Alfie

Alfie

Tải xuống Phụ đề Farsi Persian

Thông tin phát hành

Alfie 1966 iNTERNAL DVDRip x264-FADE
Bình luận bởi Amir_Kubrick
:ترجمه [email protected]

Tags

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
x264
Được xuất bản vào: 2019-08-24
Lượt tải xuống: 64
Khiếm thính: No

Xem trước phụ đề Farsi Persian

200 dòng đầu tiên.

‫هی، دوباره می خوایی شروع کنی؟

‫- مگه چی میشه؟ ‫- اگه پلیس بیاد چی؟

بذار بیان.شیشه ها بخار گرفتن.درها هم قفلن

‫مثل یه حمام ترکی شده. تشنه ات میکنه

‫هی! مواظب باش انگشترت جورابم رو پاره نکنه.

‫یه کم برو اونور، خب.

‫زانوت رو از روی فرمون بردار!

‫- نمی تونم. گیر کردم. ‫- مراقب باش.من انجامش می دم.

‫صدمه دیده!

گفته بودم مواظب پاهات باش

‫- فقط داشتم سعی می کردم کمک کنم. ‫- من می تونم به خودم کمک کنم.

‫سلام.

‫اونها هیچ وقت این ماشین ها رو به اندازه ی کافی بزرگ نمی سازن،درسته؟

‫خب، همه جاگیر شدین؟ ‫می تونیم شروع کنیم. اسم من...

‫الفی؟

‫الفی هست.

‫به گمونم شما فکر می کنید که قراره اسامی" لعنتی عوامل رو ببینید"

‫خوب، نمی بینید، پس راحت باشید.

‫شوهر پیرت کی می رسه ایستگاه؟

‫- نگران اون نباش. ‫- اون کسیه که من باید نگرانش باشم.

‫هرگز یه چیز خوب رو خراب نکن. ‫شما زن ها این رو متوجه نمیشید.

‫- به عنوان یه عیاشی کافی بود. ‫- اوه ، تو لحنت رو عوض کردی.

اون بوق زد تو ذوقم.از سر و صدا تو همچین مواقعی متنفرم.اه،رفیق؟

دستمالت یادت نره

اولین باری که اون دستمالت رو گذاشتی رو شونه ات

فکر کردم قراره ويولن بزنی

من از یه خونواده ی اهل موسیقی اومدم هی ، مواظب باش سرما نخوری

خیلی خوش گذشت ، الفی

‫یه زن متأهل. هر کدومشون به یه خنده ی خوب نیاز داره

این مسئله هیچ آسیبی به شوهراشون نمی زنه

یه زن متاهل رو بخندون نصف راه رو باهاش رفتی

این واسه "پرنده" های مجرد جواب نمیده در اون صورت قدم اول رو اشتباه بر می داری

تو اسباب خنده شون رو فراهم کن هیچ کار دیگه نمی خواد بکنی

‫فقط بهش گوش بدین.وقتی امشب دیدمش داشت از ناراحتی می مُرد

‫من به مشکلاتش گوش دادم و بعدش خندوندمش

اون خوشحال میره خونه

‫به شوهرت می گی کجا بودی؟

‫- عکس گرفتن با زیتون. ‫- چه عکس هایی؟

‫فقط عکس.

‫هیچ وقت مبهم نباش. باعث میشه گیاه سوء ظن رو بکاری

اصلاً جای تعجب نیست این همه طلاق و ازدواج ناموفق وجود داره

‫هیچ وقت واسش پیش نیومده که مرد دیگه ای بخواد من رو ببره بیرون

‫نه، متوجه منظورت میشم.

این شیرینی رو بمک که اون نتونه بوی "جین" رو متوجه بشه

‫- برام مهم نیست اگه اون بفهمه. ‫- انسان باش. چرا ما باید اذیتش کنیم؟

‫- اون به ما آسیبی نزده. ‫- تو می خواهی همه خوشحال باشن.

من اعتقاد ندارم کسی رو ناراحت کنم اگر مجبور نباشم

‫یا اینکه واسه خودم دشمن بتراشم.

ممکنه در حال عبور از صحرا باشی و اون کسی باشه که یکهو ببینیش

‫ نظرت در مورد هفته ی دیگه چطوره؟ ‫همون موقع، همون جا.

‫- شاید. ‫- میرم بلیطم رو بگیرم.

اون نمی دونه که ما دیگه نمی خواییم ببینیمش

‫اون تو مسیر خروجشه.

وقتی یه زن متاهل خیلی داغ شد موقعشه که باهاش سرد بشی

حرکت بعدی که اون میزنه اینه که من رو با شوهرش آشنا کنه

می تونم ببینم که قراره چی بشه

‫- شب خوبی رو واست آرزو دارم، دختر. ‫- مراسم رقص روز شنبه ست.

‫- مهمانت می کنم. ‫- شوهر پیرت اونجا نیست؟

‫آره، میخوام شما همدیگه رو ببینید. شب خوش.

دستمالت رو فراموش نکن

‫من مثل پسرهای پیشاهنگ ‫همیشه آماده ام.

