200 dòng đầu tiên.
اوه این بچه ها خیلی زیاد هستند!
این چیه پسر
-تو مجبورم کردی همه چی رو ول کنم. - سلام!
- بیا! - ها؟
برخیز!
بیا! مشت!
محکم تر بزن!
- قفل کن! - سوپلکس!
انجامش بده
بالا!
مادر خدای مقدس!
- امروز به هر دوی شما درس می دهم! - ساوی فرار کن!
- وتری! - ساوی همینجا بایست!
وتری! سلام!
سلام!
- فرار کن! - همین جا بایست، می گویم!
متوقف نشو! به دویدن ادامه بده
- بس کن! - فرار کن!
فرار کن یو!
گوش کن رفیق!
لطفا این کار را در خانه امتحان نکنید.
خون داغ قرمز، زرشکی در سر ما می کوبید اما چه فایده ای دارد
در گفتن این موضوع به بچه هایی مثل
ما؟ رویاهایمان را جعل کردیم که سخت به زمین کوبیدیم،
استخوان ها به ارزش خود می شکنند…
من کوچولو هستم اگرچه ممکن است ظاهر شوم به
عنوان چهره گروه، ما سه نفر در این با هم هستیم!
او را صاف کن!
این بووای من است.
بووا به معنای برادر بزرگتر است.
وتریول لوبو.
نام میانی او هیزم است.
و…
اونی که میره برای حمله
به Vetri Savio Lobo است!
کوچولو، وتری، ساوی.
به نظر می رسد نام ها کمی جدا از هم باشند، درست است؟
مشکلی نیست!
بذار توضیح بدم در زمانی که تب کشتی کوچی را
در یک چوک هولد، بزرگترین و بهترین کشتی گاتا داشت
قهرمان اطراف Kallath Maani بود. زمانی که معانی وارد رینگ شد،
مخالفان او در هوا خواهند بود.
اما از منیت او به اندازه عضلاتش بزرگ بود، مردم هم داشتند می مردند
تا ببینم او سرنگون می شود در یکی از شب های کارناوال، زمانی که همه
متحجر بودند که با معانی مقابله کنند، من برای تماشای مبارزه بیرون رفتم،
بدون اینکه مامانم بدونه آن شب بود یک رقیب جدید وارد شد.
چه ورودی بود! شلیک گلوله، سوار بر یک
موتور سیکلت قدیمی گلوله، با دو پسر در کنار هم.
در ابتدا، با دیدن آن مرد خشن، جمعیت
محلی ما نتوانستند او را کاملاً جای دهند.
اما هنگامی که مشت ها شروع به پرواز کردند، آنها دقیقا می دانستند که او کیست.
نیروگاه قدیمی کوچی!
والتر لوبو!
مردمک ستاره از پدربزرگم استاد وارو.
در حال حاضر برای همه به عنوان Bullet Walter شناخته می شود.
در آن زمان، والتر کشتی را در اینجا یاد گرفت و به تنهایی در دنیا پرسه زد.
بعداً پیوست شرکت سیرک شماره یک
هند، و یکی از کشتی گیران ستاره آنها شد.
اما زمانی که یک آتش سوزی عظیم سوخت کل شرکت سیرک
خاکستر شد، تنها کسانی که والتر توانست نجات
دهد ساویو، پسر بدلکار، و وتری، پسر استاد حلقه بودند.
بنابراین آنها او را به درستی گرم کردند و او را به داخل رینگ فرستاد.
با دیدن آن کمربند رنگارنگ او و آن همه ژست های
عجیب، مردم ابتدا خندیدند و او را مسخره کردند.
اما بعد از آن مشت های او آمد!
آنها این قدرت خام و خرد کننده را داشتند!
معانی فقط نتوانست سر حرفش بایستد در برابر یک والتر سختگیر جهانی
همونجا، جلوی همه، والتر غرور مانی را در هم شکست.
بعداً والتر مسئولیت را بر عهده
گرفت آکادمی کشتی پدربزرگ من و
خانواده ما، و ساویو و وتری با او به خانه آمدند.
من بدون داشتن بزرگ شدم پدر یا پدربزرگم در اطراف
بنابراین، از آن روز به بعد، والتر قهرمان من شد.
بعد از آن همه چیز فقط حماسی بود!
قفلش کن، وتری!
بنابراین، ما یک خدمه در این اطراف هستیم.
آره بگیرش بیا!
کاملا جنجالی…
قفلش کن
بووا، قفلش کن!
آری
خدمه داد و بیداد محلی
مامان و برادرانم هرگز واقعاً با هم کنار نمی آمدند
اما ما سه نفر، ما همیشه شورش بودیم!
اولین چیزی که وقتی تلویزیون گرفتیم دیدیم
کشتی گیر بودند، که درست مثل والتر جنگید.
همان حال و هوای عالی،
همان حرکات چرخشی، همان سواگ!
شجاعتی که هرگز خم نمی شود، حتی خدا هم نمیتونه درک کنه…
باختی! حالا ساعت والتر مال من خواهد بود!
من آن را پس از آن!
