200 dòng đầu tiên.
پیشدرآمد
دنبال کی میگردین؟
شما نویسندهاین؟
دیگه بازنشست شدم، واسه همین محض سرگرمی مینویسم.
هنوز اسمی واسه کتابه پیدا نکردین؟
هنوز نه،
ولی اولین خطش اینه:
"تنها توی اتاق زیرشیرونی
ترجیحاً در شب."
قسمت یک
شانگهای در سال 1992،
دریایی از رنگ و نئون.
معمار اصلی اصلاحات چین
دنگ شیاپینگ، در "تور جنوبی" سخنرانیهاش،
سرعت رشد اصلاحاتِ سرمایهی سهمی چین رو تسریع کرد،
و تمام دنیا در حال تماشا بودند.
تنور بازار سهام از همهچی داغتره.
شاخص هم از صد شروع میشه.
با صدسال پیشینه،
شاخص میانگین صنعتی داو جونز
امروز
رسیده به 3300.
بورس شانگهای که تنها یک سال از عمرش میگذره
الان نزدیک شده به 1000.
فرصتها برای همه برابرند
و اگه ازشون استفاده کنی میتونی زندگیت رو دگرگون کنی.
بعضیها سوار بر بادند،
بقیه هم تو نصف روز میشن صفر.
اسم من آ بائوئه.
و مثل بیشتر آباهای شانگهای،
هرروز میرم بیرون و پا میذارم تو دنیا،
و تلاش میکنم
راهی برای بقا پیدا کنم.
انقدر جاهطلب بودم،
که اون نفهمید،
که این یه رویا نیست،
بلکه واقعیتیه که نمیتونی ازش فرار کنی.
آقای بائو؟
آمادهست؟
نگران من نباشین،
ما اهلِ نینگبوییم،
همهچیزو سفارش دادیم.
ماجانگ؟
لعنت به من اگه
ازشون ندزدم.
سال نو مبارک.
همهمون قراره پولدار بشیم آقای بائو.
فعلاً، فعلاً، فعلاً.
عجب مهمونیای.
سال نو مبارک.
10
9
آقای بائو، سال نو مبارک.
سال نو مبارک آقای هونگائو.
ماشین براتون پارک شده.
سال نو مبارک!
آقای بائو!
آقای بائو!
چقدر پول!
زنگ بزنین آمبولانس! برین کنار از سر راه!
برین کنار از سر راه!
برو کنار! دست نزن بهش!
آقای بائو!
آقای بائو!
آقای بائو!
آقای بائو، زندهاین آقای بائو؟
برین کنار!
زنگ بزنین 120
آمبولانس خبر کنین!
برین از اینجا!
عجله کنین!
برین کنار، برین کنار!
یالا!
برین کنار!
برین کنار!
بخش مراقبتهای ویژهست.
نمیخواد بیای،
خودش حواسم بهش هست.
برو یه جای دیگه.
دکتر با من تماس میگیره.
اگه مشکلی پیش بیاد،
خودمون حلش میکنیم.
آماده برای جابهجایی.
گردن رو ببندین.
آماده برای احیاء.
بیهوشه.
پاشو، پاشو.
چش شده؟ بهوش اومده؟
مردمکها به نور واکنش نشون دادن.
اکسیژن رو آماده کنین.
آیوی رو باز کنین.
250 میلیلیتر آبنمک.
دکتر ما، جراحت رو بررسی کنین.
دارم میپرسم بیهوشه یا نه!
اگه بیهوشه، بگین چشه؟
دارم میگم نباید بذارین بمیره.
جلوی خونریزی رو بگیرین.
جراحت رو آماده کنین.
تمیرش کنین.
آ بائو.
اومد!
این نیست، آقای بائو کجاست؟
این دیگه چه وضعشه!
عمو، عمو اومد!
قرار نیست بمیره.
میدونی من کیام؟
اگه بیزینس هنر باشه،
این مرد یک استاد قدیمیه.
بهش میگن عمو.
این اولین آدم زندگیمه.
وقتی دیدمش،
تازه از زندان تیلانچو آزاد شده بود.
منطقهی یینگان
کی اونجاست؟
سلام عمو.
آ بائوئم.
منو نشناختی؟
خورشید امروز،
لباسهای فردا رو خشک نمیکنه.
زمانبندی.
زمانبندی همهچیزه.
بریم.
عمو،
هنوز کارم تموم نشده که.
اومدم اینجا ازتون یاد بگیرم.
میدونی بیزینس چیه؟
خب خیلی سادهست.
بیزینس یعنی خریدن و فروختن.
دنبال سود بودن.
پدربزرگت اینارو بهت گفته؟
پدربزرگِ پدربزرگت زمیندار بوده،
و تبار پدربزرگت همه سرمایهدار بودن،
حالا تو چی؟
خب من فقط...
فقط پول ندارم که شرکت راه بندازم.
خب پس چجوری باید شروع کنیم؟
با دزدی کردن.
واسه همینه که...
پس باید وام بگیری تا بتونی شروع کنی.
واسه همینه که
حسابها اولش منفیاند،
اگه بخوای صددلار واسه کارت قرض بگیری،
سودش حداقل 20درصده.
لازمه چقدر سود کنی که
بتونی بیزینست رو حفظ کنی؟
120 دلار.
نه،
280 دلار.
چطور؟
سرمایهی اصلی با سودش 120 دلاره،
زندگی 20 دلار،
مخارج 40 دلاره،
صد دلار میمونه،
واسه بیزینست.
صد دلار هزینه،
باید 280 دلار سود بده.
حالا یه مفهوم یاد میگیری.
سود ترکیبی.
میدونی من اهل کجام؟
رو هوا اینا رو نمیگین؟
معلومه که نه.
اصلاً چیزی در مورد وضع موجود میدونی؟
سیاستهای حال حاضر رو بررسی کردی؟
پول خوب تو چیه؟
از چی پول نمیتونی در بیاری؟
اگه خودت کسبش کنی، ازت شکایت میشه.
اینکه خودت رو دلداری بدی باعث میشه پولدار بشی؟
اصلاً بهش فکرم نکن.
برو رد کارت.
برو رد کارت.
عمو،
من دارم وارد تجارت خارجی میشم.
زبون خارجی بلدی؟
زبون رو که میشه یاد گرفت.
برادرم،
یه کمپانی هست تو هنگکنگ.
من میتونم بشم نمایندهش،
همین الانش هم معروفه.
فکر کنم از پسش برمیام.
تجارت خارجی
مثل اینه که مرغ بقیه رو قرض بگیری،
تا تخممرغهای خودتو داشته باشی.
ولی چرا باید مرغهاشونو به تو قرض بدن؟
که بتونی تخمهای خودتو درست کنی؟
خیلهخب.
پس،
فردا اینجا یه اتاق نصیبت میشه،
البته اگه تا فردا قبل از ظهر،
خبری ازت بشنوم.
کارمون اینجا تمومه.
"هتل ورلد"
زیادی کوچیکه.
این چطوره؟
زیادی کوچیکه.
سوئیت مجلل.
این نه.
این یکی هم نه.
زیادی کوچیکه.
سوئیت انگلیسی،
زیباست نه؟
No comments yet. Be the first to leave one.