Dark Woods

Dark Woods (Villmark)

Tải xuống Phụ đề Farsi Persian

Thông tin phát hành

Villmark 2003 BluRay
Bình luận bởi Don Milo

Tags

bluray
Được xuất bản vào: 2025-10-19
Lượt tải xuống: 25
Khiếm thính: No

Xem trước phụ đề Farsi Persian

200 dòng đầu tiên.

‏‫تو اونجایی؟‬

‏‫خوبه.‬

‏‫تنها چیزی که می‌خواستیم‬ ‏‫یک شغل مناسب بود.‬

‏‫اما اینجا تموم شدیم.‬ ‏‫وسط جنگل.‬

‏‫باید از دریاچه‌مون فاصله بگیریم.‬

‏‫سلام.‬ ‏‫اینجا میشه سیگار کشید؟‬

‏‫چرا برای این کار درخواست دادی، لَس؟‬

‏‫می‌دونم... تو معرکه‌ای.‬

‏‫و حقوقش هم بالاست.‬

‏‫شنیدم یکی از بهترین‬ ‏‫عکاس‌های این‌جایی.‬

‏‫کی گفته؟‬

‏‫- دوست لَس هستی؟‬ ‏‫- درسته.‬

‏‫- توی رادیوی محلی چه‌کار می‌کنی؟‬ ‏‫- خبرم رو نشنیدی؟‬

‏‫وای! من حتی توی تخت شاهزاده مارتا لوییس هم بودم.‬

‏‫من توی دستشویی ونچه فوس بودم.‬

‏‫تجربه تلویزیونی داری؟‬

‏‫من زیاد تلویزیون دیدم.‬

‏‫سه سال گزارشگر‬ ‏‫... اخبار بودم.‬

‏‫"هرچی تو بگی انجام میدم، چون من..."‬

‏‫بس کن!‬ ‏‫چرا باید این کارو بکنیم؟‬

‏‫بشین.‬ ‏‫بده به من!‬

‏‫بدون من نمی‌تونی این کارو بکنی.‬

‏‫درسته؟‬ ‏‫جوابمو بده.‬

‏‫لَس.‬

‏‫سارا.‬

‏‫اِلین.‬

‏‫و پِر.‬

‏‫فلسفه‌ام اینه:‬ ‏‫باید بتونیم برداریم...‬

‏‫...هر چیزی رو که شرکت‌کننده‬ ‏‫باید برداره.‬

‏‫و بهتره بیشتر باشه.‬

‏‫ما ۴ روز وقت داریم‬ ‏‫تا بهترین تیم تلویزیونی بشیم.‬

‏‫باید شجاعت اینو داشته باشیم که‬ ‏‫امنیتمون رو ترک کنیم.‬

‏‫برنامه به این شکله:‬

‏‫فردا و پس‌فردا فعالیت‌ها‬ ‏‫از نظر فیزیکی سخت خواهند بود.‬

‏‫شنبه از نظر ذهنی سخت خواهد بود.‬

‏‫گوشی منو نه!‬

‏‫و دوشنبه یک غافلگیری‬ ‏‫براتون دارم.‬

‏‫وقتی به تمدن برگشتید‬ ‏‫به عنوان یکی از تیم‌های عالی.‬

‏‫آماده‌اید؟‬

‏‫- بله.‬ ‏‫- نمی‌تونم بشنوم.‬

‏‫- بله!‬ ‏‫- خوبه!‬

‏‫گونار،‬ ‏‫اجازه هست یه زنگ بزنم؟‬

‏‫یکشنبه برمی‌گردیم.‬

‏‫معمولاً...‬

‏‫من هر روز به مادرم زنگ می‌زدم، فقط می‌خواستم بدونه...‬

‏‫این رو به عنوان‬ ‏‫یک تجربه زندگی در نظر بگیر.‬

‏‫تحمل کن، لَس!‬

‏‫اونقدرها هم بد نیست، مگه نه؟‬

‏‫رسیدیم؟‬

‏‫- نصف راه.‬ ‏‫- شنیدی لاسه؟ نصف راه.‬

‏‫این کلبه توئه؟‬

‏‫اول یه انبار مهمات بود‬ ‏‫که پدرم بعد جنگ پیدا کرد.‬

‏‫ولی ظاهراً کلی بازسازیش کردن.‬

‏‫همه چی مرتبه؟‬

‏‫حتماً آخرین بار‬ ‏‫yادم رفته قفلش کنم.‬

‏‫باشه، من تخت پایین رو برمی‌دارم.‬

‏‫سی ساله که استفاده نشده.‬

‏‫این یه استلافون کلاسیکه.‬ ‏‫(دستگاه ضبط صوت)‬

‏‫لاسه، اون شراب رو بیار.‬

