200 dòng đầu tiên.
.صبح بخیر
داری اینجا چیکار میکنی؟
.من توریستم
.اینجا، جای توریستها نیست
.با ما بیا توی ماشین
!من کاری نکردم !ولم کن
زنِ مبارز
!آروم باش
!وومَن
.اگه میخوای بهم کمک کنی، الان وقتشه
.اونا دنبالمن
چیکار کردی؟
.سیم های برق رو از کار انداختم
.پس کار توعه - .آره -
.این بار پنجمه
تنهایی این کارو میکنی؟ - .آره -
میخوای منو توی این خرابکاری شریک جرم کنی؟
،من مجرم نیستم. برعکس .دارم جلوی جنایتی که علیهمون میشه رو میگیرم
خانوادت کیان؟
،اسمم "هالا" ست
.دخترِ بِنِدیک سیگورسون
.مادربزرگم اهل همینجاست
.پس تو از اهالی "اِیویک" هستی
.مردمتون رو میشناسم
...پس تو دختر بِنسی هستی
،کاری که کردم
از اعماق قلبم معتقدم که .کار درستیه
!وومَن
!بارک
!وومَن! بارک
.ردت رو از بوته بالای اینجا گرفتن
،اونا قراره کارآگاه بفرستن
.پس نمیتونی اینجا بمونی
.نمیتونم جیپ رو بهت بدم
ولی میتونم اینو بهت .قرض بدم
.هر وقت تونستی پساش میدی
.قبل از "روز استقلال" امسال
.باید پاتو بذاری روی کلاچ
.میتونم بگم دزدیدمش
.به خودت مربوطه
.ممنون از کمکت
ما این ورا زیاد درباره این ،قضیه حرف نمیزنیم
.ولی احتمالا پدر من، بچهی باباش نبوده
،پدربزرگ تو ،سیگورر از ایویک
یه مرد افراطی مثل خیلی همولایتی هاش بوده
.و اینجا چند تایی زن گرفته
بنابراین یه جورایی ممکنه من .پسر عموت باشم
!واقعا؟
.پس ممنون، پسرعمو
.به قولِ گفتنی پسرعمو
بذار ببینیم اصلا این کار .کمک به حساب میاد یا نه
!وومن
.همینجا وایسا
مسئولین تصدیق کردن که تکرار خاموشی های برق
.نتیجه یک خرابکاری سازمانیافتهست
با اینحال، هیچکس تا کنون .مسئولیت این کار را بر عهده نگرفته
،فورگیرته جیسلاسون :مسئول شیفت در کارخانه ذوب آهن
این بار خرابی ها کمتر بوده؟
.بله
ولی خیلی گرون درمیاد ،که با نفت این کارو اجرا کنیم
با اینحال همچنان بهتر از .خنک کننده فلزه
.این یک زیان بزرگ خواهد بود
،طبق گفته های منابع ما مردی دستگیر شده
در پی این خرابی ها
.یک مرد خارجی برای بازپرسی برده شده
،خیلی ببخشید عزیزانم .دیر کردم
.تقصیر از منه
گرم کردین؟
عالیه! پس بیاین با یه آهنگ بهاری کوچیک شروع کنیم
.تا روحمون رو گرم کنیم
خب، دوستان عزیزم
سرزمین گیاهان" "و سرزمین برادرم
.یه فرقی دارن .یاد بگیریدشون
،یه استراحت کوتاه .من باید چند تا کپی بگیرم
بالدوین، میتونی کمکم کنی؟
"همیشه میگه "بالدوین
بد نیست که یه کارمند وزارتخونه .برای کاغذ بازیات داشته باشی
هلیکوپتر اونجا چیکار میکرد؟
.یه اشتباهی پیش اومده بوده .من خبر نداشتم
.این دفعه خیلی خطری بود - .میدونم -
.الان دیگه نباید کاری کنی
آمریکایی ها از فضا .ارتفاعات رو تحت نظر دارن
اونا ماهواره و دوربین های حرارتی .سفارش دادن
سیم های برق قراره .تحت نظر قرار بگیره
کی ماهواره دستشون میرسه؟
.نمیدونم .یه هفته، شاید کمتر
باهاش میتونن پشت ابرا هم ببینن؟
.نمیتونی همچین ریسکی کنی
.ماموریت تو انجام شده .چینی ها عقب کشیدن
.اونا فقط برنامهشون رو به تعویق انداختن .هنوز اینجان
.این فقط دیپلماسیشونه .اونا کشور رو ناامن فرض کردن
این فقط یه مسئله بین .ایسلند و چین نیست
.چیزای بیشتری در معرض خطره
شرکت ریو تینتو تهدید به شکایت .میلیون دلاری کرده
!لازم نیست تو کاری کنی
،توی تمامی رسانه ها .همه ترسیدن
و تو؟
من چی؟
هنوز دارو میخوری؟
.آره... نه .رسوندمش به 25 میلی گرم
.من حالم خوب میشه
،گوش کن
