200 dòng đầu tiên.
برای سینکاف از طرف محمدرضا فروردین سال سه
،اگه صدا رو خیلی بلند کنی
.جیغها رو خفه میکنه
معتقدم
.وحشت» رو باید تو ذهن تماشاچی کاشت»
.سلام خانمها و آقایون
.اسم من آلفرد هیچکاکه
میدونین، گاهی به این فکر میکنم که .از این کارا کنار بکشم
هیچکاک باعث شد کارگردانی .جذاب به نظر برسه
.خیلی باوقار بود
نمیتونین تصور کنین با شلوار ورزشی .و پیراهن هاوایی ببینینش
.همیشه اون کت و شلوارش تنشه
.یه نماد به تمام معناست
فیلمهای آلفرد هیچکاک ،خودِ سینما هستن
،و هرچیزی که لازمه در مورد سینما بدونین
،تو اون فیلمهاست
،و مهمتر از همه .داخل همون کادر
،اون تنها یک فیلمساز سینما نبود
.بلکه به پیشرفتش هم کمک کرد
اون کسی بود که نقش کلیدیای
،در شکلگیریِ روایت داستانی به شکلی که امروز میشناسیم .روی پرده داشت
یچ شکی نیست که
،استادِ ایجادِ تعلیق بود
،و به همین دلیل .استادِ فریب دادن هم بود
میخواید که هیچکاک بهتون بگه ،کجا رو نگاه کنین
بهتون بگه چه احساسی داشته باشین .یا به چی فکر کنین
،دوست دارید فریبش رو بخورید
.و خوشحالید که گول بخورید
.آلفرد هیچکاک یه نابغه دوست داشتنیه
،آقای هیچکاک .شما همیشه تو فیلمهاتون ظاهر میشین
هیچ وقت وسوسه نشدین خودتون بازیگری رو تجربه کنین؟
.نه، من همچین آدم سطح پایینی نیستم
،خیلی بامزه بود
.ولی گاهی هم حرفای زشتی میزد
تا حالا نقش یه زنیکه خراب یا یه همچین چیزی رو بازی کردین؟
...خب، نه دیگه اینقدر بد، ولی
.ولی با مردا که خوابیدی
!اوه، نه
نخوابیدی؟ .بیا اینجا، درست و حسابی وایسا
،وگرنه درست جا نمیره
.چیزیه که دختره به سربازه گفت
چرا اون انقدر تو یادها مونده؟
.چون خواست که تو یادها بمونه
.کافیه
.آلفرد هیچکاکم
«از همون موقعی که جرقهی ساختِ «روانی
،تو ذهنم زده شد .باهاش زندگی کردم
،حالا مثل یه پدر
میخوام چندتا واقعیت مهم رو درباره
،این اثر عجیب و غریب و فوقالعاده .فاش کنم
هیچکاک به یه موفقیت بزرگ .برای فیلم «روانی» نیاز داشت
خودش با هزینه شخصی .داشت فیلم رو میساخت
شایعه بود که مدیران و رییسها .از چیزی که میساخت خوششون نمیاد
خیلیها با این ایده که یه فیلمساز ۶۱ ساله
بخواد یه رمان عامهپسند بیارزش رو بسازه
.مشکل داشتن
:اکثرشون بهش میگفتن ،این کارو نکن"
".پایینتر از سطحته
خب، «روانی» اولین تلاشمه .برای ساخت یه فیلم شوکهکننده
،میشه گفت تا حدودی یه فیلم ترسناکه
اما وحشتش، بعد از دیدن فیلم ،سراغتون میاد
،وقتی میرین خونه
.توی تاریکی
اولین کاری که هیچکاک کرد این بود که
هرچی نسخه از
رمان «رابرت بلاخ» پیدا کرد خرید
تا دیگه تو بازار نباشه و
«مردم سر در نیارن تو «روانی .قراره چی پیش بیاد
نمیخواست هیچ جزئیاتی از فیلم .به بیرون درز کنه
عوامل فیلم هم مجبور شدن قسم بخورن که
.حتی درباره روشهای فیلمبرداری هم حرف نزنن
،بالاخره با اکران تریلرها
...نگاهها برای اولین بار به فیلم افتاد
و فقط یه کلیپ هفت دقیقهای
.از راه رفتن هیچکاک با یه موسیقی شاد بود
...عصر بخیر"
"اینجا یه مسافرخونه دنج کوچیک داریم
،هیچکاک بدون شک مشهورترین کارگردان جهانه
.حتی یه نفر هم به پاش نمیرسه
،هیچکدوم از فیلمسازای موج نوی فرانسه
،هیچکدوم به کارای هیچکاک نزدیک نمیشن
نه تو آمریکا
.و نه تو سینمای جهان
مردم به جای اینکه با دیدن یه تریلر بگن
این کارگردان کیه و" "چرا داره حرف میزنه؟
میگفتن ،اوهاوه"
"هیچکاک این دفعه قراره چجوری ما رو بترسونه؟
.حمام
منتقدها که انتظار داشتن
،بتونن قبل از اکران عمومی فیلم
،برن ببیننش و نقدش کنن
اجازه نداشتن که برن
.و این، هیجان و انتظارات رو بالاتر برد
پیشنهاد کردم که
.روانی» رو از اولِ اولش ببینن»
،در واقع ،این بیشتر از یه پیشنهاده
.واجبه
،اون موقعها
.مردم تو سینما میاومدن و میرفتن
میتونستین از وسط فیلم ،بیاین تو سالن
