Apple Cider Vinegar

Apple Cider Vinegar

Tải xuống Phụ đề Farsi Persian

Mùa 1

Thông tin phát hành

Apple Cider Vinegar S01E03 WEB
Bình luận bởi HosseinTL
🆔 حسین رضایی | FILMKIO.COM 🆔

Tags

webdl
Được xuất bản vào: 2025-02-06
Lượt tải xuống: 102
Khiếm thính: No

Xem trước phụ đề Farsi Persian

200 dòng đầu tiên.

‫اگه میلا هم تو همین شهر بود ‫اوضاع فرق می‌کرد

‫در لعنتی رو باز کن!

‫تو اینترنت آشنا شدیم، ‫ولی بعدش خیلی صمیمی شدیم

‫همدیگه رو درک می‌کردیم

‫- باید بریم پیش دکترهای درست حسابی ‫- آهان، چقدرم که تو می‌دونی

‫هیچکدوم از تحقیقاتی که ‫برات فرستادم رو نگاه نکردی

‫اگه کتاب دستت نیست، ‫دلیلی نداره بیاین

‫امروز کتاب رو می‌خری

‫- گفتی کتاب رو خوندی ‫- مقاله‌ها رو خوندم

‫باید اینو متوجه باشی ‫که بل دوست نداره

‫میزبان داره

‫کار و کاسبی تو چطوره عزیزم؟

‫- منظورت وضع سلامتمه؟ ‫- نه

‫فکر کنم دوست دارم بچه‌دار شیم

‫من بل هستم. بل گیبسون

‫بل گیبسون تشخیص سرطانش رو کاملا جعل کرده

‫- چرا انقدر احمق‌بازی درمیاری؟ ‫- چرا داری سرم داد می‌زنی؟

‫من می‌خوام یه اپ درست کنم

‫اپلیکیشنی که دستورتهیه داره، ‫توصیه سلامتی می‌کنه. مثل یه مربی

‫یا یه دوست

‫مثل بهترین دوستی که تا حالا داشتی

‫برنامه پیش‌رو از یک ماجرای واقعی الهام گرفته شده است. ‫برخی از شخصیت‌ها و اتفاقات ساخته شده یا تغییر یافته‌اند.

‫این یه داستان نسبتاً واقعیه، ‫اما بر اساس یه دروغ

‫بعضی اسم‌ها عوض شدن ‫و کاراکترهایی اضافه شدن که...