یک بار من با یه شوهری ملاقات کردم این باعث نشد که من بیخیال زنه بشم

اون ممکنه در حال مردن باشه،اما اگه من ملاقاتش نکرده باشم، بهش فکر هم نمی کنم

‫فقط یک مرتبه ملاقات می کنید. احتمالاً، اون ورزش خوبی از کار در میاد

امثال اون معمولاً هستن

همینطور که من با زنه رابطه دارم

من به مرده فکر می کنم که در حال آویزون کردن پیراهن هاشه

‫یا تو میخونه داره در مورد فوتبال یا "کریکت" بحث میکنه

‫شما امثال اون آدمها رو زیاد می بینید، ‫هوادارای "چلسی".

‫سلام.

‫- خوش گذشت، عزیزم؟ ‫- در کل بد نبود.

‫فیلم خوبی بود؟

صف طولانی بود.واسه همین نایستادیم جاش رفتیم رستوران

‫بهتون خوش گذشت (لذت بردید)؟ ‫این نکته ی اصلیه.

‫خب، من نهایت سعیم رو کردم. تو چطور؟

من از اول تا آخر اون باغی رو که راهنماش اومده بود رو رفتم.خیلی جالبه

تو بیشتر باید بری بیرون.تو خیلی بشاش شدی دوباره خوشحال به نظر می رسی

حالا می رم به ملاقات "یه پرنده ی کوچیک به نام "گیلدا

اون کاملاً احمق نیست اما یه جورایی ساده لوحه

‫اون نباید هرگز شماره یک در نظر گرفته بشه

شما نمی تونید اون رو ببرید بیرون یا جایی نشونش بدید

‫اون زیاد خوش لباس نیست، ‫اما اون یه ترشیده ی کوچولوی پر صر وصداست.

‫و یه چیز دیگه، ‫اون آزادیت رو سلب نمی کنه.

بیشتر پرنده ها کشته مرده ی اینن که یه مردی رو گیر بندازن و بعدش تغییرش بدن

من از همون اول به گیلدا گفتم که اهل ازدواج کردن نیستم

‫یه چیز رو می دونید؟ اون اهمیت نمی ده ‫اون یه جورایی مونده و خودشم اینو می دونه

‫هر پرنده ای که جایگاه خودش رو تو این دنیا بدونه می تونه کاملاً خوشحال باشه

‫الفی.کلیدات رو فراموش کردی؟

‫هامفری، تویی.

‫آره. ببخشید که دیر وقت این ورا پیدام شد اما فقط داشتم رد می شدم

‫بله، متوجهم.

من تازه کارم تموم شد و فقط یه مقدار احساس تنهایی می کردم

واسه همین با خودم گفتم یه سری بزنم

‫بله، متوجهم.

‫زمان بدی مزاحمت شدم؟

هر لحظه منتظرم الفی برسه

‫چه بوی تندی میاد!

‫این "پل نانا"اس . عطر عربیه. ‫خوشت نمیاد؟

‫نه،من از چیزایی که بوی طبیعی بدن خوشم میاد

شامت رو آماده کردم

هیچ وقت به محض اینکه رسیدم چیزی رو به خوردم نده

یاتاقان می زنم ‫- هر طور که مایلی.

صحبت در مورد اون باشه واسه بعد

‫ دیدم که اون هامفری عجیب الخلقه داشت می رفت

‫منو ببین. تو که با اون رابطه نداشتی،داشتی؟

‫الفی، من از وقتی تو رو دیدم دیگه نمی تونم نزدیک شدن مرد دیگه ای رو تحمل کنم

‫فقط تعجب می کنم. پس اون فقط اومده بود این شکلات ها رو بهت بده؟

نه .اومده بود که بهم بگه دوستم داره

‫- دوستت داره؟ بعضی از مردا خنده دارن. ‫- الفی، تو منو دوست داری؟

‫خب، باید بگم که از تو خیلی خوشم میاد.

‫آه، خوب،بعداً به حساب اون خر مگس هم می رسم

‫کیسه ی آب داغ؟ ‫اون یه مقدار دست پیش رو گرفته.

‫سلام.

‫- امروز 22ام نیست؟ ‫- آره، فکر می کنم.

‫دوست کوچولومون نباید 19ام می رسید؟

‫نگران نباش، اون میاد. ‫اون همیشه یه علامتی میده.

‫اون معمولا خیلی وقت شناسه.

من روز واقعاً خوبی رو تو کافه داشتم

بالای 50 پوند دخل گرفتم فوق العاده نیست؟

‫چی فوق العاده اس؟ ‫اون که پول تو نیست.

دوست دارم بهشون خوب فکر کنم این منو سرگرم می کنه

،به جای اینکه شروع کنی به مذخرف گفتن ‫یه حرکتی رو دخل بزن.

‫الفی، من نمی تونم.

‫اون تنها دخلیه تو لندن که ازش نمیزنن

‫لوئیجی و همسرش با من مثل یه عضو خونواده رفتار می کنن

این که دلیل نمیشه

‫الفی، من تا اونجایی که باید خوشبختم.

