200 dòng đầu tiên.
ترجمه و زیرنویس از ممد نوبری
.پنتاگون 1942. جنگ جهانی دوم سه سال است که ادامه دارد .نازیها، که در اروپا پیروز شدهاند، علیه امریکا اعلان جنگ کردهاند .از حمله به پرل هاربر 9 ماه میگذرد
.اون ژاپنیها بهتره که حواسشون به شما باشه، قربان .موفق باشید
.لشکر مهندسها دلشون براتون تنگ میشه، قربان
.ممنونم، آقایون. برانسون - قربان -
،من اینجارو ساختم .پس خوشحالم که بخورمش
.احسنت، قربان
.مرد خوششانسی هستی .اون ژاپنیها رو به خاک سیاه بنشون
.ممنون توماس
.البته که مینشونم
!قربان
...من دارم شانسم برای از پشت میز بلند شدن
!و رهبری مردان در جبهه نبرد رو از دست میدم - ...سرهنگ گرووز، فراموشش کن. این -
.حتی برانسون هم میخاد بره خط مقدم
.رفتن به جبهه رو فراموش کن .تو یه مهندسی
.در اینجا در جنگت مبارزه میکنی
،این چیزیه که وظیفهی انجامو به من دادی این کار بیهوده؟ یه بن بست؟
این "بن بست"، گرووز، شخصاً .توسط رئیس جمهور حمایت میشه
،این چیزی نیست که بهم قولش رو داده بودن .چیزی نیست که انتظارش رو داشتم
.پس برو تحقیق کن روش .برو شیکاگو، و با دانشمنده حرف بزن
.اگه ممکن به نظر اومد، انجامش بده
.هر کسی رو که میخای انتخاب کن. هرچیزی که میخای بردار .فقط کاری کن جواب بده
!کی میدونه، شاید این جنگ رو خودت تنهایی برنده شدی
.یه ستاره خدمت هم تو راهت بردار برا خودت
.و گزارش شده که در جبهه به آلمانیها جواب محکمی دادهاند
اگرچه این شکستها نشانگر جدیترین پسرویها برای متفقین
.در این جنگ علیه دشمن نازی است
.همچنین خبرهای بدی از جنگ اقیانوس آرام به گوش میرسد
.همین الان تأیید شد که 3 ناو جنگی ایالات متحده غرق شدند
.اسامی هنوز اعلام نشدهاند .اما تعداد تلفات زیاد است
بیا تو
...گزارشات از هجوم امروز صبح توسط بمبافکنهای شیرجهای ژاپنی
!اینجام. اینجام
سزارد؟ - .زیلارد -
.سرهنگ گرووز. منتظرت بودم !بیا تو! بیا تو
.منو ببخشید .بعضی وقتا اینجا گیر میوفتم
.از نظر استعاری البته
.اینو خوندم
شدنیـه؟ - میتونی یکم آب گرم رو برام باز کنی؟ -
،من زیاد از داستانهای افسانهای خوشم نمیاد .پس فقط پایان خوشش رو برام تعریف کن
،چیزی که نوشتم امکانپذیره .احتمالاً اجتنابناپذیره
،اورانیوم 235 رو تجزیه میکنی ...بعد دو سهم از عنصر رو
،ناگهان بهم نزدیک میکنی، که جِرمی که حاصل شده
،و بزرگتر از اینم نیست، ژنرال
.متحملِ یک فعل و انفعالِ ناگهانی و خودبخودی بشه
...و اگه این، مرکز اون انفجار باشه
تموم جاهایی از شیکاگو که میتونی از اینجا .ببینیشون نابود میشن
.هللویا
فعلاً، تنها چیزی که داریم ،تئوریها، طرحها، ایده گرفتن
...و نتایجِ غیر قطعی هستن - ...حالا، اگه ما میتونیم همچین دستگاهی رو بسازیم -
.پس آلمانیها هم میتونن - بله -
.آلمان توانایی علمی همچین کاری رو داره
،و، ژنرال .ما اینجا به رهبری نیاز داریم
!من میتونم کمک کنم - .ممنونم -
!تو به یه متحد نیاز داری، ژنرال
.خب دربارهی این ژنراله بهمون بگو - چرا؟ -
.چون خیلی اسرارآمیزه
،گفته که "منو وسط ناکجاآباد ملاقات کنین
،ولی زودتر از 4:20 نباشه ".و دیرتر از 4:29 هم نباشه
خب، میگن که
اون یه دهاتیِ پرحرفـه
