200 dòng đầu tiên.
هشـتـمین فـیــلم کـوئـنـتـیـن تـارانـتـیـنـو
«هـشـت نـفــرت انـگـیـز»
قسمت اول «آخرین دلیجان به رِد راک»
برای یه نفر دیگه هم جا داری؟
تو دیگه کدوم خری هستی و چه بلایی سر اونا اومده؟
.اسمم سرگرد "مارکوس وارن" ـه. سرگرد سابق سواره نظام در حال حاضر در خدمت دادگاه هستم
دارم چند تا آدم بد رو میبرم تا بفروشم
مدارکشون توی جیبمـه
اونا رو به "رِد راک" میبری؟
فکر میکنم داری به اون سمت میری، نه؟
اون کولاک کوفتی در سه ساعت گذشته پشت سرمون بوده
ممکن نیست قبل از اینکه به ما برسه بتونیم خودمون رو به رِد راک برسونیم
پس داری میگی که در وسط راه به خرازی "مینی" بریم؟
من رو که میشناسی
میتونم سوار بشم؟ - ...خب، دودی -
.اگه به من بود، آره
اما به من نیست - پس به کیه؟ -
آدم داخل دلیجان
آدم داخل دلیجان علاقهای به همسفر نداره؟
آدم داخل دلیجان پول یه سفر خصوصی رو داده ...و من دارم بهت میگم
اون بابت این خصوصی بودن، پول خوبی داده ...پس اگه میخوای با ما به "مینی" بیای
باید با اون صحبت کنی - ...خب -
همین کار رو میکنم
!عقب بایست، رفیق سیاه
قبل از اینکه نزدیک بیای
اون دو تا اسلحهات رو بردار و بذارشون روی سنگ اونطرف
بعدش جفت دستهات رو بگیر بالای کلاهت
بعدش نزدیک شو
خیلی آروم
آدم خیلی بااعتمادیه، نه؟
نه خیلی
بذارشون زمین
جلو بیا
گفتم بالای کلاهت، لعنتی
حالا نزدیک بیا
به اندازه کافی شدی
.امان از روزگار تو رو میشناسم مردک سیاه
سرهنگ یه چیزی وارن، درسته؟
سرگرد مارکوس وارن
منم میشناسمت
"یه روزی روزگاری در "چاتانوگا با همدیگه شام استیک خوردیم
"تو جان روث هستی، "دارزن
خودمم
چقدر گذشته؟ - از زمان استیک؟ -
آه... هشت ماه
...چرا برام شرح نمیدی که
یه جایزه بگیر سیاه پوست، توی برف وسط "وایومینگ" چیکار میکنه
سعی دارم چند تا جایزه رو به رِد راک ببرم - پس هنوز مشغول کاری؟
میدونی که هستم
چی سر اسبت اومد؟
.شرایط باعث شد که مسیر طولانیای رو برم اسبم دووم نیاورد
تو هیچی راجع به این ضعیفه نمیدونی؟
نچ
حتی اسمش رو هم نمیدونی؟
نچ
خب، فکر کنم اینطوری، این دلیجان دلیجان شانس میشه
صدالبته که امیدوارم اینطور باشه
سرگرد مارکوس وارن ایشون، "دیزی دامرگو" هستن
...دامرگو
برای تو ایشون، سرگرد وارن ـه
!علیک سلام کاکاسیاه
گولهی نمک ـه. نه؟
سرت نمیشه که سیاهها دوست ندارن کاکاسیاه صداشون بزنن. بنظرشون توهین آمیزه
من رو بدتر از این صدا زدن - این حرفت رو باور میکنم -
هیچی راجع بهش نشنیدی؟ - باید میشنیدم؟ -
...خب، به معروفی "جان ویلک بوث" که نیست...اما
شاید قیمتی که روی سرش گذاشتن رو شنیده باشی
چقدر هست؟ - ده هزار دلار -
ای لعنت. مگه چیکار کرده؟ "لیلی لانگتری" رو کشته؟
نه دقیقا
حالا که این ده هزار تا عملا توی جیب منه
بهمین خاطر خوش ندارم که همسفر کسی بشم .خصوصا با یه حرفهای که مشغول کاره
خب، خیلی ممنون از تعریفت ولی من هیچ برنامهای برای اون ندارم
یکی از اون جنازههای اونجا 4هزار تا یکیشون، 3هزار تا و یکیشون هزاردلار میرزه
.مطمئنم که این برام کافیه
...خب
بذار مدارکشون رو ببینم
همونطور که گفتم خیلی آروم
برو عقب
...ببین
ببینین. مطمئنا خیلی بدم میاد بپرم وسط حرف شما ...اما یه کولاک سرد لعنتی
بیخ گوشمونه !و ما باید سعی کنیم به پناهگاه برسیم
!فهمیدم
حالا در گاله رو ببند !و وقتی دارم فکر میکنم، اون اسبها رو نگه دار
بسیار خب پسر یه امتحانی میکنیم
اما اون دو تا هفت تیر رو میذاری اونطرف پیش دلیجانچی
تو که قرار نیست بذاری اون کاکاسیاه داخل دلیجان بیاد؟ ...یعنی شاید اون بالا با اوبی
با صدای زنگها حال میکنه، هرزه؟
خیلی قشنگن، نه؟
حالا دوباره اون دهن آشغالت رو باز کن تا بزنم هرچی دندون توی دهنت هست رو بریزم بیرون. افتــاد؟
آره
بذار بشنوم که میگی: افتاد
افتاد
خب، یه کمکی میخوام که اون نفلهها رو بذارم روی سقف
یه 50 دلاری به اوبی بده که تو رو به رِد راک ببره اون هم کمکت میکنه
