Alligator

Alligator

Tải xuống Phụ đề Farsi Persian

Thông tin phát hành

Alligator 1980 720p BluRay H264 AAC
Bình luận bởi Don Milo
💀 قویتربن و خفن‌ترین آرشیو فیلم های ترسناک در ایران | t.me/ScaryVerse1 | لینک دانلود فیلم💀

Tags

bluray
Được xuất bản vào: 2025-09-23
Lượt tải xuống: 41
Khiếm thính: No

Xem trước phụ đề Farsi Persian

200 dòng đầu tiên.

‏‫و فکر می‌کردی این فقط یه تنه درخته که اونجا افتاده.‬

‏‫بهت می‌گم، این تمساح‌ها وحشی‌ان. واقعی‌ان.‬

‏‫راستی، می‌تونید تمساح کوچولوی واقعی فلوریدا رو‬

‏‫و سوغاتی‌های دیگه سنتینل رو از دکه فروش توی لابی بخرید.‬

‏‫باشه، می‌تونید یه تمساح واقعی برای خودتون بخرید‬

‏‫از دکه اونجا.‬

‏‫بدن‌های ضخیمشون بزرگه، مرد.‬

‏‫می‌تونستن بدون خون مصنوعی هم کار کنن. واقعیه، مامان.‬

‏‫خیلی خب، بچه‌ها.‬

‏‫بزننش! بگیرینش!‬

‏‫چرا شلیک نمی‌کنه؟ اگه بتونن برگردوننش رو پشتش،‬

‏‫خوابش می‌بره.‬

‏‫آروم باشید. همه چی تحت کنترله.‬

‏‫نگران نباشید. می‌بریمش بیرون.‬

‏‫اشکالی نداره، بچه‌ها.‬

‏‫خب، ما بهتون قول کشتی با تمساح دادیم، بچه‌ها،‬

‏‫و گاهی تمساح‌ها می‌برن.‬

‏‫یه تشویق بزرگ برای بابی برازل، همه! بابی برازل.‬

‏‫آفرین، بابی. هفته دیگه دوباره سر پاست، بچه‌ها.‬

‏‫عزیزم، اینا حیوانات درنده‌ای هستن.‬

‏‫دیدی امروز با اون مرد چیکار کرد؟‬

‏‫اوه، بیخیال عزیزم. داره بارون می‌گیره.‬

‏‫وقتی بزرگ بشه چی؟‬

‏‫می‌دمش به باغ وحش.‬

‏‫یه کوچولوی بامزه انتخاب کن، عزیزم.‬

‏‫بفرما. بهت آسیب نمی‌زنن.‬

‏‫بچه‌های ناز و کوچولویی هستن.‬

‏‫بیا دیگه.‬ >

‏‫آفرین. وای.‬ >

‏‫اسمشو می‌ذارم رامون.‬ >

‏‫مگه نه بامزه‌ست؟‬

‏‫ولی خب دیگه. بیا عزیزم.‬

‏‫اینم خونه‌ت.‬

‏‫چرا نمی‌ری تو و بری بخوابی؟‬

‏‫چون منم باید برم بخوابم.‬

‏‫وقتی بیدار شدی، من دارم میرم مدرسه،‬

‏‫و تو هم با اتوبوس تمساحت میری مدرسه.‬

‏‫و تو هم اینجا میری مدرسه و...‬

‏‫کلی چیزای دیگه هست که دوست داری.‬

‏‫ماهی و جیرجیرک و حشره هست.‬

‏‫از زندگی اینجا خوشت میاد، رامون.‬

‏‫خیلی باحاله.‬

‏‫اوه، وقت خوابه.‬

‏‫ شهر شیکاگو‬ ‏‫امروز صبح همچنان در هرج و مرج است. ‬

‏‫ صدها شورشی در سال ۱۹۶۸ اختلال ایجاد کردند... ‬ ‏‫ماریزا کجاست؟‬

‏‫ کنوانسیون دموکراتیک... ‬ ‏‫اون خونه نیست.‬

‏‫ ...درگیر درگیری با نیروی پلیس شهردار دیلی‬ ‏‫در اواخر شب گذشته. ‬

‏‫ماریسا!‬

‏‫ صدها نفر مجروح شدند... ‬ ‏‫اون هنوز خونه نیست.‬

‏‫لعنتی! ماریسا!‬

‏‫وای خدای من!‬

‏‫ماریسا!‬

‏‫اون خونه نیست!‬

‏‫خب، پس اون لعنتی کجاست؟‬

‏‫اون مدرسه است، توی نمایشگاه علمی.‬

‏‫حالا، باهاش چیکار می‌کنی؟‬ ‏‫می‌خوام خلاصش کنم!‬

