Paradise

Paradise

Tải xuống Phụ đề Farsi Persian

Mùa 1

Thông tin phát hành

Paradise 2025 S01E04 WEB
Bình luận bởi HosseinTL
🆔 حسین رضایی | FILMKIO.COM 🆔

Tags

webdl
Được xuất bản vào: 2025-02-04
Lượt tải xuống: 116
Khiếm thính: No

Xem trước phụ đề Farsi Persian

200 dòng đầu tiên.

‫چرا حقیقت رو به همه نمی‌گیم؟

‫اینکه رئیس‌جمهور به قتل رسیده؟

‫و اینکه تبلتش با اسرار دولت

‫و خدا می‌دونه دیگه چی‌ها گم شده

‫و اینکه بنظر ما کسایی که

‫اینجا رو ساختن دارن لاپوشونیش می‌کنن؟

‫من که توجه‌ام جلب میشد

‫کال مرده ‫و داریم همینجوری فراموشش می‌کنیم

‫زندگی‌مون رو ادامه میدیم ‫انگار که هیچی نشده

‫اون کارناوال لعنتی فردا رو هم لغو نکردن!

‫فکر می‌کردم همه جا دوربین نظارتی داری

‫انقدر نگران نباش

‫اگه لازم بشه رابینسون رو ردیف می‌کنم

‫شما چرا شب قتل دوربین‌ها رو خاموش کردین؟

‫داشتیم وی بازی می‌کردیم

‫با خودمون گفتیم اگه ‫سیستم امنیتی رو خاموش کنیم

‫می‌تونیم گیم‌هاش رو بازی کنیم ‫و از چیزای باحالش استفاده کنیم

‫و هیچکس هم این وسط ضرر نمی‌کنه

‫خدایا، ابله‌ها رو ببین

‫از رئیس‌جمهور برات پیغام دارم

‫گفت اگه اتفاقی براش افتاد، ‫بیام تو رو پیدا کنم

‫گفت بیلی پیس خطرناکه

‫ترجمه از حسین رضایی ‫ H o s s e i n T L

‫وانستا بیلی

‫شلیک کن

‫سگ تو روحت

‫برادرزاده‌ی کودن و بی‌مصرف ما رو باش

‫هیچوقت درنگ نکن

‫اگه بکنی می‌فهمن داری میری سراغشون

‫هیچوقت درنگ نکن

‫پسر خوب

‫هی

‫نه، نکن

‫وقتی یه چیزی به درد نمی‌خوره...

‫باید دور ریخته بشه

‫تو چه مرگته پسر؟

‫بهت گفتم هیچوقت درنگ...

‫پیس!

‫تو پیس هستی، نه؟

‫همونی که عموش رو کشته؟

‫عموش رو بخاطر یه سگ کشته

‫بسه!

‫- تو بیلی پیسی؟ ‫- شما؟

‫فرصت دوباره‌ت

‫بریم

‫گفتم بریم

‫آقایون، شما اینجایین چون خشن هستید

‫بعضی‌هاتون رو از خونه‌های نیمه‌راهی ‫و زندان آوردیم

‫بعضی‌هاتون نتونستین تو یگان ویژه ‫نیرو دریایی دووم بیارین

‫ولی جایی که بعضی‌ها یه سری ‫بگارفته‌ی سربه‌راه‌نشدنی می‌بینن

‫من فرصت می‌بینم

‫من سربازهای مزدی می‌بینم، ‫کسایی که در جاهایی از دنیا می‌جنگن

‫که دولت‌هاشون بی‌خایه‌تر از اونن

‫که ارتش خودشون رو بفرستن

‫به دلایل خجالت‌آوری که مربوط میشه ‫به فرایند بی‌خایه‌سازیِ

‫کل این سیاره تخمی

‫نظرتون چیه؟

‫پول خوب بگیرین که دنیا رو بگردین، ‫با آدمای جالب آشنا بشین

‫و بکشینشون

‫فردی که کنارم وایساده ‫رو به نام بول خواهید شناخت

‫بگارفته‌ی سربه‌راه‌نشدنی‌تر از اون نداشتیم

‫ولی الان یه ماشین کشتار به شدت با انضباطه

‫و مامانیش خیلی بهش افتخار می‌کنه

‫کی فکر می‌کنه می‌تونه حریفش بشه؟

‫گفتم که. ‫یه مشت بی‌خایه

‫بفرما. یکی اومد

‫بیلی کوچولو. ‫خیلی‌خب، وقتی گفتم...

