200 dòng đầu tiên.
نبضتو چک میکردی؟
-ببخشید؟ -نبضتو چک میکردی؟
نه. ممنون که یکشنبه اومدی.
خواهش میکنم.
جیم اینجاست؟
-آره، تو آلاچیق منتظره. -خیلی خوبه.
-جیم! -دنیل.
-از دیدنت خوشحالم. خوبی؟ -من عالیم، تو چطوری؟
-خوبم. ممنون که اومدی. -خواهش میکنم.
همیشه از اومدن اینجا و پرداختن به اصل مطلب خوشحالم.
-آره. -اوضاع آرسنال چطوره؟
افتضاح، بازم باختن.
-اگه تو جاشون بودی بهتر بازی میکردن. -این حرف توئه، نه من.
خب...
همونطور که میدونی، ما نیاز فوری داریم که درآمد رو به حداکثر برسونیم،
یا حداقل هزینههامون رو کم کنیم.
اگه قراره این کسب و کار رونق بگیره، باید هزینه موسیقی رو کم کنیم.
به همین دلیله که ما چند سال اخیر رو صرف آزمایش دیسکاوری مکس کردیم،
و بالاخره، یه سری دادههای مفید به دست آوردیم.
خب، و...؟
-فوقالعادهست. -واقعاً؟
فالوورهای هنرمندا سر به فلک کشیده. خیلی حال میکنن با این قضیه.
-باشه. -وقتی یه کمکی به تبلیغاتشون میشه،
رشد شنوندههاشون به ۴۰، ۵۰، حتی ۱۰۰ درصد میرسه.
فروش بلیط کنسرت و مرچندایز داره میره بالا...
هر کسی که ثبت نام کرد به آن، گفت دوباره آن را انجام میدهد.
چرا ما آن را در کل شرکت پخش نمیکنیم؟
چون خیلی بحث برانگیز است.
ما فقط گروههایی را ترویج میکنیم که موافقت کنند بخشی از حق امتیاز خود را پس دهند.
هنرمندان با همه چیز موافقت میکنند. ما از کسی یک پنی هم نمیگیریم.
این یک وضعیت برد-برد است، یک مدل کسب و کار جدید برای یک نوع جدید از صنعت موسیقی.
اتحادیه نوازندگان آن را رشوه پنهانی مینامد.
و سناتور مدیسون لندی از سنای ایالات متحده
به اسپاتیفای نامهای نوشت و نگرانی قابل توجهی ابراز کرد
که ما در فعالیتهای ضد رقابتی شرکت میکنیم.
خب، این لعنتی خوب نیست.
حرف آخر این است که 70٪ از هر چیزی که ما از موسیقی به دست میآوریم،
مستقیم به شرکتهای ضبط برمیگردد. 70٪!
چه کسب و کار دیگری باید با این نوع هزینهها سر و کار داشته باشد؟
Discovery Max اسپاتیفای است که کارها را به روش خود انجام میدهد.
این نشان دادن نوآوری است، تغییر شکل موسیقی.
این ما هستیم که قدرت را در دستان نوازندگان قرار میدهیم.
با نصف کردن حق امتیازهایشان.
اگر ما مرزها را جابجا نکنیم، قرار نیست زنده بمانیم.
گوش کن، کاری که تو و تیمت انجام دادهاید شگفتانگیز است، و من آن را دوست دارم،
اما ما نیاز داریم که قدم به قدم آن را برداریم. منظورم این است...
در حال حاضر، فقط اجازه بده... اجازه بده آن را به گونهای پخش کنیم که همه را راضی نگه دارد، باشه؟
-سلام. -سلام.
-جلسه چطور بود؟ -خوب بود.
آیا این معمار جدید است؟
-دقیقا همینه. -آره، باشه.
-داریم همه چیو خراب می کنیم؟ -آره. آره، فکر کنم.
امروز من باید بچه ها رو ببرم؟
-نه. نه، مادرت این کارو می کنه. -آهان، باشه.
هی... تو نگران نیستی؟ دربارهی اعتراضات؟
-نه. -نه؟
ولی می بینم که هستی.
فقط نگرانم که بخوان تو رو مقصر جلوه بدن.
نه، این کارو نمی کنن.
این رو ببین. این خواننده از اولش تو اسپاتیفای بوده.
می دونی چرا مونده؟ چون می دونه ما بهترینیم.
به همین سادگیه. قول می دم.
اسپاتیفای، چیزی که ما می خوایم...
یه گروه کوچیک اما مصمم
سه هفته است که بیرون دفتر مرکزی اسپاتیفای دارن اعتراض می کنن.
ما الان همه فعال سیاسی هستیم. اونا ما رو مجبور کردن.
رهبر اعتراضات، نادیا یوهانسون، یه موسیقیدان سابق،
که به خاطر این وضعیت مجبور شده وارد عمل بشه...
