188 dòng đầu tiên.
!کالن
اوناهاشش، برو پيشش ويليام
يالا
بپر بغلم
بغلمي
!کالن
وقت شامه
مامان واسهمون مرغ سوخاري و کيک درست کرده
!مرغ سوخاري و کيک؟ اوه !خيلي خوبه
فکر کنم يه تيکه کيک به اين بزرگي بخورم
تو هم ميخواي؟ آره؟
خيليخُب، من زودي ميام اونجا - باشه -
برو پيش ماماني
خداي من، حاضرم همهچيزم رو بدم الآن بشينم دور آتيش
يه کاسه سوپ دستم باشه ...و يه جاي خوب داشته باشم که
خفهخونِ مرگ بگير شورتي
لعنتي
همونيه که فکر ميکنم؟
به گمونم آره
انجامش دادي حرومي
بطري ويسکي رو باز کنيد
بوهانان جادهي لعنتيِ يوتاه رو پيدا کرده
رضــــا و مــانـــی بـا افـتـخــار تـقــديـم مـیکـنـنـد Mani Vampire - KingSlayer
بوهانان، پير خرفت لعنتي
دقيقاً سر وقت توي تراکي حاضر شدي
به گمونم دلت خيلي برام تنگ شده، جيم
کلي گرانيت برات نگه داشتم
اميدوارم خيلي زياد نباشه
بگي نگي چندين مايله
همهاش يه ماه گذشته - کمکم جلو رفتن، بوهانان -
تو زندگي زناشويي جواب ميده
امشب واسه شام بيا پيش من و خانم استروبريج
مطمئن باش ازش خوشت مياد
!آقاي بوهانان
قيافهتون مثه يه کاشف خيلي بزرگه
که از جاهاي تاريک اين قارهي وحشي سر درآورده
و اميدوارم ما رو به سمت تمدن راهنمايي کنه
بگو که راه آگدن رو پيدا کردي
درست از وسط زمينهاي زغالسنگِ تنگهي وبر رد ميشه
درست از بيخ گوش اتحاديهي پسيفيک رد ميشه
حالا، بايد از وسط کوههاي اينجا و اينجا رد بشيم
و بعد به صحراي نوادا ميرسيم و بايد به يوتاه برسيم
نسبت به راه قبليمون 100مايل کمتره
البته اگر توي صحرا هلاک نشيم
ما 15هزار کارگر داريم بوهانان
کارگراي چيني و ايرلندي تازه دامها هم هستن
تازه خانم استروبريج، بچههامون و سگهاشون رو نگفتم
اون حرومزادههاي دائماً تشنه
نه، نهرها رو علامت زديم
اينجا و اينجا رو براي برکه درست کردن سد ميبنديم
تو اون نهرها ماهي قزلآلا هست؟ - ميتونيم ماهيگيري هم بکنيم -
بقيهي آب رو از سيرا نوادا ميگيريم
بهار شده و برفاي اونجا ذوب شدن
مخزن ميسازيم و با واگن ميفرستيم
ايدهي برفا بد نيست
اينجور مواقع از هر انگشت من يه هنر ميباره
تبريک ميگم آقايون احتمالش هست توي اين قضيه برنده بشيم
افراد جديد چنگ دم برنجفروشي هستن
واسه من تلگراف نيومده؟
همهاش يه ماه گذشته
هنوز نتونستي زن و بچهات رو پيدا کني؟
خُب تجارت ما هنوز با مورمنها ادامه داره آقاي بوهانان
مطمئنم بريگام يانگ بالأخره جواب استعلاممون رو ميده
آره، من ميرم سراغ چنگ
حقالزحمههاي اتحاديه اصلاً اضافه نشدن
رئيس
آقاي بوهانان
بالأخره افتخار داديد که به برنجفروشي حقيرانهي ما بيايد
چي براتون بيارم؟ غذا؟ چايي؟
فقط کارگرايي که اونجا هستن رو ميخوام
تو چين، اگر تعارف غذا يا نوشيدنيِ که از طرف ميزبان هست رد بشه يه جور توهينه
اما خدا رو شکر اينجا چين نيست
من براي "تايپينگ" جنگيدم
آره، رهبرتون فکر ميکرد برادر عيسي مسيح
يا يه همچين چيزيه
اما بعدش همه رو توي بازار اعدام کرد
خُب، توي هر دو طرف کارهاي شنيعي صورت گرفت
همونطور که توي جنگ داخلي آمريکا صورت گرفت
آدم واقعهي زندان اندرسونويل به يادش مياد
فاجعه بود، اما جنگ اينطوريه، مگه نه؟
آره، فکر کنم اين اندازهي پول 50 تا کارگر باشه
همونطور که ميدوني، من چيزاي بيشتري از انبار آذوقه براي دوستام فراهم ميکنم
مشروب، ترياک، زن
تو از چي لذت ميبري؟
همين کارگرا کافيان. بريم اين کارگرا رو به کار بگيريم آقاي تائو
کلي عضو جديد داريم
اين کارگرا شهري که اهلش هستن راهآهن داره؟
استان گوانگدونگ" خيلي فقيره"
خيلي از روستاهاش توسط ياغيها ويران شدن
ياغيهايي مثه چنگ
همگي ما مهمون "کوه طلائي" هستيم
