200 dòng đầu tiên.
آناستازيا؟
وايست
خودتو به تخت ببند
زحمت نکش
خوب به نظر مياي،سالم
يه خرده رنگت پريده،احتمالا توي ساحل شرقي زندگي ميکني
...سالهاست که فکر ميکردم اون کجاست؟
بهم نزديکه يا اونور دنياست؟
هنوز هم از رعد و برق ميترسه؟
يادش مياد که روي جزيره ي "کاوني" قديم ميزديم؟
هنوز هم از الکس "بروشت" ميگيره؟
همشون اونجاست
در ازاي اين چي ميخواي؟
فقط دست از سرم بردار
زود تر از چيزي که فکر ميکردم پيدات کرده
توي يه هفته پيدات کرد کاري که من نتونستم توي پانزده سال انجام بدم
عشق واقعي،هاه؟
فقط الماسها رو بردار و فکر کن من مرده ام
وگرنه چي ؟
تو فقط نصف چيزي که ميخوام رو بهم دادي
من اونو ميخوام- نميتونم اين کارو کنم-
اگه اينکارو انجام بدي،آزاد ميشي
قول ميدي؟
قول ميدم
....حالا چطور ميخواي بري؟
يه چيز ديگه هم توي کيف هست
دختر باهوش
خداحافظ،پدر
.:: Javad48 ترجمه و تنظيم از>.::
بگيد قهرمان،بگيد قهرمان- قهرمان-
بانشي،چه خبر؟- آقاي سانچز-
در مورد نبردي که در راهه چي ميتونيد بگيد؟
...چي ميتونم بهت بگم ...بهت ميگم بهتره که
بنجامين،اين مبارزه اعتبار شما رو بالا ميبره
با کميسيون مبارزه
يه هفته ديگه بهم وقت بده و من کاري ميکنم که
هتل مال ما بشه
بايد اعتراف کنم که به تواناييت شکم داشتم ولي تو اونو برطرف کردي
کازينو ماست ما داريم پول رو ميزاريم
اون فقط يه واسطه بود- الکس،بسه-
قهرمان رسيده،خانمها و آقايان
قهرمان رسيده
آقاي سانچز،کاي پراکتور
به بانشي خوش اومديد- خوشحالم که اينجام-
ايشون بنجامين لانگ شادو هست قبيلش کازينو "کيناهو موون" رو اداره ميکنه
رئيس- باعث افتخاره که پيش ما اومديد-
الکس لانگ شادو- "کي"-
... آقاي سانچز،اگه افتخار بديد و
چند تا عکس با پشت زمينه کازينو بگيريد
البته مرد،حتما- از اين سمت-
آقاي پراکتور داگلاس ديرن هستم،مدير برنامه هاي ديمين
تلفني صحبت کرديم- بله،ملاقات با شما مايه خوشبختي-
گفتي که محلش قديميه ولي نگفتي که باستانيه
کيناهو ها ارتباط قوي با گذشتگانشان دارند
در مورد کيناهو موون يه خورده زيادي قوي هست به نظر من
من ترجيح ميدادم که کازينوي جيدي ساخته بشه
قبل از اينکه ميزبان آقاي سانچز باشيم ولي اطمينان ميدم،پول واقعيه
آره،بهتره که باشه
کازينوي خوبيه،بد نيست
اصلا بد نيست
اينجاست،عزيزم
اينجا جايي که کارم رو انجام ميدم- از اين سمت،آقاي سانچز-
تو تاييد نميکني
هتل...درآمدش بايد واسه مردم ما باشه
ما نبايد يه مرد مثل پراکتور رو شريک کنيم
مردي مثل اون کارها رو سريع انجام ميده
ما داريم چيزي ميسازيم که سالها قبيله ما رو تامين ميکنه
وقتي که پيش ارواح ميرم ميخوام که که شروع همش رو ديده باشم
مطمئنيد که ترجيم ميديد هتل نريد؟فقط بايد يه تلفن بزنم
ميتونم اتاق رياست جمهوري رو براتون بگيرم
نه،نه،نه هرجايي که برم تريلرم هم ميره
نميخوام قبل از مبارزه خوشگذروني کنم
به غير از اين،وقت زيادي براي اون کار هست
بعد از اينکه دماغ "هاليستر" رو اونجا گذاشتم
همونطور که توافق کرديم
ممنون
فکر کنم از اين شهر خوشم مياد
همينطور اتاقتون رو هم بهتر کرديم
به نظرم خوشحال ميشيد
حالا ميدونم که اين شهر رو دوست دارم
#که يه بدبخت مثل منو نجات داد#
#زماني گم شده بودم#
#ولي حالا خودمو پيدا کردم#
#کور بودم،ولي حالا ميبينم#
#دوبرابر از چيزي که فکر ميکردم بخشنده هست#
سناتور،دپارتمان ما همدرد شماست
خانم شوماخر،من خيلي متاسفم- براي از دست دادتون متاسفم-
متاسفم خانم
کلانتر هوود
گوردون سلام،ديوا
براي همه روز سختيه
بله
چرا امشب براي شام نمياي پيش ما؟
