200 dòng đầu tiên.
چيزي نيست که دوست داشته باشي درموردش حرف بزني؟
.نه واقعا
.هر هفته فقط اون گوشه ساکت روي مبل مي شيني
ميدوني چرا اينجايي؟ - .دستگير شدم -
نه، چرا اينجا پيشِ مني؟
.بايد از اين مرحله گذر کنم تا عفو مشروط بگيرم
.خب، يه جورايي درسته
،اين شغل منه که تو رو ارزيابي کنم
.روند اصلاحت رو
بي خيال. واقعا فکر ميکني کسي اينجا اصلاح ميشه؟
.فکر ميکنم اين ماييم که خودمونو اصلاح ميکنيم
چند ساله اينجايي؟ هفت سال؟
.آره، همين حدودا - .تو چند تا دعوا هم شرکت داشتي -
.ما اينجا فقط از همين کارا ميکنيم
.تو الان چهار ماهه که واجد شرايط عفو شدي
دارم به اين فکر ميکنم که مردي با هوشِ
و مهارت هاي بسيار مثلِ تو، حداقل تلاشش رو در
همکاري با من ميکنه تا منو مجبور کنه که
.با عفوش موافقت کنم
خب، شايد من ميدونم که نبايد .مزخرف تحويل هم بديم
.عادلانه س
.اما باور کني يا نه، من براي کمک به تو اينجام
.آره، درسته
من فقط يه پرونده ديگه م که تو قبل از اينکه بري خونه
.پيش گربه هات، بايد به سرانجام برسونيش
چي باعث شد فکر کني من چندتا گربه دارم؟
.خب، مطمئن بودم که يه دونه گربه داري
.چند تاش فقط حدس بود
ديگه چي؟
.دوباره سينه بند مشکي زيرِ بلوز سفيد پوشيدي
،مثلِ دفعات قبل
.مسلما به خاطر اين نيست که لباس شوييت خرابه
.اگرم خراب بود، اصلا سينه بند نمي پوشيدي
.سينه هات اينقدرام بزرگ نيستن
.تو از قصد جنبه ي جنسيت رو به نمايش ميذاري
شايد به خاطر اينکه تازگيا با کسي به هم زدي
.يا طلاق گرفتي
در هر صورت، تو از اينکه
،جلوي مردايي بشيني که سالهاست هيچ زني نديدن خودداري ميکردي
با اينکه ميدوني که ما وقتي برگرديم تو سلولمون
!با مجسم کردن تو يه دست ميزنيم
منظورم اينه که، به چه دليل ديگه اي زني مثلِ تو
مياد جايي مثلِ اينجا کار کنه؟
.و آره، تو چند تا گربه داري
هر دفعه که اون کت و شلوار تيره شبيه نيرو هاي درياييت رو ميپوشي
،که از بس تنگه ميچسبه به کونت ،مثلِ يه پوسته ي دوم
.موي چند تا گربه رو لباست ميبينم
.تو به طور خارق العاده اي تيز بيني
.به خاطر حرفه مه - .حرفه ي دزدي -
.حرفه ي زنداني بودن - دوباره ميخواي دزدي کني؟ -
.نه - مطمئني؟ -
.سوال انحرافيه - چرا؟ -
.اگه بگم نه، چرت تحويلت دادم
.اگه بگم آره، عفو مشروط نمي گيرم
.همه چيز که تله نيست
هيچوقت اين حرفو به يکي که .تو زندان زندگي ميکنه نزن
.ازت خوشم مياد
اين بر خلاف قانون نيست؟
.چرا
:ترجمه و تنظيم AminGeneral امين
:قسمت دهم A Mixture of Madness ترکيبي از ديوانگي ها
چي ميخواي، ربيت؟
فقط ميخواستم براي آخرين بار
.تو چشات نگاه کنم
.خداحافظ
!اوه، لعنت
.فکر کنم يکي بهم بدهکار باشي
.هي
.ادامه بده
.دلم نميخواد بازي کنم
،اما اين ذهنتو قوي ميکنه
.صبر و تحمل يادت ميده
...خداي
.لعنتي
.امت"، عقب رو چک کن" - .خدايا -
.امت"، عقب رو چک کن"
.به يه آمبولانس نياز داريم
.هود، با ما حرف بزن اينجا چه اتفاقي افتاده؟
.ما هم همين الان رسيديم .تموم شبو دنبال پسره ميگشتيم
.هيچي به غير از جسد اينجا نيست
هود؟ !"کلانتر "هود
.نميدونم چه اتفاقي افتاد
.همين طوري فقط شروع به تيراندازي کردن
.اينا اسلحه هاي "ام 4" با درجه هاي نظامين
اينطور اسلحه هاي پيشرفته اي .اصلا اين طرفا پيدا نميشه
.الان فقط پيدا کردن اون بچه برام مهمه
نه، اين اولويت منه و .اينجام حوزه ي استحفاظي منه
،و برآورد من اينه، کلانتر
.تو مانع پيشرفت تحقيقات شدي
ميتونم به يه قاضي زنگ بزنم
.و حکم تعليقت از خدمت رو بگيرم
هود، داري کدوم گوري ميري؟
