Physical

Physical

Tải xuống Phụ đề Farsi Persian

Mùa 3

Thông tin phát hành

Physical S03E07 720p WEB H264-ETHEL
Physical S03E07 2160p WEB H265-ETHEL
Physical S03E07 1080p WEB H264-ETHEL
Bình luận bởi ParisaShiva
🔴 30nama | پریسا شیوا 🔴

Tags

web
720p
720
1080
Được xuất bản vào: 2023-09-28
Lượt tải xuống: 40
Khiếm thính: No

Xem trước phụ đề Farsi Persian

200 dòng đầu tiên.

متـرجم: پریـسا شیـوا

.ببخشید

می‌دونی توی این کوکی‌ها کَره هست یا نه؟

.دنبال کوکیِ بدون کره می‌گردم

سلام. ببخشید؟

منظورت کوکی‌هایی‌ـه که مزه گوه میده؟

نه. نه یعنی یه چیزی که با .روغن ذرت یا کلزا درست شده باشه

.می‌دونی، برای سلامت قلب بهتره

.کوکی‌های که تو خواب باید ببینی

.شیلای همیشگی .می‌خواد همه چیز رو باهم داشته باشه

کوکی بدون چربی؟ - .یه خواب -

.یه رویای بچگونه و خودخواهانه

خب هیچ وقت روی خودش .‌کنترلی نداشت

.سینه هم نداره

این‌که نخوای مرض قلب بگیری جرمه؟

لخت بود و شبیه یه پسربچه‌ی ده ساله بود؟

شماها چتونه؟

.آخه، صاف صاف

.بلوزت رو در بیار

.آره درش بیار

‌.همچین کاری نمی‌کنم

.درش بیار

‌بلوزم رو درنمیارم

.درش بیار

.بلوزم رو در نمیارم - ‌.درش بیار -

!نه! نکن

!درش بیار. درش بیار - !نه -

.درش بیار، درش بیار! درش بیار - !نه نه نه نه نه -

هی، حالت خوبه؟

آره، شرمنده. نمی‌خواستم .بیدارت کنم

.خواب می‌دیدم

خوابِ چی؟

.آه، چیز خاصی نبود

.چیز مهمی نبود

بابت کاری که توی تلویزیون کردی .و حقیقت رو گفتی، بهت افتخار می‌کنم

.ممنون

.حس خوبی دارم

.حس خوبی داره که این کار رو کردم

چون به منم انگیزه داد که .ازت یه سوال بپرسم

.اوکی

خب می‌دونی، هی راجع‌به این هم‌اتاقی

صد و ده سانتیت به اسم مایا ‌‌حرف می‌زنی

.دوست دارم ببینمش

.آه

‌.صحیح

درسته؟ - !بله -

.بله قطعا .مشکل دنی‌ـه

خب من... خیلی مشتاق دیدنش نیستم

...باید بفهمم که چه‌طوری اول

.با اون درمیون بذارمش

می‌دونی خب خداروشکر دیگه .دور و برم نمیاد

.و نمی‌خوام این وضع رو خراب کنم

.منطقیه

...ولی

...خب، من

نگرانی که می‌خوای به دنی بگی می‌خوام مایا رو ببینم

یا نگرانی که بهش راجع‌به "من" بگی؟

هوم؟

سلام، شام چی بخوریم؟

!اوه

تاحالا ماهی تازه شکار شده خوردی؟

...چون یه گروه ماهیگیر نزدیک اسکله هستن که

.یعنی خب، کلا باعث میشه تغییر کنی

،می‌دونی چیه .حتی بهش فکر هم نکن

.حتی‌... اصلا غمت نباشه

فقط تا امشب صبر کن. باشه؟

.مجبور نیستیم این‌جا این‌کار رو بکنیم

با چیزهای کوچولو شروع کن و کم کم .خودت رو بکش بالا

ماریا اول صبحی میره پارک

