前 200 行。
آنچه گذشت :
يه ماشينِ اجاره اي ، جلويِ دربِ پشتي پارک شده ، خودت رو به سوسيتي برسون .
مي خوام به هتل سِيج فلاور بري .
منتظرم باش . فردا صبح ميام اونجا .
دوستت دارم .
من هم دوستت دارم .
من اهميت نميدم که جک چي گفته .
اونا گرفتنش و ما بايد اونو برگردونيم . من بهش بدهکارم .
مثلِ اينکه شرايط تغيير کرده .
ممکنه دوست نداشته باشه نجات پيدا کنه .
اگه جک داره با اون غريبه ها دست ميده ، مطمئنم که دليلِ خوبي برايِ کارش داره .
ما اومديم که جک رو نجات بديم و اين کار رو مي کنيم .
اينجا چکار مي کني ؟
اومدم تو رو از اينجا ببرم .
از اينجا برو بيرون .
بهش صدمه نزن .
من با اونا يه معامله اي کردم .
اونا مي خوان بذارن من برم .
کجا ؟
خونه .
جک ، بايد بريم .
هي ، سرِ جات وايسا .
دستهات رو ببر بالا و زانو بزن .
گفتم زانو بزن .
اينجا چکار مي کني ، جان ؟
متاسفم ، جک .
برايِ چي متاسفي ؟
فقط مي خواستم يه چيزي بيارم تا بخوري .
از ساندويچت لذت ببر .
خيلي وقته تويِ جاده منتظري ؟
تعميرش چقدر زمان ميبره ؟
خوب ، تسمه پروانه اش پاره شده .
دو يا سه روز زمان ميبره .
سه روز براي تعويضِ يه تسمه پروانه ؟
به آيووا خوش اومدي .
اسمم جانيه .
منم لوسي هستم .
اگه نياز داري که به شهر بري ، من تا يک ساعتِ ديگه کارم تموم ميشه .
- من با پليس تماس مي گيرم . - خوب ، هر جور که مايلي .
مشکلي پيش اومده ، رفيق ؟
آره ، آره . يه مشکلي وجود داره .
مشکل اينه که داره ازم کلاهبرداري ميشه .
- ببين ، متاسفم . - فکر کردي احمقم ؟
اگه نمي خواي بخري ، خوب نخر .
اون گردنبندها قلابيه و تو داري حقه ميزني .
اونا واقعيه .
با پليس تماس مي گيرم .
تو اگه نمي خواي ، ميرم يه نفر ديگه رو پيدا مي کنم .
هي ، بذار اونا رو ببينم .
پدرم طلا فروشي داره .
فکر کنم بتونم جنسِ تقلبي رو تشخيص بدم .
قيمتش چنده ؟
شصت دلار .
اون آخري رو ازت مي خرم .
ممنونم .
ميشه پولم رو پس بدي ؟
چرا بهم کمک کردي ؟
فقط به خاطرِ اينکه نمي خواستم يه نفر همجنسِ خودم ، گير بيفته .
به احتمال زياد ، خودت هم مشکل داري ...
و بنا به دلايلي نمي خواستي پايِ پليس به اينجا کشيده بشه .
من تو رو به شهر مي برم ، تو هم يه نوشيدني مهمونم کن .
چيه ؟
اينجا چکار مي کني ؟
اونا تو رو گرفتن ؟
آره ، ولي ...
به صورتِ موقتي .
اومدم تا باهات خداحافظي کنم .
خداحافظي ؟
دارم با اونا ، از اينجا ميرم .
اينجا چه خبره ؟
اونا دارن با تو چکار مي کنن ؟ شستشويِ مغزي ميدن ؟
جک کجا رفت ؟
جک جايي نرفت ، کيت .
اون همينجا مي مونه ، مثلِ تو .
تو نبايد بهشون اعتماد کني .
اگه بهت گفتن که تو رو خونه مي برن ...
- دارن دروغ ميگن . - نمي خوام خونه برم .
مي خوام بدوني ، پيشِ اونا درباره تو خيلي تعريف کردم .
به اونا گفتم که آدمِ خيلي خوبي بودي ...
يه شخصِ قابلِ اطمينان ، باهوش و درستکار .
و بعدش اونا بهم گفتم که تو کي هستي و چه کارهايي انجام دادي .
بذار بهت بگم ، چيزي که اونا مي خوان تقاضايِ بخشش نيست .
موفق باشي .
جان ، کجا داري ميري ؟
داره مياد بيرون .
جک و سعيد کجا هستن ؟
روسو رو نديدي ؟
جان ، خواهش مي کنم . چه اتفاقي برات افتاده ؟
متاسفم ، کيت .
GDRZ ويرايش و تنظيم توسط : رضا _By Reza : [email protected]_ (¯`•¸·´¯) :-)
تو چِت شده ؟
وانمود نکن که با هم حرف نمي زنيم .
من نبايد اينجا باشم .
خوبه ، پس برو .
رفيق ، بايد بدوني که داره يه چيزهايي به گوش ميرسه .
بعد از اتفاقي که برايِ پائولو و نيکي افتاد ...
فردا قراره راي گيري بشه .
راي گيري برايِ چي ؟
براي اينکه تصميم بگيريم تو رو تبعيد کنيم يا نه .
تبعيدم کنيد ؟
- کجا ؟ - يه حرفهايي در موردش شد ...
ولي توافق شد که يک مايل و نيم ، پايين ساحل بري .
