Dark Matter

Dark Matter

Tải xuống Phụ đề Farsi Persian

Mùa 1

Thông tin phát hành

Dark Matter 2024 S01E01 1080p HEVC x265-MeGusta
Bình luận bởi HosseinTL
🆔 حسین رضایی | FILMKIO.COM 🆔

Tags

webdl
Được xuất bản vào: 2024-05-08
Lượt tải xuống: 965
Khiếm thính: No

Xem trước phụ đề Farsi Persian

200 dòng đầu tiên.

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫FilmKio@

‫ترجمه از حسین رضایی ‫ H o s s e i n T L

‫« مـاده تاریـک »

‫کسینوس ایگرگ برابره با ایکس، ‫پس آرک کسینوس ایکس

‫- برابره با معکوسِ... ‫- کسینوس، تابع ایکس

‫که برابر میشه با ایگرگ

‫حله

‫می‌دونی، هر کی مثلثات رو اختراع کرده ‫خیلی آدم بدی بوده

‫- میشه امروز تا مدرسه من برونم؟ ‫- اوه

‫چیه؟ من که رانندگیم خوبه

‫باشه

‫روز خوبی داشته باشی

‫قهوه برای شما

‫چی؟ مرسی. ‫وای خدا. تو قهرمان منی

‫خوش بگذره

‫می‌بینمتون

‫می‌ذارم بشینی پشت فرمون

‫مرسی

‫چراغ قرمزه. چراغ قرمزه!

‫چارلی!

‫بله

‫- ببخشید بابا ‫- اشکالی نداره

‫می‌خوای بعد از مدرسه بریم کوه‌نوردی؟

‫راستش تو این فکر بودم

‫که بعد مدرسه برم خونه بروک

‫اوضاع با اون چطوره راستی؟

‫نمی‌دونم

‫چرا بهش نمیگی؟

‫بروک اصلا خبر داره که ازش خوشت میاد؟

‫اگه اون از درو خوشش بیاد چی؟

‫اونوقت تکلیفت رو می‌دونی؛ ‫می‌فهمی سلیقه‌ش بده

‫سلام

‫- سلام. کجایی؟ ‫- خودت ببین

‫چارلیو آندرتی. داری واسه بابات رانندگی می‌کنی؟ ‫(اشاره به ماریو آندرتی، راننده فرمول یک)

‫داشتم تا مدرسه خودم می‌روندم

‫وای خدا. جیسون، یکم معذب‌کننده‌ست ‫ولی من جایزه پاویا رو بردم

‫چی؟

‫باید تو این جایزه رو ببری. ‫خودت می‌دونی، منم می‌دونم

‫نه. بیخیال رفیق

‫- خیلی برات خوشحالم ‫- سگ توش. باید این تماس رو جواب بدم

‫ولی دوباره باهات تماس می‌گیرم ‫و امشب قراره جشن بگیریم

‫باشه. حله

‫اوه، دهنـ...

‫بهشون توجه نکن. کار خودتو بکن

‫- دیوث ‫- آره

‫اون الان چیه؟

‫گربه‌ست

‫یه گربه توی یه جعبه‌ی بسته

‫توی این جعبه یه شیشه سم هم داریم

‫یه دونه اتم رادیو اکتیو و...

‫همینطور یه شمارشگر گایگر

‫حالا اگه واپاشی اتمی رخ نده، ‫گربه زنده می‌مونه

‫ولی اگه اتم واپاشی کنه

‫اونوقت این شمارشگر گایگر ‫این پرتوافکنی رو شناسایی می‌کنه

‫همین این خرج رو فعال می‌کنه، ‫در نتیجه شیشه می‌شکنه

‫و گربه‌ی بیچاره می‌میره

‫آخی

‫دقیقا آخی

‫حالا، تفسیر کپنهاگی مکانیک کوانتوم

‫یه نظر عجیب ارائه میده

‫قبل از اینکه داخلش رو نگاه کنیم، ‫اتم در یک برهم‌نهی وجود داره

‫که به عبارت ساده‌تر میشه اینکه

‫در حالت نامعلومِ...