که معمولا به گریس یکم سیب یا موز تعارف می‌کنه

.و بعدش خودش همه‌ش رو می‌خوره

.این ماریاست داخل کلاب

چهل و پنج دقیقه با دختر پشت میز .سر دمای استخر، کَل کَل می‌کرد

و بعدش هم جهت عذرخواهی، همه کارکنان رو .ناهار مهمون کرد

.هفته پیش اتفاق افتاد، دوبار

این‌جا هم می‌خواد یه فُک دریایی رو ناز کنه ...که یه پلیس

باشه. بسه دیگه .برو سر اصل مطلب

.دیگه بقیه‌ش هم همینه اقای بیم

.می‌تونم مراقبش باشم .ساعت‌کاریش هم مهم نیست

اما به ذهنم رسید که تو می‌تونی .ازش بپرسی که مشغول چه کاری بوده

.

.ممنون

.خب من 40 سالمه

.حدودا البته

و در این سن، من حدودا یک میلیارد ساعت

توی آینه یه خودم خیره شدم هوم؟

.و اکثرا از بدنم بدم میومد

نشست، زانوها خم و چرخش شونه

اما حقیقت اینه که .من حتی خودم رو نمی‌دیدم

اون همه زمان توی آینه به خودم نگاه می‌کردم .و نمی‌دیدم چی جلوی چشمامه

پس تصمیم گرفتم که ،یه کار جدید رو امتحان کنم

.و یکم بهش محل ندم

و از این لحظه، قانون جدید سلامت جسم با شیلا

!دیگه آینه بی آینه

پایه‌این؟ - !بعـله -

با من بپرین! 4 5 6 7 8

شما همون چیزی هستین که حس می‌کنین، نه؟ - .بله -

.و ما اومدیم این جا تا حس قوی بودن بکنیم - !بله -

می‌خوایم به بدنمون یه چیزی اضافه کنیم .نه این‌که ازش بگیریم

!کی آماده‌ی این انقلابه؟

زنبور چی؟

بهش زنبور حمله ور کنیم؟

.دقیقا آره

.هممم، خوشم اومد

.اما انتقال زنبور کار سختیه

بله، هم اون و هم کلی دلیل دیگه

.که زنبور بهش حمله ور نکنیم

.به من گفت دروغگو

.این هی بهم خیره میشه

این دیگه چه نمایش مزخرفیه؟

یعنی چی که بهت خیره شده؟ .عروسکه

از من می‌پرسی کل این شغل .ایده‌ی بدی‌ـه

.باس جدا شیم .بجنب عشقم

نمی‌تونیم که جدا شیم! قرارداد .امضا کردیم

.من یادم نیس چیزی امضا کرده باشم

.یه دقیقه به من گوش بدین

.پناه برخدا از دست شماها

با هارتمن حرف زدم، خب؟

تبلیغ کوکی‌هارو به صورت دائمی .لغو نمی‌کنن

فقط تا وقتی که این آتیش شیلا بخوابه .موقت متوقفش کردن

و توی تلوزیون بهم حمله کرد. جایی بهم ضربه زد .که توش زندگی می‌کنم، توی خونه‌ام

به نظرم باید دوباره بریم سر ایده‌ی زنبور یا نبور قرمز. اونا چندبار نیش می‌زنن

.نه دیگه. بسه .دیگه حرفای کص و شر از زنبورا نزنین

...ببخشید! فقط

اگه یه لحظه لطفا بذارین توضیح بدم

خیابون الفبا، یه برنامه کودک الکی الکی نیست باشه؟

.برنامه موردعلاقه‌ی دختر شیلاست

پس تا وقتی که منتظریم تا ...آتیش بخوابه، ما

جایی بهش حمله می‌کنیم که به معنای کلمه .محل زندگیشه، خونه‌ش

افرینو به قول عمه پتی جانم ".بهش یه پیغوم برسونیم"

