200 dòng đầu tiên.
پس تو میبینی آدمها چی میخوان، خواستههاشون، امیدهاشون
.قدرتت رو گرفتم
جالب نیست؟
.من می دونم چرا تو نمی تونی بکشی
هیرو ناکامورا گفت که تو تنها می میری و
.و این تو رو تسخیر کرده
.ما همه به آدمایی نیاز داریم که مارو بفهمن
بهمون اهمیت بدن. اون زن کیه؟
.عشق زندگی من
یه دفعه خودشو نشون داد - تورو زیر نظر داشت؟ -
...به نظر می رسید - یه عقده ای داره؟ -
من باید یه کاری می کردم، برای محافظت از تو .برای دور کردنت از اون
با دزدیدنم؟
.تو هیچ وقت نمی تونی گذشته رو تغییر بدی
این کار همیشه بده
.همه چیز به هم متصله
اگه می خوای یه چیزی رو عوض کنی .فقط باید همونو عوض کنی
.من باید برگردم و اشتباهاتم رو درست کنم
من باید برگردم و اشتباهاتی که
.توی زندگیم کردم رو درست کنم
.و این دفعه، مرد مغزها رو شکست میدم
.اون دیوونه نیست
یه تومور مغزی داره
و فکر میکنم داره بدتر میشه
یه چیزی هست که می خوام ببینی
خیلی جادویی و قشنگه
.فقط بذار نشونت بدم، همین
اگه هنوز راضی نبودی
برت می گردونم به کالیفرنیا
اونا واقعا فکر می کردن
می تونن با این کاری که کردن راحت زنگی کنن؟
برای همیشه؟
و ما هیج وقت نمی فهمیدیم؟
.ما نباید این کارو می کردیم
من زمان لازم دارم تا غصه بخورم .بدون اینکه بدونم برای چی باید غصه بخورم
نمی خوای دربارش صحبت کنی؟
درباره چی؟
،زندگی توی اون کارناوال ...مرگ پدرت
منظورم اینه که، هر کدوم از این اتفاقا کافیه .تا منو بهم بریزن
.فکر نمی کنم بدونم باید از کجا شروع کنم
...من فقط
...فکر کردن یکی از اون چیزاییه که
.باید با خودم حلش کنم
.گوش کن
نمی خوام وانمود کنم که می دونم
.الان داری چی میکشی
ولی می خوام بدونی که .بخاطره تو اینجام
.تا اگه به چیزی احتیاج داشتی. هر چیزی، بهت کمک کنم
.من یه حل تمرین گرفتم
"تغییرش دادم به تالار "بپست .و اصلا نمی دونم کجاست
گوشه شرقی .دقیقا روبه روی محوطه
.البته که اونجاست
ببخشید، اینجا جای کسیه؟
چطور پیش میره؟
.آماده است
یادت باشه که
.این فقط توی دستای یکی از شما کار میکنه
.خوشبختانه الان، تو هیرو و آندو رو هم داری
مطمئنی نمی تونم نظرتون عوض کنم؟
من قولمو به یه دختر شکستم
.و باید جبرانش کنم
.خوبه، پس به نظر وقت خداحافظیه
تو زندگی ما، اصلا پایانی واسه کارمون وجود داره؟
.ممنون، موهیندر
.موفق باشی
.توهم همینطور نوا
خب، آقایون، فکر کنم این برای ماست
!هیرو
.سلام رفیق
آدام مونرو؟
.ولی تو مردی
من مردم؟
.اینو باید قاضی تصمیم بگیره
قاضی؟ - همه بلند بشن -
.قاضی محترم، آقای کایتو ناکامورا، این جلسه رو هدایت خواهند کرد
.بشینید
مورد قبل از ما چی بود؟
همه مردم دنیا در مقابل هیرو ناکامورا ! قربان
چی در مقابله چیه؟
.شما متهم به شکستن قانون قهرمانان هستید
که به صورت خودسر، مسیر زمان رو برای اهداف .شخصیت تغییر دادی
اگه گناهگار شناخته بشی ...مجازاتت
.مرگ خواهد بود
ببخشید، اینجا کلاس دوره ی پروفسور یانو هست؟
.نه، گروه مطالعه
برای آشفتگی فکری حاضری؟
اینجا چه غلطی می کنی؟
.اومدم یاد بگیرم
خوب خوابیدی؟
.اون لباس یه هدیه است
...اگه می خوای عوضش کنی به چیزی
یه هدیه؟
تو منو دزدیدی، ...منو آوردی به
جایی که حتی نمی دونم کجاییم چون تو بهم نمیگی
.درست میگی، متاسفم
.من هرگز نخواستم ناراحتت کنم
.برت میگردونم. یک راست
چیه؟ به چی لبخند می زنی؟
...صورتت، منو
