200 dòng đầu tiên.
ترجمه ساب تقدیم میکند
هماهنگ سازی تیم ساب
چقدر رو مخ- این چیزیــه که راجبش حرف میزنم-
اوه، خدای من- خیلی دلـمون برات تنگ شده بود-
عاشق همهــتونم
تو دردسر افتادی؟
،همه اینا برای تو اومدن و یکیـشون یه اعلامیه برای حضور داره
پس، جریان اون چیه؟- نمیدونم-
از داخل بوی خوبی میاد
چرا اینجایی؟
مامان، شناسنامهـم رو میخوام- چرا؟
میخوام عضو ارتش بشم
اگر صدای من رو میشنوی، بگو آمین
!آمین
!خدارو شکر ! خداروشکر
نه. وایسا، صبرکن
خدایی، مامان؟
باسنتو بزار زمین، درست همینجا
ارتش
حتماً. باشه
نه، نه، نه
تو روحتم خبر نداره این 5 سالِ گذشته چقدر سخت بوده
تو همیشه میگفتی من به مشکل برمیخورم
هی
یهچیزی باید تغییر کنه
سبکزندگیت چطور؟
ازت میخوام کمکم کنی
لطفاً
من با از دست دادنت کنار اومدم
بیخیال
این تیکه... کاغذ کوچیک
...این تمام چیزیــه که برام
از رویایی که برات داشتم باقیمونده
اگر تو اون پسری برنگردی که من ...بهش زندگی دادم
این گواهی رو باطل شده ببین
در دوسال از زمانیکه رئیسجمهور بوش ،در جنگ عراق اعلام پیروزی کرد
شورش القاعده باشدت پیش میره
حداقل 30 نفر مُردهــن
بهدنبال یک حمله انتحاریِ شورشی در رستورانی در بغداد
رهبران نظامیِ آمریکا کوشش به حفظ کردن کنترل کردن
...و درخواست کردن
میخواستم این رو بهت بدم
هنوز کار میکنه
تو این گوهُ میبینی؟
و بیش از 15 مرد زخمی یا آسیب دیده در ،این حمله
شامل سربازان متعدد آمریکاییای که در حال گشتزنی بودن
الیس
از یک وزیر پیر به یک جوان
تو مجبور نیستی این کار رو بکنی- قراره چکار کنم پس؟-
...تو
جوانی
و زیبا
تو خیلی، خیلی باهوشی
تو میتونستی هرچی که میخوای باشی
حالا، من و تو جفتمون میدونیم که این درست نیست
امیدوارم که هیچوقت دیگه تو رو اینجا نبینم، بچه
و بهتره در ارتباط نباشی
چی باعث شد برای جنگ ثبتنام کنی؟
رفتن و به یه سیاهسوخته گفتن ،اگه من ثبتنام کنم
اونا به یه مادر صلواتیای 30تا قفسه میدن
بهت جایزۀ ثبتنام کردن دادن؟
،من با یه کاکاسیاه اطرافم پولدار نمیشم
ولی من چندتا کاکاسیاه رو برای عمو سمِ پیر میکشم
هی، بگو، مرد
میخوای اونُ بخوری؟
اوه، آره
اوه مرد، چی گرفتی؟
تقریباً مثل اینه که اونا میدونن یه سیاهسوخته
جو دوسر کرمدار منُ گرفت، پسر
گرسنهای؟
تو نیستی؟
!یلا حرکت کنید !بجنبید دارید به چی نگاه میکنید؟
!از اتوبوس بزنید بیرون- !تکون بخور-
اگر پیراهنتونُ تو شلوار نکردید، بکنیدش تو شلوارتون
بگید،(بله، قربان!)- !حرکت کن-
!برید
بله، قربان، بله
!برید
اینا پسرای من هستن
دریل اد روزالز و کیل اد بروکس
...حالا
به پاهاتون روی جا پاهای من نگاه کنید
به این موقعیت توجه میگن
پاشنهها در زاویۀ 45 درجهای بههم میچسبن، زانوها یکم خم میشن
هدفم در سهماه آینده
اینه که قویترینِ شما برای پیوستن به جنگ پیشگام بشه
!بله، قربان
موفقتون میکنم. قول میدم
من کابوسی میشم که شما رو شبا از بستن چشماتون بازمیداره
،شما با خودتون فکر میکنید
بله! من از سربازای تازهکار متنفرم
ولی عاشق تفنگدارای ارتشم
بله، قربان
سرباز اسماعیل- !اینجام، قربان
سرباز فرانکلین
تاحالا مرتکب جنایت شدی؟
!بله، قربان- تاحالا مرتکب جنایت شدی؟-
تو کمونیستی؟ همجنسگرایی؟
اخیراً ماریجوانا مصرف کردی؟ !به من نگاه نکن، سرباز
تاحالا در سلول تروریستی بودی؟
!خیر، قربان- خب، 9/11 چطور؟-
هیچکس، و منظورم اینه که هیچکس، ازت !سوال نکرد! تو صورت لعنتیت، سرباز
