The Playlist

The Playlist

Tải xuống Phụ đề Farsi Persian

Mùa 1

Thông tin phát hành

The Playlist S01E03 SWEDISH 720p NF WEBRip x264-GalaxyTV
Bình luận bởi tavakkoli

Tags

webdl
Được xuất bản vào: 2025-06-04
Lượt tải xuống: 43
Khiếm thính: No

Xem trước phụ đề Farsi Persian

200 dòng đầu tiên.

‫یک سریال از نتفلیکس‬

‫ خب، درباره دنیل اک و رویایش شنیدید. ‬

‫ درباره اینکه پر سوندین و صنعت موسیقی چطور تلاش کردند. ‬

‫ اینکه فکر می‌کردند اسپاتیفای می‌تواند نجاتشان دهد. ‬

‫ اما واقعاً فکر می‌کنید به این سادگی بود؟ ‬

‫ دوباره فکر کن. ‬

‫ اگر یک چیزی باشد که کله‌گنده‌های شرکت‌های ضبط از آن متنفر باشند، آن تغییر است. ‬

‫ و اگر یک چیزی باشد که بچه‌های تکنولوژی از آن متنفر باشند، آن سازش است. ‬

‫ پس یک نفر باید می‌فهمید که این دنیای جدید چطور به نظر می‌رسد. ‬

‫ آن یک نفر من بودم. من حلقه گمشده بودم. ‬

‫ دنیا داشت تغییر می‌کرد. ‬

‫بهترین کاری که می‌توانی انجام دهی این است که کروس خودت را بنویسی.‬

‫باز هم تو بردی. همه دارند درباره تو حرف می‌زنند.‬

‫همه از الان می‌دانند این دادگاه‌ها آخرش چه می‌شود، چیز جدیدی نیست.‬

‫یک جورایی مثل آن فیلم می‌ماند، اسمش چی بود؟ «روز موش خرما».‬

‫کاش من هم چنین دوشنبه‌های خوبی داشتم. مدیرعامل خیلی دوستت دارد.‬

‫معلومه که شریک می‌شوی.‬

‫می‌دانی باید چه کار کنی؟ برو بیرون خوش بگذران. حالش را ببر.‬

‫یک کم تکانش بده. درسته؟‬

‫به من اعتماد کن. هنوز گیر نیفتادی. لذت ببر.‬

‫زود باشد باید پوشک عوض کنی.‬

‫دارم میام.‬

‫نمی‌فهمم چرا تا ساعت پنج اینجا نیست.‬

‫قول بده برنمی‌گردی به شرکت، باشه؟‬

‫برو بیرون. پارتی کن. یک کاری بکن.‬

‫-حالا می‌بینیم. -باشه، خداحافظ!‬

‫-این قراردادیه که گفتی برام چاپ کنی. -آره، عالیه!‬

‫-میشه بذاریش تو دفترم؟ -حتماً.‬

‫-یه نگاهی بهش میندازم... -جلسه رو یادت نره.‬

‫-خیلی وقته منتظره. -تا دو هفته دیگه میبینمت.‬

‫خیلی خوبه.‬

‫پترا؟‬

‫باید اون جلسه رو بندازم برای آخر این هفته.‬

‫باشه! آره، حتماً.‬

‫آه، پترا. خوبه.‬

‫یه موفقیت دیگه رو هم تبریک میگم.‬

‫-آفرین. -ممنون.‬

‫بالادستی‌های پترسون زنگ میزنن، التماس میکنن رحم کنم.‬

‫خیلی خب... الان داشتی با کی حرف میزدی؟‬

‫ماکسین سیلورسن.‬

‫از سونی میوزیک، دفتر نیویورک.‬

‫با بودجه ناچیز ده میلیون دلاری برای هزینه‌های حقوقی. چطوره؟‬

‫یعنی ما وکالت یه شرکت ضبط رو به عهده گرفتیم؟‬

‫بله، دقیقاً.‬

‫درسته.‬

‫بالاخره تصمیم گرفتن مقابله کنن،‬

‫و از ما خواستن هر سرویس اینترنتی کوچیکی رو پیدا کنیم‬

‫که به طور غیرقانونی از آهنگ‌هاشون استفاده میکنه.‬

‫این ماموریت رو به کی میدی؟‬

‫این یه زمینه قانونی خیلی جذاب و پیچیده‌ست،‬

‫باید یه نفر باشه که از پسش بربیاد.‬

‫آره، دقیقا. ولی یه شریک ارشد می‌خوان.‬

‫هی، کارل...‬

‫پترا.‬

‫پترا... چیزی برای جلسه لازم نداری؟‬

‫چه جلسه‌ای؟‬

‫مارتین لورنتزون. راضی نمیشه بره.‬

‫باز چی شده بود؟‬

‫اسپاتیفای. اِه...‬

‫-اون استارتاپه؟ هنوز اینجاست؟ -آره، داره میاد.‬

‫-همین الان کنسلش کن. -نه، اون...‬

