前 200 行。
یعنی حاصل این بینش تند و تیز جنابعالی
اینه که سم توی جمجمه باب فرو کرده؟
اسم ایشون گرِگه
سم رو پیدا کنین. میخوام کل تیم امنیتی روی این کار تمرکز کنن
منو نجات دادی
کجاییم؟
توی سینما ماشین قدیمیایم
انگار فقط خودمونیم... با همدیگه
شنیدم قدرت ماورای ذهنی داری
تو دنبال هماتاقیتی
ولی اون تنها دختری نیست
که دنبالشی
چه گوهی میخوری؟
چه فکری با خودت کردی
که از اون کمک خواستی؟
تو از کی تا حالا به کسی که اسمش جردن نباشه
اهمیت میدی؟
تکنایت پدرسگ رو اینجا آوردن. کارش به گا دادن بقیه است
دقیقا چند وقته که داری...
کس دوستدختر گولدن بوی رو میخوری؟
دانشگاهمون تأسیسات درمانی
به سبک یوزف منگله داره
نمیدونیم کی توش دست داره
دکتر کاردوسا
بهم آسیب زد و دست از سرم هم برنمیداره
باید بکشیش!
- فقط خانوادم رو ول کن - همهتون عروسک خیمهشببازیاین!
تو از اونایی!
- اما! - ولم کن!
درستش میکنیم
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید FilmKio@
مترجمان: «حسین رضایی و حامی مغیثی» در تلگرام: HosseinTL@ و Timelordsubs@
هی، کیت؟
سلام
چی شده؟
کجاییم؟
یادت نمیاد؟
- تو یادت میاد؟ - نه
اون چیه دیگه؟
جلو پاتو بپا
اینجا خونه داستیـه؟
آره، خونه داستیـه
سلام اسلون
اوه، سلام بچهها
کاش یادم میومد
انگار پارتی خیلی خفنی بوده
چهجورم
- اوه شت! ببخشید، فکر کردم... - یا خدا. ببخشید
خیلی عذر میخوایم
- ایولا. فکر کردم... - ما دیگه میریم
- ولی... - خدافظ
عه...
- سلام - سلام
- من دیگه... - آره
عه...
فکر کنم این مال توئه
آره
مرسی
ببین، حرف خیلی بگایی و عجیبیه
ولی من یادم نیست دیشب چی شده
آخیش. منم یادم نیست
اوه
کدوم گوری هستیم؟
روحمم خبر نداره
ما با هم...
داستی، اینجایی؟
بیا دوباره
اما؟
از این خواب لعنتی متنفرم
این واقعیه
فکر کنم
خیلیخب. خیلیخب
یه لطف بهم میکنی خفهام کنی راحت شم؟
- نه - باشه
پس یه جا پیدا کن برم بالا بیارم
خیلیخب، ببین
جدی میگم آندره
هیچی یادم نمیاد
پس از کجا میدونی که
با مری سکس کردی یا نه؟
خیلیخب، ببین...
من هیچوقت از حال نمیرم
یعنی میتونم یه کیس کامل
ویسکی بریزم تو حلقم و چیزیم نشه
چرا انقدر سر این قضیه خایه کردی؟
مری خوشگله، خوب دعوا میکنه
و تا جایی که میدونم، سن قانونی هم داره
بخاطر... بخاطر سیاه بودنشه، نه؟
- ای خدا - قضیه سیاهپوست بودنشه
اذیتش نکن. خیلی قشنگه
بنظرم خیلی به همدیگه میاین
مرسی، ولی کلا امروز خیلی عجیبه
میدونین چه روزیه؟
- چیز... - جمعه
امروز شنبهست!
وایسا. امروز...
- شنبهست - بچهها
ببینین، موضوع این نیست که پارتی یا مری رو یادم نیست
خب یادم که نیست، ولی مهمتر از اون
یه روزایی کلا تو حافظهام نیست
شکافهای طولانیای تو حافظهام هست
منم همینطور
چه خبره اینجا؟
وای خدا. بیاین ببینین. داره سکسی میشه!
بخور! بخور! بخور!
بخور! بخور! بخور!
بخور! بخور! بخور!
خب...