.که بیشتر زندگیش رو صرف حفاری توی امریکای لاتین کرده
!حتماً برای بومیها قبر میکنده - .اوه، فرنک -
،جدی میگم، کیتی، هرچی نباشه .رابرت یه دانشمنده
،اگه ارتش اونو میخاد .همه چیز اونو میخاد
همشو؟ چطوره که همشو بردارن؟
.ببینین، من حداقل باید بشنوم چه پیشنهادی داره
رابرت، مجبوریم انقد تند بریم؟ - بله -
دیوونگیه - !بله! بله -
.از اینطرف، دکتر اپنهایمر
!دکتر
!این بالا
.گرووز، لزلی. دوستان بهم میگن دیک .بشین
.ابتکار
.عاشقشم .فقط با این بالایی درستش کردم
آماده
پیرمرد عاشق حریم خصوصیشه، نه؟
حدس بزن چی شده
.اون بچه خرخون آبهویج میخاد - !چیزی که میخاد رو بهش بده، برانسون
.بهش عادت کن
.عجب آدم دیوثیه
.انگاری که این اپنهایمر آدم درست حسابیایه
.اینجا نوشته که آدم خیلی باهوشیه
.خوشم میدونه. دمدمیمزاجه .به آسونی نمیشه کنترلش کرد
.من فک میکنم ژنرال میدونه داره چیکار میکنه
.اپنهایمر از ماها نیست
،اگه ژنرال اون یارو رو انتخاب کنه .اشتباه بزرگی کرده
.باید بهم نزدیک بشن
.خب، من فک میکنم که مردِ راستِ این کاری
.و من یه نقطه ضعف برای مردای خوب دارم
،آلمانها دارن روی این کار میکنن .با نهایت سرعت و توانشون
،اگه قبل از ماها بهش دست پیدا کنن .دیگه نیازی نیس بگم چی میشه
از کجا شروع میکنی؟
تمرکز
،همهی این دانشمندای عالی رو داری .ولی همهشون به یه ساز دیگه میرقصن
،همهشون رو میاری توی یه مکان .از بقیه جداشون میکنی، چیزی هم موجب حواسپرتیشون نمیشه
،یه فضایی از استرس براشون درست میکنی .استرسی برای نوآوری
همه با هم رقابت میکنن که یک مسئله رو حل کنن
.و یک رئیس هم براشون انتخاب میکنی
الان همهجا پخش شدن .همچی رو متمرکز میکنی
.فقط یه مشکلی هست
یه سری آدما هستن که از رنگِ .جبهی سیاسیـت خوششون نمیاد
...سیاستهای من
.یه کتاب بازن
.خب، امیدوارم که اینطور باشه
.میتونی با این کار یه جنگ، و یه جایزهی نوبل برنده بشی .اگه خدا بخواد
قربان، سرگرد دا سیلوا میخاستن که یادآوری کنم
.برای ساعت 6 بعد از ظهر بلیت قطار دارید
.برای ما شروران استراحتی وجود نداره
.اوه، دکتر
،اگه این کار رو قبول کردی ...اینو با قروتنی میگم، هوش
.از اون رتبه بالاتر نرو
این ژنراله مثه یه رمز میمونه
.تا یه هفته دیگه از کف دست من غذا میخوره
پس، میخای قبولش کنی؟
.یه سؤالهایی دارم هنوز .یه عالمه سؤال مختلف
.که اینطور
.خب، من ستارهی گپ زدن موقع صبحونهام
باید یکمیشو برای عصرا هم نگه داری .اگه قراره زنِ همچین آدم مهمی بشی
این یعنی باید نقل مکان کنی؟
.اوه، حتما باید قبولش کنی
.تو خیلی باهوشتر از این حرفایی که تو برکلی بمونی
.نقاشی آفرینش آدمِ میکلآنژ .سرآغاز و سرنوشت
.سرآغازها و سرنوشت
،تقلا و کوششی برای پی بردن به یکی .و کشف کردنِ دیگری
!این علم است
و همانطور که اینجا را ترک میکنم ،که با سرنوشت کوچک خودم روبرو شوم
میخاهم به هر کدام از شما تبریک بگویم .چرا که بهترینِ بهترینها هستید
.من به همهی شماها باور دارم
.خدا بهمراهتان، و انشاءالله زندگی پربرکت و شیرینی داشته باشید
.ممنونم - !دلمون برات تنگ میشه، اپی -
!دلمون برات تنگ میشه، اپی
!موفق باشی، اپی
!زود باشین !تکون بخورین، تکون بخورین