‫-بهش بگو هفته بعد. -پترا، سلام.‬

‫-اوه، سلام. -ما قرار داشتیم.‬

‫درسته، ولی یه قرار دیگه هم همزمان ثبت شده،‬

‫ولی لیندا دوباره رزرو می‌کنه، که بتونیم یه جلسه بذاریم...‬

‫نه، زود تموم میشه.‬

‫می‌خوام یه نگاهی به برنامه‌هامون بندازین.‬

‫ما یه سرویس استریم هستیم، شاید بدونین.‬

‫بله، دقیقا. و ما با شرکت‌هایی که در معرض شکایت هستن کار نمی‌کنیم.‬

‫کسی ازمون شکایت نمی‌کنه.‬

‫ما حق پخش موسیقی رو می‌گیریم و اولین سرویس‬

‫استریم کاملا قانونی در تاریخ می‌شیم.‬

‫-سرویس استریم قانونی؟ -آره!‬

‫ببخشید، اسمتون چی بود؟‬

‫مارتین لورنتزون. من تریددابلر رو تاسیس کردم و الان دارم اسپاتیفای رو می‌سازم.‬

‫ما الان وکيل شرکت‌های ضبط موسیقی هستیم.‬

‫پس نمی‌تونم وکالت شما رو قبول کنم، چون تضاد منافع پیش میاد.‬

‫ما نمی‌خوایم شما وکیلمون باشین.‬

‫پس چی می‌خواین؟‬

‫می‌خوام استخدامت کنم. به عنوان وکیل خودمون. تمام وقت.‬

‫برامون تو اسپاتیفای کار می‌کنی،‬

‫و تمام قراردادها رو با صنعت موسیقی تنظیم می‌کنی.‬

‫اوهوم... خب... باشه.‬

‫می‌خوای من یکی از بهترین شرکت‌های حقوقی اسکاندیناوی رو ول کنم‬

‫برای یه استارتاپی که هیچ‌کس اسمش رو نشنیده؟‬

‫-آره! -باشه.‬

‫-مرسی که خندوندیم، خیلی وقت بود نخندیده بودم. -خواهش می‌کنم!‬

‫ولی این خیلی دیوونه‌بازیه واسه من. پس... آره.‬

‫ولی دیوونه‌بازی خوبه!‬

‫دیوونه‌بازی می‌تونه خوب باشه. بیا، کارت منو بگیر.‬

‫یه سر به دفتر بزن و فقط به پلیر یه نگاه بنداز. فقط همین رو می‌خوام.‬

‫خداحافظ!‬

‫-سلام! می‌ری واسه دورهمی اداره؟ -سلام! آره، تو هم؟‬

‫هی، فکر کنم مدیرعامل یه خبرایی داره.‬

‫چه جور خبرایی؟‬

‫-قراره بشی شریک. -الان اعلامش می‌کنه؟‬

‫-فکر کنم! -جدی؟‬

‫چیزی لای دندونام نیست؟‬

‫اصلاً.‬

‫ممنونم!‬

‫سلام و خوش اومدین!‬

‫- ممنون، لیندا! - ممنونم!‬

‫توجه، همه!‬

‫سال خوبی رو داشتیم.‬

‫خیلی از شماها نشون دادین که اسمیت آردن پیشرو هست،‬

‫مخصوصاً گروه تجاری شرکت.‬

‫خسته نباشید!‬

‫- این خبر مهمی بود؟ - یکم صبر کن.‬

‫بله. اگرچه نباید راجع به چیزهایی حرف زد‬

‫که هنوز رسماً تصویب نشدن،‬

‫مثلاً تو جلسه هیئت مدیره، ولی خبر خوب، خبر خوبه.‬

‫و ما یه شریک ارشد جدید داریم.‬

‫پترا هانسون، خوش اومدی!‬

‫- ممنون! - تبریک میگم!‬

‫تبریک میگم!‬

‫- خیلی بهت افتخار می‌کنم. - خیلی ممنونم... وای خدای من.‬

‫چه حسی داری؟‬

‫حس خیلی خوبیه. ممنونم! خیلی ممنونم.‬

‫خیلی شایسته بودی.‬

‫و کارت عالی بود.‬

‫من فقط... آره، به امید دیدار.‬

‫بله، حتماً! باشه.‬

‫- تبریک میگم! - ممنون از اعتمادتون.‬

‫اعتماد کردن به تو آسونه،‬

‫با توجه به عملکرد فوق‌العاده‌ای که امسال نشون دادی. محشره!‬

‫- خیلی ممنون! - خوش اومدی.‬

‫- ممنونم. - لیاقتش رو داشتی.‬

‫خوشحالم که اینو میشنوم. احساس می کنم برای شرکت ضبط آماده ام.‬

‫- برای چی؟ - خب...‬

‫فهمیدم وقتی... وقتی ماکسین سیلورسن رو اینجا دیدم،‬

‫که می خوای این پرونده رو بهم بدی.‬

‫باشه. کدوم قسمت "جونیورِ" شریک جونیور رو نفهمیدی؟‬

‫- شریک، شریکه، درسته؟ - و جونیور، جونیوره.‬

‫و فقط برای اینکه بدونی، اگه یه چیزی باشه که ما شرکای ارشد قدر ندونیم،‬