‫هک؟

‫برات مهمه؟

‫باید مهم باشه؟

‫اخبار جعلی. سیاست پساحقیقت

‫تکبری که باعث میشه حقایق رو به تخممون بگیریم

‫و علمی که می‌خوایم بهش باور داشته باشیم ‫رو گلچین می‌کنیم

‫هک؟

‫قرار بود داستان‌ها ما رو به هم وصل کنه

‫ولی اشتیاقمون برای داستان‌سرایی ‫و اغراق در مسیر زندگی قهرمانانمون

‫خوب‌ها، بدها

‫دیگه توانایی تفکر خالی از سویه رو از دست دادیم

‫هک؟ خوبی؟

‫بل گیبسون یه قرونم واسه این نگرفته

‫حاضری؟

‫استرس نداشته باش. ‫سعی نکن جذاب باشی

‫فقط جواب‌های ساده بده. ‫اطلاعات زیادی نده

‫دیشب خوابیدی؟

‫آره. چطور؟

‫پشم ریخته روی سینه‌ت

‫صورتم رو اصلاح کردم

‫قراره سوالات موردتوافقمون ‫پرسیده بشه دیگه؟

‫دیروز ساعت دو بعدظهر یه ورژن جدید فرستادم

‫آنِی، فقط اینو بگم

‫که علیرغم شرایط الان ‫من عاشق مجله ویمنز ویکلی هستم

‫این مصاحبه واقعا حس عجیبی داره برام

‫مادربزرگم هر ماه اشتراکش رو می‌خرید

‫حتی وقتی پولش نمی‌رسید

‫حتی قبل از اینکه خوندن یاد بگیرم

‫به زن‌های داخل مقاله‌ها نگاه می‌کردم

‫همش تصور می‌کردم که چه حسی داره

‫که اونقدر جالب باشم که ‫یه نفر هم بخواد درباره من بنویسه

‫از طرفدارهای خیلی پروپاقرصتونم

‫چطوره یکم از خودت برام بگی؟

‫باشه. چی می‌خوای بدونی؟

‫خب، من مال برج میزانم. ‫صورت فلکی جدی

‫و هیچوقت پدر نداشتم

‫اینو نمیگم که همدردی بخرم. ‫فقط یه حقیقته

‫ولی قطعا افراد پدرگونه‌ای بودن

‫که من رو هدایت کردن، شکلم دادن

‫می‌خواستیم نرم‌افزاری خلق کنیم ‫که توانایی خیلی‌ها رو زیاد کنه

‫و با خودمون فکر کردیم ‫که خودمون دوست داریم چی ببینیم؟

‫نمی‌تونم در برابر یه ایده خوب مقاومت کنم. ‫بزرگترین ضعفم اینه که نمی‌تونم نه بگم

‫به طرز وسواس‌گونه‌ای روی ‫حل کردن یه مشکل واقعی تمرکز کن

‫چیزی درست کن که مردم بخوان

‫خبر خوب اینه که لازم نیست ‫کارخونه باز کنی

‫فقط باید لپتاپت رو باز کنی

‫وب قرار نیست مسئله بیماری یا فقر رو حل کنه

‫ولی باعث میشه مردم بتونن ‫راحت‌تر و بهتر اطلاعات رو به اشتراک بذارن

‫و بدونن چه خبره

‫مردم وقتی مطلع‌تر باشن، ‫تصمیمات بهتری هم می‌تونن بگیرن

‫آره، ایول رفقا

‫ما راهنمای سبک زندگی سالم،

‫یه ابزار برای تبدیل دستورتهیه

‫و یه گزینه لیست خرید ‫که خیلی بامزه و گوگولیه داریم

‫ولی اصل کاری پنجاه تا دستورتهیه‌ست، ‫همه بدون گلوتن، پارینه‌سنگی، و تماماً وگان

‫باید با کسی که دید عکاسی داره همکاری کنم

‫ولی من از غذا عکس‌برداری نمی‌کنم

‫عکاسی غذایی خیلی ناپویاست

‫نمی‌خوام فقط از آب‌زیپوی تو بشقاب

‫عکس بگیری. باید زنده باشه، پویا باشه

‫مثل همه کارهات

‫کارهام رو تو اینستا دیدی، آره؟

‫همینجوری یهو باهات تماس گرفت

‫هیچوقت شک کردی به درست بودنش؟

‫در مورد سرطان؟

‫نه، نه، منطقی بود

‫در مورد اپلیکیشن؟

‫آره، آره

‫قشنگ شیاد بود. تابلو بود

‫به مرکز فرماندهی خوش اومدی

‫لنی، این الکس‌ـه

‫داره اپلیکیشن آیفون رو اوکی می‌کنه، ‫اینم کریستوفر که کد اندروید می‌زنه

‫چه خبرا؟

‫نه، تا بیست دقیقه دیگه ‫تو حالت تمرکز مطلقن

‫مثل فیلم فیسبوک، ‫جمعه‌ها کوکتل اپلتینی می‌زنیم

‫البته من که قطعا نوشیدنی بدون الکل می‌خورم

‫خیلی‌خب، می‌دونم هنوز ‫خیلی حرفه‌ای بنظر نمیاد

‫ولی فضای 3.1 در 5.6 داره

‫که اتفاقا از بیشتر استودیوهای حرفه‌ای بزرگتره

‫و هر تجهیزات تخصصی‌ای که نیاز داشتی

‫می‌تونیم با کارت اعتباری شرکت پرداختش کنیم ‫

‫دارم به همه بچه‌های شرکت ‫ساعتی 21.50 میدم

‫یا می‌تونیم از دستمزد ساعتی فراتر بریم

‫و سر تقسیم سود توافق کنیم

‫اگه علاقه‌ای داری...

‫مثلا سه درصد از درآمد کل

‫یه سنت هم به چشمم ندیدم. ‫دنبالش هم رفتم

‫ولی میگه سرطان مغزش باعث میشه ‫یه سری چیزا رو فراموش کنه

‫مثل پرداخت هزینه‌هاش؟

‫چرا قبول کردی؟

‫سلیقه‌ی هنری داشت

‫هر مشتری‌ای اینو نداره

‫و گمونم راحت آدم رو وسوسه می‌کرد

‫داره تکون می‌خوره

‫پونزده هفته. اندازه یه هلوئه

‫می‌دونی، یه...

