200 dòng đầu tiên.
چه خبر رفقا؟
به کانال ما خوش برگشتید.
ما یک پروژه خیلی هیجانانگیز داریم که روش کار میکردیم
که خیلی هیجانزدهایم که با شما به اشتراک بذاریمش.
ما تقریباً
دو روز و دو شب بود که رانندگی میکردیم. - آره.
- و تقریباً رسیدیم به مقصدمون.
واسه همین یه کم عصبی شدیم.
ما سعی کردیم یه کم مخفی نگهش داریم
چون یه چیز بزرگه،
اما خیلی به لحظهای نزدیکیم که بهتون بگیم،
واقعاً چند دقیقه مونده تا بهتون بگیم.
- آره.
سلام رفقا؟
ما آستین و جانا هستیم و آرلو، سگ گلدن ریتریورمون.
ما یه ون اسپریِنترو تبدیل به خونه سیارمون کردیم
و چند سال زندگی ونلایف رو تجربه کردیم.
توی آمریکا سفر کردیم
و کلاً سفرهای بینالمللی هم داشتیم.
چند تا کسب و کار راه انداختیم تا بتونیم برای
علاقه مون به سفر تأمین مالی کنیم و خیلی هیجانزدهایم
شما رو به ماجراجویی بزرگ بعدیمون ببریم.
اوه، آرلو بیدار شد. - صبح بخیر رفیق.
سلام رفیق. اینجا جای اونه.
جایی که دوست داره باشه، همینجا بین ما.
- ما واقعاً به مقصد خیلی نزدیکیم.
خب، بگیم؟ - فکر کنم باید بگیم.
- باشه. بگو.
- خب، آره، ما یه تیکه زمین بزرگ خریدیم
تو دل یه جای کاملاً دورافتاده.
یه کلبه کوچیک هم روش داره.
- ما هنوز جای دیدنش نرفتیم،
میدونم یه کم دیوانگیه، ولی همونطور که گفتم-
- کاملاً ندیده خریدیم.
- کاملاً ندیده. آره.
- آره، ما تازه کلید جعبه قفل رو توی شهر گرفتیم.
پس آمادهایم بریم.
- باشه، رسیدیم. برو درِ دروازه رو باز کن.
- آره.
بریم.
هیجانزدهای رفیق؟
برو خونه جدیدت رو ببین.
- وای خدای من. - این چقدر زیباست.
- یه کم استرس دارم.
Don Milo : ترجمه از
- این دیوانگیه.
باشه.
باشه.
- بیا بریم. بیا یه گشتی بزنیم.
- باشه. - سلام رفیق.
- آره، اون... - وای.
من حیوانات رو دوست دارم. - آره، اونا...
نمیدونم، فکر کنم باید برن.
- با شخصیتت جور درمیاد، درسته؟ - نمیدونم.
- کاملاً یه ارتقای بزرگ برای آشپزخونه ونه.
اینو ببین، ما سینک و کابینت داریم.
اینجا پتانسیل زیادی داره. پس این یه چیز...
- قطعاً پتانسیل زیادی داره.
- آره، ببین، خوشحالم که اینو گفتی.
اگه بتونیم یه ماشین
رو به خونهای تبدیل کنیم که توش زندگی کنیم، از پس این برمیایم.
این اصلاً مشکل نیست.
بیا، بیا. نگران نباش.
- اتاق خواب. - در رو باز میکردم،
ولی دری وجود نداره. - اصلاً در نداره.
- که عالیه، یعنی کسی اطراف نیست،
پس کی به حریم خصوصی نیاز داره، مگه نه؟
بریم ببینیم.
نظرت چیه؟
اوه، رفیق. - وای، چه خوبه.
- وای.
تصور کن اینجا بیرون با یه لیوان شراب،
یه فنجون قهوه صبحگاهی نشسته باشی.
- آره. نه، کاملاً میتونم تصورش کنم.
واقعاً، خیلی آرومه،
مثل شنیدن صدای پرندهها و این چیزا.
حالم گرفته که
دیره برای یه، یه پیادهروی دور محل.
- تور پیادهروی؟
- اشکالی نداره. - آره.
- اشکالی نداره. - پس شاید بریم،
فردا بهت یه تور نشون بدم.
- حتماً. - دوست دارم یه زمانی
برم یه تور.
آنتن موبایل چطوره؟ نمیدونم چک کردیم یا نه.
اِم، خوب نیست.
- خوب نیست، یعنی - ولی اشکالی نداره.
- یعنی چقدر خوب نیست؟ - نه، نه، نه، نه.
بهتره چون اون موقع میتونیم قطع ارتباط کنیم.
خوبه که از همه جا دور باشیم. دقیقاً همینه.
این یه شروع جدیده. - آره.
- این عالیه.
نه، این فوقالعادهست. - تو هیجانزدهای، منم هیجانزدهام.
- خوبه. و فکر کنم وقت یه نوشیدنی با شامپاین هست.
اوه!
اون طرف رو پارو کن.
جانا، بلدی از قایق استفاده کنی؟
- من تا حالا یه قایق پارویی نداشتم.
من هیچ وقت صاحب قایق پارویی نبودم.
جانا، عاشقتم.
- منم دوستت دارم.
به به!
آفرین.
ممنونم.
به سلامتی. - به سلامتی عزیزم.