.یاد زمانی انداخت که ضبط صوت تورو شکستم
...ساموئل
فقط یه آهنگ داشتی
.و همش پخشش می کردی، دوباره و دوباره و دوباره
و من فقط... فقط شوخی می کردم
ولی من دستشو شکستم
یادت میاد؟
.آره، یادمه
.خوبه
چون یه چیزی هست که هنوز می خوام ببینی
....تنها چیزی که دوست دارم ببینمش
در جلویی خونمه
.ولی اول بذار یه چیزی بدم بخوری
.بعدش قول میدم از دستم خلاص میشی
.همیشه همین طوری شروع میشه
صبحونه میشه ناهار ناهار میشه شام
...شام به شراب خوردن ختم میشه و بعدش
.من ضبط صوتت رو تعمیر کردم
.من شکستمش و بعدش درستش کردم
می می دونم اشتباه کردم .و می دونم چطوری درستش کنم
...با نوار چشب و سیم چوب لباسی
.و یادآوری خاطرات خوب
.باشه
.یه چیزی می خوریم
.بعدش منو میبری خونم
.باشه، عالیه
.اون یه تومور مغزی داره
.در بخش جداری مغزش
دکترای ژاپن گفتن که ...اون غیرقابل جراحیه، .ولی
.ما ممکنه انتخابی نداشته باشیم
.خواهش می کنم دکتر، اون بهترین دوست منه
.من نمی تونم فقط... همین جا وایستا
.ما می فهمیم چه اتفاقی افتاده
.لطفا کمکش کنید
قصد ما اینکه که اثبات کنیم متهم، از قدرتش سوء استفاده کرده
برای تجاوز به مکان و زمان مکررا و خودخواهانه
.و برای منافع شخصیش
به همراه یک بی اعتنایی مشخص به عواقب
شکستن پیوستگی فضا و زمان
متهم چه دفاعی از خودش داره؟
دفاع؟
اینجا چه خبره، پدر؟
.لطفا منو قاضی صدا کنید
...شما مردید
این یا یه کابوسه یا توهم توموریه
شواهد نشون میدن که متهم
.قدرت این دادگاه رو درک نمی کنه
.اینجا دادگاه نیست. اینجا رستورانه
بهتره آقای قاضی اتهام رو وارد کنن تا متهم
.بتونه از خودش دفاع کنه
.من گناهکار نیستم
من می تونم یه وکیل بگیرم؟
...حتی توی یک رستوران
من حق داشتن یه وکیل رو دارم. درسته؟
.البته
.محکوم به مرگ
.می دونم خیلی خوب بنظر نمی رسه
.ولی نگران نباش
.آندو ماساهاشی هواتو داره
.آقای مونرو، لطفا اولین شاهدتونو صدا بزنید
...دادستان، خانم کیمیکو ناکامورا و
.آندو ماساهاشی رو فرا می خونه
می دونی چقدر دوست دارم بکشمت؟
...گوش کن
.می دونم که باید از من متنفر باشی
!تو پدرمو کشتی
...نیتن
.انگار خیلی وقت پیش بود
.اما من یه ذره از بازیم عقب افتادم
.تو باید بهم کمک کنی تا برش گردونم
کی میگه باید این کار بکنم؟
.این می گه
.ظاهر شدن صورتت توی جوهر انتخاب من نبود
.این تقدیره که خواسته های منو بهم نشون میده
...و تو فکر می کنی واقعا من باید
.آروم باش
.اونا بهم گفتن لازمه با یه نفر ارتباط برقرار کنم
.با یه دوست
.نمی خوام تنها باشم
.و تو قراره یه جوری بهم کمک کنی
.من بهت کمک نمی کنم حتی اگه زندگیم به این کار بستگی داشته باشه
.زندگی خودت نیست که باید نگرانش باشی
.گرچن
.بیا این مسئله رو تمومش کنیم
.تو نباید به گرچن صدمه بزنی
بهت قول میدم که دوباره میبینیش
.به محض اینکه بهم کمک کنی تا جواب سوالمو پیدا کنم
این چیزیه که در مورش فکر کردم
.تو و من
.ما خیلی چیزای مشترک داریم
...هردومون فرزند خوانده ایم
.توسط والدینی که مارو نمیخواستن رها شدیم
.و توسط والدینی که مارو نمی فهمیدن بزرگ شدیم
.والدین من، منو کاملا می فهمن
.دروغ گفتن به خودتو بس کن
.پدرای هردوی ما قاتل های سنگدلی بودن
...که خیلی جالبه، چون تو و من
.کشته نمی شیم
.فهمیدم
قبول، ما یه تعداد مشترکات توی یه سری چیزای تصادفی داریم
منظورت چیه؟
No comments yet. Be the first to leave one.