196 dòng đầu tiên.
ت
تر
ترج
ترجم
ترجمه
ترجمه
ترجمه و
ترجمه و
ترجمه و ز
ترجمه و زی
ترجمه و زیر
ترجمه و زیرن
ترجمه و زیرنو
ترجمه و زیرنوی
ترجمه و زیرنویس
ترجمه و زیرنویس
ترجمه و زیرنویس ا
ترجمه و زیرنویس از
ترجمه و زیرنویس از
ترجمه و زیرنویس از
ترجمه و زیرنویس از م
ترجمه و زیرنویس از مـ
ترجمه و زیرنویس از مــ
ترجمه و زیرنویس از مــم
ترجمه و زیرنویس از مــمـ
ترجمه و زیرنویس از مــمـد
ترجمه و زیرنویس از مــمـد
ترجمه و زیرنویس از مــمـد ن
ترجمه و زیرنویس از مــمـد نـ
ترجمه و زیرنویس از مــمـد نـو
ترجمه و زیرنویس از مــمـد نـوب
ترجمه و زیرنویس از مــمـد نـوبـ
ترجمه و زیرنویس از مــمـد نـوبـر
ترجمه و زیرنویس از مــمـد نـوبـری
ترجمه و زیرنویس از مــمـد نـوبـری
.زمان
.فضا
.واقعیت
.چیزی بیشتر از مسیری خطی است
،منشوری از احتمالات بیانتهاست
که در آن یک انتخاب به واقعیتهای بینهایتی انشعاب میکند،
و جهانهایی موازی از دنیاهایی که میشناسید بوجود میآورد.
.من نظارهگر هستم
.من راهنمای شما در این واقعیتهای وسیع جدید هستم
،همراهیام کنید و به این سؤال فکر کنید که
«چه میشود اگر...؟»
.زمین، ژوئن، سال 1943
ارتش نازی در سراسرِ اروپا لشکرکشی میکند و از مرگ و خرابی بهجای میگذارد.
ارتشهای متفقین با یکدیگر متحد میشوند .تا نوع جدیدی از سرباز را خلق کنند
.یک ابرسرباز
،در تاریکترین لحظات بشریت
بچهای لاغر از بروکلین به کاپیتان آمریکا تبدیل شد.
،بعد از برگرداندن ورق جنگ جهانی دوم
،او فداکاری نهایی را انجام داد و صلح را بازگرداند و جهان را نجات داد.
،اما در جهانی دیگر تنها یک تصمیم باعث خلق قهرمانی کاملاً جدید شد.
همه این کارها برای ساختن یهدونه ابرسرباز.
پاریس سقوط کرده است. شاید لندن بعدی باشه.
.اگه این جواب بده، میتونی به جنگ پایان بدی
ما انسانهای عادی فقط تو خوابمون .میتونیم همچین کارهایی بکنیم
مأمور کارتر، براتون راحتتر نیست که توی اتاقک ویژه بمونید؟
.نه، ترجیح میدم بمونم
.اینجا
این همون لحظهایه .که دنیای جدیدی رو خلق کرد
وقتی که از مارگارت پگی کارتر خواستند .اتاق رو ترک کنه، اون تصمیم گرفت بمونه
ولی بهزودی اوست که به اعماق ناشناختهها .خواهد رفت و دنیای جدیدی را خواهد ساخت
.سرم بلافاصله باعث تغییر سلولی میشه
،برای جلوگیری از رشد غیرقابلکنترل
.شخص رو به اشعههای ویتا آغشته میکنیم
!نه
.استیو! من رو ببین. به من تمرکز کن
.درصد قدرت داره کاهش پیدا میکنه
اگه همین الان انجامش ندیم .پروژه رو از دست میدیم
!راجرز، برو اون تو - !نمیتونه -
.استارک، خودت برو تو - .چی؟ دیوونهای؟ من فقط دکمههارو میزنم -
!من مسئول دکمههام - !برو تو -
