200 dòng đầu tiên.
!خدایا، چه ساکـته
میشه یه نفر سکوت رو بشکنه؟
.یه چیزی بگین - .متاسفم -
.نه، تو نه - اینکه تو سکوت به مرگ پسرم فکر میکنم -
به قدر کافی واست خوش و بش کنان نیستم؟
خدای من
تا وقتی منتظریم سباستـین معاملـاتش رو تموم کنه
.بیایـن دور هـم یه دست بازی کنیم
اونهایی که ادگـار رو نکشتن بشن یه تیم .گریس هم بشه یه تیم دیگه
میدونی چیه ایـزابل؟
جالبه که درحالی داری مدام خواهرم رو متهم میکنی
که سمی که ادگار رو کشته
.از توی باغ دختر خودت دراومده
جدا؟ - .بله، داتورا -
.یکی از گلهای تزئینی میز بود
.از رنگ و لعابش خوشم میاد
من شنیدم از داتـورا بهعنوان یه روانگردان کمکی .استفاده میشه
در آروک شامـان کشور شیلی، در مقدارهای ...کم، دم میکنن تا ایجاد توهم
.بابا فهمیدیم سفر زیاد رفتی
خب تو چی تو ذهـنته؟
که دخترخوندهم، برادرش رو کشته؟
هانـا، تو ادگـار رو کشتی؟ - .نه -
.بفرما، نکشته
ویویان، تو پسرم رو کشتی؟
چی؟ چرا باید بکشم؟
دیدی؟ عین بچه آدم نگفت نه
.خب یه فکری .شاید همتون شریک جرم هستین
شاید تصمیم گرفتین کل خونواده .یه شبه پولدار شین
.ما پول شما رو نمیخوایم
.همه چشمشون دنبال پول ماست
هرچی بیشتر فکر میکنم، بیشتر .مطمئن میشم که کار سباستـین بوده
جدی؟ حالا چرا؟
خب ادگـار یواشکی اخراجش کرده بود، تابلوئه .تازه، خودشم آدم تخمیـه
میفهمم، باشه؟
الان گریـس حسابی گناهکار دیده میشه و خیلی میچسبه اگه کسی که
کل آخرهفته، دل دوست دخترت رو برده .بشه گناهکار ماجرا
.اما عزیزم، بیا منطقی فکر کنیم
.دل دوست دخترم رو نبرده
به نظرت دلش رو برده؟
اداره بورس اوراق بهادار داره اذیت میکنه
چارلز، انگار وسط دعوا با چاقو .من یه سوسیس دستمه
.رفیق، یه لحظه باید قطع کنم
به به سلام، قاتل رو گیر انداختین؟
حدس من، عروس خانومی بود که قرارداد پیش از ازدواج رو امضا نمیکرد؟
وقت صحبت داری؟ - .بله -
.البته با پلیس واقعی .هروقت اومدن، خبر بدین
.در همین حین، مـنم یکمی سرم شلوغه
اونقدر شلوغه که نمیتونی توضیح بدی چرا ادگـار یکی زد در کونت و اخراجت کرد؟
یا چهطوره مثل شما انگلیسیها بگیم ماتـحت؟
.بیا حرف بزنیم
هی، تحـقیقات چهطور پیش میره؟
.خوب نیست
.اول ایزابـل خواهرم رو متهم میکنه
.بعدشم مامانم و کل خونواده رو
.که باعث میشه فکر کنم کار خودشه
شنیدی میگ هرکی بگه بوی بد میاد، خودش گوزیده؟
.اینم همونه، منتها برای قتل
راستش همین الانشم کلی اطلاعات درست حسابی
.درباره سباستـین گیر آوردیم
مطمئنم دسته جمعی ادگار رو مسموم کردن .و برای همین الان مارو متهم میکنن
،خب .باید بتونیم اثباتش کنیم
.باشه، پس همین کار رو میکنم
.اشتباه رفتم
.کلاغ رو رنگ نکن به جای قناری بهم بفروش
.کارمون باهم تموم نشده! به سلامت
.خوبه، اینم که برگشت
.تا تماس بعدیم، 9 دقیقه وقت دارین. سریع
.خب خب، ادگـار
.بله، ازم خواست استعفا بدم
