Lost

Lost

下載 Farsi Persian 字幕

第 3 季

發布資訊

Episode 15Left Behind
由 Reza_KLF 評論 Reza_KLF
SUB\IDX ریپ شده از نسخه

標籤

other
發布於: 2010-04-26
下載次數: 47
聽障人士: Yes

Farsi Persian字幕預覽

前 200 行。

آنچه گذشت :

يه ماشينِ اجاره اي ، جلويِ دربِ پشتي پارک شده ، خودت رو به سوسيتي برسون .

مي خوام به هتل سِيج فلاور بري .

منتظرم باش . فردا صبح ميام اونجا .

دوستت دارم .

من هم دوستت دارم .

من اهميت نميدم که جک چي گفته .

اونا گرفتنش و ما بايد اونو برگردونيم . من بهش بدهکارم .

مثلِ اينکه شرايط تغيير کرده .

ممکنه دوست نداشته باشه نجات پيدا کنه .

اگه جک داره با اون غريبه ها دست ميده ، مطمئنم که دليلِ خوبي برايِ کارش داره .

ما اومديم که جک رو نجات بديم و اين کار رو مي کنيم .

اينجا چکار مي کني ؟

اومدم تو رو از اينجا ببرم .

از اينجا برو بيرون .

بهش صدمه نزن .

من با اونا يه معامله اي کردم .

اونا مي خوان بذارن من برم .

کجا ؟

خونه .

جک ، بايد بريم .

هي ، سرِ جات وايسا .

دستهات رو ببر بالا و زانو بزن .

گفتم زانو بزن .

اينجا چکار مي کني ، جان ؟

متاسفم ، جک .

برايِ چي متاسفي ؟

فقط مي خواستم يه چيزي بيارم تا بخوري .

از ساندويچت لذت ببر .

خيلي وقته تويِ جاده منتظري ؟

تعميرش چقدر زمان ميبره ؟

خوب ، تسمه پروانه اش پاره شده .

دو يا سه روز زمان ميبره .

سه روز براي تعويضِ يه تسمه پروانه ؟

به آيووا خوش اومدي .

اسمم جانيه .

منم لوسي هستم .

اگه نياز داري که به شهر بري ، من تا يک ساعتِ ديگه کارم تموم ميشه .

- من با پليس تماس مي گيرم . - خوب ، هر جور که مايلي .

مشکلي پيش اومده ، رفيق ؟

آره ، آره . يه مشکلي وجود داره .

مشکل اينه که داره ازم کلاهبرداري ميشه .

- ببين ، متاسفم . - فکر کردي احمقم ؟

اگه نمي خواي بخري ، خوب نخر .

اون گردنبندها قلابيه و تو داري حقه ميزني .

اونا واقعيه .

با پليس تماس مي گيرم .

تو اگه نمي خواي ، ميرم يه نفر ديگه رو پيدا مي کنم .

هي ، بذار اونا رو ببينم .

پدرم طلا فروشي داره .

فکر کنم بتونم جنسِ تقلبي رو تشخيص بدم .

قيمتش چنده ؟

شصت دلار .

اون آخري رو ازت مي خرم .

ممنونم .

ميشه پولم رو پس بدي ؟

چرا بهم کمک کردي ؟

فقط به خاطرِ اينکه نمي خواستم يه نفر همجنسِ خودم ، گير بيفته .

به احتمال زياد ، خودت هم مشکل داري ...

و بنا به دلايلي نمي خواستي پايِ پليس به اينجا کشيده بشه .

من تو رو به شهر مي برم ، تو هم يه نوشيدني مهمونم کن .

چيه ؟

اينجا چکار مي کني ؟

اونا تو رو گرفتن ؟

آره ، ولي ...

به صورتِ موقتي .

اومدم تا باهات خداحافظي کنم .

خداحافظي ؟

دارم با اونا ، از اينجا ميرم .

اينجا چه خبره ؟

اونا دارن با تو چکار مي کنن ؟ شستشويِ مغزي ميدن ؟

جک کجا رفت ؟

جک جايي نرفت ، کيت .

اون همينجا مي مونه ، مثلِ تو .

تو نبايد بهشون اعتماد کني .

اگه بهت گفتن که تو رو خونه مي برن ...

- دارن دروغ ميگن . - نمي خوام خونه برم .

مي خوام بدوني ، پيشِ اونا درباره تو خيلي تعريف کردم .

به اونا گفتم که آدمِ خيلي خوبي بودي ...

يه شخصِ قابلِ اطمينان ، باهوش و درستکار .

و بعدش اونا بهم گفتم که تو کي هستي و چه کارهايي انجام دادي .

بذار بهت بگم ، چيزي که اونا مي خوان تقاضايِ بخشش نيست .

موفق باشي .

جان ، کجا داري ميري ؟

داره مياد بيرون .

جک و سعيد کجا هستن ؟

روسو رو نديدي ؟

جان ، خواهش مي کنم . چه اتفاقي برات افتاده ؟

متاسفم ، کيت .

GDRZ ويرايش و تنظيم توسط : رضا _By Reza : [email protected]_ (¯`•¸·´¯) :-)

تو چِت شده ؟

وانمود نکن که با هم حرف نمي زنيم .

من نبايد اينجا باشم .

خوبه ، پس برو .

رفيق ، بايد بدوني که داره يه چيزهايي به گوش ميرسه .

بعد از اتفاقي که برايِ پائولو و نيکي افتاد ...

فردا قراره راي گيري بشه .

راي گيري برايِ چي ؟

براي اينکه تصميم بگيريم تو رو تبعيد کنيم يا نه .

تبعيدم کنيد ؟

- کجا ؟ - يه حرفهايي در موردش شد ...

