200 dòng đầu tiên.
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید FilmKio@
ترجمه از حسین رضایی H o s s e i n T L
« مـاده تاریـک »
کسینوس ایگرگ برابره با ایکس، پس آرک کسینوس ایکس
- برابره با معکوسِ... - کسینوس، تابع ایکس
که برابر میشه با ایگرگ
حله
میدونی، هر کی مثلثات رو اختراع کرده خیلی آدم بدی بوده
- میشه امروز تا مدرسه من برونم؟ - اوه
چیه؟ من که رانندگیم خوبه
باشه
روز خوبی داشته باشی
قهوه برای شما
چی؟ مرسی. وای خدا. تو قهرمان منی
خوش بگذره
میبینمتون
میذارم بشینی پشت فرمون
مرسی
چراغ قرمزه. چراغ قرمزه!
چارلی!
بله
- ببخشید بابا - اشکالی نداره
میخوای بعد از مدرسه بریم کوهنوردی؟
راستش تو این فکر بودم
که بعد مدرسه برم خونه بروک
اوضاع با اون چطوره راستی؟
نمیدونم
چرا بهش نمیگی؟
بروک اصلا خبر داره که ازش خوشت میاد؟
اگه اون از درو خوشش بیاد چی؟
اونوقت تکلیفت رو میدونی؛ میفهمی سلیقهش بده
سلام
- سلام. کجایی؟ - خودت ببین
چارلیو آندرتی. داری واسه بابات رانندگی میکنی؟ (اشاره به ماریو آندرتی، راننده فرمول یک)
داشتم تا مدرسه خودم میروندم
وای خدا. جیسون، یکم معذبکنندهست ولی من جایزه پاویا رو بردم
چی؟
باید تو این جایزه رو ببری. خودت میدونی، منم میدونم
نه. بیخیال رفیق
- خیلی برات خوشحالم - سگ توش. باید این تماس رو جواب بدم
ولی دوباره باهات تماس میگیرم و امشب قراره جشن بگیریم
باشه. حله
اوه، دهنـ...
بهشون توجه نکن. کار خودتو بکن
- دیوث - آره
اون الان چیه؟
گربهست
یه گربه توی یه جعبهی بسته
توی این جعبه یه شیشه سم هم داریم
یه دونه اتم رادیو اکتیو و...
همینطور یه شمارشگر گایگر
حالا اگه واپاشی اتمی رخ نده، گربه زنده میمونه
ولی اگه اتم واپاشی کنه
اونوقت این شمارشگر گایگر این پرتوافکنی رو شناسایی میکنه
همین این خرج رو فعال میکنه، در نتیجه شیشه میشکنه
و گربهی بیچاره میمیره
آخی
دقیقا آخی
حالا، تفسیر کپنهاگی مکانیک کوانتوم
یه نظر عجیب ارائه میده
قبل از اینکه داخلش رو نگاه کنیم، اتم در یک برهمنهی وجود داره
که به عبارت سادهتر میشه اینکه
در حالت نامعلومِ...
بین واپاشی و واپاشی نشدن قرار داره
معنیش چیه؟
یارو دوست داشته گربهها رو شکنجه بده
ممنون رایلی. نه
اسمش شرودینگر بوده
و دوست داشته هستی رو درک کنه
جوابش برای کسایی که دوست دارن بدونن
اینه که وجود اتم در برهمنهی
یعنی اینکه گربه هم زندهست هم مُرده
اسمش وودی گوئینـه
یکی از بزرگترین استادان نقاشی منظرهی آمریکا
مایهش چیه؟
چسبرنگ
کار باهاش از روغن خیلی سختتره. خیلی سریع خشک میشه
پس نقشهای قلممو رو نمیشه اصلاح کرد
ولی خطوط خیلی دقیقی بدست میاد
درخشش بیشتری از روغن داره
دیگه داری از خودت درمیاری، نه؟
آره، حدود نصفش رو
- میدونم - آره. سلام
- معرکهست - آره، دقیقا
- حاضری؟ - برم وسایلم رو جمع کنم
- منم میتونم اینو بکشم - تو هر کاری میتونی بکنی عزیزم
جمعه میخوام برم دنبال آپارتمان بگردم، دوست داشتی بیا
دوست دارم، ولی جمعه روز تمرینمه
- چطور پیش میره؟ - میدونی چیه؟
تایم دوچرخه و دوندگیم اتفاقا بد نیستن
ولی شنام هنوز کار داره
و در حال حاضر، نمیتونم حتی تصور کنم که همشون رو پشت سر هم انجام بدم
میدونی، راههای راحتتری هم هست
برای فرار کردن از خانوادت
- همینجوری میگم - ازشون فرار نمیکنم
- خب مسابقه کِیه؟ - تابستونِ دیگه
بازم شراب بریزم، نه؟
بنظرم اگه نریزی حماقته
برای همین دوستت دارم
چون همیشه طرفدار باز کردن شرابم؟
علت عشقت به من همینه؟
آره، فکر کنم فقط واسه اینه که تا اینجا دووم آوردیم
- جدی؟ - آره
بیخیال دیگه. این صحنهها تا آخر عمر از ذهنم بیرون نمیره
جدی؟
چشمات رو ببند
- همون قرمز، نه؟ - آره
گوشیت داره میترکه
- کیه؟ - رایان
و میخواد بدونه کجایی
راستی رایان برنده جایزه پاویا شده
- چی؟ - آره
- کِی؟ - امروز فهمیدم
خیلی خوبه، ها؟
آره. پاویا خیلی چیز بزرگیه
آره. خب، یه میلیون دلار میگیره
و کلی پولِ...
