Mami Wata

Mami Wata

Tải xuống Phụ đề Farsi Persian

Thông tin phát hành

Mami Wata 2023 720p AMZN WEB-DL DDP2 0 H 264-CINEPHILIA
Mami Wata 2023 1080p AMZN WEB-DL DDP2 0 H 264-CINEPHILIA
Mami Wata 2023 1080p AMZN WEB-DL DDP2 0 H 264-FLUX
Mami Wata 2023 720p AMZN WEB-DL DDP2 0 H 264-FLUX
Bình luận bởi AYNIL
@VIDEO_ARCHIVES مترجم: پگاه مناجاتی

Tags

other
Được xuất bản vào: 2024-02-27
Lượt tải xuống: 45
Khiếm thính: No

Xem trước phụ đề Farsi Persian

200 dòng đầu tiên.

مامی واتا» الهۀ آبهاست که در»

غرب، مرکز و جنوب آفریقا

و در میان مهاجران آفریقایی قاره آمریکا .مورد پرستش و احترام است

در طول قرن‌ها، قصه‌های گوناگونی دربارۀ «مامی واتا» شکل گرفته

«Iyi» داستان‌هایی که همچنان در دهکدۀ دورافتادۀ

.ورد زبان‌هاست

!زینوه

...بچه‌م مُرده... دخترم مُرده

«بهت التماس می‌کنم «مامان اِفه ...که دخترم رو برگردونی... لطفا

...دخترت نمرده

.فقط برگشته جایی که ازش اومده بود

.خودت اینو خوب می‌دونی

!زینوه

...ازم دلخور نباش

...واقعیت اونجور که فکر می‌کنی نیست

!نمی‌خوام بشنوم، مامان

.گوشم از بچگی پر از این حرفهاست

یعنی چی؟

.تو توی روستا یه «واسطه» هستی

کاری ازت برنمیاد؟

!اینجا از همه نیرومندتری

چطور دلت میاد به اون زن کمک نکنی؟

...مامان

...اگه من جای اون بودم

چیکار می‌کردی؟

،وقتی که یه «واسطه» بشم

.رفتار می‌کنم «Iyi» یه جور دیگه تو

...دیگه هیچ مادری به خاطر از دست دادن بچه‌ش

.جلوی چشم «مامی واتا» تو روستا شیون نمی‌کنه

.تو دختر دریا هستی، زینوه

...وقتی بچه‌دار نمی‌شدم

...عقیم بودم

.این «مامی واتا» بود که تو رو بهم داد

.واقعیت همینه که می‌بینی

.تو فرزند دریایی

...باورم نمیشه

...که حاضری اینقدر دروغ بگی

.فقط به خاطر اینکه یه «واسطه» بمونی

!«آجا»

".زینوه، بیا برگردیم خونه"

...جمعیت کمی اومده

نگران نیستی مردم بابت تقدیم هدایا

ازت دلگیر باشن؟

.نگرانم، اما این راه و رسم «واسطه‌گری»ست

مردم ما بخشی از چیزی که «مامی واتا» بهشون داده رو ...بهش پیشکش می‌کنن

.ممنونیم Ndenk"؛" اینجا میان که بگن

.بعد با دعای خیر و برکت برمی‌گردن

.این رسوم از من نیست

«Iyi» ،از زمان پیدایش سرزمین ما همیشه همینطور بوده

.یه روزی خودت متوجه حرفم میشی

،«زینوه»

.بیا برگردیم خونه

.هیچ‌جا نمی‌رم

.مردم بهت نیاز دارن

.می‌دونی که یه روز «واسطه» میشی

.نمی‌خوام «واسطه» بشم

چی میگی؟ نمی‌خوای «واسطه» شی؟

!از بچگی، هیچ‌وقت آرزویی نداشتی

،«Iyi» اهالی

.دیگه هیچوقت به حرفات گوش نمیدن

تو!... معتقدی؟

!دیگه نمی‌خوام یه کلمه درباره «مامی واتا» بشنوم

دلت می‌خواد دربارۀ مامان بشنوی؟

.دیگه تحمل «زینوه» رو ندارم

.بچه حرف‌شِنویی نیست

.اهالی روستا دیگه به مادر اعتقادی ندارن

تو اینجا چی می‌خوای، «پریسکا»؟

.چی می‌خوای، می‌خوام بدونم

.وقتی اومدم اینجا، هیچی نداشتم

.مادر» منو مثل بچۀ خودش پذیرفت»

