200 dòng đầu tiên.
به اندازه کافي نزديک هست خانم کليفتون
اون اينارو براي من گذاشته
- اونا مال منه - دادگاه بايد تصميم بگيره.
مقاومت پدرخونده شما بخاطر خودتونه.
اونها ميلونها دلار مي ارزه، ماري.
تو فکر ميکني واقعاً براي همچين مسئوليتي آماده اي؟
تو نميتوني با اينا فرار کني.
متاسفم
منظوري نداشتم.
امتحان ميکنيم
چطور ميتونه بگه که تو نميتوني مسئوليت اون الماسا رو به عهده بگيري؟
اون مثل آب پول داره.
تو فردا 18 ساله ميشي. اگر بخواي اونا رو بگيري، اونا مال تو ميشن...
...تو بايد مثل خودش با اون بازي کني، يه وکيل بگير.
با چي؟ وکيل گرفتن پول ميخواد؟
اگر تو برنده بشي، کلي پول داره
تو نميدوني جي.
اون الماسها رو ميخواد.
اون ترجيح ميده در مقابل وصيت نامه مادرم وايسته...
...تا اينکه چيزي رو که مال منه به من بده.
دانش آموزان, ما مجبوريم که يه بار ديگه...
...کلاسهاي آموزشها جنسي رو برگذار کنيم.
دکتر جانسون و خانم ريچارد...
...به ما لطف کردن و قبول کردن با اين برنامه شلوغي که دارن......
...امروز با ما باشن.
دکتر جانسون مسئول آزمايشگاه دادگاه...
...توي مرکز پليسه
دکتر.
صبح بخير. ما امروز اينجا هستيم که...
- اون خوبه. - آره.
تحقيقات ملي نشون ميده که فعاليت هاي جنسي در بين دانش آموزان...
...خيلي درصد بالائي داره.
اين موضوع خنده دار نيست.
گزارش 16% حاملگي ناخواسته.
اون چيه که روي پايه اون جنده هست؟
نميدونم،يه نفر ميگفت که اون زير نظره.
تصاوير
گزارش تجاوز جنسي خانم ريچاردس امروز اينجاست...
...براي صحبت کردن در مورد خودش در مورد يه تجربه تلخ.
صبح بخير. اسم من کريستين ريچارد هست...
...افسر بخش جوانان در اداره پليس از دانش آموزان اينجا هستم...
...ممکنه بعضي از شما قبلاً من رو ديده باشيد.
اما امروز به خاطر اين اينجا نيستم.
برگشتن به مدرسه...
...تنها چيزي که ميخواستم يه مهموني بود.
با سال اخري ها...
...زندگي من تبديل شده بود به الکل و مواد...
...و کلي سکس با جنده ها. - فاحشه!
يه شب توي مهموني تعطيلات بهاري توي ميامي...
...يه نفر يه چيزي توي مشروب من ريخت...
...و به من تجاور کرد. - خداي من.
هيچ موقع اتفاق نيفتاده بود که سينه من به زمين ماليده بشه...
...وقتي که به اون درد و احساس حقارت فکر ميکنم.
هيچوقت نتونستم هويت کسي رو که به من تجاوز کرد شناسائي کنم
همه چيزي که من ميتونم به ياد بيارم اين هست که اون يه چيزهائي رو توي گوش من زمزمه ميکرد:
"تو به ياد نخواهي آورد...
...ولي هيچوقت فراموش نخواهي کرد. "
حالا روي سکو,از دبيرستان بلو بري...
...براي دومين پرش، در دور نهائي...
...ماري کليفتون.
ساکت، خواهش ميکنم
امتياز داوران...
هي، خيلي خوب بود!
9-8 9-7...
...9-9, 9-9...
...8-9...
پرش خوبي بود. اما بايد روي بلند شدنت کار کني.
تقريباً عالي بود. ديگه بهتر از اين نميتونم.
کلمه اي به اسم " نميتونم" وجود نداره
و حالا روي سکو...
...از دبيرستان لامبرت، ادل موري.
- ممنون عزيزم. - اون هيچوقت اينجا نيومد...
...که نقش يه پدر خونده مهربون رو بازي کنه بعد اون کارائي که با تو کرد.
تو چرا اينجائي؟
شوخي ميکني؟
اون براي دنيا چيزي رو از دست نميده.
اون به فکر خودشه.
اين ورزش براي دخترهاي پولداره
من چيزي ندارم.
- پس حوله ها رو تا کن. - من به کار نياز دارم
اين قسمتي از مجازاتمه.
پس تو دختر بدي هستي؟
بودم.
چقدر بد؟
داستانش طولانيه. ترجيح ميدم واردش نشم
ساکت، خوهش ميکنم.
حالا روي سکو، براي سومين و آخرين شيرجه...
...ماري کليفتون از دبيرستان بلو بي.
گوش کن، چرا به من زنگ نميزني...
...که ببينم ميتونم يه شغل واقعي بهت بدم يا نه.
بهتره توي مهموني ماري با هم صحبت کنيم.
من دعوت نشدم.
حالا شدي.
تولدت مبارک.
الماس نيست،ولي...
ممنون.
اون هنوز کادوتو بهت نداده
نه.
تو هيچوقت نميفهمي.
اون ميتونه کار درست رو انجام بده و ارثيه رو بهت بده.
مگر اينکه از روي جسدش رد بشم.
سلام، اقاي کليفتون.
مهموني خوبيه آقاي کليفتون.
کانيو اين يارو کيه؟
- مهمونيه خوبيه. - نه به خوبيه جايزه دلداري.