خب، من با اوبی موافقم این طوفان بدجوری نگرانم کرده
اگه تو هم کمک کنی، کارمون سریعتر تموم میشه - ای لعنت بر شیطون. همین الان دارم پشیمون میشم -
وقتی که دستم رو به این زنیکه زنجیر کردم که نمیتونم کمک کنم اون نفلهها رو بذاری روی سقف
دستم هم قراره به این زنیکه زنجیر بمونه تا هیچوقت از کنارم تکون نخوره
!تا زمانی که شخصا اون رو به زندان رِد راک بندازم حالا افتاد؟
آره. افتاد - خوبه -
ببینم رفیق، یه کمک بهم بده
تا این جنازه هارو بندازیم رو سقف
منم وقتی رسیدیم به رِد راک از خجالتت در میام
...شنیدم
که تو انگار قراره 8 هزار دلار واسه این جنازه های تن لش گیرت بیاد
خُب آره
...پس کمکت میکنم
واسه 250 دلار
نظرت چیه، 150 تا بدم
به علاوه وقتی رسیدیم به رِد راک
تا دو روز هم خرج مشروبت با من ؟
ببینم، رِد راک خونه عفاف هم داره ؟
البته که داره
پس اونجا هم یه شب مهمون من
به این میگن یه معامله خوب
،حلالت باشه بهتر از این نمیشه
ولی نمیتونم این اسب هارو به حال خودشون ول کنم
باید بری به اونا بگی که اونا بیان اسب هارو نگه دارن
ای بابا
ببینم چیکار میکنم
...جناب روث
ببخشید ...امکانش هست
تا وقتیکه ما این جنازه هارو میزاریم بالا
حواست به این اسب ها باشه؟
آره، البته
راه بیوفت زنیکه
خب
چه بلایی سر اسبت اومد؟
پیر شده
برای مدتی اون رو داشتم
وقتی که هوا رو به بدتر شدن رفت
هرکاری که از دستش براومد کرد، ولی دووم نیاورد
خیلی بده
آره
من و "لش" پیر، کلی راه رو باهم طی کرده بودیم
حتی میتونی بگی که اون بهترین دوستم بود
.البته اگه یه حیوون احمق رو دوست به حساب آورد، من که نمیارم
با اینحال... دلم براش تنگ میشه
قدیما یه اسب اونجوری داشتم
حدود 20 سال پیش
اسمش «کَلم» بود
قدیما بهترین دوستم بود
چه بلائی سرش اومد ؟
وقتی سوارش بودم ینفر با تیر زدش
انتقامشو گرفتی ؟
پس چی، معلومه
این دیزی داماگو دیگه کیه؟ -
.یه زنیکه قاتل عوضی، اینه
میبینم که مشکلی نداری یه زن رو
بسپاری به چوبهی دار
منظورت از زن، اونه؟
نخیر. مشکلی ندارم
پس میبریش به رِد راک که دارش بزنن؟
همینطوره -
میخوای اونجا صبر کنی و ببینی؟
من رو که میشناسی
میخوام صدای شکستن گردنش
رو با گوشهای خودم بشنوم
تو هیچوقت صبر نمیکنی تا دار زدن اونا رو ببینی؟
جایزههای من هیچوقت به چوبهی دار نمیرسن
چون هیچوقت اونا رو زنده جایی نمیبرم
ـ هیچوقت؟ ـ هرگز
ما در چاتانوگا راجع بهش صحبت کرده بودیم
با زنده برگردوندن آدمهای مستاصلی مثل اونا
ممکنه خودت رو به کشتن بده
اگه چشمام رو نبندم
نمیتونن توی خواب غافلگیرم کنن
نمیخوام به این سختی کار کنم
هیچکس نمیگه که کار قراره آسون باشه
هیچکس هم نمیگه که قراره اینقدر سخت باشه
اما اون خانوم کوچولو
.دلیل اینه که بهش میگن دارزن
وقتی که در آگهی اعلام میکنن "زنده یا مرده"، بقیهی ما
ترجیح میدیم که از یه جای بلند به
پشت یارو شلیک کنیم
بعدش نعش ـت رو میذاریم روی زین
اما جان روث، دارزن، تو رو میگیره
تو با یه گلوله توی پشتت نمیمیری
...وقتی که دارزن میگیردت .تو رو دار میزنن
تو زیادی گندش کردی، کاکاسیاه
بهت میگم که دل و جرات داره ...اما از نظر بالاخونه
.بنظر میاد که تمامش رو داده اجاره
...حالا دیزی
میخوایم یه روش جدید ارتباطی راه بندازم
...وقتی که محکم با آرنج میزنم توی صورتت این یعنی: خفه خون بگیر
افتاد؟
افتاد
? Hey, little apple blossom?
? What seems to be the problem??
? All the ones you tell your troubles to?
? They don't really care for you?
? Come and tell me what you're thinking?
? 'Cause just when the boat is sinking?
? A little light is blinking?
? And I will come and rescue you?
? Lots of girls walk around in tears?
? But that's not for you?
? You've been looking all around for years?
-? For someone to tell your troubles to? - Ha!
No comments yet. Be the first to leave one.