چنگ آدم بديه
لطفاً پسرم رو ببخشيد آقاي بوهانان
جوون و خامه، رسم ادب رو خوب بلد نيست انگليسيشم که افتضاحه
شايد
اما منم باهاش موافقم
!لعنت بهتون
تن لشتون رو تکون بديد !و اون باروتها رو بستهبندي کنيد
خداي من، بوهانان
بذار اون جهنمدره رو کارگرا رديف کنن و برگرد پشت ميزت
خير سرت بايد بعضي کارا رو تو انجام بدي
هيچوقت پشت ميز نشيني رو خوب ياد نگرفتم آقاي استروبريج
.اگه جات بودم، بهش فکر ميکردم اون پايين خيلي تنگه
و بوش هم مثه يه جنده اس که سفليس داره
خوش به حالت که بوش به سمت تو نمياد
احتمال داره قطع عضو بشي
حواست به من باشه، جيم
کاراي انفجار رو انجام داديد؟
بله رئيس
بلدي باهاش کار کني؟
يالا
همينقدر کافيه
باروت سياه؟
!خالي کنيد - چشم قربان -
تو هم همينطور من دارمش، برو
اگر رئيس بمونه منم ميمونم
!آروم! آروم
!برو
!از اونجا درشون بيار - !يالا -
خي، روش رو بپوشون سرد نگهاش دار، باشه؟
ممنون رئيس
اسمم بوهانانـه
فونگ
ممنون فونگ
چنگ دزدي ميکنه
چنگ حقوق چينيها رو ميدزده
مواجب کارگرا رو
نصفش رو برميداره چينيها خونواده دارن، قرض دارن
نياز به حقوق دارن
پسرم رو بسپار به من
خوش آمديد، چه خواستهاي داريد؟
بايد چند کلمه با رئيست حرف بزنم
آقاي بوهانان، پس راجع به پيشنهادم فکر کردي
نه
اومدم مطمئن بشم حقوق چينيها رو کامل بهشون ميدي
توزيع حقوقها تا الآن بدون هيچ مشکلي پيش رفته
تو از روي دستمزدها پول به جيب ميزني از الآن به بعد ديگه نبايد اينکار رو بکني
خيلي غيرعاديه
يه مرد سفيدپوست وارد مغازهي من ميشه
تا بهم بگه چطوري تجارتام رو بگردونم
راهآهن کاروکاسبي منه آقاي چنگ
همينطور کارگرايي که توش کار ميکنن
خُب، کارگراي چيني با شرکت من با يه قيمت توافق شده
قرارداد بستن آقاي بوهانان
اينکه چطور پول اون کارگرا رو ميديم به چينيها مربوط ميشه
موادت رو بفروش و جاکشي فاحشههات رو بکن
اگر ميخواي برنگردم اينجا سراغت
به کارگرا پولي که حقشونه رو بده
سلامم رو به آقاي تائو برسون
اون يه دزد درياييه، تو يه کشتي ترياک بريتانيايي متولد شده
و به خدمت ارتش توي درياي جنوب چين دراومده
پدر چنگ يه شاهزادهي منچوري بود
که بعد از اينکه موفق نشد به جون برادرش سوءقصد کنه، تبديل به يه دزد دريايي شد
اما اصل قضيه مادرشه
يه پلينزيايي خوشگل که از قبليهي آدمخوارانش به غارت رفته بود
بهش مزهي گوشت انسان رو چشوند
!بس کن جيمز !شب خوابشون نميبره
حقيقت نداره
تو فکر ميکني حقيقت داشته باشه؟
از نظر بابات که خيلي هم واقعيه
راستي، چنگ داره از مردمش دزدي ميکنه
اين قضيه مربوط به خودش و کارگراي چيني ـشه
به ما مربوط نميشه - به کارگرا که مربوط ميشه -
چنگ نيروي کارمون رو فراهم ميکنه آقاي بوهانان
و يه کم هم از حقوقشون برميداره به خودش مربوط ميشه
چينيها پارسال به خاطر حقوقشون اعتصاب کردن
حالا هم که چنگ از حقوقشون برميداره
دير يا زود دوباره اعتصاب ميکنن
چنگ به کارشون ميگيره
دير يا زود سگ زخمي بالأخره گاز ميگيره
پدر آسماني
ممنون
...ازت ممنونيم براي
متأسفم برادران نميدونم چي بگم
پدر آسماني، مجازات بيزارکنندهاي که پيش روي ما ـست را
از ما ببخش و دريغ کن
سپاس که در اين گرسنگي و نياز و مسکيني
ما را در ميان همراهان عزيزمان قرار دادي
اين صحراي سرد و متروکه
و اين احساس پوچي که ميخواهد قلبمان را منجمد کند را مورد رحمت خود قرار بده
زيرا ما تنها
و توسط گرگها محاصره شدهايم
...ميدانيم که رهاشده نيستيم
چون ايمانمان به ما قوت قلب ميدهد
به نام عيسي مسيح
و راهنماي ما، پدر من بريگام يانگ در عرش بَرين
آمين
آره
No comments yet. Be the first to leave one.