Traumatika

Traumatika

Tải xuống Phụ đề Farsi Persian

Thông tin phát hành

Traumatika 2024 1080p AMZN WEB DL
Bình luận bởi Don Milo

Tags

webdl
Được xuất bản vào: 2025-10-16
Lượt tải xuống: 68
Khiếm thính: No

Xem trước phụ đề Farsi Persian

200 dòng đầu tiên.

‏‫ ۹۱۱، ‬ ‏‫ مورد اضطراری شما چیست؟ ‬

‏‫مامانم.‬

‏‫شب‌ها منو می‌ترسونه.‬

‏‫ - باشه. اسمت چیه، ‬ ‏‫ عزیزم؟ ‬

‏‫- مایکـی.‬

‏‫ - کجایی مایکـی؟ ‬

‏‫- زیر میزم.‬

‏‫ - مامان بهت آسیب زد؟ ‬ ‏‫ الان خونه پیشته؟ ‬

‏‫ داری قایم می‌شی؟ ‬

‏‫ تنهایی؟ ‬ ‏‫ مامانت کجاست، مایکـی؟ ‬

‏‫نمی‌دونم.‬

‏‫مامان یه هیولاست.‬

‏‫ - می‌خوام که قایم بمونی، ‬ ‏‫ باشه؟ ‬

‏‫ می‌تونی این کارو برام بکنی؟ ‬

‏‫ ما نیرو فرستادیم، ‬ ‏‫ عزیزم، باشه؟ ‬

‏‫ نگران نباش. می‌رسیم ‬ ‏‫ پیشت، فقط قایم بمون، باشه؟ ‬

‏‫ مایکـی، باید ‬ ‏‫ یه چیزی بگی. ‬

‏‫- فقط یه شوخی کوچولو بود.‬

‏‫فقط یه شوخی بود.‬

‏‫متاسفم‬

‏‫خیلی متاسفم.‬

‏‫لطفاً از دست مامان عصبانی نباش.‬

‏‫ خوشحال نیستی؟ ‬

‏‫ می‌دونم مشکلت چیه. ‬ ‏‫ تو دلتنگ کسی هستی. ‬

‏‫ برات یه دوست کوچولو می‌گیرم. ‬

‏‫ - گمان می‌رود این کودک ‬ ‏‫ بیش از نه ماه پیش ‬

‏‫ از خانه‌اش ربوده شده است. ‬

‏‫ این چهارمین مورد آدم‌ربایی ‬ ‏‫ کودک در دوازده ماه ‬

‏‫ گذشته در منطقه شهرستان لس‌آنجلس است. ‬

‏‫ مادر درخواست می‌کند که اگر کسی ‬ ‏‫ هرگونه اطلاعاتی دارد، ‬

‏‫ لطفاً به جلو بیاید ‬

‏‫ و به مقامات مربوطه گزارش دهد. ‬

‏‫ - اگر کسی آنجا ‬ ‏‫ این را تماشا می‌کند. ‬

‏‫ لطفاً بچه‌ام را برگردانید. ‬

‏‫ مایکـی، ‬

‏‫ مامان خیلی دوستت داره. ‬

‏‫ خیلی دوستت دارم. ‬

‏‫- الو؟ اداره پلیس--‬

‏‫هیس!‬

‏‫حالا باید بری و خیلی خوب قایم‬ ‏‫بشی.‬

‏‫و نباید هیچ صدایی ازت دربیاد.‬

‏‫و اگه من چیزی شنیدم‬ ‏‫یا دیدم،‬

‏‫هیولا میاد و تورو می‌بره.‬

‏‫حالا فرار کن!‬

‏‫الو؟‬

‏‫اداره کلانتری.‬

‏‫باز کن!‬

‏‫- بله؟‬

‏‫- سلام خانم.‬ ‏‫حالتون چطوره؟‬

‏‫ما یه تماس ۹۱۱ داشتیم.‬

‏‫انگار از خونه‌ی شما میومد.‬

‏‫فقط می‌خواستم حواسم بهتون باشه،‬

‏‫- خب، همه چی مرتبه، آقای افسر.‬

‏‫خب، چراغ‌ها و اون صداهای کوبیدن‬

