The Playlist

The Playlist

Tải xuống Phụ đề Farsi Persian

Mùa 1

Thông tin phát hành

The Playlist S01E06 SWEDISH 720p NF WEBRip x264-GalaxyTV
Bình luận bởi tavakkoli

Tags

webdl
Được xuất bản vào: 2025-06-04
Lượt tải xuống: 28
Khiếm thính: No

Xem trước phụ đề Farsi Persian

200 dòng đầu tiên.

‫نبضتو چک می‌کردی؟‬

‫-ببخشید؟ -نبضتو چک می‌کردی؟‬

‫نه. ممنون که یکشنبه اومدی.‬

‫خواهش می‌کنم.‬

‫جیم اینجاست؟‬

‫-آره، تو آلاچیق منتظره. -خیلی خوبه.‬

‫-جیم! -دنیل.‬

‫-از دیدنت خوشحالم. خوبی؟ -من عالیم، تو چطوری؟‬

‫-خوبم. ممنون که اومدی. -خواهش می‌کنم.‬

‫همیشه از اومدن اینجا و پرداختن به اصل مطلب خوشحالم.‬

‫-آره. -اوضاع آرسنال چطوره؟‬

‫افتضاح، بازم باختن.‬

‫-اگه تو جاشون بودی بهتر بازی می‌کردن. -این حرف توئه، نه من.‬

‫خب...‬

‫همونطور که می‌دونی، ما نیاز فوری داریم که درآمد رو به حداکثر برسونیم،‬

‫یا حداقل هزینه‌هامون رو کم کنیم.‬

‫اگه قراره این کسب و کار رونق بگیره، باید هزینه موسیقی رو کم کنیم.‬

‫به همین دلیله که ما چند سال اخیر رو صرف آزمایش دیسکاوری مکس کردیم،‬

‫و بالاخره، یه سری داده‌های مفید به دست آوردیم.‬

‫خب، و...؟‬

‫-فوق‌العاده‌ست. -واقعاً؟‬

‫فالوورهای هنرمندا سر به فلک کشیده. خیلی حال می‌کنن با این قضیه.‬

‫-باشه. -وقتی یه کمکی به تبلیغاتشون می‌شه،‬

‫رشد شنونده‌هاشون به ۴۰، ۵۰، حتی ۱۰۰ درصد می‌رسه.‬

‫فروش بلیط کنسرت و مرچندایز داره میره بالا...‬

‫هر کسی که ثبت نام کرد به آن، گفت دوباره آن را انجام می‌دهد.‬

‫چرا ما آن را در کل شرکت پخش نمی‌کنیم؟‬

‫چون خیلی بحث برانگیز است.‬

‫ما فقط گروه‌هایی را ترویج می‌کنیم که موافقت کنند بخشی از حق امتیاز خود را پس دهند.‬

‫هنرمندان با همه چیز موافقت می‌کنند. ما از کسی یک پنی هم نمی‌گیریم.‬

‫این یک وضعیت برد-برد است، یک مدل کسب و کار جدید برای یک نوع جدید از صنعت موسیقی.‬

‫اتحادیه نوازندگان آن را رشوه پنهانی می‌نامد.‬

‫و سناتور مدیسون لندی از سنای ایالات متحده‬

‫به اسپاتیفای نامه‌ای نوشت و نگرانی قابل توجهی ابراز کرد‬

‫که ما در فعالیت‌های ضد رقابتی شرکت می‌کنیم.‬

‫خب، این لعنتی خوب نیست.‬

‫حرف آخر این است که 70٪ از هر چیزی که ما از موسیقی به دست می‌آوریم،‬

‫مستقیم به شرکت‌های ضبط برمی‌گردد. 70٪!‬

‫چه کسب و کار دیگری باید با این نوع هزینه‌ها سر و کار داشته باشد؟‬

‫Discovery Max اسپاتیفای است که کارها را به روش خود انجام می‌دهد.‬

‫این نشان دادن نوآوری است، تغییر شکل موسیقی.‬

‫این ما هستیم که قدرت را در دستان نوازندگان قرار می‌دهیم.‬

‫با نصف کردن حق امتیازهایشان.‬

‫اگر ما مرزها را جابجا نکنیم، قرار نیست زنده بمانیم.‬

‫گوش کن، کاری که تو و تیمت انجام داده‌اید شگفت‌انگیز است، و من آن را دوست دارم،‬

‫اما ما نیاز داریم که قدم به قدم آن را برداریم. منظورم این است...‬

‫در حال حاضر، فقط اجازه بده... اجازه بده آن را به گونه‌ای پخش کنیم که همه را راضی نگه دارد، باشه؟‬

