200 dòng đầu tiên.
ارائهاي از تيم ترجمهي ديباموويز
« تـرجمـه از نيـما » .:: NimaAM ::.
هزينهي دروغ چيه؟
اين نيست که با حقيقت اشتباه بگيريمشون
اونجا خطرناک ميشه که ،وقتي به قدر کافي دروغ بشنويم
بعد يه مدت ديگه .حقيقت هم برامون آشنا نيست
اون وقت چه ميشه کرد؟
ديگه چيکار ميشه کرد جز اينکه از حقيقت قطع اميد کنيم
و به جاش به داستان و حکايت دل خوش کنيم؟
تو اين داستانها هم، کسي کار .نداره قهرمانا کيان
همه فقط دنبال مقصرن
.در اين داستان، اون آدم آناتولي دياتلوف بود
.بهترين گزينه بود
يه مرد جاهل با خُلق ناپسند
،اون شب اتاق رو اداره کرد ...دستوراتش رو داد
.دوست و رفيقي هم نداشت
يا حداقل، دوست بدردبخوري نداشت
و حالا دياتلوف بايد ده سال آينده رو
تو زندان کار اجباري بگذرونه
،بيشک اين حکم .حقيقتا غير منصفانهست
مجرمهاي بزرگتري در وقايع دست داشتن
دياتلوف هم به خاطر کاري که کرد
.حقش نبود بره زندان
.حقش مرگ بود
ولي به جاش: "ده سال بابت ".سوء مديريت مجرمانه
اين يعني چي؟
.کسي نميدونه .مهم نيست
،اين مهمه که از نظر اونا
.عدالت اجرا شد
چون براي اونا
.دنياي عادلانه، يک دنياي عاقلانهست
.اما در چرنوبيل، چيزي عاقلانه نبود
،اتفاقي که اونجا افتاد ،اتفاقات بعدش
،حتي کارهاي خوبمون ...تمامش
.تمامش... جنونآميز بود
.من هر چي ميدونستم بهتون گفتم
.قطعا زيرش خواهند زد
.کار دائمشونه
.ميدونم سعيتو ميکني
«چرنوبيل»
ليودميلا؟
!دياتلوف
!دياتلوف! دياتلوف
!دياتلوف! دياتلوف
الان چي شد؟
.نميدونم
.تو اتاق توربين آتيشسوزي شده
.اتاق توربين
.مخزن سيستم کنترل .هيدروِژن
،تو و توپتونوف !مخزنو منفجر کردين احمقا
...نه، اينجوري نيست - اين يه وضعيت اضطراريه -
.همه آروم باشن ...اولويت اصليتون با
!منفجر شده - .ميدونيم -
آکيموف! دارين هستهي راکتورو خنک ميکنين؟
،خاموشش کرديم .ولي ميلههاي کنترل، هنوز روشنن
،کاملا نرفتن داخل کلاچ رو قطع کردم
سعي کن موتور خودکارو از .کنسولِ استندباي جدا کني
شما دوتا، پمپهاي .پشتيباني رو فعال کنين
.بايد آب تو هسته جريان پيدا کنه
.اين مهمترين چيزه - .هستهاي در کار نيست -
.منفجر شد. هسته منفجر شد
.شوکه شده .از اينجا ببريد
!دريچهاش کنده شده
.انباشت داره ميسوزه .خودم ديدم
.زده به سرت .هسته راکتور آر.بي.ام.کي منفجر نميشه
...آکيموف - .ساشا -
،نگران نباش .همه کارا رو درست انجام داديم
...يه چيز .يه اتفاق عجيبي افتاده
مزه فلز حس ميکني؟ - آکيموف -
پروزشنکوف، چيزي که شما ميگي از نظر فيزيکي ممکن نيست
.هسته نميتونه منفجر بشه .حتما مخزنه
.داريم وقت تلف ميکنيم .بجنبين
هيدروژنو از ژنراتورا خارج کنين .و به هستهي آب پمپاژ کنين
آتيشو چيکار کنيم؟ - .زنگ بزنيد تيپ آتشنشاني -
سلام. ايستگاه آتشنشاني نظامي شماره دو؟
.بله
ميشه بگين داره چه خبر ميشه؟
ساختمون اصلي بين بلوک .سه و چهار دچار انفجار شده
کسي اونجا هست؟
بله
.زنگ بزن رئيس روئسات. بيدارشون کن
.من مال خودمو بيدار کردم
.بيدارشون کن. بيدارشون کن .کل بخش افسرها رو بيدار کن
ايستگاه آتشنشاني
سلام. ايوانکُف؟
بله. بله؟
.منو به پريپيات احضار کردن
الو؟
بله؟ بله؟ .صداتو دارم
توي نيروگاهِ اونور، بلوک .سوم و چهارم، سقفش آتيش گرفته