خوشحال باش. تو ميتوني انتخاب کني .
فقط برو يکي رو بردار و خوش بگذرون.
نه، ميدوني، من فکر ميکنم بايد با " جي" حرف بزنم.
- هي، ماري، وقت يه شناي تولدي هست! - نه،نه،نه!
اون نميتونه تموم کنه
هميشه توي ساخت و ساز تاخير هست.
چهار ماه ديگه تاخير نيست يه فاجعه هست.
ساختمون تقريباً تموم شده.
من بهت قول ميدم!
هر هفته اي که ساختمون تموم نشه من يک از انگشتهات رو ميبرم.
دعا کن ،آقاي کليفورد که ساختمون قبل از هفته يازدهم تموم بشه
- اوه، خدا، خواهش ميکنم... - تموم شدن ساختمون مساوي زنده موندن تو هست.
- اونا کي بودن؟ - چه اتفاقي براي تو افتاد>؟
هيچ چي، اين چيه؟ چي شده، جي؟
هي، اون رو دست نزن.
تو حالت خوبه؟ چي شده؟
نگران نباش.
کي اون دختر رو دعوت کرده؟
اين يه مهمونيه خصوصيه، جنده. من تو رو دعوت نکردم.
پدر خوندت من رو دعوت کرد...
اگر باهوش باشي از اون دوري ميکني.
- من نميخوام دردسر درست کنم. - ولي تو باهوش نيستي.
از اون دوري کن.
جنده!
ديگه کافيه! بس کن!
- اين مهمونيه منه و من اون رو دعوت نکردم. - من کردم.
معذرت ميخوام، دختر خونده من ميخواد ثابت کنه که...
...واقعاً چقدر بي عقله.
و پدر خونده من هميشه ميخواد ثابت کنه که چه قدر عوضيه.
بچه کوچولو، فکر نميکني؟
مهموني تمومه.
اينجا خيلي عاليه، آقاي کليفتون
آره، ولي وقتي تموم بشه.
حالت خوبه؟
بله، من خوبم.
ماري که به تو صدمه نزده، زده؟
نه
تو مطمئني که نميخواي اون لباسهاي خيس رو دربياري؟
جي، دير وقته؟
بسيار خوب، من دختر بدي بودم.
ميدونم، متاسفم. فقط فکر کردم شايد تو...
ميخواستي به من يه کادوي خيلي خاص بدي.
مهموني کادوي تو بود.
ديگه بيشتر از اين چي ممکنه بخواي؟
تو ميدوني من چي ميخوام.
اين صحبت ما ديگه تموم شده هست.
هيچي چي تموم نيست.
آقاي کليفتون؟
بله، جناب سروان، ميتونم کمکي بکنم؟
من بازرس هستم، و شما بازداشت هستيد براي مضنون بودن به تجاوز به ناموس کردن.
- يه اشتباهي شده. - نه، نه اشتباهي نشده.
- ميتونيد ساکت بمونيد. - چيکار ميکنيد؟
هي، بيخيال، من هيچ کاري نکردم!
جي، جي!.
به وکيلم زنگ بزن مواظب موهام باش
بزار دوباره برم اونجا.
آقاي کليفتون بود
کريستين ريچارد اونجا چيکار کرد؟ - آزادي به قيد التزام افسر.
اون به من تجاوز کرد.
ميتونم يه دقيقه باهات صحبت کنم؟
اون مال توست
دلت برام تنگ شده بود؟
اره.
اون قصد فروشش رو داشته.
اون ميخواست که با دوست پسرش باشه، ولي به اينجا کشيده شد.
اون ميدونه توي چه دردسري ميفته؟
به اون تجاوز شده ، مايکل.
همسرت چطوره؟
اون خوبه.
داريم از هم جدا ميشيم.
گفتم که همش مزخرفه من به اون دختر دست هم نزدم.
ما داريم اظهارات اون رو جمع آوري ميکنيم. ميخوايم يه آزمايش قانوني هم ازاون بگيريم.
- ممنون، کارآگاه. - اون دروغ ميگه.
اگر اينطور باشه، شما امشب از اينجا ميريد.
تو اهميت موضوعي رو که توش قرار گرفتي درک ميکني، خانم جوان؟
ما بايد از تو يه آزمايش بگيريم، خيلي خوش آيند نيست
اين براي تو يه سابقه ميشه.
توبايد توي دادگاه شهادت بدي و با مردي که داري متهمش ميکني رودررو بشي.
تو فکر ميکني من دروغ ميگم.
جي کليفتون يه مرد با نفوذه توي بلو بي هست.
کسي نيست که تو بتوني باهاش دربيفتي ، اگر که نميخواي اين دعوا رو تموم کني.
خانم شاندووان، من دکتر جانسون هستم.
و اين هم دست يارم، جولي.
هر موقع که اماده شديد به من بگيد تا آزمايش رو شروع کنيم.
اگر لباساتون رو در بياريد ، يه آزمايش فيزيکي هم بايد انجام بديم.
من بيرون منتظر ميمونم.
دکنر جانسون بايد اين رو ببينيد.
اينا دلايل واضحي هستن. دوربين، لطفاً.
ممنون.
هي، چطور اين کار رو کردي؟
چطوريد، بچه ها؟
- کاراگاه. - دکتر.
اومدي ببيني سر کار ما چه اتفاقي ميفته؟
چي فهميدي؟
تو نبايد اينجا باشي، کريستين.
No comments yet. Be the first to leave one.