ترند شدی
بخاطر نشون دادن کون غولپیکرم به کل دنیا
میدونستی میتونی این کارو بکنی؟
بزرگ شی؟
شایدم ربطی به من نداره
که نداره. بیخیالش
نه، بعد از اتفاقی که تو رستوران باستر بیور افتاد خبر دارم
سرچ کن ببین چیه ولی گردن خودت. مامانم بهم گفت هیولا
بعد مجبورم کرد قسم بخورم که هیچوقت این کارو نمیکنم
اوپس
خیلی وحشتناکه
دقیقا برای همینه که قراره مستقیم بره رو پیغامگیر
خیلیخب
هوم
چند وقته با جردن تو ماچ و بوسهاین؟
حتی نمیدونم چجوری اینو جواب بدم
سوراخ کون مردها تنگتر از زنهاست؟
یا خدا، اما
اما! حالت خوبه؟
از حد گذرونده بودم
و خیلی عذر میخوام که ولت کردم
بخصوص بعد از اینکه اجازه ندادی اون کار وحشتناک رو بکنم
ولی الان خوبم، و میدونم عجیب بنظر میاد
ولی خیلی خوشحالم که بوی استفراغت رو حس میکنم
چون یعنی فرار کردی از...
چرا اونجوری نگام میکنی؟
اما، منم سم. وودز
سینمای ماشینی استارداست
ببین، هی، هی، سم؟
اسمت اینه؟
تو هم مری هستی، همون دختر خونیه
فکر کنم گیج شدی
شاید ما رو تو تلوزیون یا تیک تاک و اینا دیدی؟
تیک تاک؟
تو ما رو نمیشناسی
تو دنیای واقعی
و...
ما هم اصلا تو رو نمیشناسیم
اون حافظهتون رو پاک کردن
اونا کیه؟
وایسا... کسی دنبالته سم؟
کمک نیاز داری؟
اما، یه سری...
آدم خطرناک
و خبیث تو اون دانشگاهن
آدمایی که نمیخوان قضیه من رو بدونین
یا حقیقت رو بدونین، و نمیتونین به هیچکس اعتماد کنین
ولی به تو میتونیم اعتماد کنیم؟
نه. نه
نه، راست میگه
من بودم به خودمم اعتماد نمیکردم، بخصوص با اون کاری که کردم
یه راهی پیدا میکنم که درستش کنم
کاری میکنم یادت بیاد
چی رو؟
که تو قهرمانی
یه قهرمان واقعی
اون پسره...
کسخلش در رفته
چهجورم
ولی خوشگل بود، نه؟
بنظرم اینقدرم عجیب نیست
جورابهای انگشتدار رو مخن اِما
اون پسره خون واقعی زیر ناخنهاش بود
که خون خودشم نبود
خدایا، قدرتهات خیلی عجیبغریبن
وایسا. یه بار دیگه بگو کِی پریود میشم
- سگ تو روحت اما - چیه؟ آمارش دستم نیست
دیوونهای تو
خب، جمعه هفته دیگه
- دم شما گرم - مری؟
تو برو. من باید دوش بگیرم و لباس درست حسابی بپوشم
باشه
دیشب... دیشب از هوش رفتی؟
فکر نکنم...
به شما ربطی داشته باشه
مری، همهمون از هوش رفتیم
نه فقط تو پارتی. تو چند روز اخیر
بهش فکر کن. مصاحبهام با هیلی میلر رو نرفتم
ولی نمیدونم چرا
یادمه تکنایت اینجا بود، یادمه باهاش حرف زدم
ولی یادم نیست چرا
الان یه پسره اومده بود
یه جور رفتار کرد انگار من و اما رو میشناسه
کدوم پسره؟ دانشجو بود؟
سم نمیدونم چیچی. تا حالا ندیدمش
مگه اینکه دیدیش ولی یادت رفته. چی میخواست؟
میخواست نجاتمون بده. از یکی تو دانشگاه
از خود دانشگاه
یعنی چی؟
چه بلایی سرمون آوردی داستی؟
هی، جردن، اون بچهست
داستی بچه نیست. 28 سالش ایناست
No comments yet. Be the first to leave one.