گرنت و اینا سمتش سرازیر میشه
خب، چرا این جشنی که دعوتت کرده رو نمیری؟
امشب شبِ خانوادهست. بهش گفتم
یه موقع دیگه باهاش صحبت میکنم
در سال 52 تا از این شبهای خانواده داریم
کجاست؟
بارِ ویلج تپ
ویلج تپ؟
آره
یه جا رو انتخاب کرده که دو قدم با خونهمون فاصله داره
اصلا نزدیک محل زندگی خودش نیست. بنظرت علتش چیه؟
اینه که اگه جایی رو انتخاب کنه که ذرهای ازم دور باشه
نمیرم اونجا
آره. اینو با عشق میگم، عوضی نباش
خوشحالم به تو داره خوش میگذره
میدونی که اگه تو برده بودی اون میومد
برای رایان خوشحالی؟
معلومه
باشه، برو نشونش بده
باشه
دوستت دارم
منم دوستت دارم
سلام
- چه خبر رفیق؟ خوشحالم میبینمت - منم همینطور
- یه چیزِ... - هی
بیا ببینم. وای
گور بابات
گور بابای خودت
چرا اومدی؟ دنیلا مجبورت کرد؟
- نمیدونم. نه اونجوری - بهت رشوه داد؟
به این اشاره کرد که اگه...
این جشنت رو اینجا
توی بارِ محل من گرفتی، احتمالا با تمام وجود
- میخوای توجه منو جلب کنی - منطقیه
و اگه نیام خیلی عوضیام
زنت یه نابغهی زیباست، و ازش ممنونم
این آقا عاشق اسکاچه
- میدونم - میدونه
برای خوشحال کردنش چیکار میتونیم بکنیم؟ بهترین...
- بهترین اسکاچی که داری چیه؟ - مکالان
آره، بطریش رو بیار براش
- بیخیال. نمیخوام... - آره
- بطری؟ - اینجوری باحالتره
- باشه. انتخاب خوبیه - هرچی بیشتر، باحالتر
- این آخرین بطریمه - مرسی. چه زمانبندی خوبی
- آره، تنهایی میخورمش - صدای جیغش رو شنیدی؟
- این نشونهی اسکاچ خوبه؟ - مال چوبپنبهشه
تبریک میگم
میتونم به چند نفر معرفیت کنم؟
از اونایی که دوست نداری باهاشون آشنا شی
ولی میخوام بشناسنت
بچهها، ایشون جیسونـه
- سلام. کلِر هستم. خوشوقتم - ادوارد
آیوان. خیلی خوششانسی که این همه وقت باهاش دوستی
ذهنش عجیب کار میکنه، میدونی؟
البته میدونم خودم نابغهام
ولی وقتی اون حرف میزنه انگار...
کار خودت چیه؟
- تو دانشگاه لیکمونت فیزیک تدریس میکنم - استاد دانشگاهه
لیکمونت
آره
- بله - خیلیخب
از اعضای باشگاه هواداری رایان هستم
- با عشقم خفهت میکنم - وای
- حاضری؟ - بریم
استناده چی بود دقیقا؟
وانمود هم نکن که حفظش نکردی
شوخیت گرفته؟ میخوام برم تتوش کنم لامصب رو
«برای تحقیق پیشگامانهاش در زمینه عصبشناسی
و شناسایی قشر پیشپیشانی
بعنوان یک مولد خودآگاهی»
بهت مدیونم. اون نوشتهها خیلی واجب بودن
اینا رو ول کن. چه حسی داره؟
ما دانشمندیم. دانشمند میشیم
که کل عمرمون تو گمنامی
دستوپا بزنیم و جستجو کنیم
ما باید الان راکاستار باشیم لامصب
تبریک میگم
ممنون
سلام. میشه... اون طرف میمونی؟
منم میام
باشه
No comments yet. Be the first to leave one.