!ببرینش اون پشت
قربان
.عصر بخیر، قربان - .خبرای خوبو بم بگو، جک -
.توی کل کمپ آب و برق داریم
.مشکل فاضلاب رو درست کردیم .توی کل کمپ آب داریم
...دو تا ساختمون تحقیقاتی رو راه انداختیم - .به اندازه کافی خوب نیست -
.چند هفتهای عقب افتادیم
میدونی، من چنتا دانشمند اونجا دارم
،همهش اینور اونور میرن .و هی به همدیگه میخورن
.چن نفرو بیان اینجا کار کنن .تا هفتهی دیگه، میخام که دو هفته جلو افتاده باشیم
ژنرال، قربان، فک نمیکنم محل اسکان .به اندازه کافی داشته باشیم
محل اسکان میخان چیکار؟ فک میکنی قراره بخابن؟
،باشه، برو چنتا چادر بگیر اگه وجدانت اینجوری راحت میشه .ولی پولشو خودت میدی
مگه نگفتم کنار حصارهای محوطه سگ بذارین؟
بله قربان - پس چرا نمیبینمشون -
.قراره بیان، قربان
...پس
.هر اتفاقی که اینجا میوفته اطلاعات محرمانه محسوب میشه
.هیچ استثنایی وجود نداره. نه به زنتون میگین، نه آرایشگرتون !هیچ استثنایی نیست
،هرچیزی که میبینید
،هرچیزی که میبینید، هرچیزی که میخونید ،هرچیزی که خوابش رو میبینید
...هرچیزی که
،چیزی که باعث میشه حالتون بد شه یا جریحهدار بشید ،چیزی که باعث میشه مضطرب بشید
،یا شبا نمیذاره خوابتون ببره، هرچی
...همهی اونا
.متعلق به ارتش ایالات متحده است
!یا به من، اگه باعث میشه احساس راحتی بیشتری کنید
،حالا، باید از روی ابرها بیایم پایین، آقایون
.و بریم توی کارِ برنده شدنِ جنگ
.یک بار این حرف رو میزنم .فقط یکبار میگم
.برای اونایی که میدونن، میدونن .و اونایی هم که نمیدونن، نمیدونن
.اینجا قرار نیست بهتون خوش بگذره و راحت باشید
فهمیدین؟
شماها اینجایید
.که به فراتر از علمی و نظری و تخیلی پا بذارید
،شماها اینجایید تا استعدادِ خدادادیتون
ذهنتون و انرژیتون رو
:صرف دنبال کردنِ عملیِ یک چیز بکنید
.یک سلاح نظامی
.یه سلاح اتمی
.یه بمب اتمی
.پچپچ کردن رو کمش کنین، آقایون
چرا زحمت بمب درست کردن به خودمون بدیم؟ چرا اون مرد رو نندازیم روی برلین؟
...وقتی دربارهش حرف میزنین یا فکر میکنین - !تأثیر یکسانی با بمب داره -
.با اسمِ "وسیله" یا "دستگاه" بهش اشاره میکنید...
شیرفهم شد؟
.یه کلمهای هست، که دلم نمیخاد بشنومش
.و اون کلمه "غیرممکن"ـه
.دو روز پیش باید میومدی ...رفتم توی خیابون 109 ایست پالاس -
که به آقای مککیبن گزارش بدم .ولی کسی اونجا نبود
،پس منم سوار یه اتوبوس کارگرا شدم .و نزدیک بود منو برگردونه شیکاگو
.شصت ساعته که توی اتوبوسها، قطارها و ایستگاه راه آهن نشستم
،دربارهی این مکانِ توی سانتا فه پرسیدم .و اونا گفتن همچین جایی وجود نداره
.بله وجود نداره
اینطرفا کجا میتونم غذا گیر بیارم؟
ما قبلاً خوردیم - !اوه، چه خوب -
،اوه، اگه میخای دوش بگیری .بهتره همین الان بگیری
.ساعت 2 آب رو قطع میکنن
!این درو باز کن، همین الان
.ببخشید. نمیتونسم بیام تو
یه ماه دیگه همینکارو میکنی .چون نمیتونی ازینجا خارج شی
تو مریمن ـی؟ - آره -
.ریچارد شوئنفیلد ـم .من دکترِ اینجام
،تو دقیقاً همونی هستی که از یه هماتاقی میخام .خشنی و قدرت بدنی بالایی داری
!یا خدا
این دیگه چیه؟ - .به نظر یه یخچاله -
No comments yet. Be the first to leave one.