ولي توافق شد که يک مايل و نيم ، پايين ساحل بري .

توافق ؟

اينو بهت گفتم چونکه ممکنه يه راهي باشه تا درستش بکنيم ...

مثلاً تاوانِ کارِت رو پس بدي .

من هيچ تاواني نميدم .

بهتره که از خودت درباره ...

تمامِ چيزهايِ خوبِ اينجا سئوال کني .

منظورم اينه که تو حتي نمي توني برايِ خودت غذا تهيه کني .

تو از توالتِ عموميِ ما استفاده مي کني ...

آبي که استيو هر روز مياره رو مي خوري .

صبر کن .

مي دوني چرا3 روز و1 0 ساعت و15 دقيقه اس که اجازه نداشتم از اسمِ مستعار استفاده کنم ؟

خوب ، به خاطرِ جنابعالي ، آقايِ هوگو . تو يه آدمِ خِپِلِ ...

منزجر کننده اي ...

که داري منظره ديدِ منو خراب مي کني .

تاوانِ کارم رو خوب پس دادم ؟

داري اشتباهِ بزرگي مي کني ، رفيق .

مي خوان تبعيدم کنن ...

چطوره اسمت رو بهم بگي ؟

- اسمم لوسيه . - اسمِ واقعيت چيه ؟

دفعه بعد که يکي اسمت رو ازت پرسيد ، زياد فکر نکن .

- من فکر نکردم ... - حتي برايِ يک ثانيه .

حالا چرا لوسي ؟

اون اسمِ مقدسيه .

اون اسم رو از دوراني که به مدرسه کليسا مي رفتم ، به ياد دارم ...

فکر کنم اسميه که تويِ ذهنم مي مونه .

چي باعث شده تا يه دختري که به مدرسه کليسا مي رفته ، بخواد از پليس فرار کنه ؟

چند ماه پيش ، نا پدريم رو کُشتم .

از دستِ يه کلانتر که مي خواد منو دستگير کنه فرار کردم .

چرا کُشتيش ؟

برايِ اينکه مَردِ بدي بود .

پس ...

تويِ آيووا چه کار مي کني ؟

مي خوام با مادرم حرف بزنم .

شرايطِ سختي رو پيشِ رو داري ...

چونکه اگر واقعاً اون کاري که گفتي رو انجام داده باشي ...

ماموريِن پليس24 ساعته ، مادرت رو زيرِ نظر دارن .

يه راهي پيدا مي کنم .

- اوه ، جدي ؟ - چيه ، مي خواي کمکم کني ؟

البته .

چرا ؟

عاشقِ يه مَردي شدم که نبايد مي شدم ...

و بعدش سرمايه زندگيم رو در اختيارش گذاشتم .

اون به من کَلَک زد .

اون مَردِ بدي بود .

پس ...

بهت کمک مي کنم تا مادرت رو بيني ... لوسي ...

چونکه يکي از ما دو نفر ، مستحقِ يه اتفاقِ خوبيم .

اون کُره اي ها که عليه من راي نميدن ...

زود باش ، زود باش .

هي ، اين کار رو مي کنم .

چه کاري ؟

آماده ام که تاوانِ کارم رو پس بدم .

راي رو تغيير بديد .

نمي خوام همه منو طَرد کنن ، مي فهمي ؟

راضي شدي ؟

رفيق ، بويِ بد ميدي .

بويِ چيه ، ماهي ؟

تو تلاش کردي که ماهي پاک کني ؟

چطور تا الان ياد نگرفتي ؟

الان سه ماهه که اينجا اومديم .

ميشه اين کار رو بکنيم ؟

چه کاري ؟

خوب باشيم ؟

بابتِ اون چيزهايي که بهم گفتي ، عذر خواهي کن .

از اينکه بهت گفتم خِپِل ، معذرت مي خوام .

- واقعاً ؟ - تو از دخترها بدتري .

بيا با هم دوست باشيم .

من اينجا چکار مي کنم ؟

- تو بايد بهم بگي . - من نمي دونم .

من هم نمي دونم .

چرا مُچِ دستم رو ول نمي کني ؟

چه اتفاقي افتاد ؟

داشتم يه فنجون چاي درست مي کردم .

از پنجره يه گازِ اشک آور اومد داخل .

چرا از اونا جدا شدي ؟

داري وقتت رو تلف مي کني .

چاقو خيلي پهنه .

يه چيزِ کوچکتر نياز داريم . مثلِ ...

- بايد برگرديم . - چي ؟

اونا اين بلا رو سرمون آوردن . چرا بايد برگرديم ؟

يه جوري ميگي ( اونا ) ، انگار که تو نبودي منو تويِ قفس انداختي ...

و يکسره مراقبم بودي .

بايد به دهکده شما برگرديم ، چونکه ...

دوستانم ممکنه مثلِ ما بر اثِر گازِ اشک آور افتاده باشن .

به هر حال افرادت اونجا رو ترک کردن .

- اونا رو ديدم که وسايلشون رو جمع کردن تا بِرن . - چي ؟

لاک ، اومد و با من خداحافظي کرد .

اونا مي خواستن يه جايِ ديگه برن .

برن ؟ کجا برن ؟

اون به من چيزِ دقيقي نگفت .

به دنيايي که خيلي خر تو خره ، خوش اومدي .

بخواب رويِ زمين .

بخواب رويِ زمين .

دستهات رو ببر بالا .

بذار دستهات رو ببينم .

خيلي وقته نديدمت ، اوستين .

- تو ديگه کي هستي ؟ - من کتابِ اِنجيل مي فروشم .

سلام .

More Farsi Persian subtitles for Lost

評論

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left