بگو(بله، قربان!)- !کاسترو-
!کاسترو- !اینجام، قربان-
تا حالا مرتکب جنایت شدی؟ کمونیستی؟
،شونزده، پونزده
...چهارده، سیزده
من تو رو میشناسم، نه، پسر؟- !بله، قربان-
شما با پدر این سرباز در طوفانِ صحرا خدمت کردید
تو با من مشکلی داری، لیبل؟- من مشکلی ندارم، قربان-
این سرباز بسیار خونسرده، قربان
من به یهورم هم نیست که پدرت !کیه، سرباز
میفهمی چی میگم؟- !بله، قربان-
!بله، بله، قربان- !بله، بله، قربان-
تا حالا مرتکب جنایت شدی؟ کمونیستی؟
اخیراً ماریجوانا، یا موادمخدر دیگهای رو مصرف کردی؟
در سلول تروریستی بودی؟ الان، یا تابه حال همجنسگرا بودی؟
!خیر، قربان
تا حالا در سلول تروریستی بودی؟
بگو، (عاشقتم، خدافظ) تلفن رو قطع کن
!تو! دارم با تو حرف میزنم
تلفن رو قطع کن- !تو بعدیای-
تلفن رو قطع کن ...تلفن رو بهم بده. بهم
!تلفن رو بهم بده ! تلفن رو بهم بده
مزخرفه، اونا مجبورمون میکنن بین دوستدخترا
و مادرامون انتخاب کنیم، نه؟
به کی زنگ میزنی؟- دوست دخترم-
کاسترو
الیس فرنچ
بعدی
!بچرخ و برو، از اینجا برو بیرون
دوستپسرت چطور بود؟ !بجنب !بجنب
شما با آینِز فرنچ تماس گرفتید
من الان در دسترس نیستم که ،تماستون رو جواب بدم
...ولی اگر پیغام بزارید- !وقتت تمومه-
سلام، عزیزم
من رسیدم اردوگاه... صحیح و سالم
...الان واقعاً نمیتونم حرف بزنم، پس
بهزودی برات مینویسم
!بعدی! تلفن رو قطع کن. بعدی
من... من فقط باید یکبار دیگه امتحان کنم احتمالاً کنار رفته
تو فقط یکبار میتونی تماس بگیری
بجنب- !تکون بخور ! باسنتو حرکت بده
!بجنب، احمق
!تماست رو بگیر !باسنتو بیار اینجا
!بعدی
،وقتی کارتون تمام شد
وسایلتون رو داخل کیف قهوهای کوچک بزارید
فرم آخرتون رو با ماژیک مشکی بنوسید !و به خط شید
!بله، قربان- !بلندتر-
!بله، قربان
اون آخرین گردنبند رو فراموش نکن !اون زنجیر رو میخوام
!اون زنجیر منه !فراموشش نکن، پسر
!این آرایشگاهِ عموتون نیست
این مدل موی سربازــه
شماها در معرض توجه قرار میگیرید
یعنی پاها در 45 درجه
پاها در 45 درجه. و صورت
و چشمهاتون مستقیماً روبه جلو
دوتا دوست صمیمیِ تخمی یه عضو زک موریس و ایسی سلیتر
این چیزیه که ما اینجا داریم؟
اسم کوفتیِ من مدیر کمربندیه؟ این اسم تخمیِ منه؟
!نه، قربان- چی انقدر بامزهست، سرباز؟
بهنظرت من خندهدارم؟ این برای تو یه نمایش کوفتیِ دلقکه؟
بشین پاشو. بگو
!بله، قربان- !برو، برو، برو، برو-
!روی صورتهای لعنتیتون! برید ! ده
!یک، دو، سه
!یک... تماماً بالا! یک، دو، سه
مامان، چرا نمیتونی ببینی؟
مامان، چرا نمیتونی ببینی؟
این جنازهها چهکاری برای من کردن؟
این جنازهها چهکاری برای من کردن؟
!بشمار
یک- دو-
!سه- !چهار-
!پنج- !شش-
!هفت- !هشت-
!نه- !ده-
!یازده- !دوازده-
!سیزده- !چهارده-
!پونزده- !شونزده-
!هفده- !هجده-
!نوزده-
!چراغها خاموش
!فاصله بگیرید، به چپ
!اعداد زوج به راست
!حرکت کن
فرنچ، تو قرار نیست بگیری ساختار لعنتیِ منو به چخ بدی
تیم سوم، ثابت نگهدارید شماها پایۀ این حرکت هستید
تیم سوم، سفت بچسبید !که یعنی تو، خدا لعنتش کنه
!بله، قربان
،داری نگاه میکنی که مربیِ پیشکسوتِ من دریل رو ناامید کنی؟
!روی صورتت، سرباز! همگی! حالا
!کرم ابریشم. حرکت کن. حرکت کن
!بکش بالا
صداتون رو نمیشنوم، شما مارهای لغزنده که مثل دخترا صدا میدید
!بجنب، فرنچ. بکش بالا
قوز کمر داری؟- !خیر، قربان-
کمرت چشه؟- !هیچی، قربان
No comments yet. Be the first to leave one.