200 dòng đầu tiên.
مشکل تو اينِ که نمي توني از فکر "چانگي" بيرون بياي
تو هنوز تو دنيايي زندگي مي کني که
کلاه سفيدها مي برن و سياه ها مي بازن
بهتره اون و گاز بگيري ، نمي خوايم زبونتم به خوبي از دست بدي
من يه سياستي دارم واسه دار و دسته ها کار نمي کنم
خانم "چنگ" ، پدر بزرگ من اطلاع داره که شما يه حمله داشتين
دوباره داري از من ميخواي بريم بيرون ؟ CIA آقاي مامور
وابسته فرهنگي
به آژانس خوش اومدي
سرت به کارت باشه اين همونه ، آره ؟
اين شانس منه - که چيکار کني ؟ -
تا بفهمم کي شوهر من و کشته
ما همه تصميم هاي اخلاقي مي گيريم "خانم "سيمپسون
خانم سيمپسون" ديگه مشتري ما نيست"
مگر اينکه چيز بيشتري باشه
داري چي مي گي ؟ اون ازدواج کرده
من به "سايگان" منتقل شدم
چي مي تونه سخت تر از اين باشه که
تصميم بگيريد به شوهرتون وفادار باشيد ؟
من و افشا کنيد ، افشاتون مي کنم
پس ، ما بايد چيکار کنيم ؟
تموم مي کنيم
خدمتکارمون هم مياد ؟
"برو چمدون هاتو جمع کن ، "سم فقط يک چمدون
بچه ي کوچولو
تو از کجا اومدي بچه کوچولو ؟
جهان زيرنويس تقديم مي کند
وينستون" و من هميشه آرزو داشتيم که يه بچه داشته باشيم"
اين قطعا تو "ماندرين" نوشته شده
اما چيزي ازش دستگيرم نمي شه
به هر حال کي يه بچه رو تو يه روز باروني رها مي کنه ؟
فکر کنم بايد بديمش به راهبه ها
مجبوريم انقدر عجله کنيم ؟
تو فکر بهتري داري ؟
، اگر مامانش مي خواست که با راهبه ها باشه
خودش اينکارو مي کرد
اگر اين مامانش بوده که رهاش کرده متاسفم
پوشک ، و شيرخشک
عمو "ونگ" کنار خودشه روح گرسنه" و همه ي چيزا"
وقت خوبيه، من بهش ميدم
هرکسي آوردتش اينجا نياز به کمک ما داشته
ما قراره واسه اين چيز چيکار کنيم ، "پاتريشا" ؟
اون ، نه اين چيز - اين يه چيز ديگه است -
کي يک بچه پسرو رها مي کنه ؟
"آقاي "کالهان شما نه ماه پيش کجا بودين ؟
اوه ، مسخره نشو
اين روزا خبري از "شانگ" شنيدي ؟
چرا مي خواي بدوني ؟
بهت گفتم نه ؟...بذاري اون يکي بره يه روز متاسف مي شي
اين اتفاقيه که افتاد ؟ اون فقط ناپديد شد اين چيزيه که من يادم مياد
تو هيچ کاري نکردي که اين اتفاق نيوفته
لازمه که باهاش تماس بگيرم
خيلي دير کردي اون از محله چيني ها رفته
بيخيال ، من چيز زيادي نمي خوام فقط بايد باهاش تماس بگيرم
اژدهاي سرخ" اين روزا داره محله چيني ها رو" از هم مي پاشونه
چه خبره ؟
نمي دونم ، اهميت نمي دم تا وقتي که مشکل من نيست
جوئي" ، اين مهمه" چطور پيداش کنم ؟
اوکي ، اما اون قصد نداره که برت گردونه
، اون يه بچه داره تنها چيزي که من مي دونم
درسته
برگشتي
اميدوارم ، اين چيز خوبي باشه
"نه براي مردم "ويتنام مسلما
حالا چطور خودشون و از دست کمونيسم نجات بدن ؟
مجبور نيستن آمريکا اين کارو قراره واسشون بکنه
اگه اين بچه رو به گريه بندازي بهت شليک مي کنم
واسه يه لحظه توام خوشحالي که من و مي بيني
خوب ميشه بپرسم بچه مال کيه ؟
يه موردِ که بايد حل بشه
حدس مي زنم "سم" اينجا نباشه ؟
فکر مي کردم اومدي من و ببيني
"آره ، و "سم
اينجا نيست ، نمي دونم کي برمي گرده
نظر لطفته
کُنراد" اگه مي خواي باهات بيرون بيام" هيچ وقت دوباره نخواه
اوه ، تو ذهنم نگه مي دارم
من مي خوام خانم اين خونه رو ببينم
بهشون بگو آقاي "کالهان" اينجاست
برگرد سرکارات
تو نبايد اينجا باشي
فقط مي خوام حرف بزنم
شوهرم زود مياد ... اگه تو رو ببينه
... من هيچ دردسري نمي خوام ، من فقط
جوئي" گفت که تو حامله بودي"
لطفا ، "سم" ، برو چرا بهم نگفتي ؟
اون قسمت از زندگي من تموم شده متاسفم
... اون
... پسر من
با صدايي که خيلي شبيه پدرشه ...