...تو نمیدونی چه اتفاقی داره
.اونا دیگه الان ژنراتور دارن
دفعه بعدی، من باید .دکل برق رو منهدم کنم
.تا یه آسیب جدی وارد بشه
.ما باید نقشهمون رو کامل کنیم
،الان که تمام دنیا چشمش به ماست
.بهترین موقع برای صادر کردن بیانیهـته
.و بعدش هیچ کاری نمیکنی
اگه الان بگیرنت، سر و صدای .قضیه رو میخوابونن
.دربارش فکر میکنم
فکر؟ !چیزی برای فکر کردن وجود نداره
.من این آدمارو میشناسم .من بین این روانیها گیر افتادم
.تمام طول روز رو
،من میدونم چطور فکر میکنن
.دست کمـشون نگیر
این به اینترنت وصله؟
.نه. چک کردمش
.بالدوین، این امنه
.من میدونم دارم چیکار میکنم
.هیچ وقت نمیتونی مطمئن باشی
آماده ای؟
.آره
.صفحه رو برگردونین
.ماشین باحالیه
.آره
میدونی صاحبش کیه؟
.نه، نظری ندارم
این ها فعالیت های مجرمانست
و اون جرائم سازمان یافته علیه ملت ایسلند
.با برخورد شدید روبرو خواهد شد
مذاکرات با چینی ها، فقط برای .مدت کوتاهی متوقف شد
دولت مصمم هست که
.به توسعه صنعتیاش ادامه بده
.بیانیه دولت توجه رسانه ها رو جلب کرده
در آلمان، درباره ارتش سبز صحبت میشه ...و در بیبیسی
این یک رسواییه که دولت .اعتراف نمیکنه که این یک خرابکاریه
.این یه حمله به صنایع سنگین در ایسلنده
هیچکس نمیخواد که در آینده .در صنعت ما سرمایهگذاری کنه
.بفرمایید
.بله، عصر بخیر
نامه؟ .نه من هیچ نامه ای برام نیومده
،من یه عریضه نوشته بودم .ولی برای 4سال پیش بود
.دوباره صندوق پستام رو چک میکنم
...بذار ببینم
.وایسا یه جای دیگرو چک کنم
!اوه، خدایا
...یه دختر
.بله، الان دستمه
.باید یادداشتـش کنم فردا صبح؟
.بله، یادم میمونه ساعت 11؟
...و اینکه
چند سالشه؟
...آها، 4 سال .آره، اینجا نوشته
.ممنون .میبینمتون
...بله، من باید بهش فکر کنم
من 4 سال بود که .این قضیه رو فراموش کرده بودم
وقت زیادی برای فکر کردن .به این قضیه ندارید
.ما سریعاً به جواب شما نیاز داریم
،اگر شما به فرزندی نمیگیریدش .ما باید یه نفر دیگه رو پیدا کنیم
.بله، میفهمم
از اون موقع خیلی چیزا .فرق کرده
.این پروندش با تمام اطلاعاتـشه
.از یه موسسه اکراینی
اگر قبولش کنید، باید این :مدارکی که میگم رو تهیه کنید
،برگه استعلام سوءِپیشینه ،برگه سلامت
و یک گواهی که شما .همچنان مجرد هستید
.بله، هنوز مجردم
پس ما یه امضای جدید از .نگهبان پشتیبان شما نیاز داریم
.این فرمـشه
احتمالاً اون هنوز خواهر شماست؟
.بله
و اگر درخواست اون منقضی بشه همچنان پشتیبانش خواهید بود؟
چی؟
اون هم مثل شما یه .درخواست در دست بررسی داره
،اگه درست یادم باشه هر دوتون همزمان درخواست داده بودین؟
بله، چیزی تغییر نکرده ...اما من چندان مطمئن نیستم
.نمیتونم از طرف اون جوابی بدم - .متوجهام -
...بسیار خب، پس بفرمایید
شما یک عکس از اون دختر کوچولو .و یک سری اطلاعات دارید
،اون از منطقه دونِتسِکـه ...از شهری به نام دروژ
.کیوکا...
اون هر دوی والدینـش رو .در جنگ از دست داده
،پیش مادربزرگش بزرگ شده
.که چند روزیه که فوت کرده
بنابراین باید حواستون به .ضربه روحی ای که خورده باشه
.ولی اون قطعاً یه قهرمان کوچولوعه
آزادی که بری
.و به ایسلند خوش اومدی
این چیه؟
ریکیاویکـه؟
.خیلی خوبه
.حالا دراز میکشیم
.و تمام وزن بدمون رو رها میکنیم
.به مادر زمین
.من باید باهات صحبت کنم
.من هم .یه کم دیگه وایسا
...ما ریلکس میکنیم
.ما در نور نفس میکشیم
No comments yet. Be the first to leave one.