.هم مردم خودم حساب میشن «Iyi» مردم

.از بیرونِ این دهکده چیزی نمی‌دونم

.می‌خوام مردمم خوشحال باشن

.این تمام چیزیه که می‌خوام

.بیا برقصیم

می‌تونم بیام تو؟

...می‌دونی که اونوقت جیغ می‌کشم

.مجبورم می‌کنی جلوی دهنتو بگیرم

.ـ نه، مادر خوابه ...ـ باشه

".اون دیگه هیچ قدرتی نداره"

ـ چرا نتونست نجاتش بده؟ .ـ اون دیگه هیچ قدرتی نداره

کجا داری میری؟

...این همون چیزیه که بهتون گفتم

«که این زنی که بهش می‌گین «مامان اِفه !دیگه هیچ نیرویی نداره

...میگی یه نیروهایی داری

!نشونمون بده

.حتی نتونستی جون پسر «آگبو» رو نجات بدی

پس این نیروی «مامی واتا» چی شد؟ کجاست؟

...هر ماه محصولتون رو

!غذا و پولتون رو پیشکش می‌کنید

.همه چیزتون رو میدین ...اما وقتی کمک می‌خواین

...کاری ازش ساخته نیست

!گوش کنید، بقیه روستاها پیشرفت کردن

...برق دارن

...مدرسه دارن

...آب آشامیدنی دارن

اونا بیمارستان‌هایی دارن که می‌تونست !جون پسر «آگبو» رو نجات بده

حالا ما اینجا چی داریم؟

.مامان اِفه» رو داریم»

!«مامان اِفه»

«راسته که میگن «زینوه توتِم» و طلسم تو رو برداشته و رفته؟»

!این یعنی «زینوه» ما رو ول کرده و رفته

".شاید «مامی واتا» جوابمون رو داده"

.مامان اِفه» هستم»

.این هم «پریسکا»ست

.کسی که جونت رو نجات داد

.هستی Iyi توی دهکدۀ

،من و پرستارم برای تزریق این واکسن‌ها

...به روستاهای مختلف رفتیم

و دخترت از ما برای تزریق واکسن به اهالی اینجا ...دعوت کرده

...ما یه گزارش تاسف‌بار دربارۀ پسری جوان دریافت کردیم

...روحش قرین آرامش

معتقدم که این واکسن‌ها

.از انتشار ویروس تو این دهکده جلوگیری می‌کنه

.هیچ ویروسی تو روستای من نیست

...ـ بله، ولی همونطور که می‌بینی !ـ "ولی" نداریم، جناب دکتر

!روستای من محافظت‌شده‌ست

میگی تحت محافظته، خب چطوری؟

...«شما مردمان اهل علم «غربی

چی از دنیای خارج از کتابهاتون می‌دونید؟

،تا چیزی رو به چشم نبینین باور نمی‌کنید !هیچی از دنیاهای دیگه نمی‌دونید

...مادر

ایشون فقط یه دکتره که اومده ...جون بچه‌هامون رو نجات بده

.که دیگه بچه‌ای نمیره...