‫بین واپاشی و واپاشی نشدن قرار داره

‫معنیش چیه؟

‫یارو دوست داشته گربه‌ها رو شکنجه بده

‫ممنون رایلی. نه

‫اسمش شرودینگر بوده

‫و دوست داشته هستی رو درک کنه

‫جوابش برای کسایی که دوست دارن بدونن

‫اینه که وجود اتم در برهم‌نهی

‫یعنی اینکه گربه هم زنده‌ست هم مُرده

‫اسمش وودی گوئین‌ـه

‫یکی از بزرگترین استادان نقاشی منظره‌ی آمریکا

‫مایه‌ش چیه؟

‫چسب‌رنگ

‫کار باهاش از روغن خیلی سخت‌تره. ‫خیلی سریع خشک میشه

‫پس نقش‌های قلم‌مو رو نمیشه اصلاح کرد

‫ولی خطوط خیلی دقیقی بدست میاد

‫درخشش بیشتری از روغن داره

‫دیگه داری از خودت درمیاری، نه؟

‫آره، حدود نصفش رو

‫- می‌دونم ‫- آره. سلام

‫- معرکه‌ست ‫- آره، دقیقا

‫- حاضری؟ ‫- برم وسایلم رو جمع کنم

‫- منم می‌تونم اینو بکشم ‫- تو هر کاری می‌تونی بکنی عزیزم

‫جمعه می‌خوام برم دنبال آپارتمان بگردم، ‫دوست داشتی بیا

‫دوست دارم، ولی جمعه روز تمرینمه

‫- چطور پیش میره؟ ‫- می‌دونی چیه؟

‫تایم دوچرخه و دوندگیم اتفاقا بد نیستن

‫ولی شنام هنوز کار داره

‫و در حال حاضر، نمی‌تونم حتی ‫تصور کنم که همشون رو پشت سر هم انجام بدم

‫می‌دونی، راه‌های راحت‌تری هم هست

‫برای فرار کردن از خانوادت

‫- همینجوری میگم ‫- ازشون فرار نمی‌کنم

‫- خب مسابقه کِیه؟ ‫- تابستونِ دیگه

‫بازم شراب بریزم، نه؟

‫بنظرم اگه نریزی حماقته

‫برای همین دوستت دارم

‫چون همیشه طرفدار باز کردن شرابم؟

‫علت عشقت به من همینه؟

‫آره، فکر کنم فقط واسه اینه ‫که تا اینجا دووم آوردیم

‫- جدی؟ ‫- آره

‫بیخیال دیگه. ‫این صحنه‌ها تا آخر عمر از ذهنم بیرون نمیره

‫جدی؟

‫چشمات رو ببند

‫- همون قرمز، نه؟ ‫- آره

‫گوشیت داره می‌ترکه

‫- کیه؟ ‫- رایان

‫و می‌خواد بدونه کجایی

‫راستی رایان برنده جایزه پاویا شده

‫- چی؟ ‫- آره

‫- کِی؟ ‫- امروز فهمیدم

‫خیلی خوبه، ها؟

‫آره. پاویا خیلی چیز بزرگیه

‫آره. خب، یه میلیون دلار می‌گیره

‫و کلی پولِ...

