200 dòng đầu tiên.
اینجا پلیس ایست آنگلیا است.
صحنه پایانی ارزیابی جرم.
رد لاستیکها پیدا شد
که با یک وسیله نقلیه
همخوانی داشت که در یک جهت میرفت.
اثری از برگشت نبود.
یک شاسیبلند آبی رنگ پیدا شد
که اینجا متوقف بود.
یک دوربین فیلمبرداری شخصی
پیدا شد که به سمت بالا و با
زاویهای تقریباً در
این جهت قرار داشت.
جسدها پیدا شدند...
جسدها را اینجا حلقآویز پیدا کردند.
حلقآویز اینجا.
رد پاهایی که با چهار
رد پا که با چهار نفر همخوانی داشت، کشف شد.
افراد کشف شدند.
ما دلیلی داریم که باور کنیم
یک یا چند نفر از این افراد
وارد فضای توخالی
وارد فضای توخالی این درخت اینجا شدند.
این درخت اینجا.
این درخت اینجا.
بیا دیگه، هوا.
بیا دیگه، هوا. خوب باش.
خوب باش.
معرفی میکنم اما، پنجاه کیلو
زیبایی سوفولک.
یه کم زیاده
با پنجاه کیلو،
اما خب، من قبول میکنم.
باید هم قبول کنی.
میخوام کلی از کلیسا
فیلم بگیری، باشه؟
و کلبه رو هم.
آره.
در واقع، اگه میتونی فقط
از همه چیز کلی فیلم بگیری،
واقعاً عالی میشه.
فوقالعادهست.
وسایل ساحل رو آوردی؟
خب، فکر کنم واسه بادکنک
یه کم هوا سرده.
منظورم اون بادکنک نبود.
منظورم توپ فوتبال
و اون چیزی که
پرت کردنیه بود.
آره، نگران نباش.
همهچیز رو داریم.
نگران نباش.
وای، نمیتونم صبر کنم.
قراره کلی پیادهروی کنیم
رو ساحل.
صبح بخیر اسکات.
خوش اومدی.
ما توی سافولک هستیم؟
اوه، تقریباً.
خیلی نزدیکه.
لعنتی، ما واقعاً تو
خشتیم، مگه نه؟
تا ایستگاه چند مایل مونده؟
اوه، فقط یه کم.
اوه، فقط یه کم،
فقط چند مایل دیگه
تا وقت لین مونده.
تا وقت لین. میدونم.
میدونم.
هی جیمی پسر،
کار خوبی کردی رفیق.
همون لین مدرسه
لین؟
آره، لین دریسکول.
به من نگفتی
اون اونجاست.
آخ جون، میدونم سورپرایز
دوست داری.
خب، خب بچهها،
به سافاری آفریقا
با من، تریستن پارکس،
خوش اومدین.
ما داریم از پارک
رد میشیم...
مگه بارون نمیاد؟
میشه ساکت باشی لطفا؟
راهنما رو میخوای.
من راهنما هستم.
ما دنبال "کرگدن
سفید نادر" میگردیم.
کرگدن سفید نادر؟
کرگدن سفید نـادر...
باشه، باشه، معرفی میکنم...
من هنوز تموم نکرده بودم...
لین زیبای ما.
خب، ممنونم.
سلام.
سلام.
وای خدای من.
واقعاً زیباست.
خوشت اومد؟
طلای سفیده؟
پلاتینه.
لین، لین، خواهش میکنم بگو
آیپادِت هست.
آره، اتفاقاً هست.
چرا؟
چرا باید آیپاد داشته باشی؟
خب، تنها چیزی که داریم
موسیقی درام اَند بیسِ اسکاته...
اوه، من عاشق درام اَند بیسم.
ممنونم!
کسی تو ماشین سلیقهداره.
اسکات، میتونی حواست به
جاده باشه؟
اسکات!
بسه دیگه.
باشه، ببخشید، ببخشید.
خب، حالا جدی، لین،
کجا رفتی؟
چی شد؟
تعریف کن.
من... من فقط زودتر از مدرسه رفتم.
اوه.
اوه!
اون چی بود؟
خدای من.
یه روباه بود.
وای خدای من، مرده؟
اَه، لعنتی.
نه، هنوز داره نفس میکشه.
اوه خدای من، و تازه...
تازه زاییده.
بیا بریم، ما نیازی نداریم
دوربین رو برای این روشن کنیم.
چی شده؟
لعنتی، میدونم کجاییم.
اون درخت منو تو بچگی
حسابی میترسوند.
واقعاً؟
به نظر معمولی میاد.
خب، نیست.
مامانم یه داستان خیلی ترسناک
دربارهاش تعریف میکنه.
اممم، فکر کنم باید
این موجود رو از رنج خلاص کنیم.
اوه، نه اسکات.
نه، بیا، باید
در موردش منطقی باشیم.
این تنها کار رحیمانهایه که
میتونیم انجام بدیم.
نه، نه، باید زنگ بزنیم
به انجمن حمایت از حیوانات.
اونا میان...
انجمن حمایت از حیوانات نمیاد
برای لاشه حیوون تو جاده.
خب، شاید بیان.
نمیآن.
یه آچار
توی صندوق عقب ماشین دارم.
من انجامش میدم.
اوه، خدای من، اسکات.
فقط دو دقیقه بهم وقت بده.
اسکات، نه، نکن.
واقعاً فکر نمیکنم
باید بکشیمش.
نه، منم همینطور فکر نمیکنم.
صبر کن.
رفته.
بچهها!
بچهها، رفته.
و اینجا تابستان بزرگ
بریتانیا رو داریم.
جیمی کوچولو، حواست باشه.
جیمی کوچولو، حواست باشه.
باشه، بالای تیر دروازه.
افتضاح بود.
تقصیر این کفشهاست.
خب، ما اینجا در سافولکِ
آفتابی هستیم.
اما، به مادرت سلام کن.
درباره خونه بگو.
اوه، باشه.
خب، کلبه پدربزرگ.
خب، این... او ۸۲
سال اینجا زندگی کرد، و قبل از اون هم
توی خانواده بود...
جیمز!
خب، نسلهای زیادی.
اون چاقوی شکاری
بزرگ «گورتو گم کن»ت کجاست؟
قانون پیشاهنگی، هیچوقت
طناب رو قطع نمیکنی.
آره، خب، بیا و این
گره محکم رو باز کن.
باشه.
بیا بازش کن، لطفاً.
خب، اینجا
اتاق نشیمن رو داریم، صندلی
مورد علاقه کشیش تایلر، جایی که او
مینشست و کتاب میخوند.
No comments yet. Be the first to leave one.