.«ـ ممنون از دعوتت، «پریسکا .«ـ ممنون، «پریسکا

...دکتر

...آوردی «Iyi» می‌دونم که این تو بودی دکتر رو به

می‌دونم که تو بهش اجازه دادی داروهاش رو .به اهالی روستا بده

.نگران نباش

.دعا می‌کنیم که «مامی واتا» به مردم ده کمک کنه

.شاید جوابمون رو داده

،سرزمین من است «Iy» اگه" "...دیار تو نیز است

.غذای خوشمزه‌ای شده

.دست‌پخت «پریسکا»ست

از وقتی اومدم اینجا، یه چیزی در مورد .اهالی روستا توجهم رو جلب کرده

...هیچ مدرسه و بیمارستانی ندیدم

،تا جایی که چشم کار می‌کنه... .هیچ پلیس و ارتشی نیست

،پلیس و ارتش به چه کارمون میاد

وقتی خودمون اینجا «مامی واتا» داریم؟

این «مامی واتا»ست که بهمون غذا و .هر چیزی که بخوایم میده

،خودمون دیدیم که روستاهای دوردست ...چطور رفتار می‌کنن

.اونا یادشون رفته «کی» هستن

.چون دنباله‌روی سفیدپوست‌هان

.ما می‌دونیم «کی» هستیم ،«Iyi» ولی اینجا تو

.اما تو هنوز به ما نگفتی کی هستی

...مادر

...بهتون می‌گم

.من «جاسپر» هستم

.برای مردمم می‌جنگیدم

."ما اونایی هستیم که بهشون میگن «یاغی

.کمی بعد فهمیدم که «یاغی‌ها» از همه بدترن

،هر خطایی که ارتش کنه .یاغی‌ها بدترش رو انجام میدن

.تصمیم گرفتم دیگه قاطی اونا نباشم

...یه روز چشم باز کردم دیدم تو یه قایقم

،بعدش باد و طوفان شد ...نفهمیدم کجام

.فکر می‌کردم که وسط اقیانوس مُرده‌م

...بعد تو این «کاخ» بیدار شدم

.اینجا کاخ نیست

.منم ملکه نیستم

...چطوری نجاتم دادی و منو به این «مکان» زیبا آوردی

...تو ملکه‌ای

...و شاهدخت

.غذای خوشمزه‌ای به من داد که بخورم...

...من... می‌خواستم ازت تشکر کنم

.ممنونم ،"Ndenk" ...یا به زبون شما

.کاری رو کردم که باید می‌کردم

.به هر حال، ازت ممنونم

.از دکوراسیون اتاقت خوشم میاد

.باسلیقه‌ای

چرا نباید باسلیقه باشم؟

.برداشت بد نکن؛ تعریف کردم

"Ndenk"

.می‌تونی برای زنت بخریش

...یه چیزی هست که به شما دو تا نگفتم

...شورشی‌ها، اونا

زنم رو کشتن

.بعد از اینکه بهش تجاوز کردن...

Ndenk

!«ـ «پریسکا !ـ سلام

...اهالی اینجا دوستت دارن

...واقعا قشنگه

...خوش‌شانسی که اینجا زندگی می‌کنی

...کاش منم می‌تونستم اینجا باشم

کجا می‌خوای بری؟

.دیگه همه زخم‌هام خوب شدن

،همچنین، سرزمین من .به زیبایی سرزمین تو نیست

.آخه تو سرزمینت جنگه .خانواده‌ت هم همگی مُردن

،وقتی کوچیک بودم ...پدر و مادرم تو جنگ مُردن

،اگه منو به بیرون روستا نفرستاده بودن .منم الان مُرده بودم

.آورد «Iyi» مامان اِفه» منو قبول کرد و به»

...دیار منه، سرزمین تو هم هست «Iyi» اگه

«بعضی‌ها میگن که «مامی واتا ...زینوه» رو به «مامان اِفه» داده»

چون «مامان اِفه» وقتی «زینوه» رو بدنیا آورد که .سن و سالی ازش گذشته بود

.و هیچ‌کس هم نمی‌دونه که پدر «زینوه» کیه

...خودت با این چیزها که آشنایی

مردم داستان‌هایی می‌خوان که .حس «باور» رو درونشون القا کنه

تو به چی باور داری؟

.فکر کنم که «مادر» نمی‌خواد کسی در این باره حرف بزنه

...شاید پدر «زینوه» زن دیگه‌ای داره

.بهتره که نگی من بهت گفتم

Mami Wata subtitles in other languages

Bình luận

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left