‏‫- تنها توی خونه‌اید؟‬

‏‫شخص دیگه‌ای اینجا پیشتون نیست؟‬

‏‫- من تنهام.‬

‏‫- اشکالی نداره بیام تو‬

‏‫- در واقع، اشکال داره.‬

‏‫داشتم کار مهمی انجام می‌دادم و بعدش می‌خوام‬

‏‫برم بخوابم، پس...‬

‏‫- فقط یه دقیقه طول می‌کشه.‬

‏‫فقط می‌خوام مطمئن شم‬

‏‫همه چی خوبه و میرم.‬

‏‫- برای این کار حکم لازم ندارین؟‬

‏‫- در واقع، ندارم.‬

‏‫لطفاً از در فاصله بگیرید، خانم.‬

‏‫- باشه.‬

‏‫- گفتین تنها زندگی می‌کنین، درسته؟‬

‏‫- آره.‬

‏‫- بچه‌ای توی خونه دارین؟‬

‏‫خانم.‬

‏‫اَه، لعنتی.‬

‏‫خانم.‬

‏‫الو؟‬

‏‫بیا اینجا، پسر کوچولو!‬

‏‫بیا اینجا!‬

‏‫- مرکز پیام، به یه مأمور دیگه احتیاج دارم.‬

‏‫نیاز به نیروی کمکی دارم.‬

‏‫ باشه، ۱۰-۴. ‬

‏‫الو؟‬

‏‫کسی اینجا نیست؟‬

‏‫خودت رو نشون بده.‬

‏‫اداره کلانتری.‬

‏‫اداره کلانتری.‬

‏‫ - احتمال آزار کودک. ‬

‏‫- زود باش.‬

‏‫اینجا یه چیزی درست نیست.‬

‏‫یه وان پر از خون پیدا کردم.‬

‏‫ما قراره قایم موشک بازی کنیم.‬

‏‫آماده باشی یا نه، دارم میام!‬

‏‫- خانم.‬

‏‫بهت شلیک می‌کنم.‬

‏‫خانم؟‬

‏‫داری سعی می‌کنی منو بترسونی؟‬

‏‫به خدا قسم.‬

‏‫جلو نیا‬

‏‫یا همچین کارایی نکنی.‬

‏‫به فاکت می‌دم!‬

‏‫دارم میام پایین توی زیرزمین.‬

‏‫اگه اون تویی،‬

‏‫باید صاف روی زمین دراز بکشی.‬

‏‫دستاتو بذار اونجا‬

‏‫ای وای خدا.‬

‏‫فکر کنم قربانی‌های‬

‏‫سه تا جسد کوچیک می‌بینم.‬

‏‫مثل بچه‌ان، رفیق.‬

‏‫اون نیروهای کمکی کوفتی کجان؟‬

‏‫اوه خدای من.‬

‏‫آه!‬

‏‫مامان؟‬

‏‫- بچه توی خونه است.‬

‏‫بچه...‬

‏‫ - تماس شما به یک سیستم ‬

‏‫ پیام صوتی خودکار ‬

‏‫ ارسال شد. ‬

‏‫- شارلوت،‬

‏‫ما می‌تونیم اینو حل کنیم.‬

‏‫فقط می‌خوام باهات حرف بزنم.‬

‏‫خواهش می‌کنم، گوشی رو بردار.‬

‏‫شارلوت، می‌دونم اونجایی.‬

‏‫فقط بردارش!‬

‏‫باشه. می‌دونی چیه؟ بیخیالش.‬

‏‫تف به روت، عوضیِ لعنتی!‬

‏‫به جهنم.‬

‏‫ - جان، گرفتیش؟ ‬

‏‫- آره، گرفتمش. - باهاش ور نرو.‬

‏‫یه حس بدی نسبت بهش دارم.‬

‏‫خیلی عجیبه.‬

‏‫یه سری چیزا رو توی نت‬

‏‫دارن می‌گن. ترسناکه. می‌گن یه...‬

‏‫یه درگاه برای یه شیطان‬

‏‫ هست که اگه سرش رو برداری، ‬

‏‫- من آدم خداباوریم،‬