‫گرنت و اینا سمتش سرازیر میشه

‫خب، چرا این جشنی که دعوتت کرده رو نمیری؟

‫امشب شبِ خانواده‌ست. ‫بهش گفتم

‫یه موقع دیگه باهاش صحبت می‌کنم

‫در سال 52 تا از این شب‌های خانواده داریم

‫کجاست؟

‫بارِ ویلج تپ

‫ویلج تپ؟

‫آره

‫یه جا رو انتخاب کرده که ‫دو قدم با خونه‌مون فاصله داره

‫اصلا نزدیک محل زندگی خودش نیست. ‫بنظرت علتش چیه؟

‫اینه که اگه جایی رو انتخاب کنه ‫که ذره‌ای ازم دور باشه

‫نمیرم اونجا

‫آره. اینو با عشق میگم، عوضی نباش

‫خوشحالم به تو داره خوش می‌گذره

‫می‌دونی که اگه تو برده بودی ‫اون میومد

‫برای رایان خوشحالی؟

‫معلومه

‫باشه، برو نشونش بده

‫باشه

‫دوستت دارم

‫منم دوستت دارم

‫سلام

‫- چه خبر رفیق؟ خوشحالم می‌بینمت ‫- منم همینطور

‫- یه چیزِ... ‫- هی

‫بیا ببینم. وای

‫گور بابات

‫گور بابای خودت

‫چرا اومدی؟ دنیلا مجبورت کرد؟

‫- نمی‌دونم. نه اونجوری ‫- بهت رشوه داد؟

‫به این اشاره کرد که اگه...

‫این جشنت رو اینجا

‫توی بارِ محل من گرفتی، ‫احتمالا با تمام وجود

‫- می‌خوای توجه منو جلب کنی ‫- منطقیه

‫و اگه نیام خیلی عوضی‌ام

‫زنت یه نابغه‌ی زیباست، ‫و ازش ممنونم

‫این آقا عاشق اسکاچه

‫- می‌دونم ‫- می‌دونه

‫برای خوشحال کردنش چیکار می‌تونیم بکنیم؟ ‫بهترین...

‫- بهترین اسکاچی که داری چیه؟ ‫- مکالان

‫آره، بطریش رو بیار براش

‫- بیخیال. نمی‌خوام... ‫- آره

‫- بطری؟ ‫- اینجوری باحال‌تره

‫- باشه. انتخاب خوبیه ‫- هرچی بیشتر، باحال‌تر

‫- این آخرین بطریمه ‫- مرسی. چه زمانبندی خوبی

‫- آره، تنهایی می‌خورمش ‫- صدای جیغش رو شنیدی؟

‫- این نشونه‌ی اسکاچ خوبه؟ ‫- مال چوب‌پنبه‌شه

‫تبریک میگم

‫می‌تونم به چند نفر معرفیت کنم؟

‫از اونایی که دوست نداری باهاشون آشنا شی

‫ولی می‌خوام بشناسنت

‫بچه‌ها، ایشون جیسون‌ـه

‫- سلام. کلِر هستم. خوشوقتم ‫- ادوارد

‫آیوان. خیلی خوش‌شانسی که ‫این همه وقت باهاش دوستی

‫ذهنش عجیب کار می‌کنه، می‌دونی؟

‫البته می‌دونم خودم نابغه‌ام

‫ولی وقتی اون حرف می‌زنه انگار...

‫کار خودت چیه؟

‫- تو دانشگاه لیک‌مونت فیزیک تدریس می‌کنم ‫- استاد دانشگاهه

‫لیک‌مونت

‫آره

‫- بله ‫- خیلی‌خب

‫از اعضای باشگاه هواداری رایان هستم

‫- با عشقم خفه‌ت می‌کنم ‫- وای

‫- حاضری؟ ‫- بریم

‫استناده چی بود دقیقا؟

‫وانمود هم نکن که حفظش نکردی

‫شوخیت گرفته؟ ‫می‌خوام برم تتوش کنم لامصب رو

‫«برای تحقیق پیشگامانه‌اش ‫در زمینه عصب‌شناسی

‫و شناسایی قشر پیش‌پیشانی

‫بعنوان یک مولد خودآگاهی»

‫بهت مدیونم. ‫اون نوشته‌ها خیلی واجب بودن

‫اینا رو ول کن. چه حسی داره؟

‫ما دانشمندیم. دانشمند میشیم

‫که کل عمرمون تو گمنامی

‫دست‌وپا بزنیم و جستجو کنیم

‫ما باید الان راک‌استار باشیم لامصب

‫تبریک میگم

‫ممنون

‫سلام. میشه... ‫اون طرف می‌مونی؟

‫منم میام

‫باشه

More Farsi Persian subtitles for Dark Matter

Bình luận

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left