200 dòng đầu tiên.
تیم ترجمه ساب تقدیم میکند
هماهنگ سازی و ترجمه تیم ساب
کریسمس ها؟ بال مرغ تعطیلات
آره، همینو گفتم
کاراش زیاده و مطمئنا بیش از حد ارزش گذاری شده
اشتباه نکنین، منم مثل همه آدما تعطیلات رو دوست دارم
ولی روز استقلال آمریکا یا چهارم جولای واسم کافیه
من یکی که کارم با روز درختکاری هم راه میفته
حداقلش اینه به جای نفله کردن یه درخت، اونو میکاری
قبل ازاینکه بخوای بهم لقب نچسب رو بدی، باید بدونی یه دلیل خیلی بزرگ
واسه دوست نداشتن کریسمس دارم
تو این روز همه منتظر هدیه ان
ولی من نه، من فقط یه چیز لازم داشتم
واسه همین خودمو بالا کشیدم، تا به کسی برسم
که میتونه واسه این خواستهم کمکم کنه
اوه
واسه کریسمس چی میخوای رفیق؟
قبلا واست یه نامه به قطب شمال فرستادم
یکم تو خوندن نامه ها عقب افتادم، چی نوشتی واسم؟
میخوام پدر و مادرم دعوا نکنن، میتونی این آرزو رو برآورده کنی سانتا؟
نمیدونم شاید
پدر من یه چوب ماهیگیری تاشو میخواد
عاشق ماهیگیریه
پس اگه واسش یه چوب ماهیگیری تاشو بیاری و فکر کنه از طرف مادرمه
همه چی روبه راه میشه
اون مادرته؟
آره خودشه
یکم ناراحته چون پدرم چند روزیه که رفته
حالا سانتا، تو میتونی اینکارو بکنی؟
کجا زندگی میکنین؟
فکر کردم یکم عجیبه اینکه سانتا محل زندگیم رو ازم بپرسه
ولی ببینین، این یارو خیلی تو کریسمس نگرانی داره
اوضاع دقیقا همونجوری که میخواستم شد
پدرم از سفر کاریش برگشت
و درست تو روز کریسمس رسید خونه
اینا چیه؟
ادی ازم خواست کریسمس کاملی داشته باشیم
قشنگه
خانوادهم بالاخره تو کریسمس پیش هم بودن
اولین بار بعد این همه مدت
آره، خیلی وقته گذشته
So we can make it all nice for Santa.
مگه نه پدر؟
Yeah, because we wanna make it nice for Santa, son.
منه اون موقع، امید زیادی واسه اون شب داشت
منظورم اینه، اگه آدم روی سانتا کلاوس حساب نکنه روی کی میخواد حساب کنه؟
واسه همین روی همون سنت خوب قدیمی شرط بستم
و واسه یه لحظه فکر کردم هفت رو چرخوندم
هی ، داری وسایل مارو میدزدی؟
ولی در عوض من هول کردم
نه پدر نه
ولی نوچ
اومده به ما کمک کنه
اون اصلا سانتا نبود
اون آدم یه آدم تقلبی با کت و شلوار اجاره ای بود
عوض هدیه دادن اومده بود وسایل ما رو ببره
تو اون حال پدرم داشت سالن بابانوئل رو تزئین میکرد
به خاطر اون، اون آخرین کریسمسی بود
که ما به عنوان یه خانواده دورهم جمع شدیم
وایستا
اون روز یادم گرفتم روی کریسمس حساب باز نکنم
آها راستی، یه وقت اگه سانتا
آدرس خونتون رو ازتون پرسید بهش نگین
اه
شوخی میکنی، همه کانالا همینو گذاشتن
سلام دختر کوچولو، امروز چطوریایی؟
خیلی خوبم، چون شب کریسمسه
آره اون
خیلی ضایعست که کریسمس رو دوست نداری
بیخیال خودت میدونی با خودش مشکلی ندارم
فقط از آهنگ ها، تزئینات و زلم زیمبو و
لامپهای روی درخت و بیسکویت و
خرید بیش از حد خوشم نمیاد
خیلی عقب مونده ای قراره بیای خونه حالا؟
معلومه که میام
دنیا رو هم بدن اینو از دست نمیدم
هی دخترم، یه تماس دیگه دارم
باشه، میبینمت
خداحافظ پیری- خداحافظ-
موک چه خبر؟- از طرف مدیر آتلانتا کریسمست مبارک-
به مشاور بحرانی عزیز دلمون احتیاج داریم
میتونی الان بری مرکز هنر؟- آره، گرفتم، توراهم دارم میرم-
موک، حرف بزن ببینم، چه خبره؟
خودت ببین
من الان باید بدونم اون بالا داره چه غلطی میکنه؟
اسمش رو میدونین؟- نوچ#
میتونی از نردبون بالا بری
خودم دارمش
بهت میگم کی بفرستیش واسمون باشه؟
هی، روزت بخیر
ریش قشنگی داری مرد
منم میخواستم مثل تو ریش بذارم
ولی خوب به دلایلی بلند نشد
چطوریایی؟ اسمم داری؟- اسمم لوتره-
لوتر، من ادی ام از دیدنت هم خیلی خوشبختم
پلیسی ادی؟- نه نه نه نه، من یه دکترم-
به جامعه خدمت میکنم، واسه پلیس کار میکنم
به آدمایی که تو دردسر افتادن
ولی دردسر از نوع کمک پلیس نیست کمک میکنم
بگو ببینم لوتر این بالا داری چیکار میکنی؟
فقط میخوام اینجا تنها باشم