‫یه خانم شجاع و باردار بود

‫که خب آره، چرت‌وپرت می‌بافت

‫سه سال پیش، تو جهنم شیمی‌درمانی بودم

‫و موسسه‌های پزشکی عملا ‫داشتن مسمومم می‌کردن

‫ولی یه رویا برای دنیا داشت، ‫و این چیز قشنگیه

‫حس می‌کنم بیشتر از یه مسئولیته

‫حس می‌کنم مجبورم چیزی ‫که یاد گرفتم رو

‫به دست کسایی که بهش نیاز دارن هم برسونم

‫تازه، بعضی وقتا خوبه که ‫به یه چیزی باور داشته باشی

‫حتی اگه واقعی نباشه؟

‫آره، ولی وقتی بهش باور پیدا می‌کنی ‫واقعی میشه

‫فهم و درک روالش همینه. ‫استارتاپ‌ها روالشون همینه

‫الان دارم روی یه اپلیکیشن هیپنوتیزم کار می‌کنم

‫حاجی، نتایجش عجیب و غریبه

‫پول همراهتون هست که روش سرمایه‌گذاری کنین؟

‫الان چقدر گذشته عزیزم؟ سه سال؟

‫از تشخیص سرطانم؟

‫آخی، طفلکی

‫فکر کنم گارداسیل باعثش شد

‫نمی‌خوام دیگه وقتم رو سر عصبانی شدن ‫بخاطرش هدر بدم

‫بنظر من که ما زیادی واکسن می‌زنیم

‫ولی از من نشنیده بگیرین

‫یه نگاه بندازیم. 23 هفته‌‌ـته؟

‫- بیست و چهار ‫- آره، سه‌شنبه میشه

‫سر بچه اولم خیلی حالت تهوع داشتم

‫این یکی خیلی مهربونه

‫معمولا دخترا برعکسن

‫شرمنده. فقط...

‫آره. میشه صدا رو زیاد کنین؟

‫میرم بیرون یه دکتر بیارم

‫زیاد طول نمی‌کشه

‫چیکار می‌کنی؟

‫می‌خوام خاموش روشنش کنم

‫چه کسخلیه این. ‫نیازی به سخنرانی نداری تو

‫- کلایو! ‫- فقط... فقط باید خاموش‌روشن شه

‫تو 23 هفتگی

‫گزینه‌هامون زایمان طبیعی یا سزارینه

‫هر دو خطرات و سودهایی دارن

‫اگه برنامه‌تون اینه که در آینده ‫دوباره زایمان طبیعی انجام بدین

‫پیشنهادم زایمان طبیعیه

‫کمتر تهاجمیه

‫و شاید دشوار بنظر بیاد...

‫اما سریع‌تر سرپا میشی ‫و میری خونه

‫اشلینگ اطلاعات بیشتری می‌تونه

‫بهتون بده. پیشنهاد می‌کنم مطالعه کنید

‫ولی واقعا باید سریع‌تر پروسه رو شروع کنیم

‫- من برمی‌گردم ‫- تف توش!

‫اینم میزوپرستول بیشتر

‫باید به نرم کردن دهانه رحم ادامه بدیم

‫دیگه رحم‌بند نمی‌خوام

‫میشه قورتش بدم؟ ‫تحقیق کردم. تأثیرش فرقی نداره

‫خیلی‌خب باشه. بذارش زیر زبونت

‫- چرا... ‫- هیس

‫خدایا. خیلی اشتباهه

‫می‌دونم

‫یه شمعی چیزی نیاز دارم

‫میگم شمع لازم دارم کلایو!

‫می‌خوای برم... ‫میرم مغازه کادوفروشی

‫لعنتی. کیف پولم همراهم نیست

‫تو پول نقد داری؟

‫فقط برو کلایو

‫- داره میره ‫- لعنتی

‫نفس بکش

‫می‌خوام قشنگ یه هل خوب و قوی بدی. ‫نفس بکش

‫آفرین

‫- آفرین ‫- خیلی نزدیکه. خوبه

‫خوبه

‫چیزی نمونده

‫خیلی‌خب

‫بذار ببینم

‫خوبه. فقط دو تا دیگه می‌گیرم

‫میشه رو به پایین بگیرین؟

‫آهان. باشه

‫و حالا

‫ممنون

‫آفرین

‫می‌خوای بغلش کنی؟

‫بغل کن. اشکالی نداره. ‫از دستت نمیفته

‫اوه. چقدر بی‌نقصه

‫کار طبیعت اینه

More Farsi Persian subtitles for Apple Cider Vinegar

Bình luận

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left