اکنون میزها به عرصه ها تبدیل می شوند، هجوم به نذری مرگبار…
آری بله!
دو! سه!
آری
هر وقت از ماندن در خانه خسته شدیم،
ما یواشکی می رفتیم به محل پاتوق همیشگی ما،
ایستگاه راه آهن قدیمی کوچی
روزی پر از هرج و مرج، رعد و برق آسمان را متلاشی می کند…
بیا!
خدمه داد و بیداد محلی
در آن زمان بود وقتی عادت داشتیم اطرافمان خنک شود
نوشیدن آب میوه کره در بار خنک آمبدکار،
فیلم مهنلل «چوتا بمبئی» منتشر شد.
خدمه داد و بیداد محلی
چوتا بمبئی
این کاملاً یک نمایش است!
- البته! - مهنل جسور ما رو ببین!
- عجب! - ماشین خوبیه، نه؟
ماشین عالی!
چیکار میکنی؟ خراش دادن ماشین؟
چیکار میکنی؟ ماشین را می خراشید؟
چریان، اگر با لیتل درگیر شدی، شما در مشکل خواهید بود!
اوه واقعا؟ من به دردسر می افتم؟
آیا اینطور است؟ ها؟
چی؟
به من نگاه های ترسناکی می دهی، ها؟
دور شو، تو!
بگذار بروم!
دست از چشمانم بردار!
بچه های کی هستند؟
آنها پسران والتر هستند!
ساوی! هیچ کس به اندازه کافی بزرگ نشده است
با پسرهای والتر سر و کله بزنم!
فرار کن در پی این
حادثه دعوای بزرگی در گرفت
بین کالاث معانی و والتر. مادرم ساویو را
ترک کرد و وتری با سوپرجاما، و مرا از آنجا برد.
پس از سرنگونی معانی در آن
روز، والتر در کوچی دیده نشد.
سالها گذشت از آخرین باری که برادرانم را دیدم
من شک دارم که آنها حتی الان مرا بشناسند.
اما من برگشتم
برگشت با یک برنامه
من این را به مردم خود نشان خواهم داد.
هر بار که به راه افتادند برای انجام یک کار جدید،
انگلیسی ها معمولا می گویند "کن یا بمیر".
اما پسرهای ما نسخه خودشان را دارند!
همه یا هیچ!
یعنی…
یا بگذار که باشد.
بعداً در مورد آن به شما خواهم گفت.
از این راه به تقاطع کوچی ولی
کوچی ما
این برای چیست؟
این یک مبارزه باورنکردنی بود!
معانی از هر تاکتیکی که داشت استفاده کرد! اما نکته چه بود؟
والتر در لیگ دیگری بود!
او به آرامی دور شد از حرکات معانی
والتر یک پاور اسلم گرفت!
- معانی از آن زمان حرکت نکرده است ... - چی میخوای؟ چای؟
چند تکه گوشت به او بده، مرد!
او نوه استاد وارو است.
به کوچی برگشتی و هنوز آیا طعم تکه های گوشت ما را نچشیده اید؟
استاد!
آیا 20 سال را جبران می کنید؟ از نخوردن تکه های گوشت به هزینه من؟
من هیچ کدوم از اینا رو نداشتم در این چند سال استاد
مامان تمام رابطه ام را با کوچی قطع کرد.
حتی الان هم لیز خوردم بیرون بدون اینکه او بداند
واقعا نمی توان او را سرزنش کرد.
نه بعد از اتفاقی که افتاد.
چطور بهت اجازه میده بمونی بعد از آن با برادرانتان؟
استاد الان کجا هستند؟
ساوی در اطراف است.
اگه میخوای الان ببینیش مستقیم به مارین درایو بروید.
قایق ساگارا رانی . اونجا پیداش میکنی
بووا چطور؟
ارر... نگذارید پاروتای شما سرد شود.
کمی بیشتر بخور
چی شده استاد
او پشت میله های زندان است، مرد.
او گرفتار یک پرونده قاچاق شد.
الان حدود هشت سال از آن زمان می گذرد.
سلام!
برو با ساوی ملاقات کن
او واقعاً از دیدن شما خوشحال خواهد شد.
برو!
بیا، همه! خوش آمدید!
این آخرین سفر قایق ما است.
مسافران، بی تاب نباشید! قایق ما به زودی سفر خود را آغاز خواهد کرد.
- هی چند تا... - هی بس کن
- سلام! فرار نکن! - میرم داخل بابا!
به آنها بگویید فرار نکنند. یک روز بارانی است.
- زود باش! - عجله کن
سلام!
- سینان! - پسر!
پسر!
ساویو!
چه اتفاقی افتاد؟
- ترسیدی؟ - بله.
نترس ادامه بده
او خوب است. کاملا خوبه
او خوب است! بیا داخل
اینجا مشکلی نیست همه خوشحال هستند!
خوش آمدید، همه! بیا داخل
- چطور بود؟ - لگد زدن!
- خوشت اومد؟ - بله.
اوه وای! من دارم ستاره میگیرم، ها؟
باشه!
برای شام چی میخوای؟
No comments yet. Be the first to leave one.