.و آره، صداش رو درنیاوردم .اما من نکشتمش
.حتی از دستش ناراحت هم نبودم
.خصوصا بعد دیشب
نمیفهمم. اگه ادگار اخراجت کرد پس چرا اومدی عروسیش؟
،برای اینکه بفهمین چرا اینجام .باید اول، گذشتهم رو درک کنین
.من و ادگـار از دوتا دنیای متفاوت هستیم
.اون از این بچه پولدارای قدیمیـه
.و من تو یه کاروان در سـن برنـاردینو بزرگ شدم
اهل کالیفرنیایی؟ .اما تو که انگلیسی هستی
.نه. فقط لهجهم
.من یه پسر خونگی خوب اهل ایالات متحده هستم
وایسا، چی؟ - .لعنتی -
خب چرا باید درباره انگلیسی بودن دروغ بگی؟
.چون باعث میشه جذاب و باهوش دیده بشم
خودت پولت رو به کی میدی؟
این بدبخت یا این؟
.اون یکی، اون دومی .من همه چیزم رو میدم بهش
خب، حالا چرا اومدم عروسی؟
خب، به گمونم میتونی بگی که دنبال .یه مایه تیله نهایی بودم
.از بچگی شغلهای مختلف امتحان میکردم
قدیم الایـام، یه آدم گـمنام فقیـر اهل .سطل آشغـالهای ناکجاآباد بودم
.اما اهل خلاف بودم -سبـاستـین-
.و دار و دسته خونگی خودم رو داشتم
.پسرعمهم، جکـسون
.و داداشش، جادسـون .که اونم پسرعمهم بود
یعنی چی؟ .پام روی قوطی سوپ سر خورد
کونم درد گرفت! این دیگه چه جور مغازهایـه؟
!بابا جونم وکیله آقا! پدرتون در میاریم
زانوم تلق تلوق میکنه! میشنوی؟ .زانوم تاحالا تق تق نکرده
!هی
!فسقلی کثافت! هیچ گهی نمیشی
!منظورم آخـر و عاقـبتت بود
.ما طوریمون نشد، اما حـق با اون بود
خلافهای خرده ریزه با پسرعمههای دلقکم .آخـر و عـاقبت نداشت
.باید هرچی سریعتر خودم رو خلاص میکردم
پس با نمـرههای جعلی و یه توصـیهنامه الـکی
.تونستم بـرم یه مدرسه شبـانه روزی خفن
.اونجا، ادگـار رو دیدم
.ادگـار جزو پولدارترینهای مدرسه بود
این چیه؟
،میدونستم بهم به چشم حـقارت نگاه میکنه
،پس گفتم دست به کار بشم .لهجه جدید
اون؟
.هیچی رو تو دنیا، بیشتر از این دوست ندارم
.کارت جاستین تـاندر از سال 1994
.از بیسبال آمریکایی سیر نمیشم
تاندر؟ یه بازیکن افتضاحه! رتبه .چوب زنیش 187ـه
.اون کارت مفتشم گرونه
.اما این بد چاپ شده
.تاندر رو اشتباهی نوشته تر زن؟ چه خنده دار
.از شوخی خوشم میاد، کارته رو میخوام چند؟
.شرمنده رفیق، فروشی نیست
.همه چیز فروشیـه
چهطـوره سرش بازی کنیم؟
.اگه بردم، کارت مال من .اگه تو بردی، ساعتم رو میدم بهت
یه ساعت که قیمتش از کل خونه بابام بیشتر بود؟
.مـگه احمق بودم کـه رد کنم
.اما من کلاهـبرداری و دغل رو از دور تشـخیص میدم
.عمرا که تو بازی خودش، شکستش بدم
اما بازی کانـکت فور؟ یا شطرنج فقیر فقرا؟
.اون رو خـوب بازی میکنم
.چـهار
.دوباره
.دو از سه
اگه من یه شیرینی باهوش بودم، ادگـار .حکم کل ظرف شیرینی رو داشت
مهم نبود چیکار کنم، همهجـوره دوتا حرکت .براش میموند که برنده بشه
.چهار
.ضمـنا، لهجهت خوبه .اما باید روش کار کنی
.ادگـار من رو عین یه کتاب باز خوند