- به ماجراجویی جدیدمون. - به ماجراجویی جدیدمون.
وای!
یه کم قایقرانی کنیم؟
- آره، منم همینو میگم. - باشه.
خب، من پارو میزنم، تو بخور.
- آه، قبوله. قبول دارم.
- خوش اومدی به «گزارش افراد گمشده». وقت طلاست.
سراغ اصل مطلب میرم.
آستین و جانّا دوستای من هستن.
همسایهان و فکر میکنم یه اتفاق جدی
براشون افتاده.
زنگ زدم، پیام دادم. جوابی ندادن.
مقامات هنوز وضعیت رو جدی نگرفتن.
واسه همین تصمیم گرفتم برم پیداشون کنم.
داشتن اونجا رو زیر نظر داشتن.
اینو ببینید.
- واقعاً آشپزخونه ون رو ارتقا دادن.
- اینو ببین. این یارو رو تو پنجره؟
این یارو، اینا اولین بازدیدشونه.
تازه پا به ملک گذاشتن.
پس از لحظه رسیدنشون داشته زیر نظرشون داشته.
تو چند تا کلیپ دیگه هم هست.
اگه اطلاعاتی درباره
محل اختفاشون دارید، لطفاً بهم پیام بدید.
این کانال جدیده منه که به این پرونده اختصاص داره.
لطفاً کمکم کنید خبر رو پخش کنم.
لایک، کامنت، سابسکرایب، شیر کنید.
لطفاً ویدیوهای قدیمیشون رو ببینید.
اگه چیزی دیدید که من ندیدم، لطفاً بهم پیام بدید.
بیایید ارتباط برقرار کنیم. همهمون توی این قضیهایم.
- اولین روز کامل رسمی
تو ملک، و قراره یه تور بذاریم.
دیشب رفتیم کنار برکه،
ولی واقعاً تنها چیزی که تونستیم ببینیم
همین بود قبل از تاریک شدن هوا، امم،
- آرلو خیلی هیجانزدهست. - واسه همین میریم.
- آره، آرلو خیلی ذوق داره. - وای.
پسر خوب. - داره میاد.
انقدر خوشحاله، اگه چیز دیگهای نباشه،
این ایده خوبی براش بوده.
فکر کنم از دوربین ترسیده.
- بیا اینجا. بیا اینجا.
پسر خوب من. - بفرمایید.
- هی، بیا اینجا. - آفرین پسر خوب.
- پسر خوب. - حالت چطوره؟
- غرق احساساتم. - صبح بخیر.
- همین الان. - میدونم، منم همینطور.
- بذارید مکث کنیم.
مکث، مکث، مکث. - باشه.
- ممنونم که اینجایید
و ممنون که بخشی از این ماجرا هستید.
ما خیلی هیجانزدهایم.
همونطور که گفتم، الان واقعاً حسابی تحت تأثیر قرار گرفتم.
مثلاً ما شاید فقط ۵ درصد از این ملک رو دیدیم، پس...
- احتمالاً کمتر. - آره، شاید.
منظورم اینه که ۱۰۴ هکتار جا هست.
اون مجبور شد یه جایی برای دستشویی پیدا کنه.
اوهان.
- فکر کنم حتی لازم نیست که جمعش کنیم، درسته؟
نمیدونم. - نمیدونم، احتمالاً باید.
- باید فضله سگ رو توی ملک خودت جمع کنی؟
- فضله رو توی جنگل جمع میکنی؟
- نمیدونم. ببین، آرلو داره پارس میکنه.
- اوه، آرلو داره به چیزی پارس میکنه.
آرلو!
- برای پاسخ دادن به چندتا سؤال از ویدیوی قبلیام.
من فعلاً هویتم رو فاش نمیکنم
چون نمیدونم کی داشتن جاننا و آستین رو آزار میدادن،
اما میخوام از رادار اون دور بمونم.
هویت من بیاهمیته.
موضوع من نیستم، موضوع پیدا کردن اونهاست.
من قبلاً یه کم درگیر تحقیقات آنلاین بودم،
اما هیچوقت واقعاً محقق اصلی نبودم.
اما این پرونده واقعاً برام فرق داشت.
میدونی، دوستات گم شدن.
احساس کردم باید خودم دست به کار بشم.
ما میتونیم جایی بریم که پلیس نمیتونه بره.
ما این جامعه آنلاین مؤثرتر خواهیم بود.
لطفاً تماس بگیرید. بیاین ارتباط برقرار کنیم.
لطفاً کمکم کنید.
اگر کسی میخواد در محل به من ملحق بشه،
با کمال میل خوش اومدید.
میدونید، دایرکت بدید. اگه دیدم جدی هستید،
من مکان رو براتون میفرستم
و میتونیم با هم این کار رو انجام بدیم.
میتونیم با هم پیداشون کنیم.
ما پیداشون میکنیم.
ما با هم اینجاییم.
فکر نمیکردم اینجا اینقدر بایر و متروک باشه.
میدونی، مزرعههای زیادی هستن
که به نظر متروکه میان.
تعداد زیادی فونداسیون بدون خونه روشون،
بدون هیچ ساختمونی روشون.
اینها مشاهدات اولیه من هست وقتی وارد این منطقه میشم.
آدمهای زیادی توی جادههای اطراف اینجا نیستن.
No comments yet. Be the first to leave one.