بذار ببینم... میدونی چیه؟ بیا اینو بعداً انجام بدیم.
تو باید بری مدرسه. نمیخوام امروز دیر برسی.
میتونم یه آیفون داشته باشم؟
عزیزم، من نمیتونم آیفون بخرم.
ولی همه دوستام دارن.
اسپاتیفای، چیزی که ما می خوایم...
می دونم... ولی...
هی، تو یخچال غذا هست.
امشب تا دیروقت کار میکنم.
و بعد از کار، یه اجرا دارم.
و هرچی اجرا بیشتر داشته باشم، به خرید آیفون نزدیکتر میشیم.
-درسته؟ -آره.
برو دیگه. بیا، کیفتو یادت نره.
من اینجا با مدیرعامل اسپاتیفای، دنیل اک، ایستادهام.
به سهامدارانی که نگران واکنشهای منفی هستند، چی میگویید؟
نه، من نگران این موضوع نیستم.
همیشه کسانی خواهند بود که مخالف موفقیت هستند...
دربها دارن بسته میشن.
طبقه اول.
-اجرای خوبی بود. -ممنون.
-پول رو واریز کردم. -آره، عالیه. میبینمت.
میبینمت. مراقب خودت باش.
فقط نصفشو دادی. چی شده؟
امروز به اندازه دفعه قبل یا دفعههای قبلش نتونستم آبجو بفروشم.
صبر کن. من کنسرتی رو اجرا کردم که تو برای اون استخدامم کردی.
آره، ولی میخوای بخاطر اینکه تو اجرا کنی ورشکست شم؟
منظورم اینه که تو با اجرا کردن اینجا، تبلیغات مجانی میگیری. مردم میرن خونه و آهنگاتو استریم میکنن.
این که برای تو عالیه.
باشه، من... من نمیدونم تهش چی میشه،
ولی به جایی رسیدم که دیگه کاری از دستم برنمیاد.
من یه موسیقیم.
تو ده سال گذشته شش تا آلبوم منتشر کردم و نوشتم.
آهنگهای زیادی داشتم که موفق شدن. آهنگهام ماهانه نزدیک به دویست هزار بار توی اسپاتیفای پخش میشن.
ولی با این حال هنوز نمیتونم اجارهمو بدم.
هر کاری که گیرم بیاد رو قبول میکنم، یه شغل دیگه هم کنارش دارم،
همهش به خاطر این امتیازه که بتونم موسیقی بسازم.
با اینکه هر روز به خودم میگم که شاید اوضاع بهتر بشه،
اگه آهنگ درستی بنویسم، یا توی یه لیست پخش خوب قرار بگیرم، همهچی تغییر میکنه.
ولی حقیقت اینه که این سیستم مشکل داره.
صنعت موسیقی سال گذشته بیست و سه میلیون دلار درآمد داشته.
شرکتهای ضبط آهنگ حسابی پولدار شدن.
حتی بیشتر از زمانی که دزدی آهنگ وجود داشت، پول درآوردن.
ده نفری که بیشترین پول رو توی سوئد درمیارن
هر سال از یه شرکت استریمینگ میان.
با این وجود، هنرمندایی که موسیقی رو برای پلتفرمشون میسازن
به زور میتونن زنده بمونن.
دنیل...
تو امروز یکی از آهنگهای منو لایک کردی.
اونو به لیست پخش خودت اضافه کردی، که خیلی عالیه.
ولی اگه واقعاً خوشت اومده، بشین و با ما صحبت کن.
کمک کن یه بحث جدید دربارهی کسب و کار استریمینگ داشته باشیم.
کمک کن یه سیستم جدید بسازیم، یه صنعت موسیقی که توش بتونیم واقعاً زنده بمونیم.
نادیا؟ چی شده؟
عاشقتم! تو فوقالعادهای! وای، تو خیلی خوبی! ممنونم!
- عقلتو از دست دادی؟ - نه، پستت!
تو با یه ویدیو کاری کردی که ما با ۱۵ تا اعتراض نتونستیم.
و خیلی خوبه که این کارو تو کردی!
خیلی خوشحالم که اینو میشنوم، ولی باید نائومی رو برای مدرسه آماده کنم.
بعدش هم باید برم سر کار، پس من...
شوخی میکنی؟ این خیلی خفنه!
داری راجع به چی حرف میزنی؟
- همه چی مرتبه؟ - صد در صد.
میدونم این چیزیه که خیلی وقت پیش ردش کردی و...
خب، شاید خوشت نیاد من اینو مطرح میکنم، ولی با توجه به شرایط و...
ببخشید که حرفتون رو قطع میکنم، ولی اخبار رو دیدید؟
- نه. - ببین.