‫اون جونیورهایی هستن که سلسله مراتب رو نمی فهمن.‬

‫اوکی؟ به سلامتی، خوش اومدی.‬

‫ممنون!‬

‫بچه ها؟ کی می خواد این آخر هفته بره مسابقات فوتبال؟‬

‫ببخشید، گفتم بچه ها؟‬

‫خوبه.‬

‫آره!‬

‫ممنون.‬

‫بله، مشکلی نیست‬

‫ببخشید؟‬

‫- می تونم کمکتون کنم؟ - نه، لازم نیست.‬

‫اینجا قرار ملاقات دارین یا...؟‬

‫قرار بود مارتین لورنتزون رو ببینم، ولی فکر نمی کنم اینجا باشه.‬

‫آره، مارتین اینجاست. بیا با من. می تونم کمکت کنم.‬

‫ببینم.‬

‫خب... من سوفیا هستم.‬

‫- تو دستیار مارتین هستی یا چیزی شبیه به این؟ - نه، من مدیر بازاریابی جهانی هستم.‬

‫آخ.‬

‫تو کی هستی؟ اوه!‬

‫صبر کن! هی، صبر کن، این درست نیست!‬

‫این... ببخشید، با من بیا. منظوری ندارند.‬

‫- چه لباس باحالی! - اینجا کبودی دارم؟‬

‫- اوه، نه، فکر کنم خوبی. - ممنون.‬

‫مارتین، یه ملاقات کننده داری.‬

‫- پترا! - سلام!‬

‫- اومدی! - آره، از سفر جان سالم به در بردم.‬

‫خیلی خوبه!‬

‫با سوفیا آشنا شدی. اون فوق العاده است!‬

‫اسپاتیفای به لطف اونه که اینقدر محبوبه.‬

‫اون همه رو تو استکهلم میشناسه. خب...‬

‫اون تو داریم... دنیل اک، مدیرعامل ما و هم بنیانگذار من.‬

‫- نمیدونستم یه هم بنیانگذار داری. - آره! اون یه نابغه است.‬

‫فقط سازش کردن با صنعت موسیقی براش سخته. ولی خب...‬

‫شاید هر نابغه ای به یه کم راهنمایی نیاز داشته باشه.‬

‫بستگی داره.‬

‫فکر کنم واسه همینه که اینجایی. میخوای با یه آدم سرسخت روبرو بشی. بیا.‬

‫نیکلاس، پترا. نیکلاس تا حالا مذاکرات رو انجام داده.‬

‫- سلام. نیکلاس. - پترا.‬

‫اون همه چیزو درباره تو میدونه.‬

‫- خیلی خب... - فکر کنم از دیدنت هیجان زده شده...‬

‫شما مذاکره کننده دارین؟ پس به من نیازی ندارین.‬

‫بهت نیاز داریم. تو این اوضاع با این همه شرکت، خیلی تنها بودیم.‬

‫خیلی وقته. پس بهت نیاز داریم. خوش اومدی.‬

‫- در واقع دوستای بچگی هستیم. -خیلی خب، حالا می‌خوام این پلیر رو ببینم.‬

‫-اوم. -بله، البته.‬

‫-از ملاقات‌تون خوشبختم. -آندریاس اِن و لودویگ استریگئوس رو ملاقات کنید.‬

‫نوابغ پشت این نسخه بتای اپلیکیشنی که ساختیم هستن.‬

‫-هی! آندریاس. -پترا.‬

‫-لودویگ. -پترا. از ملاقاتت خوشبختم.‬

‫خب... سوفیا نابغه‌ست، دنیل یه اعجوبه‌ست، نیکلاس یه صخره‌ست،‬

‫آندریاس یه نابغه‌ست و لودویگ یه نابغه‌ست. پس کسی رو دارین که...‬

‫اینجا تو دفتر، آدم عادی هم دارین؟‬

‫آره. خودت پلیر رو امتحان کن.‬

‫بفرمایید.‬

‫ولی چطوری...? یه دقیقه صبر کن... الان داره پخش می‌شه.‬

‫مگه نباید اول دانلود بشه...?‬

‫این باورکردنی نیست!‬

‫باشه، وای. خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم.‬

‫قهوه می‌خوری؟‬

‫نه. فکر کنم همینجا بشینم و به موسیقی گوش بدم.‬

‫ولی... باشه. وای.‬

‫تقریباً یه کم شوکه شدم. این واقعاً...‬

‫چطور...? و خیلی هم خوشگله.‬

‫بیا!‬

‫صبر کن، چطوری اینقدر سریع پخش می‌شه؟‬

‫مارتین، شرکت‌های ضبط هر کاری از دستشون بر بیاد می‌کنن تا جلوشو بگیرن.‬

More Farsi Persian subtitles for The Playlist

Bình luận

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left