.تو امشب شيفت نداري
.دارن همه رو احضار ميکنن .نظامي و غيرنظامي
.پريپيات، کولسکو، کيف
.ماجرا خيلي بيخ داره
.ولي ظاهرش بده، رنگش يه جوريه
.پراويک ميگه احتمالا دارن چراغ ميتابونن
اگه مواد شيميايي باشه چي؟
مواد شيميايي؟
.به خاطر پشت بومه
،با قير پوشيده شده ،پس تا صبح همينجور ميسوزه
.بوي گندي هم ميده .همين
.ديگه تهش همينه
.برو بخواب
1:25 بامداد
جنگ شده؟ - دوزمتر کجاست؟ -
.بيا... بيا
دارن بمبارون ميکنن؟
اين چه وضعيه؟ 3.6 روئنتگنه
.بالاتر از اين نميره .اون خوبه تو گاوصندوقه
کليدشو ندارم
والِرا... صورتت
پاشو
ميرم دنبال کودمچوک تو اتاق پمپ
.تو... بمون اينجا
.شاشناکو پيدا کن .تو 604. بدو
!بايد همه رو خارج کنيم
.لعنتي
.هي! بايد بريم به اتاق راکتور
.آسانسور داغون شده - .دو طبقه بالاتر، برين تو -
.باشه - چرا ميري اونجا؟ -
کودمچوکو ديدي؟
نه. ويکتور کجاست؟ - .هنوز تو اتاق پمپه -
.همينجا باش. برميگردم
!ويکتور
.ويکتور
.ويکتور
.ويکتور. از اينجا نجاتت ميدم
ميتوني وايسي؟
...کودمچوک
کجا؟
.برو دنبال کودمچوک
ميلههاي کنترلو با .اون يکي پنل غيرفعال کردم
.هنوز بالان - چي؟ -
،فقط يک سومشون داخله .نميدونم براي چي
کارآموزا رو فرستادم برن .با دست بکشنشون پايين
پمپها چي؟ - .نميتونم با کودمچوک تماس بگيرم -
.خطوطمون قطع شدن - .ريدم تو تلفن، ريدم تو کودمچوک -
پمپها روشنن يا نه؟ - استوليارچوک؟ -
.پنل کنترل من کار نميکنه
سعي کردم برقکار خبر کنم
!اون پنل براي من مهم نيست
!فقط به هسته راکتور، آب برسونيد
.بريد پايين و مطمئنشيد پمپها روشنن
!حالا
دوزمتر چي ميگه؟ - ...3.6روئنتگن، منتها از اين بيشتر رو نشون نمي -
3.6... .خوب نيست، بد هم نيست
.همه چي رو درست انجام داده بوديم
1:30 بامداد
!قلابها رو وصل کنين
!پمپها رو راه بندازين
!آره. از اينور
.از پايين به بالا ميريم جلو .حرکت کنين
...واسيلي
هي واسيلي. اين چيه؟ - .نميدونم ميشا -
.بيخود باهاش ور نرو .يانا رو وصل کنين، يالا
مزه فلز حس ميکني؟
آره. براي چي؟ - .نميدونم -
!فلکهها، ميشا !فلکهها رو باز کن
!فلکهها! بدو
چي لازم دارين؟
بايد بريم اتاق راکتور تا
،ميلههاي کنترلو بياريم پايين .ولي در گير کرده
.بعيده ميلهاي باقي مونده باشه
.حتي انگار هسته هم نيست
.نه. اشتباه ميکني
.آکيموف گفت
.بريم
!نه
!ايگناتنکو، شلنگشو بردار
.چيزي نيست. نفس بکش
.ميشا
.هيچي نيست. هيچي نيست .آروم، ميشا
مطمئني؟
...آکيموف
.برو کنار
!يالا. بدو
!بريم
!يالا
!هي
!هي
!ليودميلا ميخواي با ما بياي؟
کجا؟
.ميخوايم بريم پل راهآهن که بتونيم ببينيم
با اين وضع صداي آژير که .کسي نميتونه بخوابه
.به نظر من نريد .ممکنه خطرناک باشه
.چيش خطرناکه؟ آتيشسوزيه .اون اونجاست، ما اينجا
.ميخاييل - چيه؟ -
.اوه ببخشيد
.اوه
واسيلي رفته؟ - .آره -
گفت اوضاع خرابه؟
.نه. نه، گفت فقط پشت بومشه
.تا حالا که مشکلي براش پيش نيومده
.براي هيچکدوم از پسرا
.نگرانش نباش
.برو استراحت کن
.مخزن، به قدر کافي بزرگ هست
يه همچين انفجاري روي مخزن 71 ميتونه .موفق باشه، 100 متر مکعبه
.صد و ده متر
.صد و ده متر .قطعا موفق ميشه
No comments yet. Be the first to leave one.