‫خیلی‌خب، می‌دونم الان ‫حسابی با رابینسون تو گوه گیر کردیم

‫و اصلا از عمق این گوه بی‌خبر نیستم

‫- ولی بیلی؟ ‫- بله؟

‫هیجان نمی‌ذاره بخوابم

‫بخاطر کارناوال؟

‫- کارناوال داریم عزیزم! ‫- آره

‫نمی‌دونستم چی بپوشم

‫ولی چند تا گزینه آوردم

‫و تو قراره انتخاب کنی

‫باشه

‫این یکی رو دارم، یا...

‫این یکی

‫جین، این عشق مخفیانه‌مون

‫در جا لو میره اگه هر کدوم اینا رو بپوشی

‫چون دیگه نمی‌تونم ‫بهت دست نزنم

‫این لباس‌ها شاید یکم نامناسب باشن

‫ولی من که نمی‌تونم افکارِ

‫یه مشت منحرف غارنشین رو کنترل کنم

‫و تازه...

‫اوه، تف توش

‫صبح شما هم بخیر

‫بچه‌هام نمی‌دونن من کجام

‫تا حالا تنها تو خونه نموندن؟

‫وقتی تا دیروقت کار می‌کنم چرا. ‫ولی یه سیستمی داریم

‫همیشه قبلش به پرسلی خبر میدم

‫پس بهتره قبل از اینکه

‫برن کارناوال بهشون برسی

‫- امروزه؟ ‫- اوهوم

‫باورم نمیشه

‫طرف رو هنوز خاک هم نکردن

‫ولی روز قبل از خاکسپاریش دارن

‫کارناوال راه میندازن

‫- خب... ‫- خب...

‫عه... دیشب خیلی خوب بود

‫نگو، الان غش می‌کنم

‫درباره اون حرفی که زدم...

‫آره، اصلا منطقی نبود برام. ‫ولی باهاش حرف می‌زنم

‫- باشه ‫- خیلی‌خب

‫- شاید تو کارناوال دیدمت ‫- آره

‫- آره ‫- کارناوال، آره

‫- من مامان رو می‌خوام! کجاست؟ ‫- داره میاد دیگه؟

‫- تمام سلاح‌ها... ‫- مادرجنده!

‫و اقلام ممنوعه باید تحویل داده بشن

‫با مامان حرف زدی؟ ‫داره میاد؟

‫تمام سلاح‌ها و اقلام ممنوعه...

‫مامان رو می‌خوام!

‫شامل تمام وسایل الکترونیکی بیرونی هم میشه

‫آروم باشید و به حرکت ادامه بدید

‫حواستون باشه که مچ‌بندتون...

‫اسکن خواهید شد. ‫بیاید جلو لطفا

‫مچ‌بندها

‫بیا

‫کالینز، زیویر. ‫دو کودک. همسر، تری کالینز

‫زنم... زنم به هواپیما نرسید

‫متأسفم

‫مچ‌بندهاتون رو گم نکنید

‫- چیکار می‌کنن؟ ‫- برید، برید

‫- نزدیک بود نرسیم ‫- لطفا آروم باشید

‫همه مردن. خدایا!

