Sole Survivor

Sole Survivor

Tải xuống Phụ đề Farsi Persian

Thông tin phát hành

Sole Survivor 1984 REPACK 720p BluRay x264 AAC YTS
Bình luận bởi Don Milo

Tags

bluray
Được xuất bản vào: 2025-10-31
Lượt tải xuống: 28
Khiếm thính: No

Xem trước phụ đề Farsi Persian

200 dòng đầu tiên.

‏‫داره میاد.‬

‏‫بسیار خوب.‬

‏‫باشه، یه لحظه صبر کن.‬

‏‫بلیک؟‬

‏‫کارلا دیویسه.‬

‏‫مگه چه غلطی می خواد؟‬ ‏‫نمی‌دونم.‬

‏‫مگه تو چی می خوای؟‬

‏‫بلیک؟‬

‏‫اسم اون زنه تو آژانس تبلیغاتی چیه؟‬

‏‫همونی که قرار بود باهاش تبلیغ بسازم.‬

‏‫دنیس واتسون.‬

‏‫واسه همین بیدارم کردی؟‬

‏‫می‌دونی امروز صبح پروازی داره یا نه؟‬

‏‫آخه من از کجا باید بدونم؟‬

‏‫یه اتفاقی قراره بیفته.‬

‏‫به جون خودم قسم، کارلا، دوباره شروع نکن.‬

‏‫از تو کاری نمی خوام، بلیک.‬

‏‫فقط شماره یه نفر رو تو آژانس رو بهم بده‬

‏‫که بتونه باهاش تماس بگیره.‬

‏‫شماره رو بهت بدم که بتونی‬

‏‫نصفه شب بیدارشون کنی‬

‏‫و بهشون بگی که فکر می کنی تهیه کننده شون‬

‏‫قراره کشته بشه.‬

‏‫کشته بشه نه.‬

‏‫باشه، پس همه چی درسته.‬

‏‫برو بخواب.‬

‏‫مگه اون چی می خواست؟‬

‏‫آه، همون قصه های همیشگی.‬

‏‫شیش ساله کار نکرده.‬

‏‫این تبلیغ آخرین شانسشه‬

‏‫که قیافه‌ش جلوی مردم بیاد‬

‏‫و اونم زنگای نصفه شبشو می خواد شروع کنه.‬

‏‫عالیه.‬

‏‫کنترل پروازهای خروجی فرودگاه مرکزی،‬

‏‫این کان 86 هست که منتظر اجازه پروازه.‬

‏‫کان 86، صعود و حفظ ارتفاع 6000 پا.‬

‏‫متشکرم، کان 86، 1500 برای 6000.‬

‏‫کان 86، با کنترل بیشاپ در 6000 تماس بگیرید.‬

‏‫فرودگاه مرکزی، کان 86 هستم.‬

‏‫ما یه چراغی روی پنلمون داریم که...‬

‏‫کان 86، تکرار کنید؟‬

‏‫کان 86، لطفاً منتظر بمونید.‬

‏‫خدای من.‬

‏‫گرفتی؟‬

‏‫باشه.‬

‏‫رونی، می تونی اینو به جای من جواب بدی؟‬

‏‫حتماً.‬

‏‫می تونی اسمت رو بگی؟‬

‏‫اون تیکه رو بگیر.‬

‏‫دنیس واتسون.‬

‏‫دنیس، اسمت وسطت چیه؟‬

‏‫لین.‬ ‏‫ساده بود.‬

‏‫دنیس لین واتسون.‬

‏‫دنیس، تنها سفر می‌کردی؟‬

‏‫بله.‬

‏‫چند نفر جون سالم به در بردن؟‬

‏‫فکر کنم فقط شما.‬

‏‫اوه.‬ ‏‫خیلی خوش‌شانسی خانم.‬

‏‫نه.‬

‏‫من تکان خوردنشان را دیدم.‬

‏‫بعدش بیشتر پیش مادربزرگم زندگی کردم.‬

‏‫ممممم.‬

‏‫مادربزرگ و پنج یا شش صندوق امانی.‬

‏‫اما پول خوشبختی نمیاره.‬

