前 200 行。
" خندق بي انتها "
آندولوس ، سال 1936
، يورش : تاخت و تاز ، حمله ناگهاني تشکيل حمله سريع عليه دشمن براي ايجاد اشفتگي
! زود باش ، بلند شو ، سريع
هينييو" ، زود باش":
زودباش ، زود باش
! سريع
... بيايد ، اين در رو هم چک کنيد
باز کنيد
صبح به خير
از سر راه برو کنار ، تکون نخور
پشت خونه رو چک کن
ميتونم کمکي بکنم ؟
حياط رو هم چک کن همسرم شب گذشته رفته -
! کسي اينجا نيست
هيچکس نيست !نگفتم بهتون ؟ -
خيلي خب ، بريم سراغ خونه بعدي
!داري چيکار ميکني ؟
!چي شده ؟
گوش کن ، من بايد فرار کنم
اون ها همه جا رو جست و جو ميکنن
کجا ميخواي بري ؟ ... سمت کوه ها يا يه جاي امن -
!منم باهات بيام ؟ نه خودم ميام دنبالت -
صبر کن ، صبر کن ، صبر کن
... اينو بگير
اين ديگه براي چيه ؟
فقط بذار گردنت باشه ، برو ديگه
! بيايد اينجا
اين " هينيو" ئه
! وايسا ، وايسا
... ببرش
، اينا آخرين نفراتن !ديگه کارمون تمومه ، آره ؟
بجمب ، تکون بده ، برو بالا
... راه بيفتيد ، سريع
زود باش
... راه بيفتيد ، سريع
! ببند دهنتو
نميخوام يه کلمه حرف بشنوم
!زر نزنيد ، باشه ؟
تکون نخوريد
!اونجا چه خبره ؟
! بجنب ، گم شو بيرون
ببرش ، داريد کجا ميبريدش ؟
دهنتو ببند اونو ولش کن -
داريد چي کار ميکنيد ؟
خفه ! هيچ کس تکون خوره
راه بيفت ، همه سر جاشون بمونن
! ساکت
!اين چه وضعشه ؟ بگير بشين -
!داريد چه غلطي ميکنيد ؟ گفتم بگير بشين -
التماستون ميکنم برگرد سر جات -
! ولم کن
يکيشون فرار کرد ، وايسا
ايست ، ايست ، ايست
... ايست
... وايسا
از اينور فرار کرد
" منم " هينيو
هينيو
!! ترسونديمون
!اينجا چه خبره ؟
چه خبره ؟ !چه انتظاري داشتي ؟ -
همه اين ديوونه بازي ها عين روز برام روشن بود
روشن بود واسم چي ميگي ؟ -
!چند بار بهتون گفتم ؟ " گلوله دردي رو دوا نميکنه "
کشيش ها قابل دستيابي نيستند
زمين دار ها قابل دسترسي نيستند
گلوله دردي رو دوا نميکنه هزار بار بهتون گفتم
من که دستور قتل ندادم
ولي افرادت دادن تو هم از اون ها حمايت کردي
... ميگفتي که بايد
، قتل صورت بگيره حالا ببين به چه روزي افتاديم
از دَم ديوونگيه
بيايد لااقل اين پايين ساکت باشيم
!سيگار ميزني ؟
... آره ، سيگار رو هستم
يه ذره دلم رو به دست بيار
اين پسر عموم " دميل " هستش
همين ديشب اومد چند روز پيش از يک درگيري تو "کارمونا" فرار کرده
ميشناسمت
حدود يه سال پيش تو يه دورهمي ديديمت
من از طرف گروه حراست بودم
آره ، قيافت آشنا ميمومد
خيلي کمکون کردي
اگه ميخواي بيا با ما تو اين جنگ همراه شو
روسا" رو چيکار کنم ؟ "
بايد اون رو هم بيارم
!ميخواي دوباره برگردي دهکده ، هينيو ؟
مثل اين ميمونه که بري تو قفس شير
!زنت رو هم لو دادن ؟
نه اصلا
روسا مثل من تو کار سياست نيست
پس مشکلي براش پيش نمياد
تازه با هم ازدواج کردن
درسته
ميدوني چيه ؟
متوقف کردن يه ازدواج نو کار راحتيه
منم تو همين فکرم
!بسه ديگه ، بريم ؟
بريم
"گونزالو"
گونزالو !چيه ؟-
بيا تو
اومدم
!ميخواي کل شب رو بيرون بموني ؟
واکيل" داره مياد "
براي چي با اين افراد همکاري ميکني ؟
کارم اينه
خودت رو تو دردسر ننداز
!منظورت از دردسر چيه ؟
ولش کن ، شامت رو بخور
من که شام نخواستم
گرسنم نيست
... خداي عزيز ، هينيو
!چي شده ؟
بايد بريم
!چي شده ؟
... بايد کل پول هايي که اينجا داريم رو برداريم و
... قبل از اينکه هوا روشن شه
بريم سمت کوهستان