بابی توماسون، نوازنده و دوست دوران کودکی دنیل اک
دیروز ویدیویی احساسی و شخصی در استوری اینستاگرامش منتشر کرد.
دنیل، تو امروز یکی از آهنگهای من رو لایک کردی.
اون رو به پلیلیستت اضافه کردی، که خیلی عالیه.
اما اگه واقعاً خوشت اومده، بشین و با ما صحبت کن.
از دیشب، این ویدیو بیشتر از دوازده هزار بار به اشتراک گذاشته شده،
و حمایت سایر نوازندگان رو هم به همراه داشته.
بچهها، ایشون بابی توماسون هستن، زنی که بلده چطوری به دنیل اک دسترسی پیدا کنه.
- سلام. - دمت گرم دختر!
ما ماههاست که مشغولیم،
ولی تا حالا کسی اهمیت نمیداد، تا اینکه تو پست گذاشتی.
- بابی. - روندا.
سلام.
ما ویدیوی تو رو توی فیدمون گذاشتیم.
توی کمتر از دو ساعت، بیشتر از بیست هزار لایک خورده.
هشتگ «صفحه رو خش بندازید»، از دیروز ترند شده.
وصل شدیم. حالا همهمون داخل هستیم.
نه، نه، نه، فکر نمیکنم من فرد مناسبی برای این باشم.
من فقط یک ویدیو پست کردم چون خسته و کلافه بودم.
آره، حتماً هستی.
حالا همهمون فعال هستیم. اونا مجبورمون کردن به این کار.
خب، این ممکنه کمی عجیب به نظر برسه،
ولی من دنیل اک رو شخصاً میشناسم، اوکی؟
ما با هم بزرگ شدیم، و منظورم اینه، من صد در صد ازت حمایت میکنم، البته،
ولی من ویدیو رو پست کردم چون میخواستم یک گفتگو رو شروع کنم.
و به هر حال، من باید صبر کنم و ببینم او چی میگه.
خب... هنوز اینستاگرامت رو چک نکردی؟
او امروز صبح آنفالو ات کرد.
دنیل علاقهای به داشتن یک گفتگو نداره.
هیچ کدومشون ندارن.
اونا میخوان ما ساکت شیم و میخوان ما بریم.
فقط برای اینکه بدونی، یک اعتراض دیگه بیرون دفتر مرکزی هست.
باشه.
دنیل، میشه به این نگاهی بندازی؟
آره. این چیه؟
این یک پیشنهاد فروش اسپاتیفای هست.
میدونم که این چیزی نیست که قبلاً در نظر گرفته باشی،
ولی هر مدیرعاملی، هر موسسی، باید لحظهاش رو انتخاب کنه.
-تو یک سفر شگفتانگیز داشتی. -نه، من اسپاتیفای رو نمیفروشم.
تو من رو استخدام کردی که کسی رو داشته باشی که همیشه بهت بگه اوضاع چطوره.
همینطوری که هست، بازار هنوز به نفع ماست.
ولی وقتی ارزش بازار از عرضه اولیه کمتر بشه، چیکار میکنی؟
من تو رو استخدام کردم چون عملگرا و کلهشقی، ولی این دیگه خیلی زیاده.
باشه، پس چجوری از این یکی خلاص شیم؟
باید بیشتر قرض کنیم.
دنیل، سال پیش یه میلیارد دلار قرض کردیم.
بازم قرض میکنیم تا از این وضعیت دربیایم.
چندتا شرکت رو میخریم، تو تکنولوژیهای نوآورانه سرمایهگذاری میکنیم، مثل همیشه.
این راه نجاتته.
اگه اسپاتیفای رو بفروشی، از اسمت محافظت میکنی.
از برندت محافظت میکنی، از چیزی که سعی کردی بسازی، محافظت میکنی...
من اسپاتیفای رو نمیفروشم، من...
هنوز کاری که میخواستم رو انجام ندادم.
- دنیل... - چیه؟
صفحه رو خش بنداز! صفحه رو خش بنداز!
خب، سراتون رو پایین نگه دارید. حفاظت اینجاست.
صفحه رو خش بنداز! صفحه رو خش بنداز!
- دنیل، این افتضاحه! - آره، میدونم.
- فقط، فقط آروم باش، باشه؟ - آروم باشم؟
مدل کسب و کاری که داریم خوبه.
محتوای جدید داریم، بیشتر ازشون حمایت میکنیم و به زودی دیسکاوری مکس رو خواهیم داشت.
هیچ دلیلی برای وحشت وجود نداره.
من اینجا به عنوان دشمن دنیل اک نیومدم.
من اینجا به عنوان کسی هستم که یه زمانی اونو میشناخت،
و به قولهایی که به من و بقیه موسیقیدانها داد، باور داشت.
صفحه رو خش بنداز!
No comments yet. Be the first to leave one.