫- سرما رو؟ ‫- آره

‫انگار روی یخی چیزی هستیم

‫مثل زندگی عشقی مونتی

‫چرند نگو رفیق

‫راست میگه مونتی. ‫از برگزیت به بعد دوست‌دختر نداشتی

‫پنی!

‫- حقیقته دیگه ‫- لازم نیست کسی بدونه

‫همونطور که لازم نیست کسی درباره فشار

‫و سیم‌کشی و مزخرفات دیگه‌ای ‫که برامون ور ور کردی بدونه

‫هی، قول دادی به حرفم گوش کنی

‫خب، الانم میگم دهن کوفتیتو ببند، خب؟

‫عالی

‫زندگی عشقی می‌خوام چیکار

‫وقتی مامانت بیست چهاری زیرمه؟

‫خفه شو

‫ای خدا، خواهر کوچیکا خیلی رو مخن

‫منم یه خواهر کوچیکم

‫خیلی باهاش بد حرف زدی

‫احتمالا استرس داره

評論

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left