‏‫فقر رو هم نمیاره.‬

‏‫تو چی؟‬

‏‫من؟‬

‏‫آره، درسته، همه چیز رو در مورد من فهمیدی؟‬

‏‫پدرم لوله‌کش بود.‬

‏‫مادرم هم مادر است.‬

‏‫و من آسم داشتم.‬

‏‫خب؟‬

‏‫خب، بیشترش خوب شد.‬

‏‫به مداد نگاه کن.‬

‏‫سرت رو تکون نده، فقط چشمهات رو حرکت بده.‬

‏‫پرستارها میگن مجردی.‬

‏‫پرستارها زیادی حرف می‌زنن.‬

‏‫باشه.‬

‏‫از نظر من، تو مرخصی.‬

‏‫می‌خوام به دیدن دکتر وببر ادامه بدی‬

‏‫برای اون گرفتگی شونه‌ات.‬

‏‫گاهی دو ماه طول می‌کشه‬

‏‫تا خودش رو جا بندازه.‬

‏‫آهان، راستی، پایین خبرنگار هست.‬

‏‫چند نفر؟‬

‏‫چند نفر از روزنامه‌ها و یه تیم از شبکه هفت.‬

‏‫ببین، بهت گفته بودم.‬

‏‫هشت روزه که هیچ چیز دیگه‌ای تو اخبار نیست.‬

‏‫خب، اتفاق بزرگی بود.‬

‏‫مردم کنجکاون.‬

‏‫چه حسی داری، دنیس؟‬

‏‫عالی.‬

‏‫من دختر معجزه‌ام، مگه تو اخبار منو ندیدی؟‬

‏‫دنیس.‬

‏‫دیدی، باشه؟‬

‏‫دیدی.‬

‏‫چه حسی داری؟‬

‏‫عجیب.‬ ‏‫افسرده؟‬

‏‫دلایلی برای پرسیدن دارم.‬

‏‫احساس عجیبی دارم.‬

‏‫نمی‌دونم.‬

‏‫افسرده‌ام.‬

‏‫اوه، ولی من قبلاً با افسردگی دست و پنجه نرم کردم.‬

‏‫نمی‌دونم.‬

‏‫دنیس، دیدی.‬

‏‫یک وضعیت روانی هست‬

‏‫به اسم سندرم بازماندگی.‬

‏‫خب، یک فرد در موقعیت شما اغلب ممکنه احساس گناه کنه‬

‏‫از اینکه از یک فاجعه زنده مونده‬

‏‫که بقیه رو کشت.‬

‏‫فردی در موقعیت شما ممکنه حتی احساس کنه‬

‏‫که لیاقت زنده موندن رو نداره.‬

‏‫تلاش خوبیه، ولی قضیه این نیست.‬

‏‫من نه احساس گناه می‌کنم و نه بی‌ارزش.‬

‏‫پس خودت بگو.‬

‏‫مثل این می‌مونه که یه بار یه لباس از «آی. مگنین» خریدم.‬

‏‫گرون بود، پس به حسابم گذاشتم.‬

‏‫و تو صورت‌حسابم نیومد.‬

‏‫فکر کردم عالیه، یه اشتباه به نفع منه،‬

‏‫پس بهتره ساکت بمونم.‬

‏‫حس منم تقریباً بعد از اون تصادف‬

‏‫که بهوش اومدم، همین بود.‬

‏‫ولی این فقط تا یه جایی جواب می‌ده،‬

‏‫من آدم علت و معلولی هستم.‬

‏‫من می‌دونستم چرا هیچ‌وقت صورت‌حساب لباس «مگنینم» رو نگرفتم،‬

‏‫چون سیستم کامپیوتری خراب کرده بود.‬

‏‫اما در مورد زنده بودن من...‬

‏‫ببخشید.‬

‏‫بله؟‬

‏‫پنج دقیقه‌س دارم سعی می‌کنم یکی پیدا کنم کمکم کنه‬

‏‫تو این پنج دقیقه.‬

‏‫ببینید، اینجا بیمارستانه، ما نمی‌تونیم‬

‏‫هر بار که کسی کمک خواست، همه کارامون رو ول کنیم.‬

‏‫مطمئناً اینو می‌دونم، ولی اسم من کریستی کاتلر هست،‬