تو هنوز هم می تونی خوشبخت باشی با چند صد تایی که تو بانک داشته باشی

‫حالا، نگاه کن.

‫یک چیزی رو باید فرو کنی تو اون کله ات

هیچ کس تو این زندگی کمکت نمی کنه

.خودت باید به خودت کمک کنی اگه روزی 5 "شیلینگ" رو کش می رفتی

الان 200 تا لبخند اون گوشه ی لبت داشتی

‫پول که همه چیز نیست.

فقط آدمایی که هیچ چیز ندارن اینو می گن

من تو هر کاری که انجام می دم یه چیزی کش می رم

کش رفتن باعث میشه تو توی کارت سود کنی

‫من معتقدم که همه باید تو کارشون سود کنن

اون ور کار انجام شد

‫- خوش حال به نظر می رسی، "الکینز". ‫- بعضی از صبح ها، دوست دارم سوت بلبلی بزنم

‫آره؟ اون همه خوشحالی واسه پولی که بهت می دم نیست

‫تو حتماً چیز خوبی کش رفتی

این افترا به یه شخصیت حقیقیه علیه ت گزارش می دم

‫بی خیال.فکر می کنی من چطور به اینجا رسیدم؟

من تا اون موقعی که خوب کار می کنی ازت راضیم

اما طمع برت نداره،و الا این مرغ تخم طلا رو می کشی

یکهو به هم ریختم نباید سوت می زدم

هرگز وقتی چیزی کش می رید شنگول بازی در نیارید

بی دقتی کردی

می تونی این رو دوباره بگی چون گیلدا کوچولو حامله اس

‫- نه! چند وقته؟ ‫- چند ماهی میشه.

‫تو تو فکر ازدواج نیستی؟

‫من، با وجود سلامتی عقلم؟

‫ببخشید،پر دشه.

‫جا فقط واسه یه نفر هست.

‫هامفری، خوشحالم که تو این اتوبوسی.

‫- جدی؟ ‫- خیلی وقت بود که ندیدمت.

لازم نیست از پله ها پرت کنن پایین تا بفهمی که از اومدنت خوشحال نیستن

‫- متاسفم. ‫- اشکالی نداره.

‫- دلم واسه گپ زدنامون تنگ شده. ‫- جدی؟

‫دوتا شش "پنی"، ‫از وقتی که زمان گرفتی!

ممنون

هرگز تو رو دوست داشتنی تر از اون روز ندیدم هنوز نمی تونم بهت فکر نکنم

‫این... این روزها حال الفی چطوره؟

خوبه

میگم،دیگه اذیت نمی کنه چون عادت شده

‫- چی نمی کنه؟ ‫- غم قدیمی.

‫هنوز، من نمی تونم بدون اون باشم.

‫شما نامزدی چیزی نکردید،نه؟

‫نه، هیچ کاری نکردیم.

‫اون واسه این داستانا عجله نداره، الفی.

انتظار ندارم هیچ وقت نیازم داشته باشی

اما اگه داشتی،همیشه می تونی اینجا پیدام کنی

‫خداحافظ، گیلدا.

‫خدا حفظت کنه.

‫- سلام، الفی. ‫- دیر کردی، دختر.

‫من تمام راه رو دویدم.

خبری نیست؟ گزارشی از جلو اومدن؟

نه ، شبیه ش هم نشده

ما باید یه کاری واسه این کوچولو بکنیم

‫من همه چیز رو امتحان کردم.

‫تو یه چیزایی رو بی سر و صدا می خوری؟

‫تو که نمی خوایی یه بلایی سر خودت بیاری.

‫الفی.

‫- تازگی ها دیگه زیرآبی میری. ‫- متاسفم.

و تا اندازه ای داری بیشتر عقل کل بازی در میاری

همینطور که من باید به تو توجه کنم در عوضش تو هم باید به من توجه کنی

من نمی تونم شرحش بدم،اما می تونم احساسش کنم

‫- منو دوست داری؟ ‫- چی می تونم بگم وقتی که می پرسی؟

تو نباید بپرسی،می دونی من خودم بهت می گم ، وقتی حسش کردم

‫- برم قهوه درست کنم. ‫- آره. غلیظ (قوی) درستش کن.

‫الفی، داشتم فکر می کردم.

‫چرا ما نمی تونیم... باهاش بسازیم؟

‫چه افکار وحشتناکی!

من هیچ وقت با هیچ چیز نساختم

‫اگه من باهات ازدواج می کردم،تو یه شوهر به دست می آوردی اما یه دوست از دست می دادی

‫تو مجبور نیستی باهام ازدواج کنی ‫من با اون کنار اومدم.

‫برام مهم نیست. دوباره فکر کن قبل از اینکه یه موجود معصوم رو از بین ببری

‫من نمی خوام اونو از بین ببرم. سرپرستیش رو می دم به کسی

‫در مورد چی داری صحبت می کنی؟

More Farsi Persian subtitles for Alfie

Bình luận

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left