باشه گرفتم ولی بذار یه چیزی بهت بگم لوتر
کارم ، اوکی مهم ترین بخش کار ما اینه که
نذاریم کسایی که احساس غم و تنهایی میکنن
تو همون حالت غم و تنهایی بمونن
آره، خوب، امروز هم تنهام هم غمگین
آره، کریسمس میتونه سخت باشه
درسته
تا به این سن برسی کریسمس های خوبی داشتی؟
خیلی ... خیلی خوب بودن
مادرت آشپزی میکرد؟- آره-
مامانم بزرگترین کبابی که به عمرت دیدی درست میکرد
آره، مامان منم همینطور مرد
گوشت از استخون جدا میشد- دقیقا-
و اون هویج ها چی- و شیره-
البته آره
و سیب زمینی قرمز- آره من عاشق سیب زمینی قرمزم-
با پوست یا بدون پوست- با پوست-
لوتر، به نظرت من وحشی ام؟ بی خیال مرد
نمکی هستی واسه خودت مرد
نظرت چیه بریم پایین حرف بزنیم ها؟
واست تو ماموریت مهتاب یه تخت میگیرم باشه؟
شاید کریسمس نباید انقدرا هم سخت باشه
باور میکنی؟
من هویج و سیب زمینی قرمزا رو باور دارم
با پوست البته
هی دوستان، ایشون لوتره
تو فکر رفتن به ماموریت مهتابه
بیایین دکتر فرولی رو بفرستیم بهش یه نگاهی بندازه
به دخترمون نائومی تو خونه فینیگان هم زنگ بزنین
بگین چند تا تیکه از بهترین کباب هاش رو لازم داریم
با تمام مخلفاتش، آره؟
رفیقمی
فردا میام بهش سر بزنم باشه؟
باشه- خیلی خوب-
کریسمس خیلی خیلی مبارکت باشه ادی
نمیدونم چی میگی ولی به نظر چندش میاد
آره، از این بیشتر خوشم میاد
نزدیک شب کریسمس، چند ساعت دیگه
کنراد هاف نماینده کنگره، تو مراسم روشنایی درخت تو لیکوود
درست بیرون ماموریت مهتاب آتلانتا، که خونه های
انتقالی و مراقبت مستقیم برای
زنا و مردای بیخانمان رو فراهم میکنه شرکت میکنه
هی لوتر، رفیق
خودشه، برو کبابت رو بگیر
درخت کریسمس مثل یه جفت دست باز و گرمه
که همه رو به فصل عشق و اشتراک پذیری دعوت میکنه
چیزی که منو درمورد شب کریسمس شگفت زده میکنه
اینه که باعث میشه همه ما فارغ از سنی که داریم
احساس یه بچه رو داشته باشیم
همه ما یه خانواده بزرگ انسانی هستیم
و بهترین هدیه ای که میتونیم بدیم
کمک به کساییه که حداقل ها رو دارن
از صمیم قلبم میگم
همیشه یادت باشه کنار خانوادهت باشی آتلانتا
کنراد هاف نماینده کنگره
سخنرانی الهام بخشی رو ارائه کردن
...هی
سلام، انگار شوکه شدی
چی دیدی، یه روح از گذشته، حال یا آینده؟
خیلی بامزه بود ، هی، دختر بابا
سلام بابا، واست شام کریسمس آوردیم
واو ، لباس قرمز و سبز پوشیدی
البته اگه منو جای خاصی بیاری
باید ببینیم چی میشه
اینو بده من، ممنون
بالا نگهش دار ، باشه
اینا واسه چیه؟
واسه اینه که تقریبا میشه گفت مطمئن بودم
جنابعالی قرار نبود که شب بیای
نمیخواستم ببینم شب کریسمس بچهمون رو ناامید میکنی
اوکی، بگو ببینم فایده این همه تراپی چیه
وقتی نمیذاری کار رو درست انجام بدیم و بهت ثابت کنیم واقعا اثر داره
ادی، فقط دارم کمکت میکنم شروع کنی
ژامبونی که دوست داری آوردم
با برش های آناناس؟- با شهد شکر قهوهای روش-
میدونی چیه؟ تراپی رو بیخیال
نظرت چیه امشب بریم برقصیم؟
هرچقدرم که وسوسه انگیز باشه، نه
یه سری خرید لحظه آخری دارم باید انجام بدم ولی خواهشا بچهم رو هشت و نیم برسون خونه
وایستا، وایستا، داری میری؟
آره، خوب، این اولین باره، تقریبا تو این ده سال
که پدر روز کریسمس کار نمیکنه
یه جورایی واسم مثل روز خوشگذرونی پدر دختری میمونه
روز خوش گذرونی پدر دختری؟- بچهت عاشق کریسمسه-
آره؟- ...میدونم میدونم-
خوش بگذرونم- فهمیدم-
تو که منو میشناسی- باشه-
من آقای باحالم- باشه-
خداحافظ عزیزم، میبینمت
خداحافظ مامان- خوش بگذره-
اون غذا ها رو هم بذار یخچال بابات میذارتشون رو پیشخون
وایستا
من هنوزم نمیدونم چرا باید این لباسای مزخرف رو بپوشم
بهش میگن مخلوط شدن
شب کریسمسه ذاتا باید کارای نبوغ آمیز
و این مدلی انجام بدیم
نمیتونین مثل وقتی که تو خونه این ظاهر بشین
اینجوری شبیه یه گروه سرود شاد هستین
ولی در اصل واسه من پول درمیارین
No comments yet. Be the first to leave one.