The Afterparty

The Afterparty

Tải xuống Phụ đề Farsi Persian

Mùa 2

Thông tin phát hành

The Afterparty SE02E07 WEBRip APTV/ETHEL/XENON etc
Bình luận bởi ParisaShiva
🔴 30nama | پریسا شیوا 🔴

Tags

webrip
web
BRip
Được xuất bản vào: 2023-08-16
Lượt tải xuống: 47
Khiếm thính: No

Xem trước phụ đề Farsi Persian

200 dòng đầu tiên.

کـی گرسنشه؟

.ما درسـت کردیم

.اگه می‌خـواین، بخورین - .غـذا نمی‌خوام -

ساقـدوش عزیز، مایل به پنکیـک(بیـبی) هلنـدی؟

.قبلا هم این سوال رو ازم پرسیدن

البـته موضوعاش فرق داشت کربوهیدرات؟

.زیاد - .پس نه -

.بسـیارخب

.اینـم از بازرس تحقیـقاتیمون

اینا چی‌ان؟

عمو یـولسیز، پنکـیک هلـندی مخصوصش رو درست کرده .که روح آدم بعد خوردنش بهشتی میشه

.البـته منظورم مرگـ... خودت می‌دونی دیگه

.بـوشون واقعا خوبه

آخه به جای باترمیلک، یکمی کومیـیس زدم

و بله، روی پنکـیکا عق نزن - .نه -

.مزه‌ش هنوزم زیر زبونمه

زوئی، میشه یه لحظه باهات حرف بزنم؟

ای وای، چی شده؟ -

.باید با... عموت صحبت کنیم

جانم؟ - .و احتـمالا با مامانـت -

.و شاید هـم با بابات

خب چرا؟ .خیـلی وقـت الکـی تلـف میشه

چون من نمی‌تـونم با آتـش افروز ماجرا .تو رابطـه باشم

این دیـگه یعنـی چی؟

داستانش خیلی طولانی‌ـه و توضیح تصویری...هم زیاد داره

.باشه، نیازی نیست بدونم

اما می‌دونم سبـاستـین الاناس که هرکاری که ،مشغولش بوده رو تـموم کنه

،بعدشم پلیسا از راه می‌رسن

و تو قراره عموی من رو سین جین کنی که تقریبا ادگـار رو نمی‌شناخت؟

.د آخه بگو کجاش منطقیه - .ما اون رو به قتـل متهم نمی‌کنیم زوئی -

.ولی شایـد چیزی بـدونه، مامان و بابات هم همین‌طور

اون ادگـار رو نکشتن، باشه؟

...و اگه تو فـکر می‌کنی که کشتن، پس

اصلا می‌دونی چیه؟ .دیگه نمی‌خوام درباره‌ش باهات صحبت کنم

.سلام

سلام. همـه چی مرتبه؟ - .آره -

اگه دنـر و آنـیک ازتون خواستن که صـبحت کنین مجـبور نیستـین، باشه؟

.عالی. باهم موافقـیم - چی؟ -

ما تصمـیم گرفتـیم که نمی‌خوایم در .تحقیـقات نقشی داشـته باشیم

.خب، یه سوال

چـرا نمی‌خـواین باهاشـون حرف بزنـین؟

البته می‌دونم که وقت تلف کردنه .اما باعث میشه گناهکار دیده بشین

من رو به‌خاطر نگه داشتن چهارتاشاخه گل .متهـم می‌کنن

.بله - !دیگه شـورش درومده -

.باهـم موافقـیم

کانال رسمی تیم ترجمه‌ی 30نما @CinamaSub

حـدس میزنم که، علـت این‌جا بودنم اینه که ،سباسـتین بهتون قضیـه لیـوان رو گفته

.و این که من داشتم باهاش یه کارایی می‌کردم

...می‌تونم توضیح بدم، اون لیوان

.راستش، می‌خوایـم کل داسـتانت رو بشنویم

‫کل داسـتانم؟

.شایـد زمان‌بر بشه .من زندگـی های زیـادی داشتم

.و داسـتان‌های زیـادی برای گفـتن دارم

یکم وقـت کم داریم

.پس از اول ماجرای عروسی بگو - .من یک محقق‌ام -

.یک دوره‌گرد

...همون‌طور که سامی‌های اسکاندیناوی میگن

‫"هيرفيفاندرير".