.تو یه آدم مریض خفنی

.بعله، ازت خوشش میاد

.خسته نباشین! ممنون که اومدین

و یادتونه باشه‌ها! آینه بی‌آینه - !آینه بی آینه -

ممنون! یادتون باشه که لیست اسامی رو .امضا کنید

.خبرنگاره رو فرستادم دفترت - .ممنون‌. ها؟ آها -

.فقط یادت باشه که بند رو آب ندی

و نذار گولت بزنه که بیشتر از چیزی .که می‌خوای، اطلاعات بدی

فیدلیا، یه خبرنگار ساده‌س .شیطان که نیست، یا وکیل

.خب... ولی بدجور جذابه

.اما شیطان هم جذابه

.منشیت همین‌جوری من رو راه داد .بدون هیچ سوال و جوابی

.باید یکم حواسش رو جمع کنه - ‌.فکر کرد یه نفر دیگه‌ای -

و الان من برای تو کی هستم؟

اگه اون می‌پرسید و من قرار بود ،حقیقت رو بگم

.نمی‌دونستم چه جوابی بدم

دوباره که بهت زنگ نزدم؟

.نه .این‌بار با میل خودم اومدم

،از توصیه‌ت با ماریا استفاده کردم .و بردمش پیش یه متخصص سلامت روان

.فایده نداشت

تو بردیش؟ برخلاف میل خودش؟

،نه. من ازش خواستم ولی مخالفت کرد

که برام یه تجربه‌ی جدید و .ناخوشایند بود

عادت نداری مردم دست رد .به سینه‌ت بزنن

.کامل درست نیست .به طور مثال، خودت

...خب این .اون‌طوری هم نبود

خب پس خودت هم میری پیش یه متخصص سلامت روان؟

.در حال حاضر نه ‌.ولی رفتم

و بهت کمک کرد؟ - .آره -

.نشونم بده چه‌طوریه

بشینم؟

یا دراز بکشم؟

.دراز کشیدن آرام‌بخش‌تره

امروز حالت چه‌طوره؟

...اوه، فهمیدم. نه فکر نمی‌کنم - ...نه، نه. فقط -

امروز حالت چه‌طوره؟ چه حسی داری؟

.خوب

...من، من حس می‌کنم که

.گیجم

‌.ناراحتم

.تردید دارم، دلسرد شدم

این یه حسه؟ - .اگه تو میگی، هست -

قانونی چیزی هم داره یا نه؟

یه سری قوانین هست. اما بیشتر .یه جایی‌عه که بشه حرف زد

.و حرف‌ها بین خودمون می‌مونه

.مثل دعا کردن

آره. ولی با یه متخصص که .می‌تونه بهت کمک کنه

از کجا می‌دونی که میشه بهشون اعتماد کرد؟

.نمی‌دونی، تصمیم می‌گیری اعتماد کنی

.پس ایمانه

.دیگه نمی‌تونم به مایا اعتماد کنم

به جای این که باهاش رو به رو بشم یکی رو فرستادم زاغ سیاهشو چوب بزنه

.و نمی‌دونم چرا

از چی می‌ترسی؟

.من... از هیچ‌کس نمی‌ترسم

...ولی

...ولی

تو از چی می‌ترسی؟

.از این که شخصیت واقعیم دیده بشه

پس طبیعتا تصمیم گرفتی .جلوی تلوزیون توی دید باشی

.اون تنها بخشی از منه

باید می‌دیدی که رفتار مردم .بعد... بعد کلاس چه‌طوری بود

همه همیشه قبل و حینش، هیجان‌زده میشن

اما بعد این که توی تلویزیون ،اعتراف کرد

مردم واقعا صف بسته بودن که ...بهش دست بزنن

.انگار عیسی مسیح بود

بغلش می‌کردن و گریه می‌کردن

و بهش می‌گفتن که چه‌قدر .براشون عزیزه

پس کاملا منطقیه که الان می‌خواد .کتاب بنویسه

ک‌... کتاب؟ داره کتاب می‌نویسه؟

More Farsi Persian subtitles for Physical

Bình luận

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left