.تنها دارایی ارزشمندم رو ازم گرفت
.اما عصبانی نشدم
اگه زندگی یه بازی بود، ادگـار .صاحب بازی محسوب میشد
.اصلا انگار بهش یه دست متفاوت داده بودن
اگه نتونی صاحب بازی رو شکست بدی .باید خودت صاحب بازی بشی
ادگـار رو قانع کردم باهم شریک شیم. اون بشه .مخ ماجرا، منم بشم رخ کار
.هم رخ، هم کون، هم عضلات شکم
.میخوام همهشون رو ببینم
حـکم دید زدن داری؟ - چیکار میکنی زن؟ -
.یه تیم عالی بودیم .شروع به خلافای ریز کردیم
مثل سمدهنده اسپانیایی، چرخش نورسیکی
حتی شافل بمبئی - چی چی؟ -
و بعد کالـج هم، یه کـلاهبرداری بزرگتر .از همـه اونارو، راه انداختیم
یه سرمایه گذاری کاملا قانونی .که ضرر نکنیم
.کل تجارتمون رو از صفر ساختیم
سرمایهای هم جز 2.4 میلیون وام .از بابای ادگـار نداشتیم
.تو پول میخوابیدیم، هیچی جلودارمون نبود
.تا وقتی که ادگـار مارو برد سمت کریپتو
ادیبوی .شک داشتم، اما حق با تو بود
.بوکـفالوس سر به فلـک کـشیده
میبینم که سیستم امنیتی گاوصندوق رو .به روز رسانی کردی
خب، کلیدهای کریپـتوکارنسیم داخلشه
.که الان فهمیدم یه دنیا قیمتشه
...البته
.میتونست ارزشش بیشتر باشه
.تو 20درصد پول رو نگه داشتی .اما من بهت گفته بودم همه پول رو سرمایه گذاری کنی
.بیست درصد بود .دستمون رو شده بود
.تنها چیزی که رو شده، باور نداشتن توئه
.چندین میلیون دلار بهم خسارت زدی - .اوه بیخیال -
.سباسـتین، تو اخراجـی
.جدی که نمیگی .ادگـار! خودمون سرمایه گذاری کردیم که بکشه بالا
.کریپـتو ثبات نداره .همهش به بینش ما ربط داره
.همه چیز درباره بینشـه
.مثلا مونـا لیزا رو ببین
یه نقاشی پرتره از یه زنیـه که .خیلی هم خوشگل نیست
اما ماها تصمیم گرفتیم که یه شاهکار باارزشه .و تبدیل شد به یه شاهکار بیارزش
یا اون کارت تر زن که روز اولی که هم رو دیدیم
.من ازت گرفتم
برای بعضیا، مثلا واسه یه آدم معمولی .فقط یه تیکه کاغذـه
اما ارزش خیلی بالایی داره چون .ما بهش ارزش بالایی دادیم
.برای همین هم نمیذارم من رو بکشی پایین
.اما ما شریکیم
.دهههاست باهم شریکیم
همه رو سر این میاندازی دور؟
.بهت یه چیزی بگم
تا دوشنبه بهت وقت میدم که ،استعفا بدی
چون نمیخوام تو عروسی آخرهفته .رابـطه بینـمون ضایع باشه
یعنی بازم ازم انتـظار داری که پاشم بیام عروسیت؟
.البته. اینا همهش بحث کاریـه
.تو هنوز هم ساقدوشمی
.لامصب چه دل بیرحمی داشته
.اصلا مثل ادگـاری که من میشناختم نیست
.راستش رفتارش باهام خیلی خوب بود
.چون ازت چیزی نمیخواست
.ارزش تو براش صفر بود
.حالا صفر هم نه
...کمکش کردم پاپیونش رو ببنده، پس
.گوگولی
،تو مسائل کاری .ادگار رحم سرش نمیشد
من کمکش کردم امپراطوریش رو بسازه و حالا میخواست من رو بندازه بیرون؟
.نمیتونستم بذارم بهم بیاحترامی بکنه .عروسی، بهترین پوشش کار بود
،اما برای سرقتی به این بزرگی
No comments yet. Be the first to leave one.