‫چه پلیسین، چه سرباز، چه مأمور سرویس مخفی

‫یا مأمور حفاظت شخصی، ‫همه برای یه کار اینجاییم

‫ایجاد ثبات

‫ببخشید. کالینز بودی، درسته؟

‫بیلی پیس هستم. ‫گفتن بیام پیدات کنم

‫می‌خوان شروع کنیم به ایمن‌سازی محدوده

‫و مردم رو ببریم داخل اقامتگاه‌ها

‫کدوم اقامتگاه‌ها؟

‫روحمم خبر نداره داداش

‫از این طرف

‫نمیشه هر روز غلات قندی بخوری

‫آره، می‌دونم بیکن الکی‌ها

‫خیلی چندشن، ولی باید ‫چشمت رو ببندی

‫و وانمود کنی بیکن واقعیه

‫خیلی‌خب

‫ولی می‌تونی غلات هم بخوری ‫اگه قول بدی شیرش رو ول نکنی

‫باشه، می‌خورم

‫صبح بخیر

‫صبح بخیر

‫من سیستممون رو اشتباه متوجه شدم؟

‫چون تا جایی که یادمه، ‫یه سیستمی داشتیم

‫من...

‫بابا، اگه شیفت شب کار می‌کنی، ‫باید بهم خبر بدی

‫می‌دونم. و خیلی متأسفم

‫فقط...

‫گند زدم

‫آها. اشکالی نداره

‫می‌دونم این چند روز عجیب بوده

‫بیا، یکم بیکن الکی بده پایین. ‫حالت بهتر میشه

‫- امروز میریم دیگه، نه؟ ‫- کارناوال؟

‫- معلومه که میریم رفیق ‫- بعداً می‌بینمتون

‫دارم میرم کارناوال که به بند کمک کنم ‫آماده بشن

‫کدوم بند؟

‫همونی که تو کارناوال اجرا داره

‫خیلی‌خب. ببخشید، می‌خوام ‫درست متوجه شم

‫خودت عضو یه بند هستی؟

‫نه، بند جرمی‌ـه

‫- جرمی...؟ ‫- بردفورد

‫پسر کال؟

‫فکر می‌کردم... فکر می‌کردم ‫از اون پسره خوشمون نمیاد

‫بابا، اون تازه پدرش رو از دست داده

‫همینجوری میریم بیرون

‫خیلی‌خب، من رفتم پسرا. دوستتون دارم

‫ما بیشتر

‫لذت ببر از...

‫- فکر کنم بخاطر هورمون‌هاشه ‫- اینو از کجا یاد گرفتی؟

‫اوه

‫- بابا، یه چیزی ‫- هوم؟

‫یه تصمیم بزرگ گرفتم، ‫و فکر کنم تو خوشت میاد

‫تصمیم گرفتم که امسال برای... ‫

‫چرخ و فلک بزرگه آماده‌ام ‫

‫- بابا ‫- ردیفه، حتما

‫امسال سال توئه

‫جی، من باید یه سر برم ‫با عمو بیلی حرف بزنم

‫می‌برمت اونور خیابون پیش کارل و لوسی

‫بعداً میام، باشه؟ بیا بریم

‫یه هفته‌ست این پایینیم، ‫و از بین تمام چیزای عجیبی که دیدم

‫اینکه به ذهنشون رسیده که

‫بار درست کنن، ‫با فاصله از همه‌چی عجیب‌تره

‫- آره ‫- انبار هم پرِ پره

‫اینجا از سندلز جامائیکا هم بیشتر الکل داره

‫چه کمکی ازم برمیاد؟

‫از سرویس مخفی اومدیم. داریم امنیت ‫این محدوده رو بررسی می‌کنیم

‫چون شاید بخواد بعد از سخنرانیش بیاد اینجا

‫«امنیت رو بررسی می‌کنین»

‫باشه. باشه، حتما

‫هر کاری لازمه بکنین

‫میگن رئیس‌جمهور مثل چی مشروب می‌خوره

‫- مامور پیس ‫- پس باید زیرزمین رو ببینه

‫اندازه دو تا زمین فوتبال ‫الکل اون پایین هست

‫همش هم چیزای درجه یک. می‌خواین ببینین؟

‫فقط داریم با راه‌های ورود و خروج آشنا می‌شیم

‫پس می‌تونم شما رو

Bình luận

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left