"من زندگي خوبي دارم اينجا ، "سم مردي که دوستم داره و پسرمون
خيلي واست خوشحالم
نمي خواستم مزاحمت بشم ، واقعا
چرا ؟
... نمي دونم ، فقط فکر مي کردم
" ديدنت واسه من خوب بود ، "جو آ
و توام همينطور
تو مثل هميشه ، ناراحتي
هي سم
ماه "روح گرسنه" چيني ها
اين يه زمان بد براي کمک کردن به غريبه هاست
اين فقط يه بچه است
يه بچه ، اين ديگه بدترِ
بيا بيا ، قرباني واسه روح ها بده
من چيزي ندارم
!! هي ... پس تو مي گي
"سم" نمي دونستم تو برگشتي
جنگت چطور پيش ميره ؟
حال داري يه مشروب بزنيم ؟
البته
ما اين اطلاعو داشتيم ، که يه روستا قراره قتل عام بشه
،تنها مشکل اين بود که نمي دونستيم کدوم روستا
ما اون سه تا زنداني کمونيستي رو داشتيم
دوتاي اول ونتونستيم به حرف بياريم
اما تونستيم آخريو به حرف بياريم
چطور اينکارو کردن ؟
سه تاشون و بردن بالاي ساطور
اما فقط يکي رو برگردوندن
حالا تو مثل گُه معلوم ميشي
اما ما روستا رو نجات داديم و اين کاريه که ما انجام ميديم
ما اونجاييم تا از بيگناه ها دفاع کنيم
تو واقعا باور نداري ، نه ؟
خوب ، مي دونم تو چيکار کردي يه نگاه به فايلت انداختم
واو
فکر مي کني من با اون مشکلي ندارم ؟
چون اگه اينطور فکر مي کني هيچ خبري نداري
"اين يه دنياي جديده ، "سم
اگه جلوي کمونيسم نايستيم
مارو نابود مي کنن
فکر کنم مشروبمون و خورديم
خوب ، شما بچه ها چي دارين مي خورين ؟
فکر کنم کارمون تمومه
سلام عزيزم
واسه من ؟
مي دوني اون تو ليست ديدباني کمونيسم هاست ؟
من بودم خيلي درباره دوستام محتاط بودم
اوه ، من محتاطم ، تو چطور ؟
فراموش نکن ، فردا ، 3 عصر آنتوني جارويس" مي خواد مارو ببينه"
جارويس" ؟ چي مي خواد ؟"
نمي دونم ، فقط بيا
مي دوني که من چطور نمي تونم ذهن يه آدم سفيد و بخونم
کجاست اون ، "هو لين" ، خواهرم ؟
نمي دونم
اون ضبط هاي بازار سياه و از تو خريده
مطمئني نديديش ؟
قسم مي خوردم ، هيچ خبري ندارم داري از چي حرف مي زني
تو خوبي ؟
اره ، من خوبم
برمي گردم
اوه ، مرد ، نرو تو آب
روح غرق شده ها اين موقع سال همه جا هست
دليل مرگ و فهيدين ؟
چرا علاقه مندي ؟
فقط کنجکاوم
اون شايد يه روز تو رودخانه بوده
غرق شده ؟ آبي تو شش هاش نبود
قبل اينکه بره داخل مرده بوده ؟ فکر مي کني به قتل رسيده ؟
نه
بخاطر عفونت خوني مرده عوارض زايمان
اثري از بچه نيست ؟
خانواده حتي نمي دونستن که اون حامله بوده
!اوکي ، باز چي ، شيرخشک ؟ سريع
حالا مي دونيم مامانش کي بوده
من اين بچه رو پيش "کي سانگ" نمي ذارم
فکر مي کني بخاطر همين بوده که اينجا گذاشته شده ؟
نمي دونم ، حالا ما اين بچه رو از محله چيني ها بيرون مي بريم
صبر کن ، صبرکن
سم" ، چه خبره ؟"
فکر کنم گرسنشه فقط يه بار شير خورده
اين واقعا چيزي نبود که پرسيدم
صبر کن
اين بچه مال کيه ؟
نمي تونم بگم مي خوام ازش مراقبت کني
فقط چند روز
سم" ، تو نمي توني همينجوري بياي و" بچه يکي و بهم بدي
اما کسي ديگه اي نمي گيرتش
"نه "سم
هرچي که لازمه رو گرفتم
فقط يه بطري درست کن مي خوابه
لطفا ؟
واقعا مسخره است - مي دونم درخواست بزرگيه -
اونجوري به من نگاه نکن ، آقا
من قبلا گول آدماي مثل تو رو خوردم
"پس تو ضبط هاي بازار سياه و به خواهر "کي سانگ فروختي ؟
آره ، همه آخرين "ال پي" ها سنگ هاي گرد ، جست وجو کننده ها
ملوان ها اونهارو از بارهاشون آوردن
مردم پول زيادي بابت اين چيزها مي دن
اون چطوري بود ؟ اصلا باهاش حرف زدي ؟
اصلا شبيه داداشش نبود هيچ حالت گنگستري توش نبود
به نظر مي رسيد با اون دختر گيگلي هاي پولدار مي گرده
دوست پسر داشت ؟
دوست پسر ؟ نه تا اونجايي که من مي دونم
يادت نمياد هر کسي که اون بهش نزديک بوده ؟
دوست داشت با اين دختر سفيدا بگرده
دوتاشون شبيه هم بودن
دختر گانگستر و انگ مو
اسم اون دختر سفيد چي بود ؟
نمي دونم ، اما مي دونم شبيه آدماي منزويه
ممنون - داري کجا ميري ؟ -
بايد "سو لينگ" و پيدا کنم
No comments yet. Be the first to leave one.