‏‫شراب؟‬

‏‫ما توی یه دورهٔ گنگ هستیم.‬

‏‫مردم تفریح رو انتخاب می‌کنن‬ ‏‫وقتی توضیحات بیش از حد طولانی باشه.‬

‏‫بهشون بگی چطور‬ ‏‫با زندگی کنار بیان.‬

‏‫ما اون وضوح رو فراهم می‌کنیم.‬

‏‫صریح‌تر، جسورانه‌تر،‬ ‏‫عمیق‌تر از همیشه.‬

‏‫الان می‌تونستیم‬ ‏‫بریم چند تا بار.‬

‏‫منم داشتم به همین فکر می‌کردم!‬

‏‫اما الان اینجا گیر افتادیم.‬

‏‫از سرما یخ می‌زنیم، گرسنه می‌مونیم‬ ‏‫و همدیگه رو قشنگ می‌شناسیم.‬

‏‫به سلامتی.‬ ‏‫و خوش آمدی.‬

‏‫نمی‌خوری؟‬

‏‫کسی که مشروب نمی‌خوره‬ ‏‫حتماً یه مشکل جدی داره.‬

‏‫همزمان این دو تا دکمه رو فشار بده.‬

‏‫"من می‌تونم یه نارگیل گنده رو‬ ‏‫با عضلات باسنم بشکنم."‬

‏‫"آووکادو از کجا اومده؟"‬

‏‫آووکادو از کجا اومده؟‬

‏‫ چی شده، گانار؟ ‬

‏‫ من... جنگل رو می‌بینم. ‬

‏‫ گفتم به دریاچه نزدیک نشو. ‬

‏‫ چی شده، گانار؟ ‬

‏‫ من... جنگل رو می‌بینم. ‬

‏‫ گفتم به دریاچه نزدیک نشو. ‬

‏‫ به دریاچه نزدیک نشو. ‬

‏‫وقت خوابه.‬

‏‫برگرد اینجا!‬

‏‫ترسو!‬

‏‫صبحونه کجاست؟‬

‏‫- قرار نبود یه چیزی بخوریم؟‬ ‏‫- بعداً توی جنگل پیدا می‌کنی.‬

‏‫بریم.‬

‏‫این چه جور مسابقه‌ایه؟‬

‏‫تو برو کنار رودخونه‬ ‏‫پشت کلبه.‬

‏‫منم دخترا رو می‌برم، ببینیم کی زودتر‬ ‏‫با شام برمی‌گرده.‬

‏‫صدای رودخونه آزاردهنده‌ست.‬

‏‫من صدای رودخونه نمی‌شنوم.‬

‏‫حالت خوبه؟‬

‏‫فکر کنم.‬

‏‫این رو ببین!‬

‏‫اون رو ببین.‬

‏‫ماهی باشه یا ماهی، گوشت غذای اصلیه.‬

‏‫ولش کن!‬

‏‫لعنتی!‬

‏‫اون دختر سوئدی رو نمیشه‬ ‏‫گفت زشت.‬

‏‫- یه کم پیر نیست؟‬ ‏‫- نه!‬

‏‫یه چیزی تو دخترای سوئدی هست...‬

‏‫الو؟‬

‏‫تاریخ انقضاش‬ ‏‫بیشتر از یه ماهه.‬

‏‫تو روز تولدت!‬

‏‫- امیدوارم زنده باشه.‬ ‏‫- چرا بهش شلیک کردی؟‬

‏‫نمی‌دونم.‬ ‏‫غریزی بود.‬

‏‫پیداش کردی؟‬

‏‫اگه می‌خوای شلیک کنی،‬ ‏‫شلیک کن و تمومش کن.‬

‏‫دستت خونه.‬

‏‫میای بازی کنی با من؟‬

‏‫بجنب، لاسه!‬

‏‫- اینو ببین.‬ ‏‫- خوشگل شدی.‬

‏‫این روشن نمیشه.‬

‏‫بعداً درستش می‌کنم.‬

‏‫از کجا پیداش کردی؟‬

‏‫از یه سری توریست آلمانی‬ ‏‫خوش‌قلب گرفتیم.‬

‏‫ما اینو توی چادری کنار دریاچه پیدا کردیم.‬

‏‫پس بده.‬

‏‫- چیه؟‬ ‏‫- داری غذای بقیه رو می‌دزدی.‬

‏‫اون چادر بیشتر از یه ماهه‬ ‏‫که رها شده.‬

‏‫باید مثل آدم بزرگا رفتار کنیم.‬ ‏‫شما هر دو شکست خوردین.‬

‏‫زمان جنگ، یه هواپیمای آلمانی اینجا سقوط کرد.‬

‏‫پدربزرگم میگفت دریاچه هیچوقت‬ ‏‫تو زمستون یخ نمی‌زنه.‬

‏‫و ما هیچوقت اجازه شنا کردن‬ ‏‫اینجا رو نداشتیم.‬

‏‫لاسه؟‬

‏‫حالا چی؟‬

‏‫بذار ببینم.‬