‏‫همسایه دنیس واتسونم.‬

‏‫خب؟‬

‏‫من قرار بود‬

‏‫قرارد بود دنیس رو از پشت سوار کنم‬

‏‫تا بتونه از خبرنگارا دوری کنه.‬

‏‫خب؟‬

‏‫خب، من منتظر بودم، اون بیرون نیومده.‬

‏‫داشتم می‌پرسیدم شما می‌دونید...‬

‏‫اگه گفته اونجا هست، مطمئناً همونجاست.‬

‏‫من هیچی ازش نمی‌دونم.‬

‏‫چی؟‬

‏‫باشه.‬

‏‫فقط راه درست رو به من نشون بدید.‬

‏‫از اینجا برید پایین و با آسانسور پایین برید،‬

‏‫از راهروی خالی بیرون رو دنبال کنید و شما رو‬

‏‫سر بارانداز پیاده می‌کنه.‬

‏‫تا دفعه بعد.‬

‏‫بتی کمپبل، ۳۲۵۷.‬

‏‫بتی کمپبل، ۳۲۵۷.‬

‏‫دیدا.‬

‏‫یه لطفی در حقم بکن.‬

‏‫یادت بمونه اتفاقی که افتاد فقط شانس بود،‬

‏‫کاملاً محض!‬

‏‫منظورم اینه که یه چیز بزرگتر ازش نساز.‬

‏‫مثل اون لباسی که هیچ‌وقت صورت‌حسابش رو برات نفرستادن.‬

‏‫اوه، صورت‌حسابش رو فرستادن، حسابی هم فرستادن.‬

‏‫اون کامپیوترهای احمق.‬

‏‫شاید اشتباه کنن، ولی بالاخره پیدات می‌کنن.‬

‏‫۳۱۱۵، ۳۱۱۵.‬

‏‫اوه، ببخشید...‬

‏‫اوه!‬

‏‫اوه، ببخشید.‬

‏‫عزیزم، اینجا چیکار می‌کنی؟‬

‏‫من یه بیمارم.‬

‏‫منظورم اینه که بیمار بودم.‬

‏‫یه جورایی ترتیب داده شده بود که من بتونم‬

‏‫از در پشتی برم بیرون.‬

‏‫در دقیقاً اون طرف پیچه.‬

‏‫مطمئن شو پشت سرت در رو می‌بندی.‬

‏‫مردم رو می‌فرستن اینجا پایین.‬

‏‫فکر کردن اینجا کجاست، شهربازی؟‬

‏‫دختر خانمی رو توی ماشین ندیدی؟‬

‏‫مثلاً تو چند دقیقه اخیر؟‬

‏‫حالت خوبه؟‬

‏‫تو نباید توی بیمارستان باشی؟‬

‏‫بیماری؟‬

‏‫اگه بخوای، می‌تونم ببرمت داخل.‬

‏‫هی، داری چیکار می‌کنی؟!‬

‏‫کجا بودی؟‬

‏‫داشتم همه‌جا دنبالت می‌گشتم.‬

‏‫همین الان رو دیدی؟‬

‏‫این کامیون تقریباً منو له کرد.‬

‏‫آره؟‬

‏‫باید حواست بیشتر جمع باشه.‬

‏‫ترمز این چیزا همیشه خراب می‌شه.‬

‏‫باید یه چیزی رو درباره اون دختر به کسی می‌گفتم.‬

‏‫بیخیالش شو.‬

‏‫با اون دکتر چی شد؟‬

‏‫اوه، خب من شکست خوردم.‬

‏‫آره؟‬ ‏‫آره، خیلی بد.‬

‏‫فکر کردم داره بهت توجه ویژه می‌کنه.‬

‏‫آره، دقیقاً فکر منم همین بود.‬

‏‫واقعاً بهم علاقه نشون می‌داد.‬

‏‫می‌دونی، هی می‌اومد سر بزنه یه گپ کوچیک بزنه،‬

‏‫حالم رو می‌پرسید.‬

‏‫خسته‌کننده به نظر میاد.‬

Sole Survivor subtitles in other languages

Bình luận

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left