این رو از سفر دور دنیا یاد گرفتی یا از ویکی‌پدیا؟

.بعد شنیدن داستانم، خودت قضاوت کن

داستانیست حماسی، دربـاره عشق ‌خیـانت، تـراژدی و...رسـتگاری

...داستان از خیلی وقت پیش شروع میشه

...در صحـرای بی‌رحـم و مروت خاور میانه

.قصاب اهل بغداد، صدام حسین

کویـت -

به همسایه صلح‌طلبش، یعنی کویت .حمله ور شده بود

و ایالات متحده آمریکا، حاضر به .پذیرشش نبود

تو ارتشی بودی؟ - .نه -

شماها چه‌نوع رقصی انجام میدین؟

.من "همراه" ارتش بودم

سوال اصلی اینه که چه جور رقصی انجام نمی‌دیم؟تپ، جاز و هیپ هاپ، هرچی بگی

رقص رباتی بلدی؟

.من جزو رقاص‌های سازمان‌های خدمات متحد بودم

یولـسـیز -

."عضو تورِ "درود بر آمریکا

‫دیدی رقصش رو؟

به منم یاد میدی؟

...پسرعمـوم خیـلی کارش درست بود

...پسرعمـوم خیـلی کارش درست بود

لعنت بهش

!عقب نشینی

‫تیم کمک‌های اولیه !

.تیری

‫خدایا!