توافق ؟
اينو بهت گفتم چونکه ممکنه يه راهي باشه تا درستش بکنيم ...
مثلاً تاوانِ کارِت رو پس بدي .
من هيچ تاواني نميدم .
بهتره که از خودت درباره ...
تمامِ چيزهايِ خوبِ اينجا سئوال کني .
منظورم اينه که تو حتي نمي توني برايِ خودت غذا تهيه کني .
تو از توالتِ عموميِ ما استفاده مي کني ...
آبي که استيو هر روز مياره رو مي خوري .
صبر کن .
مي دوني چرا3 روز و1 0 ساعت و15 دقيقه اس که اجازه نداشتم از اسمِ مستعار استفاده کنم ؟
خوب ، به خاطرِ جنابعالي ، آقايِ هوگو . تو يه آدمِ خِپِلِ ...
منزجر کننده اي ...
که داري منظره ديدِ منو خراب مي کني .
تاوانِ کارم رو خوب پس دادم ؟
داري اشتباهِ بزرگي مي کني ، رفيق .
مي خوان تبعيدم کنن ...
چطوره اسمت رو بهم بگي ؟
- اسمم لوسيه . - اسمِ واقعيت چيه ؟
دفعه بعد که يکي اسمت رو ازت پرسيد ، زياد فکر نکن .
- من فکر نکردم ... - حتي برايِ يک ثانيه .
حالا چرا لوسي ؟
اون اسمِ مقدسيه .
اون اسم رو از دوراني که به مدرسه کليسا مي رفتم ، به ياد دارم ...
فکر کنم اسميه که تويِ ذهنم مي مونه .
چي باعث شده تا يه دختري که به مدرسه کليسا مي رفته ، بخواد از پليس فرار کنه ؟
چند ماه پيش ، نا پدريم رو کُشتم .
از دستِ يه کلانتر که مي خواد منو دستگير کنه فرار کردم .
چرا کُشتيش ؟
برايِ اينکه مَردِ بدي بود .
پس ...
تويِ آيووا چه کار مي کني ؟
مي خوام با مادرم حرف بزنم .
شرايطِ سختي رو پيشِ رو داري ...
چونکه اگر واقعاً اون کاري که گفتي رو انجام داده باشي ...
ماموريِن پليس24 ساعته ، مادرت رو زيرِ نظر دارن .
يه راهي پيدا مي کنم .
- اوه ، جدي ؟ - چيه ، مي خواي کمکم کني ؟
البته .
چرا ؟
عاشقِ يه مَردي شدم که نبايد مي شدم ...
و بعدش سرمايه زندگيم رو در اختيارش گذاشتم .
اون به من کَلَک زد .
اون مَردِ بدي بود .
پس ...
بهت کمک مي کنم تا مادرت رو بيني ... لوسي ...
چونکه يکي از ما دو نفر ، مستحقِ يه اتفاقِ خوبيم .
اون کُره اي ها که عليه من راي نميدن ...
زود باش ، زود باش .
هي ، اين کار رو مي کنم .
چه کاري ؟
آماده ام که تاوانِ کارم رو پس بدم .
راي رو تغيير بديد .
نمي خوام همه منو طَرد کنن ، مي فهمي ؟
راضي شدي ؟
رفيق ، بويِ بد ميدي .
بويِ چيه ، ماهي ؟
تو تلاش کردي که ماهي پاک کني ؟
چطور تا الان ياد نگرفتي ؟
الان سه ماهه که اينجا اومديم .
ميشه اين کار رو بکنيم ؟
چه کاري ؟
خوب باشيم ؟
بابتِ اون چيزهايي که بهم گفتي ، عذر خواهي کن .
از اينکه بهت گفتم خِپِل ، معذرت مي خوام .
- واقعاً ؟ - تو از دخترها بدتري .
بيا با هم دوست باشيم .
من اينجا چکار مي کنم ؟
- تو بايد بهم بگي . - من نمي دونم .
من هم نمي دونم .
چرا مُچِ دستم رو ول نمي کني ؟
چه اتفاقي افتاد ؟
داشتم يه فنجون چاي درست مي کردم .
از پنجره يه گازِ اشک آور اومد داخل .
چرا از اونا جدا شدي ؟
داري وقتت رو تلف مي کني .
چاقو خيلي پهنه .
يه چيزِ کوچکتر نياز داريم . مثلِ ...
- بايد برگرديم . - چي ؟
اونا اين بلا رو سرمون آوردن . چرا بايد برگرديم ؟
يه جوري ميگي ( اونا ) ، انگار که تو نبودي منو تويِ قفس انداختي ...
و يکسره مراقبم بودي .
بايد به دهکده شما برگرديم ، چونکه ...
دوستانم ممکنه مثلِ ما بر اثِر گازِ اشک آور افتاده باشن .
به هر حال افرادت اونجا رو ترک کردن .
- اونا رو ديدم که وسايلشون رو جمع کردن تا بِرن . - چي ؟
لاک ، اومد و با من خداحافظي کرد .
اونا مي خواستن يه جايِ ديگه برن .
برن ؟ کجا برن ؟
اون به من چيزِ دقيقي نگفت .
به دنيايي که خيلي خر تو خره ، خوش اومدي .
بخواب رويِ زمين .
بخواب رويِ زمين .
دستهات رو ببر بالا .
بذار دستهات رو ببينم .
خيلي وقته نديدمت ، اوستين .
- تو ديگه کي هستي ؟ - من کتابِ اِنجيل مي فروشم .
سلام .
No comments yet. Be the first to leave one.