‏‫پشت سبد رخت‌کن، فضله‌ی تمساح هست!‬

‏‫و به ماریسا چی می‌گین؟‬

‏‫بهش می‌گیم که پیداش کردیم مرده‬

‏‫همونطور که با همسترها کردیم!‬

‏‫نه. بیل.‬

‏‫یه مراسم خاکسپاری دریایی براش می‌گیریم.‬

‏‫باشه بچه‌ها، ببخشید.‬

‏‫فکر کنم گرفتیمش.‬

‏‫چی می‌گی بچه؟‬

‏‫می‌دونم دقیقاً چی داری می‌کشی.‬

‏‫چی نگاه می‌کنی؟‬

‏‫وصله پشتش،‬ ‏‫جلوش نازک شده.‬

‏‫می‌دونی منظورم چیه؟‬

‏‫همین. همین.‬

‏‫می‌دونی؟‬

‏‫آره.‬

‏‫باشه. چنده؟‬ ‏‫۱۵ دلار و ۹۰ سنت.‬

‏‫یکی دیگه داشتیم.‬

‏‫اونو جلوی یه بقالی دزدیدن.‬

‏‫فکر کنم دو دقیقه اونجا بودم که یهو اینجوری شد.‬

‏‫آره، اینجور چیزا اینجا زیاد پیش میاد.‬

‏‫پلیس خبر کردی؟‬

‏‫خودم پلیسم.‬

‏‫اسمش اسنَپس بود. اونی که گرفته بودنش.‬

‏‫می‌دونم چی می‌کشی.‬

‏‫خیلی بامزه‌ان. تو...‬

‏‫بهشون علاقه پیدا می‌کنی، نه؟‬

‏‫آره، همینطوره.‬

‏‫اوه، کار واجبه. خب... ممنون.‬

‏‫کاری در مورد اون داری؟‬

‏‫کفشاتو چند ماه از زمین دور نگه دار.‬

‏‫دندون درمیاره. ممنون.‬

‏‫خیلی خب، بچه.‬

‏‫فکر می‌کنی چطور اینجوری شده؟‬

‏‫انگار کنده شده.‬

‏‫آره. دست یه کارگره.‬

‏‫از این پینه‌ها نمونه‌برداری می‌کنیم.‬

‏‫چیز دیگه‌ای؟‬

‏‫آره. یه سگ لاسا آپسو پیدا کردن‬

‏‫که توی همون مخزن لجن شناور بوده.‬

‏‫این چیه؟ یه جور سگه؟‬

‏‫آره، یه جور سگه.‬

‏‫سرنخی از اینکه کی بوده پیدا کردن.‬

‏‫هی! اینجا قتل اتفاق افتاده؟‬

‏‫آره، خودمم.‬

‏‫رئیس می‌خواد بیرون باشی. یه خانمی داره که سگ داره.‬

‏‫الان میام.‬

‏‫یه بار یه انگشت شست پا توی سردخونه داشتیم.‬

‏‫هیچی دیگه. فقط یه انگشت شست پا. آره؟‬

‏‫هیچ‌وقت بقیه‌اش رو پیدا نکردیم.‬

‏‫ولی فهمیدیم کی بوده.‬

‏‫یه مراسم خاکسپاری هم براش گرفتیم.‬

‏‫حتماً تابوتش خیلی کوچیک بوده. خودم چک کردم.‬

‏‫فقط سه تا از این نژاد توی کل ایالت ثبت شده.‬

‏‫خب، یه خانمی زنگ زد و دو ماه پیش گزارش گم شدنش رو داد.‬

‏‫الان چه شکلیه؟‬

‏‫بدن که اصلاً تجزیه نشده،‬

‏‫ولی تمام اعضای داخلیش رو تمیز و مرتب بریده بودن بیرون.‬

‏‫تارهای صوتیش رو هم بریده بودن.‬

‏‫خیلی شبیه تافیه.‬

‏‫می‌دونی... خانم لوئیس؟‬

‏‫اوه، این کارآگاه مدیسونه.‬

‏‫سلام.‬

‏‫دقیقاً شبیه تافیه، ولی خیلی بزرگتره.‬

‏‫می‌دونی، همون خال‌ها رو داره، همون رنگ رو.‬

‏‫همه چی رو.‬

‏‫این دو ماه پیش که گمش کردم بهش می‌خورد.‬

‏‫این ژاکت به این سگ می‌خورد؟‬

‏‫بیخیال.‬

‏‫برو تو.‬

‏‫ببین می‌تونی دوست پیدا کنی یا نه.‬

‏‫بجنب تاکر. شروع کنیم.‬

‏‫برای این آزمایش به خیلی بیشتر از این‌ها نیاز دارم.‬

‏‫چند تا گربه چطورن؟‬

‏‫گربه زیاد دارم.‬

‏‫توله سگ.‬