.تکنولوژی و گلوله با هم ترکیب نمیشن که !همهچی رو از دست میدیم. باید همین الان انجام بشه
میدونی هزینه این چقدر بوده؟
.دیگه هیچوقت نمیتونیم انجامش بدیم
.دووم بیار. سریع برمیگردم
.همینجا میمونم
.هاوارد، آماده شو
.مأمور کارتر - داری چیکار میکنی؟ -
مأمور کارتر، داری چیکار میکنی؟
!این تنها فرصتمونه. حالا
.استارک، اینکارو نکن
جواب داد؟ - .حتی بیشتر -
.دیگه به اون پاشنهبلندها احتیاجی نداری
.پگی؟ واو
.بهنظر من که پروژه با موفقیت کامل انجام شد
!عجب شکست مفتضحانهای
شصت میلیون دلار خرج این شد و .تموم امید دنیا به باد رفت
.بهم قول یه ارتش رو داده بودن
.بهم قول صلح و رستگاری رو داده بودن
.بهجاش، یه دختر گیرم اومده
من میفهمم که این ،نتیجهی مورد نظرتون نیست
ولی من میتونم چیزی بیشتر از !یه بالشتک سوزنِ انسانی باشم
.اساسآر الان تحت فرمان منه
قدردانِ این باش که الان اینجایی .و بخاطر سرپیچی از فرمان محاکمهت نمیکنیم
.ما داشتیم کل پروژه رو از دست میدادیم
...اگه وارد عمل نمیشدم - .خب، حالا که از دستش دادیم -
.تا آخرین قطره سرم دکتر ارسکین وارد بدن تو شد
،اگه خوششانس باشیم
شاید یهروزی خونـت بهمون بگه که .چجوری یه ابرسربازِ واقعی بسازیم
.تو همین الانشم یه ابرسرباز داری
زنها که سرباز نیستن، و بدون شک .هم توی خط مقدم نمیجنگن
.ناخوناشون میشکنه
.هوک چپ خوبی بود
ولی سرهنگ فلینِ احمق که بدرد !بمب ساختن میخوره همچین فکری نمیکنه
.ای کاش اجازه داشتم اینکارو با کلهی هیتلر بکنم
.بدتر از اینم میشد
فلین میتونست بفرستت .بری تور ارتش برای سربازها برنامه اجرا کنی
،یه لباس مسخره بپوشی .روزی ده بار بهت بگن لبخند بزن
جرأتشو نداره. نمیتونه. میتونه؟
!به پیش
.باکی
.یکی از رفقام از بروکلینـه
.بهتازگی با پیاده نظام 107ـم اعزام شده
.ارتش حتی بهم نمیگه که داره کجا میره
.همهمون یکی رو داریم که برامون میجنگه
.خوب میشه اگه میتونستیم ما هم براشون بجنگیم
.شرمندهام
تو قرار بود کسی باشی .که جنگ رو تموم میکنه
.حالا تو تمومش میکنی
.و نگران من هم نباش .کلاً هیچوقت رقصم خوب نبوده
.شاید هنوز شریک رقص درست رو پیدا نکردی
.تنسبرگ، نروژ .شهر خیلی قشنگیه
.خب، قبلاً بود - نازیها توی نروژ بودن؟ -
.نزدیک بود. هایدرا. لشکر علوم ماوراءالطبیعهی هیتلر
با توجه به نشانههای گاما ،که از اون برج ساعت میاد
چیزی که دنبالش بودن میتونه .تا قرنها برقِ لندن رو تأمین کنه
.یا زیر 60 ثانیه بفرستتش هوا
.تسارکت گل سرسبدِ اتاق گنجینه اودین بود
و به این افسانه مشهور بود که قادر به بازنویسی قوانین فیزیک هست
و میتونه درهای زیادی رو سرتاسر جهان باز کنه.