‏‫آخ... خدای من...‬

‏‫باید قبل از تاریک شدن هوا برگردیم به ماشین.‬

‏‫یه روز یا دو روز دیگه صبر می‌کنیم. مشکلی نیست.‬

‏‫چی؟‬

‏‫باید گزارش بدیم.‬

‏‫تا یکشنبه صبر می‌کنیم.‬

‏‫- یکشنبه؟‬ ‏‫- شوخی نکن.‬

‏‫چهار روز هم مشکلی نداره.‬

‏‫- خانوادش چی؟‬ ‏‫- تا یکشنبه اونم یه جسده.‬

‏‫- عقلت رو از دست دادی؟‬ ‏‫- بذار من حلش کنم. خواهش می‌کنم.‬

‏‫یکشنبه روز خوبیه.‬ ‏‫کلیسا بازه...‬

‏‫اگه جسدی پیدا کردی،‬ ‏‫باید به پلیس زنگ بزنی. تموم.‬

‏‫مغزت چی می‌گه؟‬ ‏‫ما نمی‌تونیم چهار روز دیگه صبر کنیم.‬

‏‫- آروم باش، لاسه.‬ ‏‫- دهنت رو ببند!‬

‏‫وقتی برگشتیم گزارش می‌دیم.‬

‏‫یکشنبه.‬

‏‫من میرم.‬

‏‫مسیر برگشتت اون طرفیه، لاسه.‬

‏‫آروم باش، لَسه.‬

‏‫این فقط بین خودمون بمونه.‬

‏‫نذار این موضوع‬ ‏‫دخترها رو بترسونه.‬

‏‫من تا حالا جسد ندیدم.‬

‏‫تو دیدی؟‬

‏‫وایسا!‬

‏‫لَسه کجاست؟‬

‏‫الو؟‬ ‏‫لَسه پیش توئه؟‬

‏‫آره.‬ ‏‫ولی یه کم هوای تازه لازم داره.‬

‏‫اِلین، میای بریم بیرون؟‬

‏‫– خواهش می‌کنم؟‬ ‏‫– می‌ترسی؟‬

‏‫– بیا بریم تو.‬ ‏‫– می‌خوای باهات بیام تا تمیز کنم؟‬

‏‫– جایی نرو.‬ ‏‫– بشین و چشاتو ببند.‬

‏‫– با این تلویزیون چیکار کنیم؟‬ ‏‫– از من نپرس.‬

‏‫لَسه؟‬

‏‫الو؟‬

‏‫اِلین؟‬

‏‫مسخره‌ست، لَسه.‬

‏‫– چی انداختی سمتم؟‬ ‏‫– این چیه؟‬

‏‫این چیه؟‬ ‏‫خونه؟‬

‏‫لعنتی!‬

‏‫اینو از کجا آوردی؟‬

‏‫من نبودم.‬

‏‫اِلین؟‬

‏‫– چرا رفتی؟‬ ‏‫– سارا، سیگار داری؟‬

‏‫کجا بودی؟‬

‏‫چی دستته، لَسه؟‬

‏‫اینجا رو دوست داری، اِلین؟‬

‏‫مگه اتفاقی افتاده؟‬

‏‫گونار درست می‌گه. کاری از دستمون برنمیاد.‬ ‏‫اون مُرده.‬

‏‫و مادرت چهار روز دیگه خوب می‌شه.‬

‏‫مگه مشکلت چیه؟‬

‏‫گونار نمی‌دونه داره چیکار می‌کنه.‬

‏‫یه چیزی اون بیرون هست.‬

‏‫این چیه؟‬

‏‫عوضی!‬

‏‫من یه لاشه پرنده گذاشتم تو کیفش.‬

‏‫چه خبرته؟‬

‏‫شاید داره سخت‌ترین روز سال رو تجربه می‌کنه.‬

‏‫مسخره‌بازی درنیار، لَسه.‬

‏‫تو همه‌چی رو جدی می‌گیری!‬

‏‫لَسه؟‬

‏‫خوابی؟‬

‏‫الو؟‬ ‏‫چه خبر شده؟‬

‏‫این درخت سال‌هاست که خیلی مزاحمه.‬ ‏‫نور رو مسدود می‌کنه.‬

‏‫– مگه نباید بخوابی؟‬ ‏‫– من اینجا هیچوقت نمی‌تونم بخوابم.‬

‏‫اگه همین‌طور به بریدن ادامه بدی، ما هم نمی‌تونیم.‬ ‏‫لطفاً بس کن.‬

‏‫برای حل همه مشکلاتت،‬ ‏‫باید این درخت رو قطع کنی.‬

‏‫برو بخواب.‬

‏‫بـ...‬

‏‫داشتم لباس زیر دختره رو‬ ‏‫که توی ویدیویی بود در میاوردم.‬

‏‫چرا اینجا اصلاً نمی‌تونیم‬ ‏‫سیگار بکشیم؟‬

Bình luận

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left