چيز مجللي نيست،فقط چند تا برگر توي حياط پشتي کباب ميکنم
...اه،عزيزم،ميدوني که- به نظر عالي مياد،ممنون گوردون-
ساعت شش خوبه؟
البته،ميبينمتون- خوبه-
خب،چطوري دوست داري،کلانتر؟
نيم پز باشه،ممنون
ميتونم تفنگتون رو ببينم؟- بله،البته-
نه،مرسي نيازي نيست که تفنگش رو ببيني
عزيزم،چرا نميري براي کلانتر يه آبجوي ديگه نمياري؟
من ميارم،مامان
مرسي- خواهش ميکنم-
بفرما
ممنون- خواهش ميکنم-
خب ديوا،چطوري؟
نميدونم هنوز نميتونم باور کنم
آره،يه خورده وقت ميبره
...ديوا عزيزم،ميري- "آره،يه لحظه "مکسي-
آروم وعميق
خوبي؟
اينطوريه
خوبي؟
چه مشکلي داره؟
از وقتي که بچه بود اينطوري ميشه
اون..حالش خوبه؟- بعضي روزا خوب ،بعضي روزا هم بد-
هي مکس ميخواي که
اسلحه رو لمس کني؟فقط واسه يه لحظه
آره
ميدوني کلانتر،هيچوقت فرصتي پيش نيومد که
ازتون تشکر کنيم بابت کمکي که اون شب به ديوا کرديد
دادگاه چطور پيش رفت؟
خب،همه ي مردايي که دستگير کردي کسي به اسم هنسون رو شناسايي کردن
ولي مثل اينکه اون خيلي وقته رفته
و يا اينکه چيزي نميدونند و يا صحبت نميکنند
در مورد اينکه جمجمه ها از کجا اومده
فاحشه ها،قمار،مواد
همه ي راه هاي کج بانشي به يه مرد ختم ميشه
و اونم کاي پراکتوره
چند تا نوشيدني ديگه بيارم؟- عاليه-
آخرش تنها شديم- خفه شو-
چي شد؟
مشت زدن به کيسه بوکس
مم،مگر اينکه يه کيسه پر از استخون باشه
...انا
اين منم- نه تو عوض شدي-
چطور؟
قبلا مهربون بودي
...ميفهمي
وقتي که زندوني بشي براي پونزده سال فراموش بشي
ببين بعدش چقدر مهربون هستي
...ببين،ميدونم که عصباني هستي،ولي- عصباني؟-
اصلا هيچي نميدوني
هي،کجا داري ميري؟
يکي تماس گرفت ممنون براي غذا
ببين،ميخواي در موردش حرف بزني؟
تنهايي ميخوري؟
به سلامتي نگه داشتن اسرار
#همش يکيه#
#تنباکو زير نور خورشيد#
هي،ممم- ربکا-
ربکا
فکر کنم بايد بري خونه
#تموم کردن ويسکيم#
#همش يکيه#
نه،نبايد بري
...چيه خودتو براي کسي نگه ميداري؟
...ربکا،ما نميتونيم- خفه شو-
#همش يکيه،همش يکيه#
گقتي که اگه برگشت بهت زنگ بزنم
خب اون برگشته
#تموم کردن ويسکيم#
"سلام،دايي "کاي
فکر نميکني يه خرده سنت بالاست
براي اين کارها؟
اينطور حرفا از تو بعيده
هرچي ميخواي فکر کن انتخاب هام برام هزينه داشتن
آره،تو واقعا صدمه ميزني
مادرم فقط ده مايل ازم دوره
بيست ساله که نه ديدمش نه باهاش صحبت کردم
پدرم،وقتي ميرم پيشش،حتي بهم نگاه نميکنه
خواهرم،مادر تو وجود منو انکار ميکنه
آره،به همين خاطر بهش ميگن رانده شدن
بهم احترام بزار
ببخشيد دايي
نميتوني فکر کني که الان چقدر تنهام
آمار کسايي رو که بهشون صدمه زدم رو از دست دادم
و هنوزم هر روز به مردم صدمه ميزنم
اصلا نميدوني که از درون باهات چيکار ميکنه
مثل يه تيغه توي شکمت ميمونه که به تدريج ناپختگيت رو ميخراشه
من اينو قبول نميکنم،دايي
هرچيزي رو که ميخواستي رو داري،آزادي
چرا اعتراف نميکني که بد بودن رو دوست داري
ميفهمي که هيچ کس ديگه اي نميتونه اينطوري باهام صحبت کنه
تنها کسي هستي که ازم نميترسه،تنها کس
ميبرمت خونه
ميخوام که خوش آمد بگم به تفنگداران نيروي دريايي
با يه ديدار خصوصي و مبارزه با قهرمان
بسيار خب آقايون و خانمها
...بزاريد مردي که نياز به معرفي نداره رو معرفي کنم
با سابقه دو قهرماني در دنيا
داور افتخاري مبارزه اين آخر هفته
"شوگر بيتس"
حالا،يه جايزه ويژه براي آقاي سانچز
"از طرف حامي ما "استارک هيمل
يه ساعت طلايي زيبا با يه الماس منحصر به فرد
مخصوصا براي قهرمان طراحي شده
اين براي شماست،مبارک باشه
دعوتنامه من براي مهموني فردا
No comments yet. Be the first to leave one.