.چیزی که دنبالشید فقط یه افسانهست
پس چرا انقد برای قایم کردنش سخت تلاشی میکنی؟
.اسمش تسارکتـه
.این دیگه تا الان باید نصف راه بهسمت برلین باشه
.بیشتر میشه گفت دو سومِ راهو رفته .ولی هنوزم شانسی داریم
...اگه امشب یه تیم بفرستیم، میتونیم - .تو عقلتو از دست دادی -
.من میتونم برم - .عالی شد، حالا دوتاتون دیوونهاید. واقعاً عالیه -
.حالا دوتا آدم دیوونه دارم که اینجا میچرخن
بیست یا حداکثر سی نفر. اگه به دست فرماندههای .رده بالای هایدرا برسه، دیگه باختیم
من سرِ یه باتریِ الکی بزرگشده .حتی یه نفر رو بهخطر نمیندازم، چه برسه یه جوخه
...باهوشترین افرادِ زنده - .و استارک هم یکی از اوناست -
.این ربطی به تو نداره .خوششانسی که اینجا وایسادی
سرهنگ، باهوشترین افرادِ زنده هم نمیتونن .وسعتِ قدرت این باتری رو درک کنند
،خوبه. کی میدونه شاید این جنگ قبل از اینکه
هایدرا بفهمه اون کوفتی رو چجوری .روشن کنه تموم بشه
مشکلاتت رو غرق میکنی؟
.فکر میکردم شما انگلیسیها سرسختتر باشید - .فقط مردامون هستن، ظاهراً -
میشه یه نصیحتی بکنم؟ - .ترجیح میدم نکنی -
.فلین احمقه .ولی از شانس خوبت، من یه نابغهام
این چیه؟ - قرار بود مثلاً لباسِ نمایشیِ -
،بیاین بریم یهکم اوراق قرضه جنگی بفروشیم»ـت باشه» .ولی یهکم ارتقاش دادم
.باید روی مهارتهای مخفیکاریت یهکم کار کنی
.پس این دیگه خیلی ضایهس
اون چی بود؟ - .شبیخون زدن -
!زیرش کن
!عالی بود !یهبار دیگه امتحانش کنم
اینو میبینید؟
.من معمولاً مخفیانهتر کار میکنم
تو کل زندگیم کجا بودی؟
،متفقین دیگه باید خیلی درمونده باشن
که یه ضعیفه نحیف رو .فرستادن براشون بجنگه
نحیف؟
!لعنتی - .دقیقاً -
.جنگ اون بیرون، سرهنگ، نه این تو
،اگه میخوایم برنده بشیم .با پشت میز نشستن من نمیشیم
این هستهایه؟ - اصلاً گوش میکنی چی میگم؟ -
،تو یه مأموری .صلاحیت وظیفه میدانی رو نداری
.پس بهتره ترفیعم بدی
،کاپیتان قشنگ بهنظر میاد .مطمئنم میدونی باهاش چیکار کنی
.اوه، من دقیقاً میدونم با این چیکار کنم
آمادهای به سربازانمون در جنگ کمک کنی؟
آخرین اطلاعات میگه که پیاده نظام 107 .اینجا به آتش دشمن خورده
...اگه هایدرا دوستت رو زندانی گرفته
واحد باکی الان 50 کیلومتر پشت .خط مقدمه
.نمیتونم ازت بخوام بری - .قرار نیست بخوای. اون دوستته -
.بهترین دوستی که دارم - .حتی بهتر -
،اگه قراره هایدرا رو شکست بدیم .به تموم دوستامون نیاز داریم
.یکی طلبت - .بیشتر از یکی بهم بدهکاری -
.بهم یه رقص بدهکاری
این خیلی خوبه. میشه منم یه امتحانی کنم؟
!ضعیفه
از کی تاحالا خانما اینجوری میجنگن؟
.از امروز. فهمیدم
شما پیاده نظام 107 هستید؟ .من اومدم گروهبان بارنز رو نجات بدم
،تو مثلاً قراره کی باشی ملکه انگلیس؟
.استیو راجرز منو فرستاده .اسمم کاپیتان کارتر ـه
.پشتیبانی هوایی. پشتیبانی هوایی بفرستید
.دریافت شد. راجرز عازم شد
استیو؟ - راجرز؟ -
.یا خدا
!استیو
.سلام پگی! حالا تو بهم بدهکاری
No comments yet. Be the first to leave one.