‫-سلام. -سلام.‬

‫-جلسه چطور بود؟ -خوب بود.‬

‫آیا این معمار جدید است؟‬

‫-دقیقا همینه. -آره، باشه.‬

‫-داریم همه چیو خراب می کنیم؟ -آره. آره، فکر کنم.‬

‫امروز من باید بچه ها رو ببرم؟‬

‫-نه. نه، مادرت این کارو می کنه. -آهان، باشه.‬

‫هی... تو نگران نیستی؟ درباره‌ی اعتراضات؟‬

‫-نه. -نه؟‬

‫ولی می بینم که هستی.‬

‫فقط نگرانم که بخوان تو رو مقصر جلوه بدن.‬

‫نه، این کارو نمی کنن.‬

‫این رو ببین. این خواننده از اولش تو اسپاتیفای بوده.‬

‫می دونی چرا مونده؟ چون می دونه ما بهترینیم.‬

‫به همین سادگیه. قول می دم.‬

‫ اسپاتیفای، چیزی که ما می خوایم... ‬

‫ یه گروه کوچیک اما مصمم ‬

‫ سه هفته است که بیرون دفتر مرکزی اسپاتیفای دارن اعتراض می کنن. ‬

‫ ما الان همه فعال سیاسی هستیم. اونا ما رو مجبور کردن. ‬

‫ رهبر اعتراضات، نادیا یوهانسون، یه موسیقی‌دان سابق، ‬

‫ که به خاطر این وضعیت مجبور شده وارد عمل بشه... ‬

‫بذار ببینم... می‌دونی چیه؟ بیا اینو بعداً انجام بدیم.‬

‫تو باید بری مدرسه. نمی‌خوام امروز دیر برسی.‬

‫می‌تونم یه آیفون داشته باشم؟‬

‫عزیزم، من نمی‌تونم آیفون بخرم.‬

‫ولی همه دوستام دارن.‬

‫ اسپاتیفای، چیزی که ما می خوایم... ‬

‫می دونم... ولی...‬

‫هی، تو یخچال غذا هست.‬

‫امشب تا دیروقت کار می‌کنم.‬

‫و بعد از کار، یه اجرا دارم.‬

‫و هرچی اجرا بیشتر داشته باشم، به خرید آیفون نزدیک‌تر می‌شیم.‬

‫-درسته؟ -آره.‬

‫برو دیگه. بیا، کیفتو یادت نره.‬

‫ من اینجا با مدیرعامل اسپاتیفای، دنیل اک، ایستاده‌ام. ‬

‫ به سهامدارانی که نگران واکنش‌های منفی هستند، چی می‌گویید؟ ‬

‫ نه، من نگران این موضوع نیستم. ‬

‫ همیشه کسانی خواهند بود که مخالف موفقیت هستند... ‬

‫ درب‌ها دارن بسته میشن. ‬

‫ طبقه اول. ‬

‫-اجرای خوبی بود. -ممنون.‬

‫-پول رو واریز کردم. -آره، عالیه. می‌بینمت.‬

‫می‌بینمت. مراقب خودت باش.‬

‫فقط نصفشو دادی. چی شده؟‬

‫امروز به اندازه دفعه قبل یا دفعه‌های قبلش نتونستم آبجو بفروشم.‬

‫صبر کن. من کنسرتی رو اجرا کردم که تو برای اون استخدامم کردی.‬

‫آره، ولی میخوای بخاطر اینکه تو اجرا کنی ورشکست شم؟‬

‫منظورم اینه که تو با اجرا کردن اینجا، تبلیغات مجانی می‌گیری. مردم میرن خونه و آهنگاتو استریم می‌کنن.‬

‫این که برای تو عالیه.‬

‫باشه، من... من نمی‌دونم تهش چی میشه،‬

‫ولی به جایی رسیدم که دیگه کاری از دستم برنمیاد.‬

‫من یه موسیقیم.‬

‫تو ده سال گذشته شش تا آلبوم منتشر کردم و نوشتم.‬

‫آهنگ‌های زیادی داشتم که موفق شدن. آهنگ‌هام ماهانه نزدیک به دویست هزار بار توی اسپاتیفای پخش می‌شن.‬