.اگه ميخواي جلومو بگيري، بايد بهم شليک کني
.اسلحه ت رو تحويل بده
دنبال چي ميگردي؟
.وقتي ببينمش خودم ميفهمم
.من ميتونم کمکت کنم
.کل عمرمو اينجا زندگي کردم
که همين دليل عدم فهمت رو از .فضاي خصوصي توضيح ميده
.فقط بهم بگو چي دستگيرت شد
اين ديروز از دوربين هاي ترافيکي .حاشيه شهر گرفته شده
از کجا ميدوني خودشه؟ - .پلاک هاي نيويورکي -
.و "ربيت" هم معمولا بين چهار تا ماشين حرکت ميکنه
من سعي کردم با کلانتري محل تماس بگيرم
،که حکم دستگيريشون رو صادر کنن .اما انگار اونا به تلفن جواب نميدن
.حداقل تلفن هاي من
.من رد پلاک ها رو گرفتم، ولي جعلين
اما من هيچ تصويري از بيرون رفتنشون .از شهر رو پيدا نکردم
.اونا همينجان - به نظرت حالش خوبه؟ -
.نه، خوب نيست
.اگه "ربيت" اينجا باشه، هيچکس خوب نيست
.من بهش گفتم بارها و بارها بهش گفتم
.که بايد گورمونو از اينجا گم کنيم
.اينجا بودن از اولش هم ايده ي وحشتناکي بوده
چطوري پسره رو پيدا کنيم؟
،دوربين هاي خيابوني رو هک کنيم .دنبال ماشيناشون بگرديم
فيلم هاي امنيتي بازارچه ها
.و سوپرمارکت ها رو ببينيم .حواسمون به اغذيه فروشي ها باشه
مسير ماهواره هاي سي آي اي رو تغيير بديم
و دنبال نشانه هاي گرمايي در .جاهاي غير معمول باشيم
.مثلِ پيدا کردن يه سوزن تو انبار لعنتي کاه ميمونه
.جا هاي زيادي رو بايد پوشش بديم
به بيست نفر براي اين کار نياز دارم و .هيچکدومشون رو ندارم
.فقط ما دوتاييم
.يا ما سه تا
."سلام "جوب
.مدت زيادي گذشته
.همه دسته مون اومدن اينجا
لطفا
.به تلاشتون ادامه بدين
.اونا فقط براي محافظت از ما اومدن
.هي
خوبي؟
.ديوا، به خاطر همه ي اينا متاسفم
چرا اون بايد به ما دروغ مي گفت؟
هيچي قرار نيست درست بشه، نه؟
.نميدونم، عزيزم
.واقعا نميدونم
بايد اقرار کنم که
.تو استعداد قابل ستايشي در زنده موندن داري
.من همين حالاشم مرده حساب ميشم
.خودم اينو ميدونم - بله؟ -
پس چرا مقاومت ميکني؟
.تو هيچ گزينه ي ديگه اي پيشنهاد ندادي
مثلا؟
.تسليم شدن
تو ميخواي خودتو براي پسره فدا کني؟
.نه
.براي همشون
...پس بالاخره
مسئوليتت رو
.تو همه ي اين قضايا قبول کردي
.آره، قبول کردم
دايي "کاي"؟
.سلام - .سلام -
.يه ليوان مشروب طبقه ي پايين دارم
.راستش ميخواستم برم بخوابم
.پس، شب بخير
.شب بخير، ربکا
!آه
کي تو رو فرستاده؟
.سرخپوست هاي لعنتي
.برو به داييت کمک کن
.دوباره با يکي جنگيدي
.فقط يه سوءتفاهم بود
نميخواي در موردش برام بگي؟
،يکي به من گير داده بود
.منم فقط ميخواستم باهاش دوست بمونم
کارمون تموم شده؟ - .نه کاملا -
.بايد خسته کننده باشه
چي؟
.24 ساعته حواست جمع باشه
.ندوني حمله بعدي از کجا اتفاق ميفته
اصلا ميتوني استراحت کني؟
.داشتم به اولين گزارش پليس در موردت نگاه ميکردم
.توي اون ساختمون دو نفر بودين
پليس گفته که تو تا جنگل فرار کردي
،جايي که شانست براي فرار خيلي بيشتر بوده
.ولي يه دفعه برگشتي چرا؟
...همدستت
.يه زن بوده
.اين جلسات محرمانه ست و تو دادگاه کاربردي نداره
.با حرف زدنت اون محکوم نميشه
.بايد خيلي دوستش داشته باشي
از کي تا حالا نديديش و ازش خبر نداري؟
.خيلي متاسفم
خوبي؟
.آره
خب، کجا ها بودي اين چند وقته؟
.ميدوني که، همين دور و برا ميگشتم
حالا که اون مرده
يه مدتي اينجا نميموني؟
.واقعا ميتونم ازت استفاده کنم
.خب، اون کيف واقعا مال من نبود، برادر بزرگه
!آه
!خب، جالب شد
!اوه، مادر به خطا
!اينجا خونه منه مثلا
،يعني تو از اين ناراحتي که اون مرد
کله ي آدمي رو که برا کشتنش فرستاده بودي رو
No comments yet. Be the first to leave one.