‏‫یه طوطی هم دارم که می‌خوام از شرش خلاص شم.‬

‏‫توله سگ.‬

‏‫و با اینا کارمون تموم شد. می‌تونید بندازینشون دور.‬

‏‫باشه.‬

‏‫وای خدای من.‬

‏‫هی، می‌دونی، امروز صبح یه پلیس اومد مغازه‌م.‬

‏‫تقریباً از ترس گند زدم.‬

‏‫می‌ترسم، می‌دونی.‬

‏‫خیلی می‌ترسم.‬

‏‫شاید بهتر باشه...‬

‏‫شاید بهتر باشه یه مدت خودم رو قایم کنم، نه؟‬

‏‫گاتشل، من به حیوانات بیشتری نیاز دارم.‬

‏‫پیرمرد داره بهم فشار میاره که نتیجه نشون بدم.‬

‏‫حالا، زود باش.‬

‏‫باشه.‬

‏‫توله سگ.‬

‏‫توله سگ.‬

‏‫کالن؟‬

‏‫آره.‬

‏‫میگن تو دوست ادوارد نورتونی؟‬

‏‫درسته. خب که چی؟‬

‏‫خب، کارت ورود و خروجش برای جمعه‌ی پیش‬

‏‫نشون میده ساعت ۳ رفته،‬

‏‫ولی کیف پول و لباساش هنوز توی کمدشه.‬

‏‫آره، خب، من براش ثبت کردم.‬

‏‫حالش خوبه، مگه نه؟‬

‏‫آخرین بار کجا دیدیش؟‬

‏‫خب، باید جمعه بوده باشه.‬

‏‫داشتیم یه بخش از سیستم قدیمی رو باز می‌کردیم‬

‏‫اونجا نزدیک کارخونه‌ی مواد مخدر.‬

‏‫تو عوضی کوچولوی...‬

‏‫اوه، دیگه با من در نیفت، باشه؟‬

‏‫حرامزاده.‬

‏‫خدای من.‬

‏‫نه از اون گروه.‬

‏‫خب...‬

‏‫دقیقاً نیل نیست...‬

‏‫باید شما کوچولوها رو راه بندازم!‬

‏‫بجنب!‬

‏‫نمی‌خوام...‬

‏‫می‌دونی، اگه اینجوری پیش بره،‬

‏‫یه مغازه‌ی قطعات یدکی باز می‌کنم.‬

‏‫این اون کسی نیست که دستش ازش اومده.‬

‏‫چطور می‌تونی بفهمی؟‬

‏‫این یارو ناخن‌هاشو چهارگوش گرفته.‬ ‏‫جدی؟‬

‏‫اون یکی ناخن‌هاشو گرد کرده بود.‬

‏‫چی پاش بود؟‬ ‏‫پوتین پوشیده بود؟‬

‏‫نه، اون پوشیده بود‬ ‏‫کفش‌های چرمی تمساح با پاشنه بلند.‬

‏‫نه لباس‌های معمولی فاضلاب.‬

‏‫خب، ما اینجا یکی داریم.‬

‏‫و... می‌دونی،‬

‏‫پزشکی قانونی یه چیز خیلی جالب‬ ‏‫توی جورابش پیدا کرد.‬

‏‫چی؟‬ ‏‫خاک گربه.‬

‏‫طرف حتماً دیوونه گربه بوده.‬

‏‫بله، ما تحقیقات زنده زیادی انجام می‌دیم.‬

‏‫تا حالا با صاحب یه مغازه حیوانات خانگی به اسم گاتشل کار کردی؟‬

‏‫تمام سوژه‌های ما یا اینجا پرورش داده می‌شن،‬

‏‫یا ما اون‌ها رو از پناهگاه شهر می‌خریم.‬

‏‫وقتی حیوانات آزمایشگاهی تموم می‌شن چی کار می‌کنید؟‬

‏‫مجبوریم تحقیق رو متوقف کنیم. این اتفاق می‌افته.‬

‏‫تو متخصص هورمون هستی، درسته؟‬ ‏‫بله.‬

‏‫فقط به صورت فرضی، آیا ممکنه یه سگ بالغ‬

‏‫در عرض مثلاً دو ماه، دو برابر بشه؟‬

‏‫نه، در حال حاضر اینطور نیست.‬

‏‫ببین کارآگاه، دوست دارم بیشتر کمکت کنم، ولی...‬

‏‫همونطور که گفتم، وقتی کارمون با سوژه‌ها تموم می‌شه،‬

‏‫اون‌ها رو برای سوزاندن به پناهگاه برمی‌گردونیم.‬

‏‫همه این‌ها توسط انجمن حمایت از حیوانات به دقت کنترل می‌شه.‬

Bình luận

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left