‫ولی با این حال هنوز نمی‌تونم اجاره‌مو بدم.‬

‫هر کاری که گیرم بیاد رو قبول می‌کنم، یه شغل دیگه هم کنارش دارم،‬

‫همه‌ش به خاطر این امتیازه که بتونم موسیقی بسازم.‬

‫ با اینکه هر روز به خودم می‌گم که شاید اوضاع بهتر بشه، ‬

‫ اگه آهنگ درستی بنویسم، یا توی یه لیست پخش خوب قرار بگیرم، همه‌چی تغییر می‌کنه. ‬

‫ ولی حقیقت اینه که این سیستم مشکل داره. ‬

‫ صنعت موسیقی سال گذشته بیست و سه میلیون دلار درآمد داشته. ‬

‫ شرکت‌های ضبط آهنگ حسابی پولدار شدن. ‬

‫ حتی بیشتر از زمانی که دزدی آهنگ وجود داشت، پول درآوردن. ‬

‫ ده نفری که بیشترین پول رو توی سوئد درمیارن ‬

‫ هر سال از یه شرکت استریمینگ میان. ‬

‫ با این وجود، هنرمندایی که موسیقی رو برای پلتفرمشون می‌سازن ‬

‫ به زور می‌تونن زنده بمونن. ‬

‫دنیل...‬

‫ تو امروز یکی از آهنگ‌های منو لایک کردی. ‬

‫ اونو به لیست پخش خودت اضافه کردی، که خیلی عالیه. ‬

‫ولی اگه واقعاً خوشت اومده، بشین و با ما صحبت کن.‬

‫ کمک کن یه بحث جدید درباره‌ی کسب و کار استریمینگ داشته باشیم. ‬

‫ کمک کن یه سیستم جدید بسازیم، یه صنعت موسیقی که توش بتونیم واقعاً زنده بمونیم. ‬