!چرا پاهات زخميه ؟
!چي شده ؟
تکون نخور
!خدايا ، اصلا يه نگاه به پاي خودت انداختي ؟
گلوله هنوز اون تو مونده
روسا !چيه ؟ -
اگه من رو بگيرن ... کارم تمومه
!گوش کن ، ميگم اصلا ديدي وضع پاهات چقدر ناجوره ؟
!کجا ميخواي بري ؟
فقط بريم ... نه ، گوش کن ببين چي ميگم -
اونا تو کل دهکده پراکنده شدن
برو بخواب ، من يه کم اينجا وايميسم
زود باش
... هينيو
منو نگاه کن
!براي چي اون چاله رو درست کردي ؟
گونزالو کل خونه رو گشت ولي اصلا اون حفره رو نديد
چرا نري اون تو ؟ ... ميتونيم زخمت رو هم درمون کنيم
بعدش با خيال راحت بريم ، باشه ؟
خواهش ميکنم
... بيا
از اين طرف
... بيا
مخفي کردن : انتقال فرد يا چيزي به مکاني امن
!چي کار داري ميکني ؟ اونا رو بزار پايين
گفتن که بايد همه پرده ها رو ببريم
تو که کل خونه رو گشتي ديگه پرده ها رو چي کار داري ؟
ميخوام اون ها رو بِبَرم ، حرفي هم نباشه
! ديدي ؟ اين همه حرف نداشت که
گونزالو ، يه دقيقه به من گوش کن
فقط يه دقيقه ، يه دقيقه صبر کن ... خودت ميدوني
که شايد هينيو کار هاش ... از روي عقل نبود
ولي اون هيچوقت به کسي آسيب نرسوند نبايد اسمش توي ليست تون باشه
تو که مارو ميشناسي
خيلي خب ، اول نشونش بده بعد ببينيم چي ميشه
من منظورم اين بود که ... کارش رو يه اشتباه در نظر بگيري و
اسمش رو از ليست حذف کني !اشتباه ؟ -
اشتباه رو وقتي مرتکب شد که ... جايي رو که لازم نبود ، به آتيش کشيد
!چي رو به آتيش کشيده ؟
!چي رو ؟
... " خانقاه " بارسنياس
که متعلق به راهبه هاي کليساي " سنت فيليپ نري " هست رو !به آتيش کشيده ، نگفته بود ؟
! حقيقت نداره ميگي اين کار رو نکرده ؟ -
! حقيقت نداره نداره ؟ -
ممکنه هينيو عقايد خودش رو داشته باشه ولي آدم خشني نيست
وقتي که اون ها برادر گونزالو رو !کشتن ، هينيو چي کار کرد ؟
هيچ کاري نکرد
درسته ، حرفي نزد ، کاري هم نکرد ولي راهنما شون که بود
ايسابل " برو خونه "
... نه ، نه ، نه ، نه ، نه ميخوام که اون هم بدونه
اون الان داره التماس ميکنه ولي من ميخوام بدونه که تو چقدر احساس تنهايي ميکردي
خواهش ميکنم ، ايسابل
اداي بي گناه ها رو در نيار ، خب ؟ لازم نکرده
ما خودمون رو حبس کرده بوديم ... تا مبادا وقتي اونا ما رو ببينن بلايي سرمون بيارن
و تو اصلا برات مهم نبود
، اگر اين افراد نيومده بودند همسر من نفر بعدي اي بود که دستگير ميشد
خيلي خب ، بسه ديگه ، ولش کن
فقط تمومش کن ، برو بيرون ... زود باش
! برو خونه ، زن
... گونزالو ، گوش کن
... خودت ميدوني ، از هرکسي هم بهتر ميدوني که
ما چقدر بابت برادرت ناراحتيم
، همون وقتي که متوجه شديم هينيو خودش اومد و خبر رو بهت داد
الان متوجه شدي که چرا بايد !يه تکوني به خودم بدم ؟
دارم ملتمسانه ازت خواهش ميکنم
بايد التماس همسرت رو ميکردي
!کردي ؟
!بايد التماس اون رو ميکردي ، خب ؟
دست بردار ، گونزالو
پرده ها رو با خودت نبر ... ميبرم -
نکن ، اون ها مال منن پرده ها رو بده به من
بده من اونا رو
اونا مال منن برشون گردون
... پرده ها رو با خودت نبر ، گونزالو
!اوضاع در چه حاله ؟َ خونه "رديوس" رو ميگرديم
" اوني که مو هاي بلوند داره "
! و " اون نگهبانه " از اينجا دور شدن
!داري اينجا چي کار ميکني ؟
!اون بيرون چه خبره ، روسا ؟
!مهم نيست اون بيرون چه خبره ، چي گفتم بهت ؟
No comments yet. Be the first to leave one.