،تا آخر ببینین
،یا نصف اولش رو ببینین
.بعد برین بیرون
اون عملاً کل کمپین تبلیغاتی رو
حول این ایده بنا کرد که
،بعد از شروع فیلم .دیگه نمیتونید وارد سالن بشین
کاری که کرد
این بود که مردم
«حالا برای دیدن «روانی .صف میکشیدن
این باعث ایجاد .حس «انتظار» شد
چه اتفاقی قراره"
تو فیلم بیفته؟
"چرا باید سر وقت برسم؟
.این کار همچنین نحوهی تماشای فیلم رو تغییر داد
،«صفهای طولانی برای دیدن «جنگ ستارگان
.همهی اینها به نوعی به خاطر هیچکاک بود
هیچکس به اندازهی خود هیچکاک
.درباره این فیلم تردید نداشت
،او مطمئن بود که این فیلم
.بزرگترین شکست حرفهی اوست
،در طول دهههای ۵۰ و ۶۰
در فرانسه مکتبی به نام .نظریهی مولف» وجود داشت»
این نظریه بر این باور بود که
.کارگردانهای خاص، نگاه خاص خودشون رو به فیلمها دارن
آنقدر مهر و امضای خودشون رو پای فیلم میزنن
که انگار هیچکس دیگهای نمیتونه .اون فیلمها رو بسازه
بسیاری از منتقدان، نویسندگان و کارگردانان فرانسوی
میگفتن که
،آلفرد هیچکاک سزاوار لقب «مولف» هست
،و بزرگترین طرفدار این نظریف .فرانسوا تروفو» بود»
فرانسوا تروفو» مصمم بود که»
.این لقب رو به هیچکاک بده
این کافی نبود که فقط تماشاگرها .به هیچکاک احترام بذارن
.منتقدها هم باید بهش احترام میذاشتن
تروفو» یه مصاحبه با آقای هیچکاک ترتیب داد»
و بهش گفت که چرا او یک مولفه
.چرا او واقعاً سینمای قرن بیستم رو شکل داده
این مصاحبه به یکی از مشهورترین و
و نقلشدهترین مصاحبههای تمام دوران
.تبدیل شد
بدون شک
...یکی از خوششانسی های بزرگ اینه که
،دیگه هیچکسی این فضا
تعلیق و
.ژانر هیجانی رو درک نمیکنه
می بینین، به همین خاطره که .تنهایی این حکمرانی این عرصه رو داشتم
«فرانسوا تروفو» ،بسیار باهوش
عاشق فیلم
،و شیفته هیچکاک بود
و هیچکاک از این فرصت استفاده کرد تا
.قصهی خودشو بگه
.عاشق دنیای سینما بودم
،تو شونزده سالگی
.فقط مجلههای سینمایی میخوندم
وقتی فهمیدم که
،یه شرکت آمریکایی تو لندن داره باز میشه
«میخواستم شغل طراحی «عنوانبندی .فیلمهاشون رو بگیرم
،بدیهی است که استعداد او به سرعت شکوفا شد
چون خیلی زود
وارد حوزهی طراحی صحنه
.و نوشتن فیلمنامه برای فیلمهای صامت شد
،آلفرد هیچکاک در آن برهه از زمان
.زندگیای بهشدت منزوی داشت
،اگر اوقات فراغتی در عصر داشت .به تئاتر میرفت
.باید بگم که خجالتیم
.راستش، خیلی اهل معاشرت نیستم
.با آدمهای زیادی مراوده ندارم
و فکر نمیکنم تو جمعهای مردونه .احساس راحتی داشته باشم
در مورد حضور تو
جمعهای زنونه هم
.مطمئن نیستم
استودیوی گینزبورو کار میکرد و
کمکم داشت اسم و رسمی برای خودش دست و پا میکرد که
.چشمش به «آلما» افتاد
آلما» تدوینگر بود»
و شایعه شده بود که به زودی قراره
،دستیار کارگردان بشه
چون همهجا ازش بهعنوان .ستارهای با استعداد یاد میشد
.هیچکاک همون موقع جذبش شد
با اینکه آلما زن ریزنقشی بود
.گاهی هیچکاک ازش حساب میبرد
.زنی سرسخت و قویهيكل بود
اون موقع ۲۳ ساله بودم و
تا اون موقع با هیچ دختری بیرون نرفته بودم و
.حتی یک قطره مشروب هم نخورده بودم
اون موقعها رسم بر این بود که
یک جنتلمن با خانمی که
جایگاه شغلی بالاتری داشت صحبت نمیکرد؛
و هیچکاک مجبور بود تا وقتی که ترفیع شغلی بگیره
.صبر کنه تا بتونه با «آلما» سر حرف رو باز کنه
به هیچکاک پیشنهاد شد که
.دستیار کارگردان گراهام کاتس بشه
.به یه تدوینگر نیاز داشت
:با خودش فکر کرد که ..خب حالا وقتشه"
".بالاخره میتونم خانم «آلما رویل» رو ببینم
،با «آلما» تماس گرفت و استخدامش کرد
.و اینطوری بود که رابطهشون شکل گرفت
احتمالا «گراهام کاتس» تو اون دوره
.یکی از ستارههای در حال ظهور کارگردانی در استودیو بود
سینمای بریتانیا هنوز در مراحل ابتدایی خود بود
No comments yet. Be the first to leave one.