‫نادیا؟ چی شده؟‬

‫عاشقتم! تو فوق‌العاده‌ای! وای، تو خیلی خوبی! ممنونم!‬

‫- عقلتو از دست دادی؟ - نه، پستت!‬

‫تو با یه ویدیو کاری کردی که ما با ۱۵ تا اعتراض نتونستیم.‬

‫و خیلی خوبه که این کارو تو کردی!‬

‫خیلی خوشحالم که اینو می‌شنوم، ولی باید نائومی رو برای مدرسه آماده کنم.‬

‫بعدش هم باید برم سر کار، پس من...‬

‫شوخی می‌کنی؟ این خیلی خفنه!‬

‫داری راجع به چی حرف می‌زنی؟‬

‫- همه چی مرتبه؟ - صد در صد.‬

‫می‌دونم این چیزیه که خیلی وقت پیش ردش کردی و...‬

‫خب، شاید خوشت نیاد من اینو مطرح می‌کنم، ولی با توجه به شرایط و...‬

‫ببخشید که حرفتون رو قطع می‌کنم، ولی اخبار رو دیدید؟‬

‫- نه. - ببین.‬

‫ بابی توماسون، نوازنده و دوست دوران کودکی دنیل اک ‬

‫ دیروز ویدیویی احساسی و شخصی در استوری اینستاگرامش منتشر کرد. ‬

‫ دنیل، تو امروز یکی از آهنگ‌های من رو لایک کردی. ‬

‫ اون رو به پلی‌لیستت اضافه کردی، که خیلی عالیه. ‬

‫ اما اگه واقعاً خوشت اومده، بشین و با ما صحبت کن. ‬

‫ از دیشب، این ویدیو بیشتر از دوازده هزار بار به اشتراک گذاشته شده، ‬

‫ و حمایت سایر نوازندگان رو هم به همراه داشته. ‬

‫بچه‌ها، ایشون بابی توماسون هستن، زنی که بلده چطوری به دنیل اک دسترسی پیدا کنه.‬

‫- سلام. - دمت گرم دختر!‬

‫ما ماه‌هاست که مشغولیم،‬

‫ولی تا حالا کسی اهمیت نمی‌داد، تا اینکه تو پست گذاشتی.‬

‫- بابی. - روندا.‬

‫سلام.‬

‫ما ویدیوی تو رو توی فیدمون گذاشتیم.‬

‫توی کمتر از دو ساعت، بیشتر از بیست هزار لایک خورده.‬

‫هشتگ «صفحه رو خش بندازید»، از دیروز ترند شده.‬

‫وصل شدیم. حالا همه‌مون داخل هستیم.‬

‫نه، نه، نه، فکر نمی‌کنم من فرد مناسبی برای این باشم.‬

‫من فقط یک ویدیو پست کردم چون خسته و کلافه بودم.‬

‫آره، حتماً هستی.‬

‫حالا همه‌مون فعال هستیم. اونا مجبورمون کردن به این کار.‬

‫خب، این ممکنه کمی عجیب به نظر برسه،‬

‫ولی من دنیل اک رو شخصاً می‌شناسم، اوکی؟‬

‫ما با هم بزرگ شدیم، و منظورم اینه، من صد در صد ازت حمایت می‌کنم، البته،‬

‫ولی من ویدیو رو پست کردم چون می‌خواستم یک گفتگو رو شروع کنم.‬

‫و به هر حال، من باید صبر کنم و ببینم او چی میگه.‬

‫خب... هنوز اینستاگرامت رو چک نکردی؟‬

‫او امروز صبح آنفالو ات کرد.‬

‫دنیل علاقه‌ای به داشتن یک گفتگو نداره.‬

‫هیچ کدومشون ندارن.‬

‫اونا می‌خوان ما ساکت شیم و می‌خوان ما بریم.‬

‫فقط برای اینکه بدونی، یک اعتراض دیگه بیرون دفتر مرکزی هست.‬

‫باشه.‬

‫دنیل، میشه به این نگاهی بندازی؟‬

‫آره. این چیه؟‬

‫این یک پیشنهاد فروش اسپاتیفای هست.‬

‫می‌دونم که این چیزی نیست که قبلاً در نظر گرفته باشی،‬

‫ولی هر مدیرعاملی، هر موسسی، باید لحظه‌اش رو انتخاب کنه.‬

‫-تو یک سفر شگفت‌انگیز داشتی. -نه، من اسپاتیفای رو نمی‌فروشم.‬

‫تو من رو استخدام کردی که کسی رو داشته باشی که همیشه بهت بگه اوضاع چطوره.‬

‫همینطوری که هست، بازار هنوز به نفع ماست.‬

‫ولی وقتی ارزش بازار از عرضه اولیه کمتر بشه، چیکار می‌کنی؟‬

‫من تو رو استخدام کردم چون عمل‌گرا و کله‌شقی، ولی این دیگه خیلی زیاده.‬

‫باشه، پس چجوری از این یکی خلاص شیم؟‬

‫باید بیشتر قرض کنیم.‬

‫دنیل، سال پیش یه میلیارد دلار قرض کردیم.‬

‫بازم قرض می‌کنیم تا از این وضعیت دربیایم.‬

‫چندتا شرکت رو می‌خریم، تو تکنولوژی‌های نوآورانه سرمایه‌گذاری می‌کنیم، مثل همیشه.‬

‫این راه نجاتته.‬

‫اگه اسپاتیفای رو بفروشی، از اسمت محافظت می‌کنی.‬

‫از برندت محافظت می‌کنی، از چیزی که سعی کردی بسازی، محافظت می‌کنی...‬

‫من اسپاتیفای رو نمی‌فروشم، من...‬

‫هنوز کاری که می‌خواستم رو انجام ندادم.‬

‫- دنیل... - چیه؟‬

‫صفحه رو خش بنداز! صفحه رو خش بنداز!‬

‫خب، سراتون رو پایین نگه دارید. حفاظت اینجاست.‬

‫صفحه رو خش بنداز! صفحه رو خش بنداز!‬

‫- دنیل، این افتضاحه! - آره، می‌دونم.‬

‫- فقط، فقط آروم باش، باشه؟ - آروم باشم؟‬

‫مدل کسب و کاری که داریم خوبه.‬

‫محتوای جدید داریم، بیشتر ازشون حمایت می‌کنیم و به زودی دیسکاوری مکس رو خواهیم داشت.‬

‫هیچ دلیلی برای وحشت وجود نداره.‬

‫ من اینجا به عنوان دشمن دنیل اک نیومدم. ‬

‫ من اینجا به عنوان کسی هستم که یه زمانی اونو می‌شناخت، ‬

‫ و به قول‌هایی که به من و بقیه موسیقی‌دان‌ها داد، باور داشت. ‬

‫ صفحه رو خش بنداز! ‬

More Farsi Persian subtitles for The Playlist

Bình luận

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left