前 200 行。
وصل کن به اپراتور
نه. میگم وصل کن به اپراتور
نه به کامپیوتر
یه آدم. یه موجود زنده
تو آدمی؟
تو آدمی؟
نمیتونی منو بپیچونی. تو آدم نیستی
گمشو، ای شیطان
سلام
سلام
من داشتم
من اینجام
منم همینطور
خب، رسیدیم
آره
آره
صبح بخیر
بود، تا وقتی که یه شیطان رفت توی گوشیم
راستی، کلاس مدیریت رستورانت هنوز داره
اون واحد "ایدههای خفن" رو درس میده؟
آهان. منظورت استراتژیهای نوآورانه است؟
آره
میدونی، به نظرم مردم ترجیح میدن برن کلاسی که
اسمش "ایدههای خفن" باشه
به هر حال، حتماً دلت میخواد بری اون تو
و از خواهرت پز بدی
میتونم با این شروع کنم که بگم چقدر فروتنه
همین الانم کلی پزت رو میدم
میگم ما یه تیم شکستناپذیریم
خب، تیممون همین الان یه برد دیگه به دست آورد
ایول به تیم! اوم-هوم
چیکار کردیم؟
با دوچرخهفروشیِ بغلی صحبت کردم
و اونا قراره انباریِ طبقه بالا رو اجاره کنن
همونی که هیچوقت ازش استفاده نمیکنیم
واو
خب این یه "واو"ِ خیلی بیحالی بود
دارم درباره ۵۰۰ دلارِ اضافه در ماه حرف میزنم
و لازم نیست یه قرون هم خرج کنیم
بیا قرارداد اجاره رو بنویسیم
ها-ها
نه
ببخشید. الان به من گفتی نه؟
آره
هر دو: واو
خب، میخوام درباره این "نه" بیشتر توضیح بدی
دقیقاً بگو فازت چیه؟
از وقتی کلاسم رو شروع کردم
داشتم به کلی ایده برای میخانه فکر میکردم
و ایدهی مورد علاقهم برای انباری طبقه بالاست
میخوام توی موفقیتمون سهیم باشم
موفقیت؟ مثلاً مثلِ
موفقیتِ "۵۰۰ دلار اضافه در ماه"؟
بابی، من به ایدههات احترام میذارم
همیشه میذارم
اما میخوام مالِ خودم رو ارائه بدم
چون میدونی که تو هم به من احترام میذاری
صد البته
ایدهت چیه؟
اوم، توی کلاس به ما یاد دادن که موقع ارائه
باید تهاجمی عمل کنیم، نه تدافعی
کلاسِ فوتباله؟
ها-ها
منظورم اینه که میخوام درست و حسابی انجامش بدم
باشه، قبول
کی میخوای "درست و حسابی" ارائهش بدی؟
فردا صبح چطوره؟
توی دفترم یادداشتش میکنم. عالیه
در واقع اصلاً دفتری ندارم
فقط به خاطر میسپارمش
هی، استیو
اون چیه؟
وسایل تمرینیِ "جی آی جو" هستش؟
چقدر بامزه
بهش میگن "قلاب و حلقه"
اوه، چه جالب. چطوری بازی میکنن؟
حلقه رو میندازی تو قلاب
به هر حال، تاکودا اینو
از خونهش برای مشتریها آورده
میگه برای بردن، صبرِ زیادی لازمه
پس من و تو حذفیم
شوخی میکنی؟
من ملکه بازیهام
قدیما که با مامانم قایمباشک بازی میکردیم
کل روز نمیتونست پیدام کنه
عجب بازیکنِ خوبی هستی
بهت افتخار میکنم
حالا میخوای بازی کنی؟
نه، بیخیال
صدای قدقد مرغ میاد؟
فکر کردی این چیزا روی من اثر داره؟
من مدرسه پسرونه رفتم، اونا میتونستن پیدام کنن
من انجامش نمیدم
تاکودا هشدار داد که ممکنه روش کلید کنم
چون میدونی که، من اینجوریم دیگه
آره، ولی من نیستم
منم که میدونی، خودمم! خب؟
اگه جای تو بودم این کار رو نمیکردم، گبی
غیرممکنه بشه اون حلقه رو انداخت توی قلاب
بچههام داشتن دیوونه میشدن چون نمیتونستن ببرن
آره، خب امشب که رفتی خونه
میتونی بهشون بگی که خاله گبی انتقامشون رو گرفت
هر چی تو بگی
میخوای برنده شدنم رو تماشا کنی؟
ترجیح میدم قایمباشک بازی کنم
خب، فقط دارم مطمئن میشم که
همهچی برای ارائهم آمادهست
یه چیزی رو جا انداختی
آمپول کزاز
میدونی، اکثر مردم یه کشوی آتوآشغال دارن