!‫پاش رو پیدا کنین

!یکی پاش رو پیدا کنه

‫برای چی؟

.‫بازم من و تو باهم مدل جیترباگ می‌رقصیم

سان‌فرانسـیسکو -

.‫تور لغو شد

سازمان‌های خدمات متحده رو ترک کردم .و به زندگی شهری برگشتم

.چون گم شده بودم

.دیگه چیزی نداشتم که بهش برگردم - !پاش رو پیدا کنین -

!یکی پاش رو پیدا کنه

تنها خـونواده‌‌ای که داشتم .بـرادر ناتنـیم، فنـگ و زن و بچـه‌ش بودن

.فنگ پسـر مامانم ازیکی از ازدواج‌های قبلیش بود

اما فنـگ همیشه باهام به مـهر یک .برادر واقـعی رفتـار می‌کرد

حالا که برگشتی، برنامه‌ت چیه؟

سعی کردم برگـردم سراغ رقصـیدن ...تا ببینـم آیا هنوزم توش خوبم یا نه

اما هر حرکـت ضربـه پا در رقـص، حس شلیک .یه گـلوله از مسلسل رو میده

‌.من بدعـمو هستم، خیلی عمـوی بدی‌ام

...نه، حقیقـت نداره. تو - !خدایـا -

...به خودم اجازه دادم که

مسـابقه رقـص سالن‌؟

من من تا حالا در مسابقه شرکت نکردم و همراه رقصم کیه؟

.ما ویویان رو مد نظر داشتیم

در مسابقات رقص سالن در دانشگاه ،شرکت کرد

.و در مسابقات کشوری، سوم شد

سی‌ام شدم - بازم خیلی خوبه، مگه نه؟ -

.نمی‌دونستم - .برادر، ما خونواده تو هستیم -

می‌خوایم بهت کمک کنیم .که دوباره سرپا بشی

.نمی‌خوام برام دل‌سـوزی کنی

.هرگز برات دل‌سـوزی نمی‌کنم - .خوبه -

.وضعیـتت رو نشونم بده

هرگز به ویویان، به چـشم چیزی بیـش از .یه همسـر و مادر نگـاه نکرده بودم

شـونه‌ها پاییـن، چـونه یالا .عین یه تخـته، محـکم وایسا

.معـلم سختـگیری بود

!دوباره - باسنم چی؟ -

!نه، باسن نه. درست وایسا - باسن چی پس؟ -

،استـعدادش رو داری .اما به کنـترل نفـس نیـاز داری

...محکم وایسا! مثل... قوی - .باشه، باشـه متاسفم. ببخشید -

...متاسـفم، فقط

بابا، بی‌فایـده‌س، خب؟

...من می‌تونم بهـت نظـم یاد بدم

...اما باید

.از این‌جا برقـصی

این ‌تو، چیزی جـز درد نیست. باشه؟

.پس درد رو بریـز بیرون

.با درد برقـص

.دوباره

اون داشت به من زندگـی دوبـاره می‌داد

.خیـلی بهتـر شد، خوبه

،شـروع به مـسابقه دادن کردیـم

و مارو به ماجراجویی دور دنیـا و رفتن به مکان‌های عجیـب و غریـب کشوند

.هـوای لـب دریا، بهش نیاز داشتم

فکرکنم باید "چرخـش دور دنیا" رو .‌انجـام بدیم

چی؟

.نه نمی‌تونم. آماده نیستم

.ما که تمـرین کردیم

اما هیچوقت کامـل انجامش ندادیم، اگه بندازمت چی؟ - .نمی‌انـدازی -

ببین، اگه خیلـی احتـیاط کنیم .برنـده نمی‌شیم

!ویویـان، نمی‌تـونم

خیلی شکسـته‌تر از این حرفـام، باشه؟

.من بهـت بـاور دارم

.این‌جـا می‌رقصـیم

این‌جا؟ لـب ساحـل؟ مثل مـرغ‌های دریـایی؟

من سـریع میام سمـت تو و .تو هم مـن رو می‌گیری

.پشـم هستم، صاحبم ریخت

.تو کتـم نمیـره، باور نمی‌کنم

داستـان خیلی یهویی عوض شد، می‌دونم .اما عیـن حقیقـته

.خب، فقـط ثابـت می‌کنه که باهم رقصیدین

.خب، یه عکس از یه رختکن زنـانه خوشگل دارم

.نمی‌خوام ببینم - ‌.من می‌خوام ببینم -

.اوف ویویـان، باشه

تمومـش کردین؟

چه‌طور می‌تونـستم تمـومش کنم؟

.ویویـان من رو به زندگی برگردونه بود

.دوتـا زندگی داشتیم

وقتی در سفـر بودیم، عمودی و افقی .می‌رقصـیدیم

...اما خـونه

.شام مخصـوص برای برنـده‌های ویژه‌مون

.بخـورین از دهن نیفته - .مرسی برادر -

.بسـیار خب، ممنـونم. مرسی - .باورم نمیشـه که برنـده شدین -

چه حسـی داشت؟

.عین بهشـت بود

البته مسـابقات اسـتانی بود ...اما، آه

.برادر، شکسـته نفسی می‌کنی .این تازه شـروع ماجـراست

،اهل شرطبندی نیستم، اما اگه بودم

شرط می‌بستم که شما دوتا، نوامبر امسال در پاریس

به قـهرمانی جـهانی می‌رسیدین

می‌تونین تصور کنین که شمادوتا در شهر نورها برقصـین؟

.می‌تونـم کمک کنم .داداش، یه خـلال دنـدون بده

،خیلی هماهنگین .واقعا من رو تحـت تاثیر قرار میده

.واقعا بـدجور گیر کرده بچه‌ها - .می‌دونـی فقط... ممنون -

.آه، درست شد

.هیچی یه خلال دنـدون درست درمون نمیشه

می‌دونـی چیه؟

،من...متاسـفم، اما

یادم اومد برای اجرای ویلسون فیلیپـز .در کو پالـاس، بلیط دارم

.آم، باید بـرم .خیلی ممـنون

وایسا، برای ویویـان یه سـورپرایز دارم .و می‌خـوام که تو هم باشی

...سورپرایـز؟ چی - !بله -

،می‌دونـم زوده

.اما سالگـردمون مبارک

.اوه

حقه باز، همیـشه وقتـی انتظار ندارم .بهم هدیـه میدی

خب تنها راهـی که واقـعا غافـلگیر بشی همینه .بازش کن

انگار تو مراسـم اسکـار شرکت کردی اجازه هست؟

.هوم - .باشه -

.اوه

.لعنتی

انگشتام از بس آشپزی و بشور و بساب .برای تک بچه‌مون کردم، زمخـت شدن

برادر، میشـه کمک کنی؟

.حتـما

.چه زیبـاست

.عذاب وجـدان داشت مارو رو از هم می‌درید ...می‌دونستم توفـان در راهه

.اما نمی‌خواستم باهاش مواجه بشم

تو این فکـرم که حرکت چا-چا برای مسابقات شهر "سدار راپیدز" رو، یکمـی خفـن‌تر کنیم

.دیـگه نمی‌تونم همـراه رقصـت باشم - ،یعنی به جای گام برداشـتن، پریدن، گـام برداشتن -

.شاید بهتره گـام برداریم، دوبار بپریم و گام برداریم - .یولسـیز -

More Farsi Persian subtitles for The Afterparty

Bình luận

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left