‏‫اما این مزخرفات بت‌پرستی رو باور ندارم.‬

‏‫- باشه، باشه، عالیه.‬

‏‫ولی در هر صورت باهاش ور نرو، درسته؟‬

‏‫اونا می‌خوان سالم باشه.‬

‏‫نمی‌خوان دست بهش بزنن.‬

‏‫پنجاه هزار دلاره. من به پولش احتیاج دارم.‬

‏‫- داری شوخی می‌کنی با من؟‬

‏‫فکر می‌کنی من به پولش‬

‏‫این طلاق داره یه ثروت ازم می‌گیره.‬

‏‫همسر سابقم داره سعی می‌کنه‬

‏‫این اتفاق نمیفته.‬

‏‫- دخترهات پیشتن؟‬

‏‫- این چه ربطی به تو داره، لعنتی؟‬

‏‫ - چون اونا مشخصاً گفتن: ‬

‏‫دور از بچه‌ها نگهش دارین.‬

‏‫گوش کن.‬

‏‫دارن میگن یه دیومنه،‬

‏‫یه موجود اهریمنی به اسم ولپازو‬

‏‫که آدما رو تسخیر می‌کنه.‬

‏‫ولپازو دنبال بچه‌هاست.‬

‏‫دخترای شما رو...‬

‏‫تا بهشون تجاوز کنه،‬

‏‫اونا رو قربانی کنه یا تبدیل به دیو بشن.‬

‏‫بعد میگن که این چیزا پخش میشه.‬

‏‫مثل یه بیماری پخش میشه.‬

‏‫چه جور آدمایی دنبال این‬ ‏‫جور عتیقه‌ان؟‬

‏‫من نمی‌فهمم.‬

‏‫- بیخیال، تو واقعاً به‬ ‏‫این مزخرفات اعتقاد داری؟‬

‏‫این فقط یه عتیقه‌ی احمقانه‌ست‬ ‏‫از آفریقا یا یه جای دیگه.‬

‏‫- باشه جان، ولی قرار نیست‬ ‏‫بازش کنی، درسته؟‬

‏‫ درسته، جان؟ ‬

‏‫ تو اونو باز نمی‌کنی، جان، ‬ ‏‫ مگه نه؟ ‬

‏‫ سلام؟ ‬

‏‫سلام؟‬

‏‫جان؟‬

‏‫جان، توروخدا!‬

‏‫- بهت زنگ می‌زنم.‬

‏‫ - جان. تو قرار نیست ‬ ‏‫ بازش کنی، درسته؟ ‬

‏‫ توروخدا، جا-- ‬

‏‫- آخ...‬

‏‫- آلیس، وقت خوابه.‬

‏‫وقت خوابت گذشته، فهمیدی؟‬

‏‫- می‌تونم پنج دقیقه دیگه بمونم؟‬ ‏‫- نه. نه.‬

‏‫- باشه بابا.‬ ‏‫- خوبه. شب بخیر.‬

‏‫نباید اون قیافه‌تو‬ ‏‫قایم کنی.‬

‏‫قشنگه.‬

‏‫بسه.‬

‏‫هیس...‬

‏‫نمی‌خوام خواهرتو‬ ‏‫بیدار کنم.‬

‏‫دختر خوبی خواهی شد.‬

‏‫- آره. آره.‬

‏‫- آره کی؟‬

‏‫- آره بابا.‬

‏‫- درسته.‬

‏‫به مامانت‬ ‏‫در مورد این نگو.‬

‏‫به خواهرتم نگو.‬

‏‫اونا نمی‌فهمن.‬

‏‫فقط یه راز کوچیک بین خودمونه.‬

‏‫باید به من قول بدی.‬

‏‫به هیچ‌کس نگی.‬

‏‫ممکنه باعث بشه هیولا بیاد بیرون.‬

‏‫ سلام، چه خبر؟ ‬

‏‫- اَبیگیل پیشته؟‬

‏‫ - نه، چرا؟ ‬

‏‫- من، اِم... اون از خونه رفت‬ ‏‫و نمی‌دونم چرا.‬

‏‫ - منظورت چیه ‬ ‏‫ که از خونه رفته؟ ‬

Bình luận

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left