ولی بابا یه اتاقِ آتوآشغال داشت
میفهمم
چیزی که میبینی یه انباریِ کثیف و تاریکه
اما ازت میخوام همه اینا رو از ذهنت بریزی بیرون
شاید اگه چشمات رو ببندی، کمکت کنه
و بذارم عنکبوتها برن توی موهام؟
فکر نکنم
میتونی صداش رو بشنوی؟
صدای چی رو؟
دهن به دهن داره میچرخه
توی شبکههای اجتماعی داره میترکونه
تراکتهای مرموز توی محوطه دانشگاه پخش شده
همه دارن دربارهش حرف میزنن
دربارهی چی؟
داغترین و جدیدترین پاتوقِ شبانه شهر
کافه مخفیِ "خواهران ناکسویل"
یه کافه مخفی؟
خفنترین و جدیدترین ایدهت، یه کافه به سبک دهه ۱۹۲۰ئه؟
اوه، شاید "بِیب روث" هم یه سری بهمون بزنه
این ایده کافه مخفیِ مدرن
یکی از داغترین ترندهای کل کشوره
توی بیزنسِ هتلداری و رستورانداری
در این باره مطمئن نیستم
من هستم
و کلی هم تحقیق کردم که حرفم رو ثابت کنم
مردم دنبال تجربههای متفاوت و غرق شدن تو فضا هستن
دنبال نوستالژی و بودن توی یه جای خاص و منحصربهفرد
من و تو قراره وارد اون بازار بشیم
ایزابلا، کلی هزینه برمیداره
که بخوایم اینجا رو نو کنیم و به شکلِ کافه دربیاریم
اصلاً لازم نیست نو بشه
قشنگیِ این فضا به همینه
کلی کافه مخفی توی کل کشور هست
که کلی پول خرج میکنن تا دقیقاً همین شکلی بشن
اوم
آخ! گمشو ای شیطان
بابی، آروم باش
کار من بود
فقط با چند تا لامپ هوشمند که خریدم این کار رو کردم
اگه یه سیستم نورپردازی کامل اینجا راه بندازیم
با یه سیستم صوتی خوب، دیگه رسماً کارمون تمومه
پس یعنی باید براش پول خرج کنیم
خب، آره
سیمکشیها، یه سری وسایل
همون نورپردازی و سیستم صوتی که گفتم
پول خرج کنیم بدون هیچ تضمینی برای برگشتش؟
اوه، یه جورایی ریسکی به نظر میرسه
هر ایدهای ریسک خودش رو داره، بابی
اجاره دادن به دوچرخهفروشی ریسک نداره
تنها ریسکِ اون کار اینه که
مجبوری اون آدمای عجیب رو با شورتهای ورزشیشون ببینی
من واقعاً به این ایده ایمان دارم
میدونم عزیزم
و خیلی هم خوب توضیحش دادی
فقط فکر نمیکنم الان بتونیم انجامش بدیم
چی میگی؟
دارم میگم جوابم منفیه
اما نمیتونی اینو بگی
نمیتونم؟
فکر کنم همین الان گفتم
من صاحبِ ۵۰ درصدِ این میخانهام و میگم آره
خب، ۵۰ درصدِ من میگه نه
حالا باید چیکار کنیم؟
نمیدونم
فکر کنم یکیمون باید بمیره
گمشو، ای شیطان
بدشانسی نیار، بدشانسی نیار، بدشانسی نیار
لعنت به این شانسِ مزخرف
ببخشید
خیلی وقته آبجو سفارش دادم و هنوز منتظرم
آره. خب، منم میخواستم با "استینگ" ازدواج کنم
ولی میبینی که؟ منم هنوز منتظرم
گبی، این دیوونهبازیه
آره، مگه نه؟
منظورم اینه که یه قلابِ فسقلیه
نباید انقدر سخت باشه
نه، منظورم اینه که این کارت دیوونهبازیه
باشه، ببین، فقط باید یه بار بندازمش، خب؟
نمیتونم مثل یه بازنده ولش کنم
تازه، فقط از فلان موقع دارم انجامش میدم
میدونی چیه، اصلاً مهم نیست چقدر طول کشیده
یادت میاد اون دستگاه قمارِ تکدست رو اینجا داشتیم؟
هی، من به هر کسی سرویس میدم
دارم درباره دستگاه "اسلات" حرف میزنم
اوه، آره
پسر، ساعتها پای اون چیز وقت گذاشتیم
تا سعی کنیم سه تا گیلاس رو ردیف کنیم
نه، "ما" وقت نذاشتیم، "تو" گذاشتی
واسه همینم مجبور شدیم بندازیمش دور
آره، ولی این فرق داره
No comments yet. Be the first to leave one.